جایگاه جبر و اختیار در آموزههای اشوزرتشت

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - نوشتار برزو پرستار

داوری و دادگری از فروزههای جبری اهورایی

موضــوع‌«جبــر‌و‌اختیــار»‌از‌دیربــاز‌در‌ انجمن‌های‌فلســفی‌و‌هستی‌شناسی‌یکی‌از‌ جستارهای‌داغ‌و‌پر‌شور‌بوده‌است‌و‌تاکنون‌ تازگی‌خود‌را‌نگاه‌داشته‌است‌و‌پیرامون‌این‌ گفتار‌و‌سخن‌جنجال‌برانگیز،‌سخنان‌فراوانی‌ بوده‌اســت‌و‌پس‌از‌این‌نیــز‌خواهد‌بود‌تا‌ روزی‌که‌انسان‌به‌دروازه‌های‌خرد‌همه‌آگاه‌ نزدیک‌شــود‌و‌به‌مرور‌پرده‌هــای‌گمان‌و‌ دودلی‌از‌دیدگان‌او‌به‌یک‌سو‌رود‌و‌در‌ورای‌ کشمکش‌های‌فلسفی‌و‌منطقی،‌جرعه‌ای‌از‌ جام‌حقیقت‌بنوشــد‌و‌بی‌میانجی‌و‌به‌روشنی‌ در‌پلــه‌ای‌از‌جایگاه‌دانش‌و‌آگاهی‌بنشــیند‌ و‌به‌پشــت‌گرمی‌دانش‌«آســان‌خردی»،‌به‌ سوی‌افق‌های‌اهورایی‌بنگرد. بندهایــی‌از‌گاتها‌می‌گوید‌کــه‌اهورامزدا‌از‌ گذشته‌و‌آینده‌مردمان‌باخبر‌است:‌«بی‌گمان‌ اهورامزدا‌بهتر‌از‌همه‌آگاه‌است‌که‌در‌گذشته‌ چه‌کارهایی‌به‌وســیله‌بت‌پرستان‌و‌هواداران‌ آن‌ها‌سرزده‌و‌در‌آینده‌چه‌کارهایی‌به‌وسیله‌ آن‌ها‌انجام‌خواهد‌شــد.‌چون‌داوری‌این‌کار‌ تنها‌با‌اهورامزدا‌است‌بنابراین‌آن‌چه‌خواست‌ اوست‌ما‌بدان‌خشــنودیم.»(گاتها-هات92بند4) آن‌چــه‌از‌گاتهــا‌برمی‌آید؛‌خداونــد‌برابر‌با‌ فروزه‌هــای‌خویــش‌نمایــان‌می‌شــود.‌در‌ این‌جا‌می‌بینیم‌که‌اهورامــزدا‌بنابر‌فروزه‌ی‌ «داوری»،‌کــه‌خــود‌هماهنگ‌بــا‌ویژگی‌ «دادگــری»‌اوســت،‌جهــان‌آفرینــش‌را‌ برپا‌ســاخت.‌که‌این‌با‌فروزه‌ی‌بخشــش‌و‌ «جود»‌او‌نیز‌هماهنگ‌اســت‌تا‌هر‌پاداش‌ و‌کیفری‌همــراه‌با‌دادگــری‌او‌به‌مردمان‌ برســد.‌به‌ســخنی‌دیگر،‌آفرینش‌اهورامزدا‌ فراخور(:اقتضای)‌بخشــش‌اهورایی‌اســت.‌ شــادروان‌موالنا‌در‌این‌باره‌و‌شوند(:دلیل)‌ آفرینش‌می‌گوید: من‌نکردم‌خلق‌تا‌سودی‌کنم خواستم‌بر‌بندگان‌«جود»ی‌کنم شــوند‌آفرینــش‌را‌می‌توانیــم‌بــا‌واکاوی‌ هریک‌از‌فروزه‌های‌اهورامــزدا‌بازگو‌کنیم.