مخاطب باید به تلویزیون اعتماد کند....

جسارت حلقه مفقوده رسانه

Bani Film - - تلویزیون -

صداقت و سرعت در انعکاس اخبار يکي از وجوه مد نظر مخاطبان تلويزيوني انعکاس به موقع اخبار است در سالهاي اخير شبکه خبر و بخش هاي مختلف خبري تالش داشته اند تا به دور از هر گونه قضاوت و پيش داوري اخبار روز را به سرعت روي آنتن بفرستند و در اين راستا از شبکه هاي معتبر خبري عقب نمانند، از زاويه ديگر در امانت داري خبر و صداقت در انعکاس اخبار نيز امروز در جايگاه قابل دفاعي قرار داريم و اين يعني مخاطب سيما مي تواند بدون كوچکترين مميزي و خطا اخبار را از رسانه هاي داخلي دنبال كند.

مميزي کم رنگ به هر حال رسانه ملي براي به روز نگاه داشتن برنامه هايش مجبور است كمي از مميزي ها پايين بيايد و با حفظ چهارچوب هاي اعتقادي و ملي فرصت را براي برنامه سازان ايجاد كند تا آثار سيما اجازه نقد و بررسي داشته باشند. زيرا برنامه هاي سيما براي موفقيت روز افزون با بيرون آمدن از شکل خنثي و مرسوم و مسايل اجتماعي را واضح تر و ريز، جزئی و بازتر ديدن نياز دارند در اين شرايط بايد به گروههای برنامه ساز اين فرصت را داد تا به دور از هر گونه رودربايستي و محدوديت حرف بزنند و موضوعاتش را به استناد اتفاقات روز جامعه در رسانه بررسي كند ، شک نکنيد در اين صورت تلويزيون رسانه اي محبوب خواهد بود ما مي توانيم در حوزه هايي غير از فوتبال هم برنامه هايي شبيه به برنامه «نود» داشته باشيم كه مخاطب از انعکاس بي تعارفش در پرداختن به فوتبال از زواياي مثبت و منفی لذت ببرد.

سریال ها آیينه جامعه همانطور كه كشورهايی از قبيل تركيه با پرداختن به موضوعات روز اجتماعشان توانسته اند در سريال سازی به جايگاهی قابل دفاع برسند ما هم در سريال سازی بايد از هر گونه شعارزدگی و كتمان واقعيت های اجتماعی فاصله بگيريم. در واقع برنامه های تلويزيونی بخصوص در عرصه سريال سازی برای جذب مخاطب سيما و ترجيح سريال های تلويزيون به آثار آن سوی آبی كه اتفاقا مخاطب بسياری هم دارند بايد برای نويسندگان و سازندگان سريال اين فرصت را ايجاد كند كه به اتفاقات روز جامعه ورود كنند و مدام مجبور به نمايش گل و بلبل و زيبايی های كمی اغراق آميز اجتماعی بسنده نکنند، در واقع يکی از وظايف رسانه ملی پرداختن به ناهنجاری های جامعه است، اينکه ما فراموش كنيم وظيفه ذاتی رسانه را قطعا به ريزش مخاطب كمک كرده ايم. وقتی كه شبکه های مختلف مجازی و يا كانال های فارسی زبان ماهواره ای بدون هيچ خط قرمز به انعکاس اتفاقات جامعه ما می پردازند و از نمايش مستند هر نوع اتفاقی بری نيستند يعنی اينکه رسانه ملی بايد ديد وسيع تر و فضای گسترده و بازتری بوجود بياورد و در واقع بايد چهارچوب های سريال های تلويزيونی را كمی واقع بينانه تر بسازد تا توليد كنندگان مجموعه های نمايشی فرصت بيشتری برای پرداختن به مسائل جامعه، روابط انسان ها، اتفاقات روز، ماجراهايی كه روزانه در اليه های زيرين شهر اتفاق می افتد، موارد قضايی از جمله قتل، قصاص، طالق و...، موارد جنايی، كالهبرداری های كالن اقتصادی ...و داشته باشد و مردم سريال تلويزيون را درس عبرت برای آگاه سازی و مراقبت اجتماعی نيز دنبال كنند. دو سريال «ساعت شنی»

