درسهایی برای حکمرانی در فضای سایبر

انطلاعا نخسیت،

Asre Ertebat - - پرونده - سيامك قاجار قيونلو ‪Rees and Shultz(‬ ‪Corcoran, Datcher and Duncan(‬ ‪Pellizzari( Montgomery(‬ SMEs( ‪Eli Whitney(‬ No PAT.

*پژوهشگر حقوق سايبر و وكيل دادگستري

با گسترش تکنولوژیهای ارتباطی، بهويژه نسل جديد اپهای اجتماعی مانند وايبر، واتساپ و تلگرام، ابعاد جديدی از ارتباطات شکل میگرفت كه جامعه چندان به تبعات اين قدرت جديد آگاهی نداشت. بهدليل ابهام در كيفيت حفظ امنيت حريم خصوصی ايرانيان و نبود قوانين موثر در اين زمينه – بهرغم وجود قانون تجارتالکترونيکی 1382- نرمافزارهای خارجی روز به روز قدرت بيشتری يافتند. از طرف ديگر معرفی نرمافزارهای داخلی و بومی ارتباطی و سوشال با تاخير چندساله در ورود به اين بازار، عمدتا بهدليل استفاده از سرورهای داخلی با استقبال شهروندان ايرانی مواجه نشــد؛ هرچند برنامههای خارجی معــروف نيز بين ايرانيان رواج نيافت. طبق آمار غيررســمی، پيامرســان تلگــرام بيش از 50درصد پهنای باند كشــور را اشــغال ميكرد و با بيش از 45 ميليون عضــو، روزانه بيش از ‪/2 5‬ ميليارد پيام در آن ردوبدل میشد. استفاده بيش از 50 درصد پهنای باند توســط تنها يک پيامرســان اجتماعی با كاربردهای محدود، از نظر اســتانداردهای توســعه تجارتالکترونيکی، دولتالکترونيکی و ساير طرحهای عملياتی مربــوط به اتحاديه جهانــی ارتباطات از راه دور، يک فاجعه تمامعيار است، يعنی فقدان كاربردها و طرحهای عمليات اســتاندارد مرتبط با توســعه و پيشرفت كشور. قدرتی بزرگ برای يک نرمافــزار خصوصی خارجی كه حتی در كشــورهای با نظام باز نيز از آن استقبال نمیشــود. اما از ســوی ديگر، وجود ايــن ظرفيت خودساخته كه بدون تدبير مسوولان و بهطور طبيعی شــکل گرفت، میتوانســت فرصتهای اقتصادی، سياســی و اجتماعی بســيار خيرهكننــدهای برای كشور داشته باشــد. وجود اين اجتماع عظيم طبعا پيچيدگیهای بسياری از منظر روابط صرفا اجتماعی تااقتصادی و سياسی و حتی زيستمحيطی دارد. ازاين نظر تحقيق و بررسی اجزا و قطعاتايناجتماع عظيماز نظر طبيعتانسانی، روشهای تحقيق جامعهشناسی، آناليزهای رياضی و آماری و همچنين علوم كامپيوتر مستلزم همکاری درونرشتهای متخصصاناست. حال باتوجه به مقصود اين نوشــته كه بايد آن را مقدمهای بر آثار گوناگون فيلترينگ يک سيســتم ارتباطی در اندازههای تلگرام دانست، نکاتی راجعبه فرصتهای اقتصادی بيان خواهد شد.