‌ هم‌چنان‌که‌شادروان‌فردوسی‌می‌گوید: چو‌دانا،‌توانا‌بد‌و‌دادگر ازیرا‌نکرد‌ایچ‌پنهان‌هنر مــا‌از‌این‌ســرود‌اشوزرتشــت‌می‌توانیم‌به‌ ایــن‌نکته‌دســت‌یابیــم‌که‌اهورامــزدا‌در‌ آغــاز‌آفرینــش‌از‌رفتار‌مردمــان‌آگاه‌بوده‌ اســت‌و‌می‌دانســته‌که‌مردمان‌بــر‌پایه‌ی‌ حــق‌گزینش(:انتخاب)،‌اندیشــه‌و‌گفتار‌و‌ کردارشــان‌یا‌از‌پایگاه‌«ســپندمینو»‌و‌یا‌از‌ گوهر‌«انگره‌مینو»‌ســرمی‌زند.‌از‌این‌سرود‌ درمی‌یابیم‌که‌اهورامــزدا‌از‌امکان‌جاگرفتن‌ مردمان‌در‌دو‌گروه‌نیکان‌و‌بدان‌باخبر‌بوده‌ اســت.‌پس‌آیا‌می‌توانیم‌ویژگی‌آینده‌نگری‌ اهورامزدا‌را‌که‌پیشاپیش‌همه‌چیز‌را‌می‌داند‌ و‌البته‌گونه‌ای‌«جبر»‌اســت‌با‌ویژگی‌حق‌ گزینش‌مردمان‌در‌تضاد‌و‌تناقض‌دانست؟ پاســخ‌این‌پرســش‌را‌بار‌دیگر‌بــه‌گاتها‌ بازگشــت‌می‌دهیــم‌و‌می‌بینیم‌که‌انســان‌ بــا‌این‌که‌موجودی‌«مختار»‌اســت‌و‌حق‌ گزینــش‌دارد،‌همیــن‌ویژگی‌خــود‌را‌از‌ قانون‌کلــی‌آفرینش‌گرفته‌اســت؛‌قانونی‌ که‌نامور‌به‌«اشــا»‌اســت.‌پس‌می‌توانیم‌ بگوییم«انســان‌موجــودی‌مجبــورا‌مختار‌ اســت».‌دکتر‌حســین‌وحیدی‌در‌برگردانی‌ که‌از‌ســرود‌« َیتــا‌اَهو‌ َوئیریــو»‌می‌دهد؛‌ می‌گویــد:‌«هنجاری‌که‌بر‌جهان‌هســتی‌ فرمان‌می‌راند،‌زندگی‌و‌سرشــت‌مردمان‌را‌ نیز‌زیر‌فرمان‌دارد».‌ این‌ پاســخ‌ خوبــی‌ برای‌ کســانی‌ اســت‌ کــه‌ نادانســته‌ واکنش‌هــای‌ تنــی‌‌ و‌ ناخواسته(:غیرارادی)‌ انســان،‌ مانند‌ گردش‌ خون‌و‌از‌این‌دســت‌را‌با‌موضوع‌«اختیار»‌ مردمــان‌درهــم‌می‌آمیزند‌و‌بــه‌این‌نکته‌ ژرف‌نگری(:دقــت)‌ندارند‌کــه‌واکنش‌های‌ جبر ِی‌سیســت ِم‌تن ِی‌انسان،‌سدی‌برای‌حق‌ گزینش‌ انسان‌ها‌ نیست. باید‌ گفــت‌ «داوری»‌ پــروردگار،‌ هماهنگ‌ و‌مــوازی‌بــا‌فروزه‌ی‌«اشــا»‌کــه‌«داد»‌ نیــز‌خوانده‌می‌شــود،‌برای‌تحقــق‌ویژگی‌ دا ِد(:عدل)‌اهورامزدا‌اســت‌کــه‌هر‌چیزی‌ بنابر‌شایســتگی‌خود‌در‌جــای‌ویژه‌ی‌خود‌ قــرار‌بگیرد.