سفرنامهها ، گنجینهای از خاطرات نوروزی

Amordad Weekly Newspaper - - NEWS - نوشتار آناهید خزیر

داســتان تخممرغهــاي رنگي ســفره هفتسین واکاوی نوروز در سفرنامههای روزگار صفویه و قاجار

نوروز يکي از مهمترين آداب و رسوم ايرانیان است که مورد توجه جهانگردان قرار گرفته و نکات ارزشمندي را درباره اين آيین کهن گردآوري کردهاند. روزگار صفويه و قاجار، روزگار حضور پررنگ جهانگردان اروپايي به ايران بود. جهانگرداني که صرف نظر از اهداف سیاسي که داشتند، يادگارهاي ارزشمندي از خود برجاي گذاشتند. يادگاري به نام «سفرنامه» که سرشار از واقعیات اجتماعي، فرهنگي و تاريخي ايران در گذر تاريخ است. يکي از نکتههاي شايان توجه براي اين جهانگردان آداب و رسوم نوروز و پیشینه آن است. نوشتههاي اين سفرنامهنويسان که به تداوم نوروز در اين عصر اشاره دارد، آگاهیهای مهمي از چگونگی برگزاري اين جشن کهن در دوره قاجار و صفويه ارايه ميدهند.

کامروا شــدن در شــب چهارشنبهسوري با پاشیدن آب چهارشنبه سوري جشني است با آداب و آييني ويژه که ريشه در روزگاران کهن اين مرز و بوم دارد. جشني که امروزه تنها نام آن برجاي مانده و نشاني از مراسم و آيينهاي اصيل و معنادار آن نمانده اســت. به گونهاي که ردپاي آن را تنها در يادمانهاي نگاشتهشده ميتوان يافت. هانري ماسه، جهانگرد و خاورشناس فرانسوي است که در ســفرنامهي خود با نام «معتقدات و آداب ايرانــي» دربارهي چهارشنبهســوري مينويسد: «شب چهارشنبهسوري به خصوص از لحاظ آداب و معتقدات عمومي بســيار غني است. جهانگردان قديم به پارهاي از اين آداب اشــاره کردهاند که اکنون کســي را آگاهي از آن نيســت، مانند موارد زير: ايرانيان برآنند که آخرين چهارشــنبه ســال بدترين روز است و از ايــن رو در اين روز، بــه کاري نميپردازند، دکانها را ميبندند و خيلي مواظباند که پولي به کسي پرداخت نکنند تا مبادا تمام سال ناگزير به پرداخت پول باشــند. گروهي ديگر بيآنکه ســخني بگويند به رودخانه ميروند و از آنجا آب برميدارند و به خانه و اثاثها ميپاشــند تا از بدآمدها جلوگيري شــود. اگرچه در کوچه به آشــنايي بربخورند، از اين آب به صورتش ميپاشــند، زيرا عقيده دارند کساني که خيس آب بشوند، تمام سال کامروا خواهند شد.» معيرالممالــک، از بزرگان روزگار قاجار اســت که کتابها و نوشتههايي نيز از خود به يادگار گذاشته و اوضاع و چگونگي دربار قاجار و زندگي مردم عادي را به خوبي به نگارش درميآورد. بخشي از نوشتههاي معيرالممالک به نوروز و آداب ويــژهي آن ميپردازد. وي با نام بردن از آيينهاي پيشــواز نوروز، مينويسد: «از بيست روز به نوروز مانده در تمام خانهها و خانوادهها جنبوجوشي پديد ميآمد. همه در فکر تهيهي جامههاي نو و شــيريني و لوازم هفتســين بودند. پيش از هرکار به ســبز کردن ســبزه دست ميزدند. گندم و عدس را در ظرفهاي چيني بزرگ و کوچــک ميروياندند و همين که گياهها به اندازهي نيموجب رشــد ميکرد، دور ريشــهي آنها را با نوارهاي خوشرنگ ميپوشانيدند و هنگام تحويل که آنها را گرد سفره هفتسين مينهادند، بر روي سبزهها که نمو بيشتري کرده