آسمان اینجا در مشت من است

زندگی در کویر مصر؛ تجربهای بیمانند

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - نوشتار ساناز مراديان

روستایی در اصفهان با گویش یزدی

ســکوت، همهجا را پر کرده بود، هرچند وزش باد این ســکوت را میشکست و دانههای شن صورتم را نــوازش میداد. گاهــی کودکی را میدیدم که در کوچه بازی میکرد و پیرمردی که بار بر االغ بســته، زندگی میگذراند. اینجا همهچیز بوی روستا میدهد. بوی تازگی. بوی زندگی. اینجا ایران است، روستای مصر. با ســرد شدن هوا ســفر به کویر آغاز شده بود، من هم رهســپار کویر مصر شدم. راهی دراز در پیش بــود اما هیجان دیدن جایی از ایرانزمین کــه تاکنون ندیــده بــودم، دوری راه را برایم شــیرین میکرد. هنگامی که رســیدم، پس از تنآسودنی(:استراحتی) کوتاه، دوربینم را برداشتم و پا به روستای زیبای مصر گذاشتم. در این میان بود که چهرهای مرا به سوی خود کشاند. بانویی از خانهای گلــی بیرون آمد اما چهرهی او مانند دیگر مردم روستا نبود. کمی کنجکاو شدم. آرام به ســویش رفتم و از او پرسیدم جاهای دیدنی روستا کجاست؟ با درنگی پاسخ داد: «نمیدانم.» به او گفتم بومی این روســتا هستی؟ با شگفتی پاسخ داد: «بومی یعنی چه؟» با زبان انگلیسی از او پرسیدم آیا تو ایرانی هستی؟ از کدام کشور آمدی؟ او با شگفتی بسیار و با لهجهی شیرینی فارسی/فرانسوی گفت: «من فرانسوی هستم اما در اینجا زندگی میکنم» و داستان زندگیاش را برایم بازگو کرد که دو سال پیش به ایران آمده و در بازدید از روستای مصر با مردی از روستا آشنا شده و با او پیوند همسری بسته است. اکنون نیز با داشتن فرزندی در این روستا زندگی میکند. برایم بســیار شــگفتآور بود که او با داشتن فرهنگی متفــاوت، زندگی در یک روســتای نابرخوردار(:محروم) را پذیرفته و بســیار روان فارسی ســخن میگوید. گفتوگو با این بانو یکی از شــیرینترین یادماندههای ســفر به کویر بــرای من بود. هرچند بیگمان میتوانم بگویم گیرایی گردشگری در این کویر بیمانند اســت. هنگامی که به کویر ســفر میکنی، تنهایی و شــادمانی را با هــم میآزمایی. هر کدام از بخشهای رمل(تپههای شــنی) کویر ســخنی برای گفتن دارد؛ از شــبهای کویر گرفته تا راه رفتن و شاید دراز کشیدن بر روی شنهای داغ، آن هم هنگامی که تابش آفتاب نوازشگر است. همچنین شترسواری، سافاری و موتورسواری از دیگر سرگرمیهایی است که مردم روستا زندگی خود را با آن میگذرانند.