‌در‌این‌جا‌پــاداش‌و‌کیفر‌معنی‌ منطقی‌پیدا‌می‌کند‌یعنــی‌پاداش‌به‌خوبان‌ می‌رســد؛‌کســانی‌که‌خود‌را‌با‌فروزه‌ی‌اشا‌ هماهنگ‌کرده‌اند‌و‌بازتاب‌رفتاری‌را‌یافته‌اند‌ و‌یا‌از‌گفتــار‌خردمندان‌دریافته‌اند‌و‌کیفر‌به‌ بداندیشان‌می‌رسد‌کســانی‌که‌یا‌نادانسته‌و‌ یا‌هوس‌پرســتانه،‌خود‌را‌بــا‌فروزه‌ی‌«داد»‌ اهورامزدا‌هماهنگ‌نمی‌کنند. «ای‌مزدااهــورا-‌خداوند‌جان‌و‌خرد-‌آن‌گاه‌ تو‌را‌پاک‌و‌مقدس‌شــناختم‌که‌تو‌را‌سرآغاز‌ زندگی‌و‌ازلی‌یافتم‌زمانی‌که‌برای‌اندیشــه‌ و‌گفتار‌و‌کــردار‌نیک‌پاداش‌معین‌فرمودی‌ و‌در‌پرتو‌خرد‌و‌حکمت‌خویش‌مقرر‌داشتی‌ که‌بدی‌از‌برای‌بدان‌و‌نیکی‌از‌برای‌نیکان‌ خواهد‌بود‌و‌این‌امر‌تا‌روز‌واپســین‌و‌پایان‌ هستی‌ادامه‌خواهد‌یافت.»(گاتها-هات‌34بند‌5) نکته‌ی‌ارزش‌مندی‌که‌دیده‌می‌شود‌واکنش‌ قانون‌«اشا»‌است‌که‌دربرابر‌اندیشه‌و‌گفتار‌ و‌کردار‌انســان‌ها‌نمایان‌می‌شود.‌به‌زبانی‌ دیگر‌ دســت‌آورد(:نتیجه)‌ رفتار‌ انسان‌ها‌ به‌ خود‌ایشــان‌بــاز‌می‌گردد‌و‌ایــن‌حالت‌نه‌ از‌ســر‌رنج(:عذاب)‌و‌کیفر(:عقوبت)‌اســت‌ بلکه‌گونه‌ای‌از‌هشــدار‌و‌بیدارباش‌است‌تا‌ کســانی‌که‌کوتاهی‌کرده‌و‌باز‌مانده‌اند‌به‌ راه‌راست‌و‌درست‌باز‌گردند.‌پس‌چنان‌چه‌ مردمان‌ از‌ زندگی‌ خود‌ احســاس‌ خرسندی‌ نمی‌کننــد،‌بی‌گمان‌باید‌جای‌پای‌آن‌را‌در‌ «قهــر»‌نیک‌خواهانه‌و‌واکنش‌همین‌قانون‌ اشا‌جســت‌وجو‌کرد؛‌اینجاســت‌که‌موالنا‌ می‌گوید: عاشقم‌بر‌قهر‌و‌بر‌لطفش‌به‌ج ّد بوالعجب‌من‌عاشق‌این‌هر‌دو‌ض ّد نکته‌ی‌دیگــری‌که‌باید‌گفت؛‌نباید‌بپنداریم‌ کــه‌کردارهای‌خــوب‌و‌بد‌مــا‌در‌مخزنی‌ گردآوری‌می‌شــود‌و‌ما‌باید‌چشم‌به‌راه‌روز‌ واپسین‌ باشیم؛‌ روز‌ واپســینی‌ که‌ هنگامه‌ی‌ ســنجش‌کردار‌مردمان‌اســت‌و‌ترازوهای‌ داد‌اهورایی‌برپاســت‌و‌گروهی‌روســفید‌و‌ گروهی‌دیگر،‌روســیاه‌می‌شــوند.‌آن‌چه‌از‌ سخنان‌ اشوزرتشت‌ برمی‌آید،‌ جهان‌ آفرینش‌ بسیار‌حساب‌شــده‌و‌ریاضی‌وار‌کار‌می‌کند.‌ اکنون‌اگر‌بی‌درنگ‌مــا‌دربرابر‌رفتار‌خود‌با‌ واکنش‌طبیعت‌روبه‌رو‌نمی‌شــویم،‌چه‌بســا‌ که‌ما‌هنوز‌از‌همــه‌ی‌واکنش‌ها(:عوامل)‌و‌ روی‌کرد(:ابعاد)‌تاثیرگذار‌این‌ســامانه‌خبردار‌ نیســتیم‌و‌این‌همان‌چیزی‌است‌که‌انسان‌ می‌کوشــد‌بیــش‌از‌پیش‌بــر‌چگونگی‌این‌ واکنش‌های‌طبیعی‌دســت‌پیدا‌کند‌تا‌جایی‌ که‌لحظــه‌ی‌دقیق‌این‌واکنش‌هــا‌را‌بتواند‌ پیش‌بینــی‌کند‌و‌اشوزرتشــت‌از‌این‌آرزوی‌ دســت‌یافتنی‌انسان‌خبر‌داده‌است‌و‌آن‌روز‌ کــه‌خواهی‌نخواهی‌فراخواهد‌رســید‌را،‌روز‌ پرده‌بر‌افتــادن‌از‌«چهره‌حقایــق»‌نامیده‌ است. «ســرانجام‌در‌روز‌شمار‌و‌پاداش‌هنگامی‌که‌ راستی‌بر‌دروغ‌چیره‌گردد‌و‌هنگامی‌که‌پرده‌ از‌روی‌ریا‌و‌فریب‌دیوان‌و‌هم‌دســتان‌آن‌ها‌ برای‌همیشه‌برداشته‌شــود،‌آن‌گاه‌ستایش‌ و‌ایمــان‌به‌تو‌ای‌هســتی‌بخش‌گســترش‌ خواهد‌یافت‌و‌بار‌و‌بر‌خوشبختی‌ببار‌خواهد‌ آورد.»(گاتها-هات84-بند1) «ســرانجام‌ای‌خداونــد‌جان‌و‌خــرد‌همه‌ زشت‌کرداران‌با‌آگاهی‌از‌حقیقت‌به‌سوی‌تو‌ خواهند‌آمد.»(گاتها-هات‌43-بند01) واکنــش‌طبیعی‌جهان‌آفرینش‌در‌برابر‌رفتار‌ مردمان‌نه‌تنها‌خواســت‌اهورایی‌اســت‌که‌ مردمــان‌نیک‌کردار‌از‌این‌شــیوه‌کارکرد‌و‌ بازگشــت‌نتیجه‌ی‌کردار،‌بســیار‌خشنودند.‌ برای‌نمونه‌اگر‌دانش‌آموز‌کوشــا‌و‌تالش‌گر‌ دربرابر‌نمره‌ای‌که‌از‌آموزگار‌دریافت‌می‌کند؛‌ شادمان‌است،‌بی‌گمان‌خواهان‌آن‌است‌که‌ دانش‌آموز‌تنبل،‌نمــره‌ای‌کم‌تر‌دریافت‌کند‌ تا‌به‌این‌وســیله‌او‌هم‌هشــیار‌شود‌و‌برای‌ باالبردن‌خود‌کوشش‌ورزد.‌ «هنگامی‌که‌بــزه‌کاران‌به‌کیفر‌گناهان‌خود‌ رســند،‌آن‌گاه‌ای‌خداونــد‌جــان‌و‌خرد‌در‌ پرتو‌اندیشــه‌پاک‌قدرت‌تــو‌را‌درک‌کرده‌ و‌این‌حقیقــت‌را‌خواهند‌آموخت‌که‌چگونه‌ باید‌در‌برانداختــن‌دروغ‌و‌کژی‌و‌کمک‌به‌ فیروزی‌راستی‌و‌پاکی‌کوشش‌کرد.»(گاتهاهات03-بند8) «ای‌خداوند‌خرد‌من‌نســبت‌به‌داوری‌تو‌در‌ روز‌واپسین‌در‌مورد‌گناهکاران‌رضایت‌کامل‌ دارم.»(گاتها-هات‌ )8دنب-32 ما‌در‌این‌نوشتارکوشــیدیم‌تا‌نشــان‌دهیم‌ حرکت‌آفرینــش،‌حرکتی‌رو‌به‌رشــد‌و‌با‌ پیشرفت‌اســت‌و‌ابزار‌این‌بالندگی،‌انسان‌ اســت‌که‌خود‌در‌جریان‌این‌حرکت‌فراخور‌ کوششــی‌که‌مــی‌ورزد،‌جایگاهــی‌باال‌و‌ باالتر‌پیدا‌می‌کند‌و‌تا‌آســتان‌دوست‌ادامه‌ می‌یابــد.‌بی‌گمــان‌بنابر‌آموزه‌هــا‌و‌بینش‌ اشوزرتشــت،‌آرمــان‌پیوســتن‌بــه‌درگاه‌ اهورایی‌است.