فرهنگ نام ویژههای شاهنامه فردوسی

Amordad Weekly Newspaper - - NEWS - گزار‌شگر آناهید خزیر

«ویژگان شاهنامه» پژوهشی در نام کسان، جایها ... و دیگر نامهای شاهنامهی فردوسی توسی نوشتهی محمدحسین مجدم از سوی نشر زوار منتشر شد. ویــژگان شــاهنامه فرهنــگ نامویژههای شاهنامه دربردارندهی همهی واژههای خاص کسان، جایها، و ... در این کتاب است. روند کار این فرهنگ چنین بوده است که هر نام که برای نخســتین بار در بیت و یا بیتهای شاهنامه آمده با درشتنمایی آن واژه، بیت یا بیتهای به عنوان شاهد آورده شده است. در گام سپســین تا آنجا کــه در توان بوده، گونــهی واژه از دید چم(:معنــی) واژگانی و ریشهیابی آن وارسی شــده است. چنانچه دگرگونیها در شــیوهی گفتــن یا ضبط در نوشتار چاپ مسکو با دیگر شاهنامهها (مانند شــاهنامه چاپ ژول مول) وجود داشته این دگرگونیها با ذکر بیت و یا بیتهای نمونه در زیر همان درگاه یادآوری شده است. سپس سنجش این نامها با نوشتههای تاریخی همزمان با فردوسی انجام شده است. پس از سنجیدن نامها، چکیدهای از نامهای خاص شاهنامه، از ورود چهرهها تا پایان زندگی آنها آورده شــده است. اگر پایان زندگی کسی در این کتاب گنگ یا بیســرانجام مانده است، شوندش(:دلیلش) خود شاهنامه بوده است به این چم که سرنوشت آن چهره در شاهنامه و نبوده، با نگارش بنمایه یا بنمایهها، آن نوشتهها نیز نوشته شده است. هر بار که بنمایهی نوشته آورده نشده است، گزارش، گزارش شاهنامه بوده و در بازگویی چگونگی شخصیتها، کوشش بر آن بوده که از همان واژههایی بهره برده شود که به گفتار فردوسی نزدیک باشد. شــاهنامهای که به نثر بوده اســت، در ســال 366 مهــی و به دســتور «ابومنصور محمدبن عبدالرزاق»، سپهساالر خراسان فراهم آمده بود. او از بزرگزادگان تــوس و از نژاد دهقانان بود. وی به شوند پیورزی بر تبار ایرانی و دوستداری ایران به سرایش شاهنامه پرداخت. وی چند تن از دانشمندان و دهقانان را از خراسان و سیستان زیر نگر(:تحت نظر) وزیــری به نام «ابومنصور معمری» بدین کار گماشت و آنان با بهرهگیری از بنمایههــای کهن و باســتانی و نیز برخی از گزارشهای برجســتهی گفتاری، شاهنامهای نگاشتند که در سال 346 مهی به پایان رسید. تذکرهنویسان در زندگینامهی فردوسی نوشتهاند که او به فراخوان ســلطان «محمود غزنوی» به سرایش شاهنامه دست زد که شوند این گزارش نادرســت، آن است که نام ســلطان محمود در دومین نسخهی شــاهنامه فردوسی توسط خود ســراینده گنجانیده شــده اســت، در حالی که نســخهی نخستین شاهنامه که تک بود، زمانی از برای ســرایش یافتن شــاهنامهی نوشتاری ابومنصوری آغاز شــده بود که هنوز 19 سال از زندگانی دربار ســامانی مانده بود. از اینرو، اگر فردوســی پیشکشی شــاهنامه به یک شاه را کاری بایسته میدانســت، ناگزیر سوی خریدار اینگونه آثار، شــهریار دربار ســامانی برشمرده میشــد. و به هر روی، نمیتوانست از آن تاریخ به درگاه ســلطانی که هنوز روی کار نیامده بود بشتابد. محمود ترکزاد غزنوی، نه تنها در فراهم شدن شاهنامه تاثیری نداشت، بلکه تنها کار او، در پی کشتن گویندهی آن بود، آن هم به شوند دلبستگی به نژاد ایرانی و بس. فردوســی، پیش از به دســت آوردن نسخهی شــاهنامه منثور ابومنصــوری، در دوران جوانی و پیــش از چهل ســالگی، ســرگرم ســرودن داســتانهای پهلوانان بود. او پس از به دســت آوردن شــاهنامهی ابومنصوری، برای سرایشی کردن آن کوشید و پس از 13 یا 14 سال، یعنی در ســال 384 مهی و ده سال پیش از آشنایی با دربار محمود آن را به پایان رســاند. پایان دومین نسخهی شاهنامه که برآیند بازنگری چندین سالهی فردوسی است وابسته به زمانی است که سراینده با کارگزاران محمود غزنوی آشنا شد و دســتآورد این آشنایی برابر بود با 65 یا 66 سالگی ســراینده، یعنی سال 394 یا 395 مهی و ده ســال بعد از پایان نسخهی نخستین شاهنامهی ســراییده شده و گویا این پیوند به دســت «ابوالعباس اسفراینی» نخستین وزیر محمود (برکنار و زندانی شده در ســال 401 مهی) و برادر سلطان، یعنی نصر پور ناصرالدین ســبکتگین 412( مهی) رخ داده باشــد. در همین سال 394 یا 395 مهی، فردوســی پیر شده بود و تهیدستی بر او نهیب مــیزد. در چنین روزگاری، دالالن تبلیغاتی محمود به اندیشــهی بهرهگیری از آوازهی دهقــانزادهی توس افتادند و او را به پیشکشــی که محمود برای گستردن نام و آوازهی خود به سرایندگان میداد، امیدوار کرد و فردوسی را بر آن داشتند که شاهنامهی خود را که تا آن تاریخ به نام هیچکس نبود به نام محمود درآورد. فردوســی بازنگری کرد و در تنظیم پایانی شاهنامه و افزودن داستانهای نو سروده بر آن و گنجانیدن ستایش محمود غزنوی، نسخهی دوم در سال 401-400 مهی آمادهی پیشکششدن به محمود غزنوی شد، ولی وارون چشمداشتی که داشت، مورد توجه شاه قرار نگرفت و با آنکه پیرو گزارشهای گوناگون، محمود غزنوی تعهد کرده بود که در برابر هر بیت یک دینار به او بدهد، به جای دینار، درهم داد و این کارمایهی خشم دهقان بزرگمنش توس شد، چنانکه میگویند این پول را به گرمابهدار و فقاعی بخشید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.