جنـاب وزيـر ما و وزيـر شـما

Asre Ertebat - - تحليل - امیرحسینسعیدینایینی

انتخاب شایسته جناب جهرمی رابه وزارت فناورياطلاعات وارتباطات تبریك گفته و بار دیگر برایایشان آرزوی موفقیت داریم. از آنجا کهایشان بلافاصله پسازانتخاب دست بهکار شده واقداماتی را شروع کردهاند ما نیز دست به قلم شده و مطالبی که شاید حساس و کلیدی باشند را بیان میداریم. امید است سایر فعالان این حرفه نیز مطالب خود را به اطلاع ایشان برسانند. البته رسانههانقشیانکارناپذیر دراینامر مهم داشته و دارند و انشاءا...خواهندداشتتابااطلاعاتکاملتروشایدمتفاوت،تصمیمات بادقت و کارایی بیشترياخذ شوند. و اما موضوعی که شاید زیربنایی باشد و چنانچه موفق به حل آن شوند بسیاری دیگر از مشکلات از بین خواهند رفت، رابطه بخش خصوصی با دولتاست. حمایتاز بخش خصوصی شعار بسیاریاز دولتمردان قبلیاز جمله وزرای فاوابودهاست و آنچنان در مصاحبات و سخنرانیها و دیدارهای مردمی از عزم جزم خود بر این امر مهم سخن به میان میآورند که گویی از اولویتهای مهم آنهاست. البته تکیه بر این شعار و تکرار آن دلایل بسیار دارداز جمله: - فرمایش حضرتامام)ره( مبنی بر سپردن کار مردم به مردم - تاکیدات مستمر رهبر معظم - اصل 44 قانوناساسی