بود، اردکها و خروسهايي کــه از موم رنگارنگ تهيه شــده بــود، قرار ميدادند و نيز ســبزه را بر بدنهي کوزه و قلک به مدد لعاب اســپرزه سبز ميکردند و باالخره گندم را درون گلدآنهاي شيشهاي که اکنون به کلي منسوخ گشته، ســبز ميکردند که به شکل دستهاي گياه از دهانه گلدان بيرون آمده بود، به اطراف افشان ميشد.» معيرالممالــک در بخشــي از يادگويههاي(:خاطــرات) خود دربارهي يکي از آيينهاي دلنشــين پيش از نــوروز ميگويد: «يکي از مراســم عيد که از سه روز قبل آغاز ميشــد، تخممرغ بازي بود. بر سر هر کوي و بــرزن و در هر خانه بين خــرد و کالن، بازي تخممرغ رواج داشت و بانوان نيز در آن شرکت ميجســتند. تخممرغها را سفت ميپختند و بر پوستشــان با رنگهاي جالبي نقش و نگار ميزدند. بعضــي از رندها براي تامين موفقيت تخممرغهايــي را تعبيه ميکردنــد که آنها را زاججــوش ميناميدند. بديــن معني که ته تخممرغ را با سنجاق سوراخ کرده، محتوي آن را ميمکيدند، سپس پوست تهي را از مادهاي انباشــته ميســاختند که پس از اندک زماني ســخت و محکم ميشد و در نتيجه، تخممرغ در برابر ضربههــا مقاومت ميکرد و صاحبش پيوسته برنده ميشــد. از اينرو بازيکنان وارد، پيش از آغاز بازي تخممرغها را مورد آزمايش قرار ميدادند تــا اگر در آنها اين حيله به کار رفته باشد، کشف گردد. بانوان نيز از هر طبقه که بودند، بين خود بــه اين بازي ميپرداختند و در ايام عيد چــون به ديد و بازديد ميرفتند، دســتمال محتوي تخممرغهاي خود را همراه ميبردند. ناگفته نماند که آن زمان بهاي يک تخممرغ، يکشــاهي و ارزش يک تخممرغ پخته دو و رنگشده دوشاهي بود.» ژان شاردن، گردشگر فرانسوي در سفرنامهاش بــه بازگويي باورهــاي مردم دربــارهي نوروز ميپردازد: «ايرانيان براي نوروز نامهاي مختلفي دارند، از جمله آن را عيد لباس نو ميخوانند، چون هرکس هر اندازهاي نادار باشد، در اين جشن يک دســت لباس نو به تن ميکنند و افراد متمکن در ايــام عيد، هر روزي ملبــوس ديگري دربر مينمايند. ايام نوروز فرصت مناسبي است براي مطالعهي شکوه و جالل دربار، چه در اين جشن عظمت و ابهت اين دســتگاه بيش از هر موقع ديگر جلوهگر ميشــود؛ هر درباري عاليترين و نفيسترين وسايل تجمل خويش را در روزهاي عيد زيب تن و پيکر خود ميکنند. در ايــام نوروز در تمام هشــت روز، گردش و تفريح در خارج شهر به طرز بيسابقهاي جريان دارد. هر کسي هدايا و تحفهای فراهم ميکند؛ و روز عيد براي يکديگر تخممرغهاي منقش و مطاليي ارسال ميدارند، بعضي از اينها سه دو کاي طال ارزش دارد. شاهنشاه پانصد تخممرغ از نوع مزبور در بشــقابهاي نفيس در سراي خود بين سوگليهاي خويش بخشش ميکند. چندتايي از اينها را من هنگام مراجعت با خود به يادگار آوردهام. اين تخممرغها مستور از طال و مزين به چهار صورت يا مينياتور نفيس است. روايت ميکنند که ايرانيان در تمام ادوار (تاريخ خود) در ايام نوروز به يکديگر تخممرغي هديه ميدادهاند، چون تخممرغ نشان پيدايش حيات و آغاز تکوين موجودات است. تعداد مصرف آن در ايام عيد باورکردني نيست.» پيتر دالوالــه، جهانگرد ايتاليايــي در روزگار