الف- جریان اطلاعات اقتصادی 1. ایجاد بازار و ظرفیت اقتصادی

از نظر كاركردها و تاثيرات اقتصادی از چند منظر اين موضوع را میتوان مورد بررسی قرار داد. نخستاز منظر كاريابی و شبکه منظم اطلاعرســانی برای عده كثير بيکارانی كه در انتظار فرصت شــغل در شبکه حضور دارند. حتی در كشوری چون آمريکا در زمينه كاريابی نقش شبکه اجتماعی – جمع هممحلهها، دوستان و آشنايان- قویتراز سايرابزارهای كاريابی مانند بنگاهها يا تبليغات شركتها بودهاست. در ســال 1951 در يک تحقيق اقتصــادی، محققان متوجه شــدند كه 62 درصد از مصاحبهشوندگان از طريق ارتباطات اجتماعی نخســتين شغل خود را به دســت آوردند، درحالیكه تنها 23 درصد با مراجعه مستقيم به بنگاه صاحب شغل شــدند. 15 درصد از اين افراد از طريق بنگاههای كاريابی و تبليغات ســر كار رفتند. اين الگو كه در زمينــه صنعت پارچهبافی يکی از ايالات آمريکا به دســت آمــد، در تحقيقات اقتصادیســالهای1970 ،) ‪،) 1980‬ و1991 ،)و2009 ) ثابت و مشخص شد كه در تمام زمينههای اقتصادی و اشکال جوامع سنتی و پيشرفته قابل تسریاست. بازار كار حتی در يک كشور با توجه به ويژگیهای منطقهای، فرهنگی و قومی از تفاوتهای زيادی برخوردار است. محــل كار، مهارتهــای لازم، ويژگیهای محيطی، رقابت و غيره زمينههای پيشينی برای كسب مشاغل محسوب میشود. اين عدم تجانس به اين مفهوم است كه «اطلاعات» نقش كليدی برای شغل و اشتغال افراد دارد، چون سرعت و دقت نيازمند اطلاعات دقيق است. از طرف ديگر، صرف وجود يک اجتماع چند ميليونی در يک برنامه ارتباطی، بهطور طبيعی جذابيت زيادی برای كسبوكارهایاقتصادیاز طيف بزرگ، متوسط و كوچک تا خانوادگی ايجاد خواهد كرد. دولتها با توجه به الگوهای متفاوت سيســتمهای ارتباطی از طيف يک اجتماع تمامعيار مانند فيسبوک يا لينکداين تا پيامرسانهای ســاده، تلاش میكنند استعدادهای هريکاز آنها را با توجه بهاهدافاين برنامههایارتباطی مراقبت كنند. طبعا با توجه به ســطح ســواد، جمعيتشناســی، محدوديت پهنای باند، و بســياری ديگــر از عوامل، كســبوكارهای كوچک از رهگــذر ارزانی حضور در پلتفرم شــبهتجارت الکترونيکی تلگرام، آن را ابزاری مناسب برای استفاده از ظرفيتهای موجود در تبليغ محصول و خدمات میكرد. دولتی كه با بحرانهای اجتماعی و فرهنگی پیدرپی، اعتراضات جسته و گريخته و نرخ فاجعهبار بيکاری و جرايم طبيعی دستوپنجه نرم میكند و هنوز نتوانسته برنامههای مشخص و موثر برای كاهش نرخ بيکاریارايه دهد، میتوانست با قانونمند ساختن اين فضا، باروری اقتصادی آن را بهطور معجزهآسايی فزونی بخشد؛ كاری كه چين در سال 2016 ميلادی انجام داد. وقتی دولت چين دريافت كه بخشی از اقتصاد آنلاين از طريق شبکههای اجتماعی موبايل صورت میگيرد، فقط در يک مــورد، بلافاصله قانونــی تصويب كرد تا كسانی كه در تبليغات و نمايش كالا و خدمات مرتکب تقلب میشــوند، تا 400 هزار دلار جريمه بپردازند. چرا؟ چون اين كشور برای رسيدن به مقام دوم اقتصاد ديجيتال در دنيــا بايد از همــه ظرفيتهای تجارت الکترونيکیاستفاده كند. كشــوری كه تنها در يــک روز جمعه ســياه بالغ بر 170ميليارد دلار مبادلات آنلاين انجام میدهد، بايد عزمی راسخ در از بين بردن سوءاستفادهها داشته باشد. واقعيت اين اســت راهی كه كشورها به سمت تجارت الکترونيکی و شکوفايی اقتصاد ديجيتال میپيمايند، يکسان نيست. ظرفيتهای اقتصادی و اجتماعی كه شهروندان ايرانی با ابتکارات شخصی خود به وجود آوردند، شايسته يک تدبير عميق دولتی بود تــا آن بخش از تهديدها را كه مانع شکوفايی اســتعدادهای آن میشد از بين ببرند، بهويژه آنکه شعار ملی ســال 1397 حمايت از كالای ايرانی است. بخش مهمی از رســالت انجام اين شعار آيا اين نبود تا كسانی كه اكنون شاغل به يک حرفه هستند بتوانند از طريق لجســتيک تبليغات و پرداخت مالی، كالا يا خدماتی را كه درايران ترجيحا بااستفادهاز دانش و مواد ايرانی ساخته شده به دست مصرفكننده برسانند؟ آيا نخستين شرط آن اين نيست كه ايرانی شاغل باشد؟ آيا بهجز وجود «بازار» برای عرضه، توليد كالای ايرانی موضوعيت پيدا میكند؟ چطور ممکن اســت بدون وجود وسايل – لجســتيک– مبادله و معاوضه، ارزش چيزی را بهعنوان كالا يا خدمت مشــخص كرد؟ آيا معامله و مبادله به هر شکلی خارجاز مالکيت خصوصی و شخصیامکانپذيراست؟ بازار آزاد محل مناسبی برای تعيين ارزش است، منوط بهاينکه هم آزاد باشد و هم لجستيک نمايش و بازاريابی آن وجود داشته باشــد. همه میدانيم كه نرخ بيکاری در كشورمان بالاست؛ بدين معنا كه بنگاههای اقتصاد سنتی در ايران تضعيف شدهاند و توليد كالا و خدمات در ايران بازار بسيار محدودی دارد. علل تضعيف بازار و محدوديت مبادله به اقلامی مانند ارز، طلا و مســتغلات قبلا در سلسله مقالات راجعبه فيلترينگ بيان شده است )شماره های 826 تا 828 .) بهعلاوه برای قشر جوان و تحصيلکرده برای آنکه بتوانند كسبوكاری راه بيندازند نياز به سرمايه اوليه زياد برای پرداخت اجاره و هزينههای بالاسری دارد و در شرايط كنونی كه با تصويب قانون روابط موجر و مستاجر 1376 و از بين رفتن نهاد بسيار بامعنا و باارزش سرقفلی كه حافظ «عرق جبين » و «كار» كســبه جزء بود، عملا سالبه به انتفاء موضوع شده است. ازاين نظر، تجارتالکترونيکیاكنون تنها بستریاست كه به قشر جوان، تحصيلکرده و فاقد سرمايه، اجازه و امکان میدهد تا از اين طريق محصول و خدمت خود را در معرض ديد عموم قرار داده و استعداد تجاری شدن فعاليت خود را موجود كند. وقتی دولت قادر نيست اسباب مادی ايجاد كسبوكار را بهطور ارزان و فراگير در دسترس همه قرار دهد، و در غياب اقتصاد سنتی كارآمد، بازارهای مجازی بومی كه طی سالها شــکل گرفتهاند، يک فرصت بزرگ برای اقتصاد كشور اســت. اين بازارها دارای ارزش افزوده غيرملموسی هستند كه دولتها نهتنها از آن استقبال میكنند بلکه بهشدت سعی در محافظت و قانونمند كردن آن دارند. از طرف ديگر، بســتر تجارت الکترونيکی مبتنی بر وب، اگرچه ممکن است برای قشر تحصيلکرده مهيا باشد، اما برای آن دسته بزرگ از خانوادههای فقير در شهرهای كوچک كه هم سواد كمی دارند و هم سن بالا، راهاندازی كســبوكار الکترونيکی جز از طريق اپهايی مانند تلگرام يا اينســتاگرام اساســا ممکن نيست. اينکه مردم عامی و تکسرپرستانی بهعنوان مادر خانواده درآمد لازم برای