اخالقعشقورزی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - سخن دبيردفترماه -

پربیراه نیست اگر بگوییم عشقورزی تاریخی به بلندای حیات بشری دارد و البته به همان اندازه بحث برانگیز نیز بوده است. گر چه بعضی کماکان بر این باورند که عشق به ساحت عاطفه، احساس و هیجان تعلق دارد و بدین روی بهره عقل در شناخت آن چیزی جز سرگردانی نیست، اما بعضی دیگر درصدد واکاوی پیچیدگیهای آن برآمدهاند و سعی در تبیین آن دارند. عشقپژوهی در میان فالسفه مسلمان در آثاری همچون »الزهره« ابوبکر بن محمد داوود )متوفی به سال (ق.ه297 ، و یا در»رسالهای در ماهیت عشق« اخوان الصفا و یا در »رساله العشق« ابوعلی سینا مسبوق به سابقه است. اما چنانکه مستحضرید، تفاوت عمدهای که پژوهشهای اخیر را با پژوهشهای پیشین متمایز میکند فاصله گرفتن از حالت شاعرانگی و عقلگریز بودن این دست تحقیقات است. عشق پژوهان مدرن میکوشند از رهگذر اخالق، روانشناسی، حقوق، دین و هر ابزاری که میتواند به پیشبرد این تحقیقات کمک کند، تا نتایج معقول و ملموسی را در اختیار عالقمندان قرار دهند.

چنانچه عالقمند به این حوزه باشید و به مقاالت این حوزه نیم نگاهی انداخته باشید، با من هم رای خواهید شد که تمرکزعشقپژوهان مدرن در وهله اول بر موضوعاتی از این دست است: تعریف عشق و متمایز کردن آن از بعضی عواطف و احساسات مشابه که معموال ذیل عنوان عشق در نظر گرفته میشوند، شناخت حاالت عاشقانه و تمایز انواع عشق از یکدیگر و همینطور شناخت ریشههای پیدایش عشق و دالیل استمرار آن. به عبارت دقیقتر چنانکه پیشتر صاحبنظران این حوزه نیز اشاره کردهاند تحقیقات مدرن تمرکز خود را بر موضوع »مستدلسازی« و یا »توجیه عشق« قرار دادهاند. در وهله دوم اما ارتباط عشق با موضوعات دیگری نظیر اخالق، حقوق، دین و ... خودی نشان میدهد که پژوهشگران، کمابیش به این موضوعات نیز پرداختهاند. در همین راستا دستاندرکاران پرونده پیش رو نیز کوشیدهاند در این حوصله کم و مجال کوتاه به قدر بضاعت خود نتایج چند پژوهش در این حوزه را به اطالع عالقمندان برسانند.

بخش اول مجموعهای که در پیش رو دارید حاصل گفتگو با جناب آقای دکتر شیرزاد پیکحرفه است که نام ایشان را به واسطه تالیف و ترجمه در حوزه فلسفه اخالق میشناسیم و با آرایشان آشنایی داریم. در این گفتگو، که حاصل چندین نامهنگاری الکترونیکی است، کوشیده شده است تا این مبحث، ذیل عنوان چهار بخش کلی گنجانده شود که از این دستاند: ارتباط بین عشق و اخالق، ارتباط بین عشق و وظیفه، ارتباط بین عشق و حقوق و همینطور جایگاه عشقورزی در بعضی از مکاتب اخالقی. در اینجا بر خود فرض میدانم که مراتب سپاسگزاری خود را از دانشیمرد وارسته استاد مصطفی ملکیان بیان کنم چرا که چارچوب کلی بحث و ایده اولیه کار را وامدار درسگفتارهای روانشناسی اخالق و مقاالت ایشان در این حوزه هستم. همچنین از جناب آقای دکتر پیکحرفه ممنونم که با سعه صدر و متانت همیشگیای که از ایشان سراغ دارم به سواالت من یک به یک پاسخ گفتند.

بخش دوم این مجموعه ترجمهای است از مدخل »عشق« دانشنامه فلسفی استنفورد که به قلم »بنت هلم« نگارش یافته است. هلم، در ابتدا میکوشد تا تعریف دقیقی از عشق و حدود و ثغور آن به دست دهد، سپس به بیان تمایز انواع روابط عاشقانه میپردازد و در ادامه توجه خود را معطوف به ریشههای عشقورزی در انسانها و دیدگاههای ناظر به آن مینماید. آنچه مقاله هلم را جذاب و جالب توجه میکند اشراف وی به موضوع، توجه همزمان به رویکرد تاریخی و رویکردهای جدید، نقد دیدگاههای مورد بحث و متوقف نشدن در دوره و یا مکتبی خاص است. این مقاله که به همت زهره همت به فارسی برگردانده شده است دورنمایی کلی در باب این موضوع را در اختیار عالقمندان قرار میدهد.