و «تا ثريا» را به خاطر بياوريد، اين دو مجموعه تلويزيونی به كارگردانی بهرام بهراميان و سيروس مقدم در زمان خودشان با بازخورد بسيار خوبی از طرف مخاطب مواجه شد چرا كه هر دو به دور از هر كليشه ای به دنبال يک قصه نو بودند، سريال «تا ثريا» يا مطرح كردن فساد اقتصادی در قالب داستانی بسيار آموزنده و البته به موازات آن با در نظر گرفتن اعتقادات مذهبی و سريال «ساعت شنی» به قصه ای كامال اجتماعی مخاطب را درگير ماجرايی كرد كه هر روز با آن سر و كله می زند اما در رسانه نمی ديد و يا سريال «ميوه ممنوعه» را حسن فتحی در زمان خودش يکی از سريال های ويژه تلويزيون بود كه به موضوع عشق پيری پرداخت، در واقع «ميوه ممنوعه» در آن زمان عجيب و غريب به نظر می رسيد اما فتحی پای سريال و موضوعش ايستاد تا اين مجموعه تلويزيونی غنی نيز با موضوعی كامال به روز روابط انسان ها را در سنين مختلف به چالش كشيده و البته برشی از جامعه را در قاب تلويزيون به تصوير بکشد. يکی از نکاتی كه نياز است در رسانه ملی مورد توجه مديران باشد ايجاد فرصت نقد به سريال سازان طنز است. غالبا نويسندگان طنز در گفت و گو با بانی فيلم معتقد بودند كه اجازه شوخی با هيچ حرفه ای را ندارند اجازه شوخی با هيچ لهجه و يا هيچ كاراكتر سياسی هم جزء خط قرمزهايشان بود در اين شرايط چگونه می توان اثری خوب و قوی توليد كرد تا جدا از شلنگ تخته های مرسوم آثار طنز حرفی هم برای گفتن داشته باشند. اينکه مهران مديری در برنامه «دورهمی» و ديگر ساخته های قبلی اش در حوزه سريال سازی طنز به سمت مشاغل مختلف می رود و بسيار هوشمندانه به نقد و بررسی حرفه های مختلف از جمله پزشکی

می پردازد دليل ماندگاری اوست و بی شک تا روزی كه تيغ تيز انتقاد گونه او با رعايت چهارچوب و قوانين رسانه ملی ارگان های مختلف را نشانه برود بی شک او جايگاه كاريزماتيک خود را در رسانه ملی حفظ خواهد كرد.

حرف آخر تلويزيون بايد به برنامه سازان اجازه نقد بدهد، دولت و هر ارگان دولتی و غيردولتی بايد نقد رسانه ملی را بپذيرد، در حقيقت تلويزيون جدا از نقد خودش كه می تواند با ساخت يک برنامه نقد تلويزيونی بسيار كارساز هم باشد و جدا از تريبون رسمی دولت بايد رسانه ای باشد برای رصد ارگان های مختلف، در واقع نهادهای مختلف بايد از رسانه ملی اين انتظار را داشته باشند كه هر لحظه ممکن است به چالش كشيده شوند، با اين فرمول تلويزيون به يک رسانه پويا و چالش برانگيز كه مخاطب همه به آن عالقه مند خواهد بود تبديل می شود و اين فرصت مخاطب تلويزيون ملی را به باالترين سطح خود می رساند. اينکه از برنامه ساز و تهيه كننده تا كارگردان و نويسنده و حتی بازيگران معتقدند كه ما نمی توانيم واقعيات را به دليل مميزی ها در رسانه ملی بزنيم و با خودسانسوری فقط به ساخت كار برای كسب درآمد فکر می كنيم، روح هنر و جايگاه رفيع رسانه را متزلزل می سازد و جايگاهی پرمخاطب ترين رسانه دردسترس عموم را منفعل می سازد. در حالی كه امروز تلويزيون با اين تعداد رقيب تا دندان مسلح بايد برنامه هايش را به روز نگه دارد و با بهترين تجهيزات محتوايی نه تنها به جنگ رقبا برود كه آنها را از ميدان به در كند.

میوه ممنوعه ساعت شنی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.