سير كردن شکم خود و فرزندشان را بااستفادهاز شبکههای كوچکاجتماعی مديريت میكننــد و از ميان آنها تلگــرام را بهدليل ســادگی، ارزانی و آســانی برمیگزينند تا محصول خود را به ميليونها مصرفكننده بالقوهای كه از باب تفنن وايمنیارتباطات خصوصی دراين شبکه حضور واقعی داشتند عرضه كنند، تعريف يک رابطه ساده، بیتکلف و واقعی از ارتباطات اجتماعی نوين بود كه میتوانست الگوی رقابتی مناسبی برای محصولات سوشال ايرانی باشد. وجود هر بازار بزرگ اقتصــادی تجارت الکترونيکی با وجود فرصتها و همزمان تهديدهای بســيار بزرگ است. تقلب و سوءاستفاده بخشی از ذات و دوات جريان كنش-واكنشهای هر پديده خوب و مفيد است. چرا از آزادی سوءاستفاده میشود؟ چون آزادی خوب است. اگر از آزادی سوءاستفاده نشــود كه آزادی نيست. از آزادی همواره سوءاستفاده شده و خواهد شد، و جامعه برخــوردار از آزادي همواره ضرر ميبينــد. اما تاريخ تمدن نشان داده كه مضرات آزادی در مقايسه با منافع آن آنقدر ناچيز است كه پذيرش اصل آزادي را توجيه ميكند. )اين موضوع را در مبحث سياسی و فرهنگی و توصيف آثار ویپیان در تحقق «وادی رها» به تفصيل زياد بررسی خواهيم كرد(. در هر حال، وجود دفاكتو اين ســرمايه ملی از منظر قواعد مالکيت فکری قادر بود تــا صدها ميليارد دلار پتانســيلهای اقتصاد ديجيتال را در يک كشور آزاد كند. دارايیهای غيرملموس بنيان اقتصاد قرن بيستم و بيستويکم را به ســوی دنيای تکنولوژی سطح بالا رهنمون شده است و هيچ كشوری قادر نيست بدون توجه به اين نوع دارايی، اقتصاد ملــی و توليد ملی را سازماندهی كند. ورایقاعدهبنگاههایكوچکومتوســط ) بهتازگی در بستر نرمافزارهای اجتماعی، اقتصاد جزءخانواده بهعنوان يک عامل جديد در اقتصاد كل كشور، بهويژه در شرايط ركود تورمی پديدهای نوظهور درايران بود كه شايسته يک رفتار قانونی-اداری برای شکوفايی مصنوعات دستی-خانوادگی محسوب میشد. ســاخت و ايجاد بازارهای فيزيکی قابل استفاده برای كســبوكارهای كوچک و خانوادگــی در اندازههای بزرگ متضمن سرمايهگذاری بسيار، زمان طولانی و يک اقتصاد باز، پويا و گسترده است كه در بستر تجارت الکترونيکی بدون نياز به صــرف هزينههای فيزيکی، ايجاد بخشی از اين بازار ممکن و قابل دسترس است. آيا متخصصان اقتصادی و مهندسان شهری به ارزش زمينهای فيزيکی برای ايجــاد زمينههای تفريح و ورزش جوانان تا به حال توجهی داشتهاند كه ساخت اين «مال»هــا و «مراكز تجــاری » فيزيکی با وجود اجارههای نجومــی مغازهها نهتنها يــک پديده ضد اقتصادی، كه ضد اجتماعی و فرهنگی است. حمايت از كالای ايرانی – اگر اراده واقعی بر آن باشد– نيازمند يک بازار قوی، قانونمند، در دســترس و وجود نظام مســووليت مدنی مدرن است. بخشــی از اين بازار قدرتمند بالقوه در جامعه 45 ميليونی وجود داشــت فقط كافی بود تا با شناخت و دقت در اصول كار و اجرا، قوانين و قواعد مناسب را تدوين و استعدادها را شکوفا كرد. درادامه توضيح مختصری راجع به مفهوم حمايت از كالای ايرانــی میدهيم تا عنصــر اقتصادی بالقوه جامعه مجازی را كه میتوانست با قواعد و قوانين علمی و عملی به فعليت برسد، مشاهده كنيم.