‌آن‌گونه‌که‌مردمان‌از‌بهشت‌ و‌دوزخ‌دریافته‌انــد؛‌چیزی‌اســت‌که‌ما‌در‌ حــال‌آزمودن(:تجربه‌کردن)‌آن‌هســتیم‌و‌ ما‌انســان‌ها‌هرآن‌بهشت‌و‌دوزخ‌را‌تجربه‌ می‌کنیــم‌و‌بازتاب‌رفتــار‌مردمان‌گونه‌ای‌ از‌بهشــت‌و‌دوزخ‌خوانده‌می‌شــود‌و‌این‌ احساس‌خرســندی‌و‌یا‌ناخرسندی‌مردمان‌ همان‌ لحظه‌های‌ بهشــت‌ و‌ دوزخ‌ ایشــان‌ به‌شمار‌ می‌آید. آن‌دم‌که‌با‌تو‌باشم‌یک‌سال‌هست،‌روزی وآن‌دم‌که‌بی‌تو‌باشم‌یک‌لحظه‌هست‌سالی «حافظ» به‌زبانی‌دیگر‌قانون‌داد‌و‌اشا‌بستر‌بهشت‌و‌ دوزخ‌مردمان‌است. از‌در‌خویش‌خدایا‌به‌بهشتم‌مفرست که‌سر‌کوی‌تو‌از‌کون‌و‌مکان‌ما‌را‌بس «حافظ» «ای‌هســتی‌بخش‌دانای‌بــزرگ‌هر‌آینه‌با‌ اندیشه‌ای‌پاک‌و‌دلی‌روشــن‌به‌تو‌نزدیک‌ شــده‌به‌دیدارت‌نایل‌خواهم‌شــد.»(گاتهاهات82-بند2) «ای‌خداوند‌جان‌و‌خــرد‌آرزو‌دارم‌به‌دیدار‌ و‌مشــورت‌با‌تــو‌مانند‌یک‌دوســت‌نایل‌ آیم.»(گاتها-هات33-بند6) «ای‌هستی‌بخش‌یکتا‌با‌سرودهای‌ستایش‌ تــو،‌و‌هم‌چنین‌اشــا،‌وهومن‌و‌خشــترا‌را‌ می‌پرســتم‌و‌خواســتارم‌کــه‌در‌فرازین‌راه‌ آسمان‌حقیقت‌گام‌نهاده‌و‌به‌آوای‌حق‌که‌از‌ دوســت‌داران‌تو‌در‌گروثمان‌برخواهد‌خاست‌ گوش‌فرا‌دهم.»(گاتها-هات05-بند4) هر‌نفس‌آواز‌عشق‌می‌رسد‌از‌چپ‌و‌راست ما‌به‌فلک‌می‌رویم‌عزم‌تماشا،‌کراست ما‌به‌فلک‌بوده‌ایم،‌یار‌ملک‌بوده‌ایم باز‌همان‌جا‌رویم،‌جمله‌که‌آن،‌شهر‌ماست خود‌ز‌فلک‌برتریم‌و‌ز‌ملک‌افزون‌تریم زین‌دو‌چرا‌نگذریم‌،‌منزل‌ما‌کبریاست «موالنا»‌ (شناسه: )35452

حرکت آفرينش، حرکتی رو به رشد و با پيشرفت است و ابزار اين بالندگی، انسان است که خود در جريان اين حرکت فراخور کوششی که میورزد، جايگاهی باال و باالتر پيدا میکند و تا آستان دوست ادامه میيابد. بیگمان بنابر آموزهها و بينش اشوزرتشت، آرمان، پيوستن به درگاه اهورايی است. واکنش قانون «اشا» است که دربرابر انديشه و گفتار و کردار انسانها نمايان میشود. به زبانی ديگر دستاورد رفتار انسانها به خود ايشان باز میگردد و اين گونهای از هشدار و بيدارباش است تا کسانی که کوتاهی کرده و باز ماندهاند به راه راست و درست باز گردند. پس چنانچه مردمان از زندگی خود احساس خرسندی نمیکنند، بیگمان بايد جای پای آن را بايد در «قهر» نيکخواهانه و واکنش همين قانون اشا جستوجو کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.