پی بیکارسباهزشوازیروتزج م و جا ع اط وهاندیهخابهرااتیمآهزالاعادت:کارانو انبوهکارگراندیجیتالی

Asre Ertebat - - پرونده - عباسپورخصالیان •

هفتهای که گذشت دارای دو مناسبت فاوایی بود: روز ملی آزادکاران ‪National Day of(‬

Freelancers ) که مصادف بود با چهاردهم می؛ و روز جهانی مخابرات و جامعه اطلاعات

‪World Telecommunication and(‬

‪Information Society Day‬ ) که برابر بود با هفدهم می. مناسبت نخســت )روز ملی آزادکاران( در کشــور ما هنوز فاقد متولی است و لذا اصلا مطرح نشده ولی مناسبت دوم، )روز جهانی مخابرات و جامعــه اطلاعات( هرچند دارای متولی بزرگی در ســطح وزارت ارتباطات و فناوریاطلاعاتاست، اما همه ساله با غلطها و نارساییهای فراوان مطرح میشود. نه «روز ملی آزادکاران» برای «مای نوعی»، روز تعریف شــدهای اســت و نه روز جهانی مخابرات و جامعه اطلاعات برای دادســرای فرهنگ و رسانه، مناسبت خاصیاست. بهرغم وجود این دو مجهول و چند صورت-مساله چندمجهولی دیگر، دادسرای فرهنگ و رسانه، امسال بهموقع به پیشواز همه آنها رفت و در اقدامی جســورانه، آن مسدودسازی بزرگ را کلید زد کــه در اثرش، هــزاران آزادکار و میلیونها کارگر دیجیتالی بیکار شدند. مشکلات فعالیت دادسرای فرهنگ و رسانه

“آزادکار” Freelancer( ) مفهومی اســت اقتصادی به معنی کســی که جدای از دیگر کارگران به فعالیت اقتصادی مشغول است. این نامگذاری خاص برای تمیز فعالاقتصادی از مفهوم «کارگر» درست شدهاست. «کارگر»

labor( ) در اصــل به کســی میگویند که در اجتماع کارگران یک کارخانه یا مجتمع اقتصادی فعالیت تیمی میکند. دادسرای فرهنگ و رسانه که تازه در بهمن ماه 1۳89 در تهران تشکیل شــده بود، دو هفته پیش، دانسته و ندانسته، به پیشواز روز آزادکاران و به استقبال روز جهانی مخابرات و جامعــه اطلاعات رفــت و تاثیرگذارترین اقدام تاریخی خود طی هشــت ســال اخیر را بــا مسدودســازی پیامرســان «پیکان آبی» با بیش از هــزاران آزادکار الکترونیکی