2. حمایت از کالای ایرانــی: محتوای منجر به اقتصاد، عبور از جاده مالکیت فکری

آمريکا در دهه 40 ميلادی برای مقابله با تهديد آلمان نازی و ژاپن با بســيج ملی مردم كشــورش در مدت چهار سال و با سه شــيفت كاری در شبانهروز بيش از دو برابر و نيم توليدات مجموع اين دو كشور قدرتمند و جنگطلب، ادوات نظامی و صنعتی برای شکســت متحدين توليد كرد. اين كارخانههاي غولپيکر بعد از تسليم ژاپن و پايان جنگ جهانی دوم، با تغيير خط توليد خود به ساخت كالاهای صنعتی، شهری و خانگی رهبری اقتصادی آمريکا را در جهــان تضمين كردند. اين پيشــرفت خارقالعاده خط توليد صنعتی، آنهم فقط در عرض چهار تا پنج ســال نتيجه آن درس مهمی بود كه الی ويتنــی )حدود150ســالقبلبه رهبران آمريکا داده بود. اشــکهای ميهنپرســتانه وی كه «همه آن چيزي كه از اختراعم به دســت آوردم حتي خرج سفر براي احقاق حقم را دربر نداشــت. من بهترين ســالهاي جواني و ثروتم را براي به دســت آوردن چيزي صرف كردم كه پشــيزي ارزش نداشــت» اينها اعترافات تکاندهنده پيش از مرگ الي ويتني -مخترع ماشين پنبه پاکكني- براي يک دوست بود. اين ماشين چون ميتوانست دانههاي پنبه را از الياف خود جدا ســازد، بزرگترين مانع توليد كتان، يعني پروسه وقتگير جداسازي را حل كرد و خروجی نيروي كار را چندصد برابر فزوني بخشيد، بهنحوي كه از نظر اقتصادي توليد كتان كاملا بهصرفه شــد و صادرات آمريکا به اروپا از 230 تن در 1793 به 43 هزار تن در 1810 رسيد. اين اختراع كشاورزي، جنوب آمريکا را احيا كرد، غرب را توسعه و ترقي بخشيد و براي شمال سرمايه لازم در ايجاد صنعت بهوجود آورد؛ كشوري كه علامت خاص ويتني را در خيابانها و موزهها جاودانه كرد، اما ثروتش را به يغما برد. به محض اينکه همســايگان پي به اختراع وي بردند، شــبانه وارد حريم خانه او شدند و طرح ســازه او را به سرقت بردند و بلافاصله در سراســر ايالت جورجيا از روي آن ساختند. ويتني با مشاركت مالي وكيل ميلر در 1793 به ثبت اختراع ماشــين خود اقدام كرد، اما نتوانســت از ساخت غيرقانوني و اســتفاده اقتصادی ديگران جلوگيري كند. در جورجيا دعوايي عليه سارقان ايدهاش مطرح كرد، اما دادگاه حکم موثري بر جبران، پرداخت خســارت و بازدارندگی )ارســال ســيگنال به متخلفان بالقوه( صادر نکرد. طرفهاي شکايت شاهدی جعل كردند تا بگويند در سوييس، انگليس و ايرلند شبيه اين دستگاه را ديدهاند كه نو بودن كار ويتني را بهدليل جديد نبودن مخدوش كنند. پس وي به اين كشورها سفر كرد تا شايد در آنجا بتواند حقانيت خود را اثبات كند و در بعضي از آنها پيروز شد. به آمريکا بازگشت و در بسياري از دادگاهها نيز توانست حقانيت خود را ثابت كند و 15 سال پس از نخستين طرح دعوي، دادگاه حکم قطعي بر مخترع بودن وي صادر كرد. اما آيا اينها براي ويتني پيروزي بود؟ ويتني براي ثبت حق اختراع و مبارزه با سارقان فکرش، به اجبار به تمام كشــورهاي متمدن آن روز سفر كرد و تقريبا تمامي دادگاههــاي آمريکا و اروپا را به چالش حمايت قانوني از سرمايه، دانش و وقت خود فراخواند و سرانجام نيز موفق شد، اما آنچه عايدش شد حتي هزينه سفرهاي او را جبران نميكرد. آنچه براي جامعه ارزش بسيار داشت، براي فردي ازاين جامعه – مخترعش– به پشيزي نيارزيد. حکم پيــروزي دادگاه و مخترع شــمردن وي، براي او ديگر چه اهميتي داشــت، مادامی كه حتی ثروت پدریاش را برای حفظ دســتاورد خود از دست داده