تاریخ یهود (بخش )36

Amordad Weekly Newspaper - - NEWS - نویسنده اردالن کوزهگر

تاریخ یهود را از «کتاب دوم سموئیل» تا آنجا دنبال کردیم که داوود پایههای پادشاهیاش را اســتوار نمود و پیروزیهای بسیاری به دست آورد، ولــی داوود کارهایی هــم نمود که حتا از دید تورات هم نکوهش شــده اســت. برای نمونه، داوود شــیفتهی زن یکی از سربازانش میشــود، نام آن زن «بثَشبع» و همسرش «اوریای حتی» بود. داوود با آن زن همبســتر شــد و هنگامی که زن از او آبستن شد و داوود راهی نیافت تا زنای خویش را از چشــم اوریا پنهان دارد. او ترتیبــی داد تا اوریا در جبههی نبرد در برابر دشمن، تنها بماند و کشته شود )!( و بدینسان داوود بثشبع را هم به زنی گرفت، ولی خداوند که از کار داوود خشــمگین شده بود به کین این زشــتکاری کودک خردسال بثشبع را کشت! پسان (:بعدا) بثشبع از داوود پسر دیگری زایید که نامش را سلیمان نهادند. باری، بر پیروزیهای داوود باز هم افزوده شد. او عمونیها را شکســت داد و شهر «ربه» را گشــود. داوود تاج زرین و گوهرآذین پادشــاه عمونــی را به دســت آورد و بر ســر خویش گذاشت. همچنین مردمان عمونی را به بردگی و کار سخت گمارد. با گذشــت زمان فرزندان داوود هــم - که از چند زن او بودند - بزرگ میشــدند. او پسری داشــت به نام «امنون». امنون به خواهر ناتنی خــود به نام «تامار» تجــاوز میکند. برادر تنی تامار «ابشــالوم» که از داســتان آگاه میشود امنون را میکشــد و خود از سرزمینهای زیر فرمان داوود میگریزد. سه سال پس از آن داوود با میانجیگری دیگران ابشــالوم را میبخشد و ابشالوم به اورشلیم بازمیگردد، ولی دردسرهای ابشالوم در اینجا به پایان نمیرسد، او که چهرهای زیبا داشت رفتهرفته مردمداری پیشه میکند و مردمان به او دلبســته میشوند. ۴ سال پس از آن ابشــالوم به حبرون میرود و خود را پادشاه میخواند. به زودی سراسر کشور به هواخواهی ابشالوم شــوریدند. چون داوود شــنید ابشالوم آهنگ اورشلیم کرده است، خاندان پادشاهی و شماری از یارانش را برداشت، با پای برهنه از اورشلیم گریخت، به سوی «کوه زیتون» رفت و از آنجا خود را به «َم َحنایِم» رســاند. محنایم (در عبری: ַמֲחִַנים) جایی بوده است در خــاور (:شــرق) رود اردن، به گمانی در «تلالحجج»کنونی. از آن ســوی، ابشالوم به اورشلیم رسید، به کاخ پادشــاهی رفت و برای نشــان دادن اینکه پادشــاه آن زمان او است و داوود با او دشــمن، با کنیزان پدرش همبستر شد. به زودی ابشــالوم و داوود هر یک سپاهی آراستند و ُرودرُروی یکدیگر جای گرفتند. در روزی خونین که ۰۲ هزار تن از دو سوی میدان کشته شدند ابشالوم، که موهای بلند و پرپشــتی داشــت، هنگامی که سوار بر َُ اســترش از زیر درخت بلوطی میگذشت، موهایش در شــاخههای درخت گیر کرد و استر از زیر پایش رفت و ابشالوم از درخت آویزان ماند و ســربازان داوود او را یافتند و کشتند و بدینسان داوود تخت و تاج خود را بازیافت به اورشلیم بازگشت. از دیگر رویدادهای پادشــاهی داوود، یکی هم شــورش مردی به نام «شــبع» بود. همهی بنیاســراییل گرد شبع را گرفتند و از او پشــتیبانی نمودند، تنها تیرهی یهودا از پادشــاهی داوود پشتیبانی نمودند. پس، پیش از آنکه کار شــبع باال بگیرد سربازان داوود او را نیز از میان برداشتند. کتاب دوم سموئیل با آوردن داستان پیروزی بنیاسراییل بر چهار غول فلستینی و سپس خشــم خداوند - که در جایجای تورات پیوســته دیده میشــود - و آوردن بالی مرگ ســیاه (طاعون) بر سر بنیاسراییل و آنگاه بخشــایش او پس از کشتن هفتاد هزار تن به پایان میرسد.

یارینامهها : «کتاب مقدس» فارسی ‪Encyclopegia -ugaica, Yol.13‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.