نگاهی به کشورهای پیشرفته و نقش بخش خصوصی در پیشرفت آنان

اما سوال اساسی این است که چرا نه تنها اقدامی آنچنان که باید و شایدصورتنپذیرفتهاستبلکهبعضیازحقوقمسلمبخشخصوصی سالهاست که نادیده گرفته شدهاست؟ به منظور پاسخگویی بهاین سوال مقدمهای لازماست. میدانیم که مهمترین رســالت صنف انتقال نظرات و خواستهها و مشکلات بخش خصوصی به دولت و بیان مشکلات و نظرات دولت به بخش خصوصیاست، تا در نتیجهاینارتباط و تعامل، تصمیمات به بهترین شکل ممکناتخاذ شود واز هزینههای بعدی کاسته شده و همگی با توجه به دلایلی که در جریان آن بودهاند، تصمیم مربوطه را با کمال میل و با کمترین هزینهاجرایی کنند. دلایل دیگری نیز وجود داشته و دارد که موجب شده است بخش خصوصی با تلاش فراوان و البته همکاری دولتمردان به بزرگترین موفقیت دوران زندگی خود دست یابد و آن تاسیس سازمانی به نام نظام صنفی رایانهای کشور بود که پشتوانه قانونی مجلس شورای اســلامی را دارد و حکم رییس منتخب آن از طرف ریاست محترم جمهور صادر میشود. بدیهی اســت که بخشهای مختلف صنف فاوا بعضا نه تنها منافع مشترکی ندارند بلکه در مواردی تضاد منافع نیز پیش میآید. بهطور مثالاگر فقط نظر واردکنندگان ملاك عمل شود باید درهای کشور را باز بگذاریم تا هر آنچه آنها مایلند وارد کنند و در نتیجه فاتحه بخش تولید را بخوانیم و بر عکساگر فقط نظر تولیدکنندگان ملاك عمل باشد، باید درهای کشور را بسته و هر تولیدی را با هر کیفیت و قیمت بپذیریم و فاتحه کیفیت را بخوانیم. به همین دلیل قانونگذار تمامی دستاندرکاراناین حرفه را موظف کرده تا عضواین سازمان باشند و با تعاملوتعادلبخشیدنبهنظراتخود،خواستههایشانرادرچارچوب منافع ملی شکل داده واعلام کنند. با مقدمه بالا و به حکم صریح قانون که سازمان نظام صنفی را نماینده بخشخصوصیفاواووزارتفاوارانمایندهبخشدولتیمیداند،بررسی رابطهاین دو بخش میتواند ما را به نتایجی برساند. پر واضحاست کهبرای تحقق منویات رهبری و تامین منافع ملی، رابطه صمیمی و صادقانه سازمان نظام صنفي و وزارت فاوااز ضروریاتاست. امابانگاهیبهگذشتهدرمییابیمکهسازماننظامصنفیازبدوتشکیل مورد حملات ناجوانمردانه عدهای بودهاست، کهالبته قابل دركاست زیرا فساد رایج به این حرفه نیز نفوذ کرده و منافع عدهای معدود اما بانفوذ در جمع دولتیها و خصوصیها که منافع نامشروع خود را در ابهام و تاریکی و عدم شفافیت بهدست میآورند با تشکیل سازمانی مردمنهاد و مستقل سخت در تضاداست. گروهكهای دیگری نیز برای حفظ منافع فردی خود، به نام منافع جمعی اقدام به راهاندازی دکان و دستكهایی کردهاند. بعضی نیز به دنبال حیاط خلوتهاییبودهاند تابا خیالی آسودهبه تقسیمبیتالمال باافراد مورد نظر خود بپردازند. اقلیتی دیگر هم برای رانتخواری، نه تنها به نام نهاد مردمی رحم نکردهاند، بلکــه از عناوین مهم و محترمی چــون تولید و صادرات سوءاستفادهها کردهاند. خلاصه، این تلاشها برای لطمه زدن بهاتحاد وانسجام و قدرت صنف و بخش خصوصی بسیار بوده و هست، ولی نکتهاساسی و قابل توجه آناست که عکسالعمل دولتیان محترم و مسوولانارجمند وزارت فاوا چگونهبودهاست؟ بگذریمازاینکهاین دکان و دستكهابا چهانتخاباتی واز میان چه کسانی و در کجا و با چهانگیزههایی تشکیل میشوند. انتظار میرفت و میرود که وزارت فاوابر حسب قانون و رسالت خود که تقویت بخش خصوصیاست، از آنها دوری جسته و با بررسی وضعیت آنها به شفافسازی کمك کند. اما متاسفانه مشاهده شدهاست که نه تنها رویی بر آنان ترش نکرده است، بلکه لبخندی رضایتمندانه نیز بر لب داشتهاست. حال این سوال پیش میآید که چرا مسوولان امر از قوت و قدرت و اتحاد وانسجام بخش خصوصی ناراضیاند و هموارهاز تشتت و تجزیه وافتراق واختلاف آنها لبخند رضایت بر لب داشتهاند؟ به نظر جواباین سوال بسیار سادهاست: سلطهطلبی. آری، در دست داشتن قسمتاعظماقتصاد و قدرت ناشیاز آن چنان لذتی برای آنان داشته است که دوری از آن سخت است. براي اثبات ادعای نه چندان خوشایند خود، به فرمایشات و رهنمودهای رهبری نگاهیانداخته و در مقایسهایانطباق آنها رابا عملکرد مقاماتبررسی میکنیم کهاین نیز طبق فرمایشایشاناست که میفرمایند: “حقایقی را که در مورداستکبار و نظام سلطه دراختیار شما قرار دارد یا قرار میگیردافشا کنید، بگویید؛ فضا درست کنید؛ در نطقهایتان، در موضعگیریهای عمومی و مراقب باشید حرف شما و عمل شما به هدفهای آمریکا کمك نکند.”16 1395/3/ شاید مقایسه عملکرد بعضی مسوولان با جنایاتابرقدرتها گناهی نابخشودنی باشد ولیاز آنجا که سلطهگری، خوییاز بشراست و هر آن ممکناست گریبانگیر هر فرد قدرتمندی شود، ذکر آن لازماست، کمااینکه رهبر معظم میفرمایند: “یك خصوصیت دیگر هم مخصوص من و شماست؛ یعنی مایی که به خاطر مسوولیتهایمان حوزه اقتداری داریم؛ چه کوچك و چه بزرگ. این، مضمون آیهای است که تلاوت کردم : «تلك الدّار الأخره نجعلها للّذین لا یریدون علوّا فی الأرض و لا فسادا ». دنبال استعلاء و سلطهجویی و برتریجویی بر مردم نباشیم. این کار، سخت است؛ اما ممکن و لازم است. سلطهجویی، آفتی است که قدرتمداران عالم را همیشه تهدید کرده و بسیاری را لغزانده اســت. ما که قویتر از آنها نیستیم؛ باید مواظب و مراقب باشیم تا نلغزیم. از امیرالمومنین علیهالصّلاةوالسّلام نقل شدهاست که فرمود : «نزلت هذهالأیة فیاهل العدل و التّواضع من الولاة و اهل القدرة من النّاس »(1( این آیه اصلا برای قدرتمندان، ولات و مسوولاناست؛ از روسای سطح بالا گرفته تا مدیریتهای میانی و تا هرجا که حوزه قدرتی وجود دارد. آفت کار ما ایناست کهاز حوزهاقتدار برای سلطهجویی، زورگویی وافزونطلبی استفاده کنیم؛ این خطر بزرگیاست.” ایشان سلطهپذیری را چنین تشریح میفرمایند که: ”سلطهپذیریبهمعنایتسلیمشدنوتشویقکردنسلطهگراناست.” در جایی دیگر موضوعاتی را که سلطهگر بر آن تکیه میکند را چنین تبیین میفرمایند: ”عمده موضوعهایی که قدرتهای سلطهگر در نظام سلطه جهانی برای حفظاین رابطه سلطهگر و سلطهپذیر رویش تکیه میکنند، سه موضوعاست:سلطهفرهنگی،سلطهاقتصادی،سلطهعلمی.لازمهاش هم این است که نگذارند آنطرف سلطهپذیر یا آن کسی که سلطه بر او تحمیل شده، در این سه زمینه به استقلال و به خودباوری و به پیشرفت برسد؛ نه در زمینه مسایل فرهنگی، شاملایمان واعتقاد و فرهنگیِ به معنای خاص؛ ارزشها و هدفها و جهتگیریها؛ نه در زمینهاقتصادی، و نه در زمینه علمی.” در همین جا لازم است این سوال را طرح کنیم که آیا در حال حاضر رابطه دولت با بخش خصوصی رابطه سلطهگر و سلطهپذیر نیست؟ برایرسیدنبهپاسخیصحیحازرهنمودهایرهبریکمكگرفتهوبه سهموضوعیکهسلطهگربنابهفرمودهایشانبرآنهاتکیهدارد،دقتکنیم:

اول موضوع فرهنگی:

حقیقتتلخوغیرقابلانکارایناستکهازنظرفرهنگیبخشخصوصی به حدی از تنزل و سلطهپذیری رسیده است که عدهای رانتخواره همهکاره، به خود اجازه میدهند که در روز روشن، خود را نماینده آنان معرفی کرده و با همپالکیهای دولتی خود حشر و نشر کرده و ابتداییترین حقوق آنها که هویت صنفی آنها وانتخاب آنهاست را زیر پا گذارده و صدایاعتراضیاز صنف به گوش نمیرسد و یااگر فریادی بلند شد در نطفه باید خفه شود. و از آن خفتبارتر آنکه سلطهگر در مجلس یا مجالسی تحت عنوان ارتباط با بخش خصوصی از آنان دعــوت بهعمل آورده تا مطالب و نظراتشان را بشنود و در طنزی تلخافرادی گمنام یا مطرود یاافرادی را که درانتخابات صنفی یااصلاًحضورنداشته و یااگر داشتهاندانتخاب نشدهاند به عنوان نماینده، پشت میکروفن میبرد و بخش خصوصی هم باید افرادی را که نمیشناسد و یا انتخاب نکرده است را به عنوان نماینده خود قبول کند. آیا این حقارت فرهنگی نتیجه پذیرفتن سلطه از جانب سلطهگری قدرتمندنیست؟ و در همینبخش خصوصیله شده، افرادی معلومالحال و حمایت شده از طرف سلطهگر، برای تقویت سلطهپذیری، درجه وقاحت را به جایی رساندهاند که حتی سازمان قانونی خود را به رسمیت نمیشناسند.