بود. اين تقابل تراژيک دو منفعت مشروع فرد و جامعه را كه بهناچار بايد زندگي مسالمتآميزي ميداشتند با چنين فرجامي به قرباني شدن يکياز آنها بايد به منظره نشست تا ريشه نوآوري و نبوغ فردی خشکانده شود. اين واقعهاگرچه جنوب رانسبتبه شمال برتريبخشيد و يکي از عوامل جنگ داخلي عليه بردهداري شد، اما آمريکا را از خواب خرگوشي بيدار كرد. بسياري معتقدند بهدليلاين واقعه بود كهايالات متحده آمريکا ناگهان به ارزش استراتژيک «نظام قانوني موثر مالکيت فکري » پي برد: عزم آهنين برای يک «اجرای بیرحم نسبت به سارقان ادبی با آثار مالی بزرگ به نفع پديدآورنده برای حفظ حقوق وی » و حاكماناين كشور را بر آن داشــت تا كاملترين، دقيقترين و قويترين سيستم حمايت قانوني را در سراسر كشور سازماندهي كنند كه بعدها بتوانند مــدال رهبري صنعتي و ادبی جهان را بر دوش خود نصب كنند. دستاوردي كه بهسرعت به اروپا سرايت كرد و آنها نيز دريافتند كه بايد چنين نظام موثري را ســازماندهی كنند. پس، حمايت از «كالا»ی ايرانی فرع بر حمايت از «توليد» كالای ايرانی است و حمايت از توليد كالای ايرانی فرع بر حمايت از «آفريننده» و «پديدآورنده» آن است. توليد هر كالا يا خدمت به هر قدر واندازه متضمن آن اســت كه كالای توليدشــده با حفظ اصالت فکر سازندگان آن كالا، ارزشی افزوده برای عرضه و فروش به جامعه ارايه كند. به همين دليلاست كه در نظم كنونیاقتصاد جهانی هر كشوری كه بتواندافکار، گفتار و رفتار شهروندان خود را تبديل به كالا يا خدمتی كند كه خارجی درازای آن پول پرداخت كند، آن كالا يا خدمت میتواند يک كالای با كيفيت ملی محسوب شود؛ مشروط بر آنکه بتوانيم فکر سازنده را به كالا يا خدمتشاز نظر حقوقی مرتبط كنيم. اينارتباط حقوقی يعنی «تحقق بيع صحيح » -چنانچه قالب بيع را مناسب بدانيم- از طريق اعطای مالکيت فکری از هر نوع و شــاخهاش. مهم نيست مولف يک كتاب باشيد يا طراح يک ميز و كتابخانه، شانه سلماني يا اسباببازي ميســازيد، در بخش تحقيق و توسعه يک شركت كار ميكنيد يا سس گوجهفرنگي و مواد غذايي توليد ميكنيد، ميوه و پسته به بار میآوريد. از لباسي كه ميپوشيم تا هر كالا، محصول، خدمت طرح يا سليقهاي كه موضوع معامله و مبادله يا ارتباط قرار ميگيرد، بهنحوي از چتر حمايتي نظام مالکيت فکري متاثراست يا بايد متاثر باشد. از دندانگير و عروسکي كه فرزندمان با تولدش به آغوش ميگيرد تا آرايش و طرح چيدمان گل و سنگ قبري كه به هنگام عزيمت از دنياي خاكي به زير آن ميآرمد، از پديده مالکيت فکري متاثر اســت. در جامعه امروزي نميتوان كالا يا خدماتي اصيل بــا ادعای توليد ملی بدون چتر حمايتي حقوق مالکيت فکري متصور شد. كالايي مانند يک ماشين لباسشويي را در نظر بگيريم: در آن واحد، مجموعهاي وسيع از حمايتهاي قانوني را دربر دارد: شکل بيروني آن تحت حمايت حق طراحي )مالکيت صنعتي( اســت؛ فنون بهكار رفته يا جديد است – مانند فازيلاجيک- تحت حمايت حق اختراع، يا مجوزاستفادهاز يک حقاختراع )معمولا با درج

