نزاعآشتیناپذیرسنتومدرنیسم

هنرمدرنمصروجنبههایاسالمیآن

Ettelaat Hekmat va Marefat - - ادب وهنر - شوین انگلس تاد ترجمه سعید احمدی علیایی*- عابد تقوی**

هدف از این مقاله، بررسی شیوه تاثیر و نفوذ اسالم در هنر معاصر مصر است. این مسئله، با نیمنگاهی به موارد متمایز و مشابه هنر مدرن مصر در تقابل با هنر مدرن غرب روشنتر خواهد شد و اگر برای این دوره از هنر مصری، در جستجوی نام مشخصی هستیم، اصطالح پست مدرنیسم، کفایت میکند. البته به عنوان مدلی از تفکر و نه به عنوان یک سبک. چرا که رابطه سلیقهای و شخصی هنرمندان مصری با هنر غربی و همچنین انتخابهای گوناگون از شیوههای مختلف غربی، اجازه نمیدهد آثار این هنرمندان را در چارچوب مکاتب غربی توصیف کنیم. با عنایت به این نکته که، »ایسم« در فرهنگ غرب به مفهومی در حوزه سبک اشاره دارد، که جریانهای ایدئولوژیکی را نیز در برداشته باشد. ]حال آنکه در هنر مصری این جریانها در سطح شیوهها و تکنیکها باقی میماند.[

ایدهها، مفاهیم و پدیدههای باختری، در هنر مصر، اشکال متمایزی نسبت به هنر غربی، به خود گرفتهاند. برای مثال، ممنوعیتهای مذهبی صورتگری در اسالم، احکامی مشابه در جهان مسیحیت دارد ]که مسیرهای متفاوتی را در عصر ظلمت اروپایی و قرون اول جهان اسالم، ایجاد کردهاند[. به هر حال هنر مدرن مصر، یک پدیده قرن بیستمی است و در تقابل و تعامل با فرهنگ اروپایی شکل گرفته است. البته شکی نیست که دوگانگی بین مدرنیسم و ارزشهای سنتی همواره وجود دارد، اما در دوران مختلف، از اهمیت متفاوتی برخوردار بوده است. اساس هنر مدرن تصویری مصر را همین »نزاع آشتی ناپذیر سنت و مدرنیسم« پایهگذاری کرده است؛ هنرمندان مصری خود را میان بسیاری از منابع و ماخذ متناقض سرگردان مییابند.

زیباشناسی اسالمی یا زیباشناسی عربی؟ هیچکس نمیتواند، زیباییشناسی رایج در هنر تصویری اسالمی و هنر تصویری عربی را یکی بداند. با وجود برخی شباهتها در هنر تصویری کشورهای مختلف عربی، تفاوتهای قابل تاملی نیز دیده می شود که آن تمایزها ناشی از میراث باستانی کشورهایی مانند مصر، بابل و فلسطین است. اسالم تنها یکی از جنبههای مختلف یک جامعه دینی است. شباهتهایی هم که در هنر مدرن کشورهای عربی وجود دارد، از این واقعیت ناشی میشود که اکثر کشورهای عربی، تا اواسط قرن بیستم تحت حکومت اروپاییان بودند. از این رو، سیستمهای آموزش و پرورش براساس مدل های اروپایی طراحی شدهاند.

ممنوعیت تصویرپردازی در اسالم به گونهای است که هیچ انسانی نمیتواند خود را ]از طریق آفرینش تصاویر موجودات زنده[ با خدا مقایسه کند. این ممنوعیت در قرآن به صراحت بیان نشده، بلکه به عنوان بخشی از احادیث نبوی است. پژوهشگران در مورد زمان و چگونگی آغاز این ممنوعیت اختالف نظر دارند. آشکار است که این ممنوعیت در رابطهای تنکاتنگ با هراس بازگشت به دوران بتپرستی، و همینطور گمراهی مومنان اعمال شده است. ولی با این حال ممنوعیت تصویرپردازی به آن شدت که در مساجد اجرا می شد، در مکانهای غیردینی مورد توافق نبود و این منع مذهبی سبب ظهور و توسعه هنری متمایز از هنر غربی در جهان اسالم شد. در تاریخ اسالم، برخی از آثار هنری فیگوراتیو1، به صورت نقاشیهای دیواری و دکوراسیون سقف در قصرها، یا به صورت نقاشیهای مینیاتوری در نسخههای خطی دیده میشوند که این سنت غنی از نقاشی مینیاتوری در چارچوب هنر تصویری اسالمی شناخته می شود. محدودیت اصلی هنرمندان در تصویرپردازی مربوط به نسخههای خطی قرآن است. جایی که تحت هیچ شرایطی تصویرگر اجازه ترسیم تصاویری از انسان یا سایر موجودات زنده را ندارد. مینیاتور در نسخههای خطی، که عمدتا مربوط به آثار علمی، اشعار و یا داستانهای قهرمانانه بود، وجود داشتند. حتی تصاویری از پیامبران سایر ادیان هم دیده می شود، اما هیچ کس این جسارت را در خود نمیبیند که تصویر ]حضرت[ محمد )ص( را روی کاغذ بیاورد.