e-freelancer( ) و چهــل و چند میلیون کارگر دیجیتالی ‪digital labor(‬ ) در داخل کشــور عملی کرد ]در مورد مفهوم کارگر دیجیتالی، رجوع شــود به گزارش قبلیام: «کارگران دیجیتالی، زیاندیدگان از تحریم داخلی و مسدودسازی بزرگ»، عصر ارتباط، شنبه 22 اردیبهشت 1۳97.] باید توجه داشت که: در دادسرای فرهنگ و رسانه به جرایم مربوط به حق مولف و شکایات علیهانتشار محتواهای خلاف واقع وانتشار کتابهای ضاله در برخی میادین، رسیدگی میشود. فعالیت دادسرای فرهنگ و رسانه، متمرکز اســت روی 10 محــور اصلــی در حــوزه «فرهنــگ» و جرایم مرتبط با آن، شــامل: میراث فرهنگــی، چاپ و ادبیــات هنری، هنرهای اجرایی، هنرهای تجسمی، سینما، رادیو، تلویزیون، طبیعت و مسایل مربوط به محیطزیست، و رسیدگی تخصصیبه مسایل مطبوعاتی. در دادسرای فرهنگ و رسانه به جنبههای فرهنگی حوزههای مذکور پرداخته میشــود. بهطور مثال اگر کسی در وبگاهی مطلبی منتشــر کند؛ دادســرا چارهای جز مسدودسازی آن وبگاه ندارد و نمیشناسد؛ زیرا آدرس و نحوه دسترسی به پدیدآورنده آن وبگاه در اختیار افراد و دستگاههای متعددی است که برقراریارتباط با یکایک آنها مشکل است. پس چاره کار، لاجرم: مسدودسازی آن وبگاه است! خروجی ادعایی کار این دادسرا، ایجادامنیت فرهنگی در داخل کشوراست. در دوحالت دادسرای فرهنگ و رسانه فعال میشود: یا باید در رســانه جرمی رخ دهد تا دادســتانی ورود کند یا اگر جرمی در رسانه رخ نمیدهد،بایدموضوع دخالتدادســرا • مرتبط با حوزه دادستانی فرهنگی باشد. لذا مشکلات فعالیت دادسرای فرهنگ و رسانه متعدد هســتند: از ســویی، تعداد متولیان مســایل فرهنگی در کشور بســیار زیاد و از • سوی دیگر، اطلاعات مربوط به آنها پراکنده اســت و دسترسی به آنها آســان نیست. در • ضمن برخوردهای پلیسی نیز در پروندههای فرهنگی جوابگونیستند. مشکل اصلی، اما این اســت که: رسانهها در ایران، جای احــزاب را گرفتهاند درحالیکه بهزعم متولیان کشــور، نقش و کار رسانهها چیز دیگری اســت. درنتیجه: همه )یعنی اصحاب رســانه و عموم کاربران( باید خط قرمزهای نوشته و نانوشتهای را که از بالا به پایین دیکته و هر روز بر حجــم آنها افزوده میشود، رعایت کنند. مشکل دیگر دادسرای فرهنگ و رسانه، علاوه بر همهگیر و همهجانبه بودن مقوله «امنیت سیاسی کشور »، جدید بودن و حساس بودن مقوله «حریم خصوصی » Privacy( ) برای ما ایرانیان، عدم رعایــت مرزهای حریم فرد خصوصی و فرد حقوقی توســط حکمرانان، اصحاب رسانه و کاربران است. زیرا کمتر از دو دهه است که مقوله «حریم خصوصی » وارد گفتار و نوشتارایرانیان شده، لذا نه دادگستران تعریف مشخصی از آن دارند، نه دانشگاهیان ما در این حوزه اندیشهورزی کردهاند. مردم هم هکذا! انگشتشــمارند کسانی در میان کاربران که از حقــوق حریم خصوصی خود آگاهی دارند. اکثر ایشان نیز در این وانفسای تحریم و کمبود پنجرههایباز، باانتظار گشوده شدن روزنههاییاز آزادی، حاضر به مصالحه و معامله و فروش بخشهاییاز حریم خصوصی خود هستند. اتحادیه بینالمللی مخابرات، شــعار امسال هفدهم می را ‪Enabling the positive‬

‪Use of AI for All‬ یا «پذیراسازی استفاده مثبت از هوش مصنوعــی برای همه» اعلام کرده بــود. یکی از دهها خطــر عمده هوش مصنوعی، خطر تجاوز گسترده فنسالاران به حریم فرد خصوصی و فرد حقیقیاست! اما هنوز درک مای نوعی از این مقولات، ناقص و ناکافیاست. اقدام اخیر دادسرا، بلاکینگ بود و نهفیلترينگ! هنوز بســیاری از کارگزاران قــوه قضاییه، اغلب کاربران و برخی از «فا»نویسان، اقدام دادسرایی را که دسترســی کاربران داخل کشــور به پیامرســان «پیکان آبی » را غیر قانونی اعلام کرده اســت ، «فیلترینگ» یا پالایش مینامند، اما نام درســت این اقدام، فیلترینگ نیست! نام شریفش : «بلاکینگ» یا مسدودسازیاست! برای آنکه برخــی از ابعاد این اقدام روشــن شــود، در زیر میپردازم بــه فرقهای میان فیلترگذاری و مسدودسازی:

در فیلترگذاری، ســعی میشود، نکتهای در پیام و «مظــروف» حذف شــود؛ اما در مسدودسازی، دسترسی به رسانه و «ظرف» ناممکن یا سخت میشود.

