Prosumption؛ خاستگاه کارآفرینان و کارآغازیان!

Asre Ertebat - - پرونده - عباس پورخصالیان

اصطــلاح «کارآغازیان» را فرهنگســتان معادل “اســتارتآپ”ها وضــع کــرده، اما هنــوز برای prosumption معادلی وضع نکردهاست. prosumption چیست و prosumer کیست؟ چرا جهرمی که ایجاد سالانه 300هزار شغل جدید در عرصه اقتصاد ملی فناوری اطلاعات و ارتباطات به عهدهاش گذاشته شده، باید در برنامه خود جایی را در رابطه بااین دو مقوله باز کند؟

تاثیر متقابل توسعه بخش فاوا بر توسعه فرابخش فاوا

فناوری اطلاعــات و ارتباطات )فــاوا( بیش از هر فناوری دیگری، در عرصه زبان، مفهومســازی و تاریخســازی میکند. ابتدایی و سادهترین نمونه دورانسازی فاوا را میتوان در گذار جوامع از “عصر صنعت” به “عصر اطلاعات” )در نیمه دوم ســده بیستم( و عبور از “عصر اطلاعات” به “عصر دانش” )از آغاز سده بیست-ویکم تاکنون( مشاهده کرد. فاوا همچنین در فرایند این گذارها، مایه نوسازی بنای رفیع اندیشه سیاسی شــده و علوم انسانی را نیز، متحول کرده و علوم جدیدی را به وجود آورده است. یکی از دلایل این دگرگونیها، تاثیرگذاری متقابل دســتاوردهای بخش فاوا بــر فرایندهای فرابخش فاوااست. تنها مانعاین تاثیرگذاری متقابل دستاوردهای تولید و عرضه شده در بخش فاوا بر فرابخش فاوا، گسل دیجیتالیاست. هراندازه گسل دیجیتالی موجود در کشور، کمعمقتر و کمترباشد، تاثیرگذاری متقابل دستاوردهای تولید و عرضه شده دربخش فاوابر فرابخش فاوابیشتر و جامعهاطلاعات آن کشور، پیشرفتهتراست.

فاوا: چاقويی که دسته خود را میبرد

بخش که با تســامح بــه آن “بــازار” و “صنعت” نیــز اطلاق میشــود، قطاعــی از اقتصــاد ملی اســت. فرابخش یا ” بخش خانوار“)به انگلیسی: ‪Household Sector‬ ،) {براساس تعریف ماده 2.11۸ از ‪European System‬ ) ‪ESA 2010‬ ‪}) of national and regional Accounts‬ از افراد و گروههایی از افراد متشــکل است که در درون خانوارها به عنوان مصرفکننده به کارآفرین Entrepreneur( ) تبدیل و به تولید کالا و ارایه خدمات مالی و غیر مالی در بازار مشغول میشوند. میدانیم که بخــش فاوا مانند ســایر بخشهای اقتصادی/صنعتی/بازاری،تسهیلساز facilitator( ) است. در اثر اجــرای موفقیتآمیــز “برنامههــای پُل زدن بر گســل دیجیتالی” ، ماهیت enabler و توانمندساز بودن دســتاوردهای فاوا بروز و ظهور مییابد بهگونهای که در فرابخش خانوارهای کاربر و مصرفکننده فاوا، تولیدکنندگان و فراهمآوران خدمات، «کارآفرینان» و کارآغازیان بسیار سر بر میآورند. به عبارت دیگر؛ ویژگی مهم صنعت فاوا این است که چاقوی فاوا، دســته خود را میبرد: این بخش جدید و صنعت نوین، از کاربران تولیدات و خدمات خود میتواند در فرایند مصرف، متقابلا رقبایی نیمه برونبخشی و نیمه درونبخشی برای خود بیافریند؛ رقبایی که خاستگاهشان بخش خانواراستاما درون بخش فاوا و بخشهای غیرفاوایی نیز ظاهر میشوند و به فعالیتاقتصادی روی میآورند.