در هنر معاصر مصر، تاثیر هنر اسالمی دورههای قبل، معماری و هنرهای کاربردی در میان بسیاری از هنرمندان بارز است و بیش از همه، سنت خوشنویسی. در حالی که به نظر میرسد نقاشیهای مینیاتوری کمترین تاثیر را داشته است، آن هم در آثاری که تلفیقی هستند از خطاطی و ترکیب بندی های فیگوراتیو. رویدادهایی از قصص قرآنی و زندگی پیامبر )ص( نیز تاثیرگذار بودهاند. در واقع موقعیت مصر در جهان اسالم منحصر به فرد است؛ تاریخی طوالنی و غنی، از فراعنه و قبطیها تا فرهنگهای مختلفی که در مسیر تاریخ بر سرزمین مصر نفوذ کردهاند ]ایران، یونان، رم و اسالم[. این همه، درک یک فرهنگ یا مذهب به خصوص را به عنوان تنها منبع الهامبخش آثار هنری غیرممکن میکند و باید برای هر کدام حقی قائل شویم. ضرورت صحبت از جنبههای اسالمی هنر تصویری، درک تفاوتهایی است که در موتیفهای هنرهای اسالمی و مسیحی وجود دارد. در فرهنگ غربی، کلیسا، اشراف و بورژوازی، بسترهای گستردهای برای هنرهای مذهبی و سکوالر پهن کردهاند. ولی این نزدیکی در میان مسلمانان دیده نمی شود. ممنوعیتها در مراسم و اماکن مذهبی الزماالجراست و جای خالی شمایلهای مسیحی را نشان می دهد. گرچه ذهن انسان همیشه به دنبال بازنمایی است ولی این بازنماییها به ارتباطات مذهبی ختم نمیشود و در حد یک نماد باقی میماند. مثال خانه کعبه نمادی میشود از مرکز جهان.

هنر تصویری، از پدیدههایی است که در مصر مدرن ظهور کرد تا تعامل بین سنت ها و ایده های ملل غربی و مصری را سرعت ببخشد. موسسات دانشگاهی غربی، گالریها و موزه ها هم در این بحث جا دارند. با وجود این مردم مصر از دو دیدگاه متفاوت قضایا را رصد میکنند؛ نگاه اول از همه سوغات غربی استقبال میکند و در قبول گرایشات غربی وسواس به خرج نمیدهد. نگاه دوم، اکثر ایدههای غربی را از منظر سیاسی، ملی و یا مذهبی رد میکند. این نگاهها مستلزم دو نظر متضاد درباره هنر است. نظر ابتدایی گرایش بینالمللی دارد و جریان هنر را از لحاظ زیباشناختی، فراتر از همه ایدههای ملی، عقاید سیاسی و مذهبی، میبیند. نظر ثانوی گرایش ملی دارد و ادعا میکند هنر کارکردهای مهم سیاسی و تا حدی مذهبی دارد. البته بسیاری از هنرمندان را میتوان ما بین افراطها قرار داد.

در هنر مدرن مصر آثار فیگوراتیو به ندرت دیده میشوند و این موضوع در نگاه اول ما را متعجب میکند. من همیشه تصور میکردم که هنرمندان اسالمی، در زمینه استفاده از نقوش انتزاعی، نسبت به همتایان غربی، از نقوش ساده تری استفاده میکنند. ولی واقعیت چیز

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.