). را دارد يا اختراعاتي كــه اكنون مدت حمايت قانوني 17 يا 20 سال را سپري كردهاند و در مالکيت مشتركات عمومي قرار دارند؛ واحد پردازنده مركزي )برنامههاي خودكار كنترل شستوشوي كامپيوتري( تحت حمايت قانــون «توپوگرافي تراشــه » و روش بازاريابي، فهرست مشتريان و ... تحت حمايت قانون اسرار تجاري است؛ استفاده از روشهاي منصفانه براي رقابت در بازار تحت حمايت قانون «حقوق رقابتها » اســت؛ عدم درز اطلاعات حساس توســط كاركنان كارخانه سازنده تحت حمايت قانون «محرمانگي» و «جاسوسي صنعتي »؛ بروشورها، كاتالوگها واطلاعات تحت حمايت قانون حــق تکثير/حق مولف و بالاخره علامت/نام/ماركي )مانند سامســونگ، حاير و ...( كه روي آن حک شــده تحت حمايت قانــون ثبتنام و علامت است. از زاويه حقوق مصرفكننــده و حقوق اجتماع، قانون حمايت از مصرفكننده، قانون بازاريابي و تبليغات و قانون اوصاف كالا و خدمات بر جنبههاي مصرفي اين كالا حاكم است. كپي غيرمجاز از هر قسمت از اين اجزا و بهكارگيري آن در محصول كپيسازي شده، ارتباط مالکانه صاحب فکر با محصول ناشياز فکر را قطع كرده و «فکر» را در دستان سارق فکر قرار ميدهد. اين سارقان ســرمايه اندک نقدي خود را براي تجاري ســاختن فکر هزينــه ميكننــد و بهتدريــج انبوه صنعتگران كوچک خارج از نظــام قانوني مالکيت فکر شکل ميگيرد. اين كپيسازان بهظاهر صنعتگر چون بابت خريد امتياز حق تاليف/حق اختراع وجهي نپرداخته با هزينه كمتري اقدام به ساخت ميكنند. از طرفي چون اين كپيسازان رابطه حقوقي صحيح بين « آفريننده » و « فکر » را قطع ساخته اند، امکان كنترل عواقب قانوني را از حيث مســووليت مدني و كيفري تضعيف ميكنند. در فرض مذكور چنانچه قطعات كپيسازي شده در يک ماشين لباسشويي مثل سيستم كنترل منطقي قطع انرژي – كه تحت حمايت حق اختراع اســت– درست كار نکند و در اثر نقص منجر به بروز حادثهاي شود، نميتوان مخترع، يا سازنده اصلي )دارنده قانوني حق امتياز( را تحت تعقيب قرار داد و اقامه دعوي تنها نسبت به سازنده كپيساز ممکناست. اين كپيسازان كه معمولابا كيفيتنازلاقدامبه ساخت ميكنندوهزينهايبرايتصحيحخطاهاوكنترلكيفيت ندارند و از طرفي معمولا بنگاه غيرحرفهاي، زيرزميني يا كوچک هســتند نميتواننداز عهده خسارات مادي و معنوي به جان و مال مصرفكننده برآيند، درنتيجه اقتصادانبــوه مصرفكنندگان به مخاطــره ميافتد و اختراعاتمفيد،بهتدريجتحتتاثيركيفيتنازلساخت، تبديل به ابزارهايي براي بهخطــر انداختن جان و مال انبوه مصرفكنندگان شــده و در نبود قانون حمايتاز مصرفكننده و نظام حقوق مسووليتهاي مدرن براي جبرانخسارتماديومعنويبراساسدكترينخسارت تنبيهي/عبرتآموز،صدمهبهجانومالمصرفكنندگان و سايراشخاص بدون جبران باقي ميماند. )مقاله جدال فجايعوتخصص:خسارتتنبيهیدارویدرمانمديريت كشور( در ايــن فرايند، اغلــب، رابطه اصلي بيــن مخترع و توزيعكنندگان قانوني محصول با خريــداران بالقوه وجود ندارد، ازاين نظر، زنجيره تحويل كالا و محصولات تحت حمايت حقوق مالکيت فکري متناسب با «بيع صحيح » نخواهد بود. تبعــات اقتصادي آن معمولا به شکل بازار كالاهاي خطرناک و بنجل متجلي ميشود و اقتصاد ملي و خانوادهها را در معرض تهديدهاي جدي قرار ميدهد. پس، بحث مالکيت فکري برخلاف تصور برخی، تنها مسالهاي راجعبه كتاب و فرهنگ نيست. در واقع، آغاز انقلاب صنعتي، توســعه و تداوم آن، به دليل وجود نظام مالکيت فکري امکانپذير شده و در دوران صنعتي و فراصنعتــي، تنها مکانيزم موثر براي جريان آزاد و سالم كالا و خدمات محسوب شده و تنها نظامياست كه تحقق يک بيع صحيح را در مقابل «بيع فاسد » عملي ساخته و قدرت اقتصاد ملي را با تمامي ساختارهاي منطقي آن سازمان ميدهد. اقتصاد مقاومتی – آنچه منظور نظر اســت– فرع بر وجود اقتصاد ناشی از فکر اصيل است و فکر اصيل فرع بر وجود افراد بااســتعداد و خلاق در يک كشور