شــاه عباس صفوي به ايران ســفر کرد. وي ســفرنامهي باارزشــي دربارهی ايران، ترکيه و هند به يادگار گذاشــته اســت که دادههاي ارزشمندي از آداب و آيينها و اوضاع اجتماعي، سياســي و اقتصادي اين هازمانها(:جوامع) را دربر دارد. وي در بخش کوتاهي از سفرنامهي خود دربارهي نوروز مينويســد: «ايرانيان آغاز بهار را که ابتداي ســال شمســي است، نوروز ميگويند و فرارســيدن آن را جشن ميگيرند. ايــن جشــن عبارت اســت از عيــدي دادن زيردســتان به بزرگترها (به اين مناسبت شاه نــه تنها از تمام وزرا، بلکه از سراســر مملکت هدايايي دريافت ميکند) و پوشيدن لباس نو و خوردن و نوشــيدن و گردش در خارج از شهر. معموال هــر کس از نوروز به بعــد براي خود روزي را انتخاب ميکند و طي آن به گردش و تفريح ميپردازد.» مادام کارالسرنا، نخستين زن جهانگردي است که در نوامبر 1877 برابر با ســيامين ســال ســلطنت ناصرالدين شاه از راه درياي کاسپين به ايران آمد. او ديدهها و ازسرگذشتههاي خود را در چارچوب سفرنامهاي آورد که اين سفرنامه با نام «ســفرنامه مادام کارال سرنا» يا «آدمها و آيينها» در ايران به چاپ رســيده اســت. جهانگرد نامــدار ايتاليايي در روزگاري که در دربار ناصرالدينشاه بود، نوروز و آيينهاي آن را از نزديک ديد و آن را در سفرنامه خود نگاشت. کارالســرنا که در آيين ســالم نوروزي دربار سلطان صاحبقران باشنده بوده است، دربارهي آن مينويســد: «آن روز من براي شرکت در مراسم سالم و حضور در جايگاه، که وزير امور خارجه بــراي هياتهاي نماينــدگان خارجي و اروپاييان مقيم تهــران در نظر گرفته بودند، دعوت شده بودم. اين جايگاه، در حياط دروني قصر در سمت چپ تاالر واقع شده بود و براي تماشاي همهي حاضران و تمام جزييات مراسم و تشريفات سالم، جاي بسيار مناسبي بود. در خياباني که به قصر منتهي ميشــد، آنچنان انبوه جمعيت همهجا را پر کرده بود که خيلي با زحمت توانستم جايي براي عبور باز کنم. همه زيباترين لباسهاي خــود و در واقع رخت نو خود را پوشيده بودند، چون مردم باور دارند که در نوروز پوشيدن لباس نو خوشبختي ميآورد. تعداد زيــادي از جمعيت، کالههايي بر ســر گذاشــته بودند که براي اين مراسم خريداري شــده بود. من عبور نمايندگان خارجي را که همگي با لباسهاي بهتمام رســمي و شکوه و شــوکت خاصي براي شــرکت در ســالم نوروز ميرفتند، به چشــم ديدم. وزيران مختار کشــورهاي خارج در دربار ايران معموال پيش از آنکه شاه به تاالر بيايد، در عمارت خورشيد حضور مييابند.» مادام سرنا مينويســد که بلندپايگان کشوري و افســران ارتش، فرنشيان(:روساي) ادارههاي گوناگــون، طبقههــاي روحانــي، وقايعنگار، ملکالشــعراي دربار و مردمانــي از گروههاي گوناگون براي گفتن شــادباش به شــاه راهي قصر ميشــدند: «فراشــان ســينيهاي پر از شيريني روي سر و روي آنها روپوش زربفتي نيز انداخته بودند، به هر سو در رفتوآمد بودند. عدهي زيادي زن با چادرهاي نو زردوزي شده از کنار من ميگذشتند. جالي کفشهاي ساغري سرخ، زرد، آبي و سبزرنگ آنان از دور داد ميزد که براي اولين بار است آنها را ميپوشند.»

