اندیشه ورزیدربابشر

Ettelaat Hekmat va Marefat - - کتاب -

منیره پنجتنی

شر چیست؟ آیا من انسان شروری هستم؟ چگونه و براساس چه فرآیندی میتوانم در دامان شر گرفتار شوم؟ شر چه جایگاهی نزد فرد و جامعه دارد؟ ریشهها و مبانی شر چه اموریاند؟ کتاب »سرشت شر« )نشر هنوز، ،(1395 نوشتۀ خانم دارل کوئن و با ترجمۀ بهار رهادوست با روشی بدیع به سراغ بازخوانی مفهوم شر میرود. مؤلف مفهوم شر را بر اساس چند رمان بسیار معروف بررسی میکند. در ادامه نگاهی کوتاه به این اثر و فصلهایش دارم.

همۀ ما به نوعی دربارۀ شر فکر میکنیم، از اعمال و رفتار روزمرهمان گرفته تا کردار اطرافیانمان تا خواندن و شنیدن قصهها و تماشاي فیلمها همه به نوعی حاکی از قدری اندیشهورزی در باب مفهوم شر است. کتاب »سرشت شر« یکی از جذابترین و خواندنیترین اندیشهورزیها در باب این مفهوم است. نویسندۀ کتاب، خانم دارل کوئن از دو روش عمده در مواجههبامقولۀشریادمیکند:روش اخالقگراوروشخردگرا.روشیکه او برای پژوهش برمی گزیند روش خردگراست و دلیلش برای این انتخاب چنین است که روش اخالق گرا با آنکه متداولتر است اما توانایی فهم شر را در فرد بهوجود نمی آورد و تا مادامی که این شر فهمیده نشود امکان رهایی از آن وجود ندارد. به این ترتیب خانم کوئن راه رهایی از شر را »شناخت« آن میداند. با این حال نویسندۀ کتاب صادقانه تأکید میکند که داعیۀ آموزش رهایی از چنگال شر را ندارد اما تالش می کند تا نشان دهد ما چگونه در دامهایی اسیر میشویم که خودمان ساختهایم. کوئن برای این تالش شیوۀ بدیع و جذابی را برمیگزیند؛ شیوه ای که تفاوت آشکاری با اکثر کتابهای حوزۀ فلسفۀ اخالق دارد و آن همراه کردن فلسفه، روانشناسی و ادبیات با یکدیگر برای بررسی مفهوم شر است. هر چند باید تأکید کنم ادبیات و فلسفه نقش پررنگتری دارند. روش کوئن در کتاب »سرشت شر« چنین است که برای طرح موضوعش از آثار ادبی بهره میگیرد. در واقع او پس از مقدمه و طرح و بسط پرسش فلسفی »آیا شر رذیلت است« در فصل نخست، از فصل دوم به بعد به سراغ ادبیات میرود و نمونههایش را از میان رمانهای مشهور برمیگزیند. او در فصل نخست با رد نگاه ارسطویی به موضوع شر، یکی انگاشتن شر و رذیلت را منفی میداند. از اینجا به بعد پرسش هر فصل را براساس یک رمان بسط می دهد؛ مثال در فصل دوم با عنوان »شر از دست دادن قدرت عمل است« بر رمان مفیستو اثر کالوس مان متمرکز میشود. با اینکه بیشتر این رمانها مشهورند و اهل ادبیات آنها را خوانده اند اما نویسنده پس از طرح مسئلۀ مختص هر فصل در باب شر، خالصه ای از رمان مد نظرش را می آورد، سپس پرسش را بر اساس مسائلی که شخصیتها در رمان به آن اشتغال داشتند، بسط میدهد. به همین ترتیب در دیگر فصول به رمانهای آقای ریپلی بااستعداد اثر پاتریشیاهایاسمیت، دکتر جکیل و مسترهاید اثر لوئیس استیونسون، تنگنا اثر هنری جیمز، کمدی الهی اثر سترگ دانته، رسالۀ ائوتوفرون اثر افالطون پرداخته است. ویژگی بسیار برجستۀ این اثر استفاده از ادبیات یا تخیل و استعاره برای بسط مفاهیم فلسفی است. شاید اگر کتابهای زیادی را دربارۀ صورتبندی مفهوم شر بخوانیم، آنقدرها نتوانیم نسبت خودمان را با موضوع شر تحلیل کنیم؛ اما نویسنده هوشمندانه با همذات پنداري با قهرمانان رمانها استفادۀ به جا از ادبیات و بهطور مشخص رمان، دست خواننده را میگیرد تا مستقیم در چشم شر خیره شود. شری که شاید اگر صرفا مفهومی دربارهاش بیندیشیم، نتوانیم در نسبتیانضمامیباخودمانبررسیاشکنیموگامیدرجهترفعشبرداریم. توانایی درخشان نویسنده در کنار هم گذاشتن ادبیات و فلسفه برای رسیدن به مقصدش ستودني است؛ البته شاید در انتخاب رمان ها مناقشاتی وجود داشته باشد یا به نظرمان برسد جای برخی از آثار مثل جنایات و مکافات خالی است. با تمام این اوصاف نویسنده متناسب با اندیشهها و روشپژوهشاش از رمانهاي مذکور استفاده کرده و نتیجۀ کار بسیار سودمند شده است. دارل کوئن در این اثر نه تنها در مقام فیلسوف، که در مقام رمان نویس و منتقد ادبی ظاهر میشود. او همچون یک فیلسوف به طرح پرسشها و اندیشههای فلسفی اش دربارۀ شر می پردازد و سپس برای تقریب مفاهیم به ذهن خواننده از تخیل و استعاره بهره می گیرد و در مقام یک منتقد ادبی از منظری فلسفی، اخالقی و روانشناختی دست به تحلیل رمانها میزند. نکتۀ جالبی که در هنگام مطالعه بارها به ذهنم رسید این بود که گویی نویسنده با این طرز استفاده از ادبیات در پی نوعی کاتارسیس ارسطویی برای خواننده است. در هر فصل وقتی استحالۀ قهرمان های محبوب و افتادنشان را در دامان شرور میبینیم و وقتی مدام نویسنده در تحلیلهایش از ضمیر »ما« استفاده میکند و در واقع خواننده را خطاب می کند، دیگر شر امری بیرون از ما و صرفا در نهاد دیگران نیست؛ بلکه با همذات پنداری با شخصیت های داستان می بینیم که شر زیر پوست ما زندگی می کند و برای مقابله با آن، راهی جز شناختش نداریم. نقطۀ اشتراک اندیشیدن به شر در تمام این رمانها شاید به نوعی آن دو جملۀ معروف بر سر در معبد دلفی است که می گفت: »خودت را بشناس« و »اندازه نگهدار«. شاید میتوانم بگویم این دو اصل، روی دیگر شناخت شری هستند که کوئن می خواهد از البه الی رمان ها، پرده از چهره اش کنار بزند؛ یعنی شناختی که کوئن به دست آوردنش را راه گریز از جهل ناشی از شر میداند. در این اثر خواننده مدام خود را در آیینۀ »دیگری« باز میخواند. این دیگری که نه دیگری واقعی بلکه پدیداری از دیگری بالفعل است، سبب میشود هرچه بیشتر به سمت شر میل کنیم. فرد برای رقابت با دیگری، برای جلب احترام، توجه و باال بردن رضایت دیگری، برای راضی نگه داشتن او به هر قیمتی، به دامان شر می افتد تا جایی که مثل قهرمانان داستان های مذکور مسخ یا سرنگون می شود. اهمیت اندیشیدن به شر و شناختش از این منظر است که شر، رنج و پریشانی های مختلفی همچون خودشیفتگی، مالل، ریاکاری و جزم اندیشی می زاید و این بیماری ها عالوه بر آزارهای فردی، تبعاتاجتماعیناخوشایندیبههمراهدارند.

