درههای بختیاری یادمان فرمانروایی اشکانی

تنگــه‌ی‌سـروهای‌کوچک‌،‌جایگاه‌سنگ‌نگاره‌های‌بــزرگ

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - نویسنده زهرا زیوری مادام

درههای بختیاری ، یادمان فرمانروایی اشکانی

«الیمایــی» تمدنی باســتانی و دربرگیرندهی جلگههای بلند و درههای کوههای بختیاری در خاور(:شرق) رود کارون و همان گسترهی شمال خاوری خوزســتان است. اندازهی این گستره بر پایهی کشورگشاییهای اشــکانیان دگرگون میشد یا فرمانرواییهای همسایه بخشهای کموبیش ارزشمندی از الیمایی را میگرفتند. در روزگار ســلوکیان و به ویژه پارتیان بخشهایی که اکنــون در ایذه، مالمیر، شوشــتر، دزفول و اهواز هستند و حتا در روزگاری شوش نیز برای الیماییها بود. ایالم پس از کشورگشــاییهای اسکندر یکســره زیر فرمان سلوکیان بود ولی جلگههای بلند و درههای خاور و شمال خاوری ایالم که اکنون در ســرزمین بختیاریها است، استقالل قطعی خود را نگه داشت. کوششهای فرمانروایان ســلوکی مانند آنتیوخوس سوم و چهارم برای چیرگی بر این گســتره ناکام ماند. در سال 147 پیش از میالد «کامناسکییر»، شاه الیمایی، منطقه را گرفت ولی پیروزی او دیری نپایید. از سال 140 پیش از میالد مهرداد نخست «کامناسکییر» را از شوش بیرون راند و در سال 138 پیش از میالد بر الیمایی تاخت. الیمایی با تازش مهرداد نخست، زیر سلطهی پارتیان رفت ولی با این همه، فرمانروایی شکســتخوردهی الیمایی یکپارچگی خود را نگه داشت. یکی از امتیازاتش هم زدن سکه بود. در روزگار اشکانی شیوهای در هنر پیکرهسازی ســنگی در الیمایی شکوفا شــد و ادامه یافت. دسترسی به نقشبرجستههای سنگی دامنههای کوهها یــا صخرههای بلند و دور از دســترس معموال دشــوار است. نقشبرجستههایی که به دشواری از سنگ قابل شناسایی هستند و یک برجستگی ظریف از ویژگیهای این آثارند. این نگارهها دگرگونیهای اندکی یافتهاند و بیشتر در پیوند با صحنههای دین و آیینهای رسمی هســتند همانند صحنههایی چون: بزرگداشت شــاهزادگان، بزرگان و صاحب منصبان بومی، ادای احترام مردم و شــخصیتهای برجسته، صحنههای اعطای منصب، پرستش در روبهروی محراب، صحنههای نبرد و پیروزی بر دشمن و در پایان صحنههای شکار. در این هنر تمامرخ بودن نگارهها ویژگیای بارز است. همچنین نکتهی در خور نگرش این است که در بنیاد، گرانمایگی(:وقار) و بزرگی(:متانت) شخصیتها مناســب با تقارن کامل چهرهها و چشمان گشــودهی بزرگی است که همیشه به سوی بیننده دوخته شــدهاند و هرگز به سوی رویدادی که در حال رخ دادن است، نمینگرند. افزون بر این، این نقشبرجستهها کامال متقارن و ترکیب آنها سرد و بیفروغ است و از هرگونه نشانهی دراماتیک تهی است. دهها نقشبرجســتهی پراکنده در گســترههای گوناگون یافت شدهاند که ارزشمندترین آنها بدین شمارند: خونگ نوروزی، خونگ یارعلیوند، تنگبتان شیمبار، برد بت کوه تینا، کوه تاراز، خونگ کمالوند و همچنین چهار تابلوی کنده شده نیز در تنگ سروک است که در اینجا ارزشمندترین و البته ناشناختهترین آنها را بررسی میکنیم. باارزشتریــن نقشبرجســتههای