است. قدرت اقتصاد ملی پيشاپيش چيزی جز مجموعهای از بايستههای قانونی و مديريتی برای شکوفايی و بروز خلاقيتهای فردی نيست. كالای ايرانی با كيفيت در بستر يک شرايط رقابتی قدرت خود را اعمال میكند. ايرانی در هر شــرايطی برنج ايرانی را بر نوع تايلندی، هندی، آمريکايی و غيره ترجيح میدهد؛ نهاز آن جهت كه تعصب ايرانی دارد، چون از آن جهت كه انســان است و دارای عقل ســليم و با طبيعتی كه خداوند در نهادش نهاده به زيبايی و كمال متمايل است كه ما آن را بهعنوان «كيفيــت» در يک كالا يا خدمت متجلی میبينيم. وجود نظــام حقوقــي مالکيــت فکري يــک نظام سيســتماتيک حقوقي براي مالکيتبخشــيدن به اطلاعات فارغ از محصول نهايي است. ارزش اقتصادي «اطلاعات» زماني به چنگ مال و مالکيتاسير ميشود، كه قانون و بستراقتصاد مليارزش مستقل قابل تعقيب براي آن درنظر بگيرد و نظام مالکيت فکري فعلا تنها نظام شناختهشده براي اين منظور است. يک نظــام قانوني مالکيــت فکري قدرتمنــد به اين معناست كه براي گونههاي مختلفاطلاعات و محصول مبتني بر اطلاعات و دانشمحور ، «سند» «مالکيت» «منگولهدار » صادر ميشــود؛ بنابرايــن پرداختن به موضوعاتي چون توليد «محتوا» و «قانونمند» بودن توليد محتوا تا زماني كه بســتر قانوني آن مهيا نباشد مفيد معنانيست. براي «توليــد» محتــوا بايــد اشــخاص تمايل به «سرمايهگذاري » داشته باشند و براي سرمايهگذاري نياز به «امنيت» است و براي داشــتن امنيت نياز به «قانون» «موثر» است تا «محتوا» را از دستبرد ديگران مصون بدارد. محتوااطلاعاتياست كه بايد بهعنوان يک «دارايي» مورد حمايت قرار گيرد و دراين خصوص نظام حقوقي مالکيت فکري تنها مکانيزم شناختهشده براي رسميتبخشيدن به اين دارايي است. اما پرسش اينجاست كه آيا ما «راه»ها و «شاهراه»های مناسب برای تبادل افکار، گفتار و رفتار ايرانی بهمثابه و هيات يک كالا و خدمت تدارک ديدهايم؟ تا آنجا كه مربوط به وضع كنونی كشور و قيمت لازم برای ايجاد ارتباط با جامعه از سوی پديدآورنده مطرح است، خير. لجســتيک تبليغــات و ارايــه محصــول نهايی به مصرفكننده، بر فرض توليد كالا و خدمات، در فضای سنتی بهشدت گران و بازدارنده است و از عهده بخش بزرگی از قشر جوان جويای كار بر نمیآيد. فقط تصور كنيد دولت برای احيای يک بازار بزرگ در اندازه يک كشور و مشغول كردن نيمی از جمعيت خود بهعنوان بازيگران اين بازار بزرگ از منظر تماشاچی، مصرفكننده، سرمايهگذار، توليدكننده، پديدآورنده و در مقابل درآمدهای منطقی مالياتی برای شركتهای بزرگ و متوسط و ... بخواهد ســرمايهگذاری كرده و زمين و بنا و آب و برق و فضا و مکان و مديريت سلامت مبادله و صدها و هزاران نکته و بايد و نبايد را ايجاد كند. به چه ميزان وقت، انرژی و پول نياز بود؟ اينجاســت كه اســتعدادهای بالقوه مقوم به صدها ميليارد دلار را فعلا در بخش اقتصادی تلگرام را تحقيقا از دســت دادهايــم. در مقاله بعد از منظر حکمرانی ســايبری و دولت الکترونيکی به مخاطرات و استعدادها اين جنبه از جريان اطلاعات نگاه خواهيم كرد.

‪4. An Overview of Social Networks and‬ ‪Economic Applications, Matthew O. Jackson.‬ ‪Final Version: June 25, 2010, Written for the‬ ‪Handbook of Social Economics. Department‬ ‪of Economics, Stanford University, Stanford‬

‪. CA 94305, USA‬

ادامه دارد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.