اخالقعشقورزی

شیرزاد پیک حرفه عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه بینالمللی امام خمینی است. نام دکتر پیک حرفه در حال حاضر بهواسطۀ تالیفات و ترجمههای متعدد و فعالیتهای علمیشان در حوزۀ فلسفه اخالق، نامی آشنا برای اخالقپژوهان بهشمار میآید. مصاحبهای که در پیش رو دارید نتیجه گ

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفترماه - گفت وگو با شیرزاد پیکحرفه زهره همت*

جناب آقای دکتر پیک حرفه، پیش از طرح سؤاالت بر خود فرض میدانم که چارچوب بحث را برای شما روشن کنم. در میان اقسام چهارگانهای که در ارتباط با عشق متصور است یعنی عشق انسان به خدا، عشق انسان به خود، عشق انسان به انسانهای دیگر و عشق انسان به جهان، آنچه بحث ما حول آن میگردد، رابطه نوع سوم یعنی رابطه انسان با انسانهای دیگر است. دیگر آنکه حاالتی نظیر عشق خدا به بشر در حوزۀ بحث ما جای ندارد. همچنین عشق به آرمانهایی نظیر عدالت، آزادی و حقیقت و مسائلی از این دست در دایرۀ بحث ما قرار نمیگیرد. پس آنچه دقیقا مد نظر ماست عشقی است با تمام ابعاد و ویژگیهای انسانی که از/بر تمامی ساحات وجودی ما یعنی 1.باور 2.عاطفه،احساس،هیجان 3.خواسته. 4.گفتار و 5.کردار ما متأثر/تأثیرگذار است.

همچنین الزم به ذکر است که بحث پیش رو، اقسام عشق یعنی عشق ،Erotic عشق Philia و عشق Agapetic را شامل میشود و نکتۀ آخر اینکه ممنون میشوم اگر در پاسخها تفاوت سه دیدگاه فضیلتگرایانه، پیامدگرایانه و وظیفهگرایانه لحاظ شود.

بسیار خوشحال و سپاسگزار میشوم که با توجه به توضیحات ارائهشده سؤاالتی را که در ذیل آمده است پاسخ گویید.

*** نسبت بین اخالق و عشق از نظر حضرتعالی چگونه است؟آیا میتوان عشق را در چارچوب اخالق گنجانید یا اینکه عشق پدیدهای فرااخالقی است؟شما ارتباط میان این دو ساحت را با یکدیگر چگونه ارزیابی میکنید؟

فرمودید اقسام عشق عبارت اند از: عشق ،Erotic عشق Philiaو عشق .Agapetic این تقسیمبندی دربارۀ عشق آدمیان به یکدیگر قدیمی است. ریشۀ این تقسیمبندی یونان باستان است. مگر ما در امور دیگری، مانند پزشکی، نگاهمان به سالیان سال پیش است و بیاطالع از دستآوردهای مدرن بشر، برای درمان آدمیان سراغ طب جالینوسی و تقسیمبندی آدمیان براساس مزاجشان میرویم که در مسئلۀ بسیار مهمی چون عشق چنین کنیم؟ بنابراین، اجازه دهید، نخست، ببینیم علوم جدید دربارۀ عشق )از این پس در همه جای این گفتوگو منظور من از عشق، عشق آدمیان به یکدیگر است( چهچیزی به ما میگویند. ام آر آی مغز عشاق یافتههای جدیدی را در اختیار ما قرار داده است. در یک آزمایش، از تعدادی از افرادی که بهشدت عاشق بودند و معشوقشان را تا پای جان دوست داشتند، خواسته شد در حالی که مغزشان اسکن میشد به عکس معشوقشان نگاه کنند تا آزمایشکنندگان دریابند که در این هنگام کدام قسمت از مغز فعال میشود. نتیجه آزمایش بسیار جالب بود و نشان میداد که دقیقًا همان قسمت از مغز عاشق هنگام نگریستن به چهره معشوق فعال میشود که در زمان مصرف مواد مخدری مانند کوکائین یا ماریجوآنا فعال میشود. برای نشان دادن این شباهت به تغییرات رفتاری کسی که کوکائین مصرف کرده توجه کنید: شنگولی، تغییر در معاشرت با مردم، تنش یا خشم، اختالل در قضاوت. عالوهبر این تغییرات رفتاری، تغییرات بالینی چنین فردی عبارتاند از: تپش قلب، بیقراری، تعریق یا لرز، شواهد حاکی از کاهش وزن، کندی تنفس، درد قفسۀ سینه، بینظمی ضربان قلب. تغییرات ناشی از ترک کوکائین هم عبارتاند از: خستگی، بیخوابی یا پرخوابی، کندی روانیـحرکتی یا بیقراری و رؤیاهای ناخوشایند. هرکسی که عشق رمنتیک را تجربه کرده باشد از مشاهده این فهرست شگفتزده میشود. تغییرات رفتاری و بالینی فرد عاشق بسیار شبیه این موارد است. اما یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد. فرد معتاد با گرفتن پاداش )مصرف ماده مخدر( میلش کمتر نمیشود اما این نکته دربارۀ فرد عاشق صادق نیست. عاشق به میزانی که پاداش دریافت کند و از دیدنی و شنیدنی و بسودنی مطلوبش متلذذ شود میلش نسبت به آن کاهش مییابد. به همین دلیل، گفتهاند وصال مدفن عشق است. طبق مدارک جمعآوریشده از 58 کشور، این نوع عشق، یعنی عشق رمنتیک، در بهترین حالت 48 ماه ادامه مییابد؛ یعنی این سیر نزولی میل در اثر التذاذ از پاداش مدام ادامه مییابد و این میل مدام کاهش مییابد. نیمی از کسانی که از هم جدا میشوند این کار را در چهار سال نخست انجام میدهند. از سوی دیگر، 97% از پستانداران اصال وارد چنین رابطۀ دونفرۀ پایداری نمیشوند. دلیل این رابطه در انسان همان عشق رمنتیک است.

عالوهبر این عشق رمنتیک، میل دیگری در انسان وجود دارد به نام میل جنسی. یکی از تفاوتهای مهم میل/عشق جنسی با عشق رمنتیک انحصارناگرا بودن آن است. کسی که میل جنسی دارد با پاسخ منفی شنیدن دنیا برایش به آخر نمیرسد، اما کسی که دچار عشق رمنتیک شده است با شنیدن پاسخ منفی دنیا برایش تمام میشود. کسی که وارد عشق رمنتیک شده است حدود 95% شبانهروز را به معشوقش فکر میکند، اما فرد دیگر اینطور نیست. پس تا حاال دو گونه عشق را از هم تفکیک کردیم: عشق رمنتیک و عشق جنسی. گونهای دیگر از عشق وجود دارد که به آن وابستگی )attachment( میگویند. زوجهایی که مرحلۀ عشق رمنتیک را پشت سر گذاشتهاند اگر از مهارتهای الزم برخوردار باشند میتوانند وارد این گونه از عشق بشوند. این زوجها جوش و خروشهای نخستینشان را از دست دادهاند اما دیگر به هم وابسته شدهاند. پس گونههای مختلف عشق عبارتاند از: عشق رمنتیک، عشق جنسی و وابستگی.

اما اخالق. احتماال منظورتان از اخالق، فلسفه اخالق است. بشر از دیرباز درگیر کاوشی کلی دربارۀ امور خوب، رفتار براساس آن امور در حوزۀ شخصی و توصیه به لزوم انجام چنین رفتاری در حوزۀ عمومی و اجتماعی بوده است و چنین توصیههایی در تزیین

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.