شبدکترمحمددبیرسیاقی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - گزارش -

نشریۀ بخارا شب دکتر محمد دبیرسیاقی را با سخنرانی استاد عبداهلل انوار، نسخهشناس، فهرستنگار و کتابشناس، دکتر محمد استعالمی، مولویپژوه و حافظشناس در کانون زبان فارسی برگزار کرد.

در این نشست سیدعبداهلل انوار گفت: »دبیرسیاقی به قول جنید بغدادی انسانی ذوالجناحین است، یعنی دو بال دارد، یک بال وی، بالی است که در خدمت کارهای اداری بوده و مدت 35 سال در وزارت دارایی در نهایت پاکی و طهارت کار کرده است. این سخن قول متواتری است که از افراد متعددی شنیدهام و به قول فقیهان اجماع محقق در پاکی وی است.«

وی افزود: »جناح و بال دیگر دبیرسیاقی، پرواز در علم و ادب فارسی بود که برای تبیین آن باید وقت بسیار گذاشت و آن را توضیح داد. بااینحال کار وی در حوزۀ ادب قابل بحث است؛ نخست اینکه، در تصحیح متون ادبی دست داشته و به تصحیح متون متعددی پرداخته است و هرکسی که بخواهد تصحیح درستی را ببیند باید به تصحیح وی از دیوان منوچهریدامغانی مراجعه کند و دریابد که مصصح چگونه اثری را نشان میدهد.«

این نسخهشناس ادامه داد: »همچنین کار ادیبانۀ وی در رابطه با شاهنامه است و با رجوع به آثارش، از روی تعمق، مطالعه و تحقیقی که داشت میتوان بسیاری از مشکالت شاهنامه را دریافت. در همین رابطه وی اظهارنظرهایی کرده که بسیار قابل تأمل است.»

استاد انوار بیان کرد: »کاری که خواندنش ما را دچار تفکر و تأمل کرد انتشار خاطرات علیاصغر حکمت است که خود روزی دانشجوی درسش بوده و بهقدری این کار با دقت و ظرافت به انجام رسیده است که بدونشائبه، اگر خود حکمت این کار را میکرد شاید بهخوبی و کیفیت کار شاگردش نمیرسید.«

استعالمی نیز عنوان کرد: »زمانی که شاگرد دکتر محمد معین در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودم، کتابی را از یک دستفروش به قیمت 3 تومن خریداری کردم که جلد نداشت. در یکی از اشعار اینگونه آمده بود: »آزاده رفیقان منا من چو بمیرم/ از سرخترین باده بشویید تن من/ از دانه انگور بسازید حنوطم/ وز برگ رز سبز ردا و کفن من/ در سایه رز اندر، گوری بکنیدم/ تا نیکترین جایی باشد وطن من« و بعدا از استاد معین خواستم که در فهم بهتر اشعار منوچهری دامغانی به من کمک کند و وی تصحیح دیوان منوچهری دامغانی اثر دکتر دبیرسیاقی را توصیه کرد. نخستین بار اینجا بود که نام وی را شنیدم و بعدها با سفارش دکتر معین در لغتنامۀ دهخدا با وی همکار شدم و از محضرش بسیار آموختم.«

وی افزود: »بعدها که به لغتنامه رفتم، برایم به مانند یک دانشگاه بود که چهارتن )معین، انوار، شهیدی و دبیرسیاقی( از شاگردان عالمه دهخدا عهدهدار کارهای آن بودند و مقالههای ما نوخواستگان را باید دو نفر از آنها میدیدند و این تألیف مقاله باعث میشد که من کنار علینقی منزوی، پروین گنابادی، شهیدی و دبیرسیاقی بنشینم و مطالب بسیاری از آنها یاد بگیرم.«

این استاد ادبیات ادامه داد: »نکتهای که بارها گفتهام و باز هم باید بگویم این است که در واقع نسلی که نسل سوم استادان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودیم و یک شانس فوقالعاده استثنایی و فرصت بزرگ را تجربه کردیم و آن درک کردن محضر بدیعالزمان فروزانفر، جاللالدین همایی، مقدس رضوی و ابراهیم پورداوود بود. بعدا از نسل دوم استادان این دانشگاه دکتر معین، حسین خطیبی، پرویز ناتلخانلری، ذبیحاهلل صفا و صادقکیا بسیار آموختیم. بااینحال اگر بپرسند که بهعنوان نسل سوم توانستیم جای نسل دوم را پر کنیم؟ باید بگویم جای وسیعی را پر میکردیم که تواناییاش را نداشتیم.«

یکرنگیان بیان کرد: »دبیرسیاقی، چرند و پرند را از مجله صوراسرافیل گردآوری کرد و واژگان مبهم و مهم را معنی و در حاشیه آورده است. همچنین مقاالت سیاسی، گزیده »امثال و حکم« و دیوان دهخدا را نیز جمعآوری کرد.«

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.