این کتاب با تمام محسناتش نقاطضعفی نیز دارد، برای مثال نویسنده در مقدمهتأکیدمیکندکهبهدالیلمشخصیبهمباحثالهیاتیدربارۀشرنپرداخته است.درحالیکهروشخردگراییومهمترازآنرمانهاییکهمؤلفبرگزیده است به طرق مختلف تنی به مباحث الهیاتی می زند و به نظر می رسد الاقل دربارۀ مفهوم شر، نمیتوان بهطورکامل فارغ از مباحث الهیاتی پژوهش کرد. نکتۀ دیگر نبودن یک فهرست تفصیلی برای مطالب کتاب است که می تواند بهمثابۀ یک نقشۀ راه برای آگاهی از جزییات طرح نویسنده عمل کند. همچنین شاید وجود یک فرهنگ واژگان و اصطالحات تخصصی در پایان کتاب می توانست بیشتر به کار متخصصان این حوزه بیاید تا کسانی که به متن اصلی دسترسیندارندبتوانندازمعادلگزینیمترجمبهترودقیقترآگاهشوند.

با آنکه شاید حتی پس از مطالعۀ این اثر قادر به شناخت تمام مصادیق شر در خودمان نباشیم اما دست کم بهلحاظ مفهومی با توجه به رمان ها می توانیم صورتبندی نسبتا روشنی از این مفهوم در اختیار داشته باشیم و حتی میتوانیم پرسشهای دیگری را به هریک از قهرمانان این رمانها عرضه کنیم. به راستی هنگامی که به شر میاندیشیم یا در اندیشهورزی فیلسوفی در باب این مفهوم، سهیم می شویم نخستین گام برای دور شدن از شر را برنداشتهایم؟ کتاب »سرشت شر« گامی فلسفی و خواندنی برای این آغاز این مسیر است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.