اما روستای مصر کجاست؟

این روســتا در دشــت کویر ایــران و در ۵۴ کیلومتــری خاور(:شــرق) َجنــَدق و در ۰۶ کیلومتری شــمال «خور» در استان اصفهان جای دارد. روستایی زیبا با خانههای کوچک که بنا بر آبوهوای کویر ساخته شدهاند و مردمانی که گویش یــزدی دارند، زیباترین گیراییهای این روستا هستند. امــا این که چرا این روســتا، مصر نامگذاری شد، گفته میشــود بنیانگذار این روستا فرد سرمایهداری به نام یوسف بود که به شبانی و چراندن گوسفندان میپرداخت. دیرینگی این روستا شاید بیشتر از ۰۰۱ سال نباشد اما همه، آن را به نام مزرعهی یوســف میشــناختند، تا آنکه کاریز(:قنات)های روســتا خشــک و کمآب شــدند و یوســف را وادار به کندن چاه با موتورهای دیزلی انگلیســی کرد. چند ســال پس از بهرهبرداری از این چاه، دوباره ســفرههای زیرزمینی آب پایینتــر رفت تا اینکه یوســف چاه ژرفتری کند. از این رو مردم روســتاهای کناری، این روستا را «چاه دراز» نامیدند. اما از آنجایی که یوســف این نام را دوست نداشــته و به شــوند اینکه نــام خودش نیز یوسف بود از مردم خواست به شوند همسانی شرایط خشکســالی مصر در روز گا ر یوسف پیامبر، این روستا نیز مصر نامیده شود. مردم روســتا نیز از آنجا که به یوسف ارزش و ارج بسیاری میگذاشــتند، این روستا را «مصر» نامیدند. یوســف دســتور داد تــا در میانهی روســتا نیز خیابان پهنی به درازای ۰۰۵ متر ساخته شود و در پاســخ به سخنان مردم که میگفتند روســتای ما کوچک است و نیازی به ساخت این خیابان بزرگ نیست، میگفت که در آیندهای نزدیک اینجا نامدار(:معروف) و پررفتوآمد میشــود. شــگفت اینکه این پیشبینی یوسف درست از آب درآمد و اکنون گردشگران بســیاری از این روســتا دیدن میکنند، بهگونهای که اکنون این روستا یکی از جایگاههای برجســتهی طبیعتگردی در ایران به شــمار میآید. اما زندگی در روستای نابرخوردار مصر چندان آسان نیست؛ با این که این روستا از گیراییهای گردشگری بسیاری برخوردار است اما مردمانش در شرایط خوبی به ســر نمیبرند تا آنجا که حتا آموزشــگاه مناســبی برای درس خواندن ندارد و بچهها به ناچار به دهســتانهای پیرامون میروند و این است داستان پاسداری از میراث نیاکان. آسمان کویر چنان به شما نزدیک است گویی که اگر دستتان را دراز کنید میتوانید ستارهای از آن بچینیــد. این آســمان خیرهکننده تنها مورد گرایش(:عالقهی) ستارهشناسان نیست، حتا مردم هم میتوانند در همهی فصلهای سال بهآسانی در روســتای مصر به تماشای ستارگان بنشینند. یادم میآید آن شب زمانی که دور آتش گرد آمده بودیم و چای روی هیزم مینوشــیدیم، شــهابی از باالی ســرمان گذر کرد. آن شب میشــد آرزو کرد؛ به پهنای آن آســمان زیبا و ستارگانش. از دیگــر گیراییهای کویــر مصر چاه آب ژرف، سرسبزی گســترهی بیابانی و کشت درخت گز، خانههای کویری بازسازیشــده برای اســکان گردشــگران، موتورســواری و شترســواری در کویــر مصــر، از همــه زیباتر نیزارهای گســترده و سرســبز در پنج کیلومتری روســتای مصــر و وجود تپههای شنی در پیرامون آن است. افــزون بر آن، دریاچــهی نمک حس خوب در کنــار طبیعت بودن را بــه آدم میدهد، وارون آنکــه گفته میشــود جنــس کویر خشن اســت زیرا حسی که میتوان از کویر و دریاچــه گرفت بیمانند اســت. اما در دل همین کویر، روســتای «گرمه» با نخلهای خرما و درختان انار که روزیرسان مردم این روستا است، از دیگر گیراییهای این گستره به شمار میآید. راه رفتن در روســتای گرمــه و بهرهگیری از چشــمهی «دکتــر فیش» (ماهــی درمانی) و بــاور مردم بر این که این چشــمه ویژگی درمانی دارد از دیگر دیدنیهای این روســتا است. مردم روســتای گرمه صنایع دستی از نخلهای خرما را به مردم میفروشند که آن هم دیدنی است. کویــر دارا(:غنی) اســت، اما روســتای مصر ندار(:فقیر). مردمانی که پســماندهای خشک خود را بر روی تپههای شــنی رها میکنند و مسووالنی که برنامهای برای بهتر شدن حال و آیندهی روســتا ندارند هــر دو کویر را آزار میدهند و روســتای مصر را به سوی نابودی میبرند.

هنگامی که به کویر ســفر میکنی، تنهایی و شادمانی را با هم میآزمایی. هر کدام از بخشهای رمل(تپههای شــنی) کویر سخنی برای گفتن دارد؛ از شبهای کویر گرفته تا راه رفتن و شاید دراز کشــيدن بر روی شنهای داغ، آن هم هنگامی که تابش آفتاب نوازشگر است. همچنين شترسواری، سافاری و موتورسواری از دیگر سرگرمیهایی است که مردم روستا زندگی خود را با آن میگذرانند.

(شناسه: )35432

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.