صخرهای الیمایی در تنگ ســروک جای دارند. در میان کوههای بلندی که در کنار یکدیگر در بخشی از کهکیلویه و بویراحمد صف کشیدهاند، تنگهای به نام سروک یا سولک وجود دارد. در فارسنامهی ناصری از آن به چم(:معنی) گردنهی سروهای کوچک نام برده شده است. نقشهای برجستهی تنگ سروک در دوازده کیلومتری بخش لیلک استان کهکیلویه و بویراحمد است ولی دسترسی بــه آن از راه بهبهان و در پنجاه کیلومتری این شهرستان شدنی است. در تنگ ســروک دســتکم چهار مجموعهی نقشبرجسته روی ســنگهای جدا شده از کوه وجود دارند. «دوبود»، پژوهشگر روسی، اینجا را شناسایی کرد. وی این نقشبرجستهها را بررسی کرده، طرحهایی از آنها فراهم و سنگنوشتهها را بازنویســی کرده اســت. پژوهشگرانی این نقشبرجستهها را بررســی کردهاند، با این همه «سر اورل استین» در واپسین سفر باستانشناسی خــود به ایــران موفق به ثبــت نقشهای این سنگنگارهها و سنگنوشتهها روی فیلم شد و نخستین بازنمود(:توضیح) آشــکار دربارهی این آثــار را در کتاب خود بــه نام«جادههای قدیمی ایران غربی» ارایه کرد. از صحنههای نامور این ســنگنگارهها نقش کاهنان، هرکول، ورثرغنه برهنه و شاهزادگان الیمایی است. از دید بســیاری از پژوهشگران دیرینگی این آثار در پیوند با واپســین سالهای فرمانروایی اشکانیان است که به گونهای تاریک و ناشناخته برجایماندهاند.نقشبرجستههایسنگیالیمایی و حتا آنهایی که سنگنوشته دارند با اطمینان، قابل تاریخگــذاری نیســتند؛ چراکه دیرینگی آنها هنوز هم جــای گفتوگو دارد. همچنین چم(:معنای) بسیاری از صحنهها و پیوندهای میان صحنههای گوناگون همچنان در پردهای از تاریکی است. با اینکه سنگنگارههای الیمایی در برگزیدن موضوعهای نقشها، بسیار ابتدایی کار کردهاند و گوناگونی هم ندارند ولی باارزش هســتند؛ زیرا این نگارههــا رویدادهای روزگار اشکانی را نشــان میدهند. بیگمان ارزش آثار یافت شــده در ایران بیشتر از جاهای دیگری چون ســوریه، میانرودان، دورا اروپوس و هاترا اســت. همهی اینجاها در مرزهــای باختری ایران بوده و به درســتی از هنر بیگانگان گرفته شــده اســت. ولی در ایران اینگونه نیســت. افزون بر ایــن روزگار فرمانروایی پارتیان تنها بخشــی کوچــک از تاریــخ دیریاز(:طوالنی) گسترهها و شهرهای یاد شده است. بیگمــان ویژگیهــای هنــر پارتــی در نقشبرجستههای ســنگی و صخرهای الیمایی چه از دید سبک و موضوع نگارهها و چه از دید گونهی پوشاک و ریخت(:شکل) افراد، تایید شده است. تمامرخ بودن چهرهها در هنر پارتی در هیچ جا به اندازهی نقشبرجستههای الیمایی به کار برده نشده است. پیکرهتراشی صخرهای اشکانی همچنان به شیوهی هنر هخامنشی صحنههای رسمی را نشان میدهد. یعنی این تابلوها دربارهی بزرگداشت و ســتایش شاهزادگان یا بلندپایگان بومی هستند؛ در دنباله همین موضوع نگارهها در هنر صخرهای ساسانی نیز تکرار میشود. از این رو ویژگیهای هنر صخرهای الیمایی به یافتن حلقهی گمشــدهی میان هنر نقشبرجستهی هخامنشی و ساسانی یاری خواهد کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.