صدای پای ابتذال در «تاک شو»های تلویزیونی

«فروشنده» ترکتازی می کند!

Bani Film - - تلویزیون -

گروه تلویزیون: همه می دانيم كه جذب مخاطب و باال بردن تعداد تماشاگران، از اصلی ترين موضوعاتی است كه بايد يک رسانه ديداری مانند تلويزيون در نظر داشته باشد.

رسانه ديداری بدون مخاطب محکوم به فناست، همين ويژگی است كه می تواند اهميت تماشاگر را در رتبه بندی جايگاه تلويزيون ترسيم كند.

سيمای ايران يا همان تلويزيون كشورمان، با ايجاد تغييرات زيادی در چارچوب های برنامه سازی خود، تالش مضاعفی را به كار بست تا در شبکه های گوناگونش، ميان برنامه سازانش رقابتی برای جذب تماشاگران بيشتر به وجود آورد. تالشی كه در يک نگاه بی طرفانه تا حدود زيادی در برخی از شبکه های تلويزيونی موفق و منجر به توليد برنامه های مخاطب محور شد.

بيشترين سهم از اين ميزان جذب تماشاگر را می شد در ميان توليدات تلويزيون اعم از سريال و تله فيلم سازی در برنامه هايی ديد كه عمدتا به «تاک شو» معروف بودند؛ برنامه هايی كه نمونه های موفقش را در اجرای مجريانی مانند رضا رشيدپور، فرزاد حسنی و احسان عليخانی شاهد بوديم.

با افزوده شدن بر تعداد شبکه های تلويزيونی و نياز مبرم به ايجاد تغيير در ميزانسن حضور مجريان، برخی از شبکه های سيما تالش كردند با حذف مجری قابل و كاركشته كه قابليت های اداره يک برنامه گفت و گو محور را بر اساس دانش و توانايی های خود داشتند با بردن برنامه هايشان به سمت موضوعات ملتهب جامعه، به شکلی نقيصه نبود يک مجری كارا و قابل را پر كنند و با آوردن افرادی كه عمدتا در رتبه های چهارم و پنجم مجری گری قرار داشتند به برنامه خود شکل و شمايلی مردم پسند بدهند.

اين استراتژی برخی از مديران شبکه های تلويزوينی هرچند می توانست برنامه گفت وگو محور را قابل تحمل و ديدنی كند، اما راه خطا برای چنينی برنامه هايی از زمانی آغاز شد كه سکان اداره برنامه به افرادی سپرده شد كه با توسل به فضای تبليغاتی و بعضا كاذب مجازی- تالش در مطرح كردن خود و برنامه شان داشته و دارند!

تا اينجای كار و با توجه به محدوديت های تلويزيون در زمينه های مختلف، بازهم می شد با اغماض به اين كاستی ها نگريست و خيلی «مته به خشخاش» نگذاشت اما كثرت موضوعاتی كه ردپاهايی از به صدا در آمدن زنگوله های «ابتذال» توسط عده ای كه پيشتر پادوی برخی از رسانه های بازاری ورزشی بودند ضرورت ايجاد بازنگری در به كارگيری از اين گونه افراد را بيشتر نمايان ساخت.

اشکال استفاده از اين گونه «پادو»هايی كه شان و مرتبت رسانه تلويزيون را آماج مبتذل گويی ها خود می كنند، خطر نهادينه شدن يک شيوه مبتنی بر ابتذال را نيز افزايش می دهند خطری بالقوه خانمان برانداز برای رسانه ای فراگيری مانند تلويزيون كه متاسفانه به قيمت توجيه «جذب مخاطب» اين رسانه موثر را در سراشيبی سقوط اخالقی خواهد انداخت.

شايد ريشه يابی چنين حركت هايی، كار چندان سخت و دشواری نباشد حركت هايی كه با شگرد نخ نما شده «استفاده از گروه های تلگرامی» تالش دارند بر اهميت مسايلی كه در برنامه شان مطرح شده بيفزايند.

خطرات رسوب اين نوع مجری گری مبتذالنه و اين شکل از برنامه سازی آن چنان زياد است كه لزوم مواجهه و تقابل با ادامه روند اين رفتار های لمپن مآبانه حاكم بر كار معدود مجريان در رسانه تلويزيون را پر رنگ تر می كند.

چنانچه مديران ارشد تلويزيون در مقام دفاع از ارزش های رسانه ای تلويزيون و مقابله با روند لمپنيسم حاكم بر برخی از برنامه های گفت و گو محور اقدامی نکنند، در آينده نزديک بايد شاهد حضور افرادی به عنوان مجری و مهمان در برخی برنامه هايی باشيم كه ناظران شبکه را مجبور سازد برای حفظ آبرو و شانيت شبکه، چهره های مجری و مهمانان را شطرنجی كنند!

بايد تاكيد كرد چنانچه روند به كارگيری «فروشنده»ها در برنامه هايی كه قرار است اوقات فراغت برای تماشاگران به وجود آورد ادامه يابد، رفته رفته «اوقات فراغت» مبدل به «اوقات فالكت» خواهند شد.

گذر از «فراغت» به «فالكت» مدتی است در معدودی از برنامه های تاک شو برخی از شبکه های تلويزيونی كليد خورده است. اگر برای فرهنگ عمومی جامعه اهميت قايليم و اگر دل نگران از دست رفتن فضايل اخالقی و رفتاری هستيم، بايد در برابر هجوم مروجان لمپنيسم و ابنذال بايستيم.

زمان كوتاه را از دست ندهيم...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.