ژان شاردن، گردشگر فرانسوي در سفرنامهاش به بازگويي باورهاي مردم دربارهي نوروز ميپردازد: «ايرانیان براي نوروز نامهاي مختلفي دارند، از جمله آن را عید لباس نو ميخوانند، چون هرکس هر اندازهاي نادار باشد، در اين جشن يک دست لباس نو به تن ميکنند و افراد متمکن در ايام عید، هر روزي ملبوس ديگري دربر مينمايند. ايام نوروز فرصت مناسبي است براي مطالعهي شکوه و جالل دربار، چه در اين جشن عظمت و ابهت اين دستگاه بیش از هر موقع ديگر جلوهگر ميگردد؛ هر درباري عاليترين و نفیسترين وسايل تجمل خويش را در روزهاي عید زيب تن و پیکر خود ميکنند.» تخممرغهاي طاليي که پادشاه صفوي به سوگليهايش ميداد پوشــیدن لباس نو، خوردن و نوشیدن و گردش در شهر جامهي نو در نوروز، مايهي خوشــبختي ايرانیان سیزدهبهدر؛ نحسي دامنگیر صاحبخانه

ياکوب ادوارد پوالک، هنريش بروگش و اوبن از جمله گردشگراني هستند که در سفرنامههاي خود يادي نيز از آيينهاي سيزدهبدر داشتهاند. پوالک در اينباره مينويســد: «سرانجام روز ســيزدهم، يعني آخرين روز عيد فرا ميرسد. مطابق با يک رســم کهن، گويا تمام خانهها در چنين روزي معروض خطر ويراني هستند. بــه همين دليل همه از دروازهي شــهر خارج ميشوند و به باغها روي ميآورند. بهخصوص زنان که عالوه بر هراس از خطري که ظاهرا آنها را تهديد ميکند، به انگيزههاي ديگري نيز به دشــت و صحرا ميرونــد. براي اينکه تا حــدودي از هجــوم زنان به خارج شــهر جلوگيري شود، به دســتور کالنتر از هر زني عوارض ناچيزي وصول ميشــود. با اين روز، ديگر شاديهاي نوروز پايان ميپذيرد. از نظر کشاورز، عيد مبدا زماني است که بر محور آن کار آمادهسازي زمين، بذر پاشيدن و محصول برداشتن را تعيين ميکند؛ وي ميداند که اين تخم يا آن تخم را بيســت روز پيش يا پس از عيد بايد افشــاند؛ اين يا آن درخت را چند روز پيش يا پس از عيد بايد پيوند زد؛ رويهم رفته، نوروز در زير آسمان شاد و زيباي ايران جشني است براي شادي و شادکامي؛ مع هذا به علت اسراف و تبذيري که در کار برگزاري اين جشن ميشود، آثار نامســاعد آن تا مدتي در زندگي خانوادهها برجا ميماند.» اوبن فرانسوي، بيرون رفتن مردم از خانههاي خود و گشــت و گذار در پيرامون شــهر را به اين شوند(:دليل) ميداند که مردم ميخواهند تازه شدن زيستبوم را جشن بگيرند. هنريش بروگــش، 13 فروردين را روزي نحس از نگاه ايرانيان دانسته و شوند اين نحسي را اينگونه بازگو ميکند: «يکي از روزهاي بســيار نحس سال، روز سيزدهم ماه فروردين است. ايرانيان معتقدند که در اين روز که به آن ســيزدهبهدر ميگوينــد، نبايد در خانه مانــد، چون ممکن است نحوست آن دامنگير صاحبخانه شود. لذا همهي مردم از شــهرها و روستاها خارج شده و به صحــرا ميروند تا ايــن روز را در هواي آزاد و در زير سقف آســمان بگذرانند. در اين روز نبايد ناراحــت بود بلکه بايد خوش گذراند تا اينکه ديوهايي که در خانه هستند بهانهاي براي آسيب رساندن به صاحبخانه و اعضاي خانوادهاش نداشته باشند.»

(شناسه: )360102

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.