سومین بخش این دفتر تالیفی است از سرکار خانم ندا مسلمی که »اهمیت عشق در اندیشه هری گوردون فرانکفورت« نام دارد، این مقاله با مبنا قرار دادن کتاب »دالیل عشق« فرانکفورت با خواننده در باب یکی از اساسیترین معیارهای زندگی اصیل، یعنی عشقورزی سخن میگوید و سعی در تبیین جایگاه عشق در زندگی آدمیان، ارتباط آن با اهداف، و افزایش بعضی از مولفههای روانی مانند رضایت و امید به زندگی از رهگذر این تجربه دارد.

بخش چهارم این مجموعه که »تبیین عشق و اخالق در رابطه انسانی در فلسفه شلر« عنوان گرفته به قلم جناب آقای حسام جاللی تالیف شده است. نویسنده این مقاله با مبنا قرار دادن آراء ماکس شلر ابتدا سعی در ایجاد تمایز میان ساحتهای احساسی انسان به منظور درک طرف مقابل دارد و سپس میکوشد به تبیین جایگاه عشق درون این ساحتها بپردازد. گر چه در ادامه شلر، عشق را نه فقط نوعی احساس، بلکه فراتر از آن نوعی ارزش تلقی میکند که ماهیت آن به شیوه عقالنی قابل توضیح نیست اما دالیل منطقی و عقالنی خود او برای غیرعقالنی بودن چنین تجربهای جذاب و جالبتوجهاند.

پنجمین بخش از این مجلد ترجمهای است از جناب آقای امیرحسین مرادخانی با عنوان »عشق صادقانه به خود و از خودگذشتگی صادقانه«. مقاله مذکور که به قلم جان لیپیت به رشته تحریر درآمده است محوریت کار خود را بر تبیین و تمایز دو ساحت مهم در حوزه اخالق قرار داده است، یعنی بررسی جایگاه عشق به خود و در نظر گرفتن تمایز آن با مفاهیم مشابهی نظیر تمرکز بر خود، خودمحوری، غرور و همچنین موارد دیگری که نزد مردم معموال از معانی یکسانی برخوردارند و همچنین عشق به دیگری به همراه بزرگترین شاخصه آن یعنی از خودگذشتگی و بررسی تمایز آن از مفاهیم مشابهی همچون تخلی نفس، فنای نفس و ... وی در ادامه به موضوع اخالقی بودن یا اخالقی نبودن عشق به خود و عشق به دیگری میپردازد و خالف آنچه انتظار میرود به نتایج نامعمولی دست مییابد که مقاله او را خواندنیمیکند.

ششمین و آخرین بخش از مجموعه اول اخالق عشقورزی که به قلم فرهیخته ارجمند جناب آقای علیرضا رضایت به فارسی برگردانده شده، مقالهای است که »زخم عشق« عنوان گرفته است. مولف مقاله، ایوا ایلوز میکوشد تا علل نهادی درد و رنج را در عشق شناسایی کند و به عبارت دقیقتر سعی در واکاوی نقش فرهنگ و جامعه در ناکامیهای عاشقانه دارد. وی در قالب این مقاله ابتدا تعریفی از مدرنیته به دست میدهد و در ادامه به نقش مدرنیته و تاثیر آن برعشقورزی و تفاوت تجربه عشقی در دوران مدرن و پیشامدرن میپردازد. این مقاله همچنین از عناوین فرعیتری همچون دخالت فرهنگ و اجتماع بر سوگیریهای عاشقانه، الگوهای رفتاری که در یک رابطه عاشقانه توسط جامعه به ما القا میشوند و موضوعات جذاب و جالب توجهی از این دست با خواننده سخن میگوید.

در پایان از همه کسانی که در شکلگیری مجموعه پیش رو دست داشتند و طوالنی شدن فرآیند چاپ را صبورانه تحمل کردند، و همچنین از هیئت تحریریه مجله کمال تشکر را دارم و امیدوارم که دفتر پیش رو بر مذاق صاحبنظران و فرهیختگان خوش افتد و درنظرآید. زهرههمت

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.