در پی نامی برای نامگــذاری پديده «از مصرف به تولید»

در زبان انگلیسی به مصرفکنندهای که در فرایند مصرف میتواند بــه تولید اقدام کنــد، اصطلاح پرُســیومر prosumer( ) را جعــل کردهانــد؛ واژهای برســاخته که از ترکیــب producer و consumer درست شــده و در ادبیات فاوا رایج شده اســت. در نتیجه، از ترکیب production و consumption همچنیــن اصطــلاح prosumption درست شده است. از شــرح فوق معلوم اســت که ســاخته شــدن اصطلاحهــای prosumer و prosumption از روی تفنــن صورت نگرفته و محصــول بازی با زبان نیســت، بلکــه برآمــده از یــک ضرورت علمی/اقتصــادی اســت؛ زیرا با ایجــاد اصطلاح prosumer بهعنــوان” دال“signifier( ،) در گام بعــدی prosumption، بهعنــوان دلالت signification( ) ایجاد میشــود و به یاری این دال و دلالت، مدلــول ‪the signified(‬ ) که افراد یا گروههای کارآفرین هستند، برجسته و نمایان میشود. پس ما فارســیزبانان هم برای درک این پدیده نوین، مجبوریــم “دال” یا اصطلاحی گویا برای آن ضرب کنیم تا این اصطلاح جدید شــاید بخت آن را داشته باشــد که درک ما از این مقوله را ارتقا دهد و در صورت رواج، به گنجینه واژههای فارسیاضافه شود. حال، اگــر بخواهیــم در زبان فارســی، از فرایند واژهســازی مذکــور )یعنــی از شــیوهای کــه prosumer و prosumption ســاخته شــدهاند( گرتهبرداری کنیم، میتوانیــم دو واژه «مصرفکننده» و «تولیدکننــده» را طوری در هم ادغام کنیم که واژه جعلــی «مَصلیدکننده» معادلِprosumer از آن برآید. در نتیجه میتوانیم «مَصلید» را معادل prosumption بگیریم و به معنی”تبدیل شدن مصرفکننده به تولیدکننده“بهکار ببریم.

اهمیت درک پديده «مصلید»

اهمیت پدیــده «مَصلیــد» prosumption( ) در پیدایش یکباره میلیونهــا «مصلیدکننده» prosumer( ) در جهان سایبری- فیزیکی و ظهور هزاران کارآفرین و “کارآغاز” اســت. «مصلید» و «مصلیدکننده»، وجه ممیزه میان عصر صنعت و عصر فاوا هستند. اهمیــت درک درســت پدیــده « مصلیــد » prosumption( ) در نتایــج بزرگی اســت که از آن حاصل میشــود. یکی از ایــن نتایج، درک دگرگون شدن ساختارها و مناسبات اجتماعی و اقتصادی تاکنون شناخته شدهاست. این دگرگونی به سهم خود، دگرگونی در مناسبات قدرت را نیز به دنبال دارد. در نتیجه پدیده «مصلید» همه زمینههای قانونگذاری، تنظیم مقررات و توســعه اقتصاد ملی دگرگون میشوند، اشتغالزایی که پیشاز پدیده «مصلید»، تنها در عرصه «بخش» sector( ) ممکن بود و در چارچوب «بخش» عینیت مییافت، اکنون در پرتو «مصلیــد» در«فرابخش» فاوا رخ مینماید، یعنی در خانههــا و خانوارها و در حریم خصوصی کاربران دستاوردهای فاوا. آنها در فضای سایبری تا مدتها «پردهنشین» هستند و پنهان میمانند تا بالاخره در بخش فاوا و ســایر بخشها هویدا و پذیرفته شوند. برای پذیرش سهل و آسان آنها در بخش )و صنف مربوطه( مدیران بایدازابزار قانونگذاری، استفاده و به یاری رسانههایاجتماعی، راه را برای جذب سریع آنها در بخش هموار کنند.