دوم موضوع اقتصادی:

معظم له سلطهپذیریاقتصادی را چنین شرح میدهند:

”کشورهای تحت سلطه هرگز یكاقتصاد درست و حسابینداشتهاند. گاهی یك رونق ظاهری داشتهاند، که میبینید دربعضیاز کشورهای تحت سلطه رونق ظاهری دارند؛ اما ساخت اقتصادی خراب است؛ یعنی اگر یك شیر را رویشان ببندند؛ یك حساب را مسدود کنند، یا تصرفاقتصادی کنند،همهچیزفروخواهد ریختونابودخواهندشد” با توجه به رهنمود بالااین سوال مطرحاست که آیا شرکتهای بخش خصوصی ما وابسته به دولت نیستند؟ بدون مجوز دولت میتوانند کاری را شروع کنند؟ حالاگربا پایین وبالا رفتنها، مجوزی هماخذ کردند و دولت قراردادی با آنها نبندد، میتوانندادامه حیات دهند؟ اگر مورد عنایت دولتیان قرار گرفتند و قراردادشان منعقد شد، تا چه حد در قبول یا رد مفاد قرارداد مختارند؟ آیا اگر تن به مفاد تحمیلی قرارداد دادند ولی به هر دلیل از چشــم مسوولیاز مسوولان طرف قراردادافتادند، میتوانند دوباره به راحتی سرپابایستند؟ آیا اگر همه چیز بر وفق مراد پیش رفت و کارشان را به بهترین شکل انجام دادند و مسوول مربوطهبه هر دلیلنخواست تحویلبگیرد، کاری از دست آنان ساختهاست؟ آیااگر کار راانجام دادند و تحویل هم دادند، ولی مسوول دولتی به هر دلیلی دلشنخواست وجهیبپردازد، کسی هست کهبتواندبه مسوول مربوطه بگوید بالای چشمتابرو؟ ایناستاندکیاز رابطه شرکتی در بخش خصوصی با دولت که بعید به نظر میرسد شکی بر سلطهپذیری آنان باقی بگذارد. واما رابطه دولت با بخش خصوصی چگونهاست؟ اگر شرکتی میلیاردها توماناز دولت طلبکارباشد و هزارتومان مالیات یا بیمه بدهکار باشــد دولت بدون توجه به بدهیهای خود، وصول مطالبهاش را پی میگیرد و در صورت هرگونه کوتاهی جریمه و تا حد بسته شدن شرکت و زندانی کردن صاحبان آن شرکت پیش میرود. آیا بیاناین مطالب تلخ، نشاناز رابطه سلطهگر و سلطهپذیر نیست؟