در فیلترگذاری، حساسیت ممیزان متمرکز اســت روی یک نام یا عبارتی معین؛ اما در مسدودسازی، خود محمل پیام، برای ممیزان حساسیتانگیزاست.

فیلترینگ، نوع خفیف ممیزی است؛ ولی مسدودسازی، قویترین نوع سانسوراست.

فیلترگــذاری چون محتوامحور اســت، بر دو نوع اســت؛ فیلترگــذاری فنی یعنی پالایش محتوایی خاص به کمک ابزار فنی؛ و فیلترگذاری قانونی یعنی بدون استفاده از ابزار فنی، صرفا با استفاده از قدرت قانون. اما مسدودســازی، چه فنی صورتپذیرد چه با ظاهر قانونیانجام گیرد، در هر صورتامری به ظاهر قانونی است یعنی صرفا صورت و ظاهر قانونی دارد و در اصل، فاقد ماهیت قانونی و روح قانوناست زیرا عملی به عنف و زیرسوال است: هیچ قانونی، مثبت و منفی، تر و خشک یا سره و همه را باهم یکجا نمیسوزاند، و فرض را براین نمیگذارد که عموم کاربران یا نادان و یا مجرماند مگر خلافش ثابت شود. ازابعاد خُسرانی کهاین مسدودسازی نابهنگام به منافع قاطبه کاربران کشور وارد کردهاست، همگان به مرور زمان باخبر میشوند: خدای ناکرده هنگامی که دیگر دیراست. اينترنــت : «کــوه تاپالــهای با مرواريدهای پنهان در لابهلای آن »

من در گزارشــم تحت عنــوان «کارگران دیجیتالــیِ زیاندیده از تحریــم داخلی و مسدودســازی بزرگ» ســعی کــردم بُعد جمعیتی خســران را تاحدودی نشان دهم؛ ولی این اقدام آن دادسرای محترم را میتوان ازابعاد مختلف بررسی کرد. یــوزف وَیتســنباُم Joseph(

Weizenbaum ،) آلمانیتبارِ آمریکایی پدیدآورنــده فضــای ســایبری، میگوید: اینترنت، مانند کوه تاپالهای است که لابهلای آن، مرواریدهایی را پنهان کرده باشند. برخلاف تمثیل فوق میتوان گفت: رسانههای اجتماعی «معادن مرواریدی» هســتند که درون آنها در کنار انبوهی از اشیای پرارزش، چیزهای بیارزش یا کمارزش ممکن است یافت شوند. دادرسانان محترم! اگر میتوانید به ريشه بزنید!

اینترنــت و شــبکههای اجتماعــی آن، سیســتم عامل های سیاســت جهــان هستند؛ یعنی، بر خلاف انتظار طرفداران خوشخیال فضای ســایبری، این فضا به منطقهای آزاد برای همهانواع بهرهبرداریها و بهرهمنديهــای خــوب بــدل نشــد. سازمانهای جاسوســی در همه دولتها و در بسیاری از بخشهای اقتصادی برای ســرکوب جنبشها و کنتــرل ارتباطات مردم، مداخلهگری کردند و میکنند؛ آنها با وســواس، دقت و کفایــت، زمام کنترل فضای ســایبری را در دســتان قدرتمند خود گرفتهانــد. اگر در اواخر هــزاره دوم، کمتر کسی از مشکل جاســوسافزارها و باجافزارهای اینترنت آگاه بود، امروزه همه میدانند که بزرگترین مدافعان آزادسازی فضای ســایبری و رعایت حق جریان آزاد اطلاعات در کشورهاCIA، و موساد هستند. پــس دادســرای محتــرم، چرا تیشــه به شریانهای اصلی فساد نمیزند؟ و دستکم، شبکه ملی اطلاعات کشور را از شر اینترنت جهانی جدا نمیکند؟ - معلوم اســت چرا: چون در چنان فقر دانشی و ضعف مدیریتی دستوپا میزنیم که بهناگاه و ناآگاه به تحریم داخلی خود میپردازیم! بهجای آنکه با قدرت از فرصتهای زمانه، استفاده کنیم!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.