تفاوت میان بخش و فرابخش در اقتصاد سنتی و در اقتصاد فاوا

برای درک بهتر تفاوت میان بخش و فرابخش در اقتصاد ســنتی و در اقتصاد فاوا و فهمیدن تفاوت مقررات و قوانین عصر فاوا بــا مقررات و قوانین در عصر صنعت، میتوان به مقررات و قوانین احصای میزان «تولید ناخالص داخلی » GDP( ) اشــاره کرد: بدیهی اســت که در اقتصاد ســنتی در کنار تولید ارزش افزوده در بــازار و صنعت، همواره در خانوارها نیز ارزش افزوده تولید میشد و میشود، اما تا کنون ]یا حداقل تا پیــش از عصر فاوا[ ارزش افزوده تولیدشــده در خانوارها )بــه دلیل تولید و مصرف بیواســطه و وارد بازار نشدن و مشکلات اجرایی شــمارش مقدار کمی آن( هیچگاه احصا نشد و با ارزش تولیدشده در بازار جمع نشد. امروزه اما، با توسعه اقتصاد فاوا و با تاثیرگذاری فرابخش فاوا بر بخش فاوا، قانونگذاران و سیاســتمداران بهدرستی معتقدند که تولید ارزش افزوده در بازار و در خانوارها، هردو باید احصا و با هم جمع شوند، تا تصویر درســتی از میزان واقعــی ارزش افزوده تولیدشده در کشور به دست آید. پس از facilitator‬ ها و ‪enabler ها اکنون

نوبت aggregator ها است ضــرورت دربرگیــری فعالیتهــای اقتصادی مصرفکنندگان فاوا درون خانوارها، تنهااز ضرورت احصاي درســت میزان واقعی ارزش افزوده تولید شده در کشور، ناشی نمیشــود؛ بلکه از اهدافی حقوقی و امنیتی نیز مشتق میشود؛ زیرا اکنون فناوریهای به اشتراکگذاری اموال و قابلیتهای شــخصی در کســبوکارهای تجمیعکننــده aggregator( ) مبتنی بر فناوریاطلاعات )مثل: پخت و عرضه غذای خانگی، که مبتنی بر دورکاری در خانهها و تجمیع دورکاریها در کسبوکاری واحد اســت( فرابخــش مصرفکننــدگان را به فراهمآوران خدمات ارتقا داده است. این فرابخش، با گســتردگی روزافزون خود، ارزش افزوده قابل ملاحظــهای را تولید میکنــد و درنتیجه اعمال نظارتهای قانونی در این حــوزه جدید از اقتصاد ملی ضروری شده اســت. این بدان معناست که قوانین و مقررات مالیاتی، بیمهای و نظارتی موجود )ازآنجمله قانون حداکثر استفاده از توان داخلی که اکنون در رابطه با قانون پنجســاله ششم مورد بحث در مرکز ملی فضای مجازی و وزارتارتباطات و فناوری اطلاعات اســت( و مقــررات موجود در بخشهای سنتی اقتصاد ملی باید بهمنظور اعمال در جامعه کاربــران فناوری اطلاعــات بازنگری یا حداقل با درنظرداشــت شــرایط روز تحلیل و نتیجهگیری عملی شوند.آری، خاستگاه کارآفرینان و کارآغازیــان، فرابخش کاربــران و خانوارهای استفادهکننده از دستاوردهای فاوا است. پس اگر برنامههای USO (تعهد خدمــات عام به معنی رعایت عدالت در بهرهمندی از ارمغانهای فاوا( را تنهابه پوششارتباطی روستاها محدودنمیکردیم و بهطور گستردهاجرا میشد و درون آن، برنامههای پل زدن بر گسل دیجیتالی را در فرابخش فاوا پی میگرفتیم، اکنون، فرابخش فاوا، بســیار بیش از آنچه مشاهده میکنیم، به زایشگاهانبوه کارآغازیان تبدیل میشد. وزیر فاوا و مرکز ملی فضای مجازی اگــر بهطور جد، به دنبالاشتغالآفرینیاند، بیاینداین دو برنامه پایه را )یعنیUSO و پل زدن بر گسل دیجیتالی( را جدی بگیرند و دراجرای آنهااهتمام ورزند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.