سوم موضوع سیاسی

”... ازلحاظ سیاسی، سلطهگری یعنی سرنوشت یك ملت را در دست گرفتن. همچنانی که در دوران طاغوت، آمریکاییها و رژیم آمریکا بر کشور ما سلطه داشتند و ملت هم هیچکاره بود؛ “بهفرموده رهبری : «از لحاظ سیاسی سلطهگری یعنی سرنوشت یك ملت را دردست گرفتن » آیا دولت سرنوشت حرفهای بخش خصوصی را در دست ندارد؟ آیا فراموش میکنیم در دورانی که سلطهگری کمتر بود و مسوولان با بخش خصوصی رابطهای بر اساس قانون داشتند، همین بخش خصوصی فاوا به کمك صنف مربوطه خود یعنی سازمان نظام صنفی رایانهای پرافتخارترین نمایشگاه را برگزار کرد و سپس با رفتن دولتی و آمدن دولتی دیگر که باز سلطهگری را پیشه کرد چگونه نمایشگاه را ازاوج عزت به حضیض ذلت نزول داد؟ آیا سایه سنگین سلطه دولتی را در اعطای مجوزی برای برگزاری نمایشگاهی کهازابتداییترین حقوقاست را نمیبینیم؟ بیشاز 12 سالاست که با قلدری هر چه تمامتر یا مجوزی به صنف نمیدهندویاشرایطیتحمیلمیکنندکهپذیرشآننهتنهاسلطهپذیری است بلکه شائبههای دیگری نیز در آن نهفتهاست. سلطهگری به حدی رسیده اســت که شرکتهای داوطلب حضور در نمایشگاه باید تن به قبول آییننامههای داخلی دهند که شائبه فسادزایی آن، مشام هرانسان سالمی را میآزارد و بااینکه بارها و بارها گفته شده و توسط مسوولان شنیده شده و با هیچ منطقی قادر به توجیه آن نیستند، ولی با گردنکلفتی و براساس رابطه سلطه، اعلام میدارند همیناست که هست. در همین وزارت فاوا بر طبق قانون نمایندگانیاز بخش خصوصی باید در کمیسیونهایی حضور یابند. نه تنها دعوتیاز صنف برای معرفی نماینده نشده است، بلکه با بیاحترامی هر چه تمامتر خود فردی راانتخاب و به عنوان نماینده بخش خصوصی منصوبش میکنند. آنچه گفته شد، برای اثبات ادعای خود مبنی بر رابطه سلطهگری و سلطهپذیریبین دولت وبخش خصوصیبود و دلیل گفتن آنامیدی است که با انتخاب وزیری جوان در دلها زنده شده است. و این امید وقتی تقویت میشود که بعضی برایادامه روابط مطلوب خود چنگ و دنداننشان داده وبه یاران خود در کانالهای ماهوارهاینیز پناه میبرند. از وزیر جوان انتظار میرود در راســتای تحقق اهداف نظام، طالب رابطهای قانونی و عادلانه و شفاف با نماینده قانونی بخش خصوصی یعنی سازمان نظام صنفی رایانهای باشد و علف هرزههای موجود که تخمشان در بخش خصوصی روییده و در زمین دولت رشد و نمو میکنند را آب یاری نکند. شکی نیست که رابطه سلطهگر و سلطهپذیر، مطلوب بخشیاز بدنه فاسددولتوبخشخصوصیاستکهمنافعبسیار،گردنآنهاراکلفت و شکمهای آنان را متورم ساختهاست. چنانچه وزیر جوان و محبوب ما عزمی جزم کند تااین رابطه رابراساس قانون و عدالت پیش برد و بخش خصوصی هویت و حیثیت خود را باز یابد، شك نکند که سنگبنایانجامبسیاریاز کارهای عظیم را نهاده است وبسیاری را که در طلب روزی حلالاند دعاگوی خود خواهد کرد. ذکر این نکته لازم است که ادامه این روند که ضعف صنف را موجب شدهاست، مایه غم و غصه وانتقاد بسیاریاز دلسوزان شدهاست. امیداست که وزیر عزیز به زودی تعیین تکلیف فرمایند که در راستای سر و سامان بخشی بهایناوضاعاز کِی با مایند و تا کجا؟ واما انتقاد واعتراضبه سلطهگربه هیچ وجه دلیلبر تایید سلطهپذیر نیست. بلکه سلطهپذیری خفتبارتر و زشتتر از سلطهگری است. همانگونه که بر حسب وظیفه وزارت فاوا را به عنوان نماینده دولت میدانیم ولی انتقاداتی داریم، سازمان نظام صنفی رایانهای را نیز به عنواننمایندهبخش خصوصی پذیرفته واحترام میکنیماماانتقادات بسیار داریم. پشت کردن مشتی نادان بهدلایلی که تا حدی گفته شد به هیچوجه نباید دستاویزی شود برای مسوولان صنفی تا هر مخالفی را به همان نگاه برانداز کنند. اگر سلطهگریاتفاقافتاده مسوولیت آن با پذیرنده سلطه نیز هست. وقتی در وقت مناسب نظری مناسب نداریم. وقتی پای منافع فردی پیش میآید محافظهکاریم. وقتی باید نقد کرد حمایت میکنیم. وقتی باید حمایت کرد سکوت میکنیم. وقتی هدف و راهبرد نداریم. وقتی شرایط را درك نمیکنیم. وقتی در مقابل عدم شفافیت خود بیتفاوتیم. وقتی خودمان به کار تیمی و جمعیاعتقادی نداریم. وقتی کار سیاسی را با سیاستبازیاشتباه میگیریم. وقتی نمیتوانیماز خودمان بگذریم. وقتیبا یگدیگر متحد و منسجمنیستیم. وقتی خودباوری نداریم. و خلاصه دهها ضعف و درد ونقصان دیگر داریم که لاجرم نتیجهاش میشود سلطه دولتیان بر ما.

*

ريیس اسبق سازمان نظام صنفی رايانهای

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.