عشق صادقانه به خود و از خود گذشتگی صادقانه

جان لیپیت* ترجمه امیرحسین مرادخانی**

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفتر ماه -

از دیرباز از خودگذشتگی در روابط عاشقانه موضوعی ممدوح بوده است، اما مؤلف این مقاله نظر دیگری دارد که خواندنی است، رویکرد جذاب و متفاوت این نویسنده به فضایل و رذایل اخالقی میتواند پنجرههای جدیدی را بر ساحت اخالق در مقابل دیدگانمان بگشاید...

مقدمه: در تفسیر اخیر کتاب کارکردهای عشق1 سورن کیرکگور، عموما تمایزی میان عشق به خود، در اشکال "راستین" و "خودخواهانه"آن گذاشته شده است. در مباحث این کتاب آمده است که نباید تمامی انواع رذیلت توجه به خود2 ذیل عنوان خودخواهی3 آورده شود، من نیز در این مقاله در پی ایجاد تمایز میان خودخواهی و خودمحوری4 هستم و معتقدم این دومی، یعنی خودمحوری رذیلتی است که همخانوادۀ دوری دارد؛ یعنی تمرکز حقیقی بر خود5 آن هم از نوعی که برای انسان شدن ضروری است. همانطور که بعضی از فمنیستها هم بحث کردهاند اگر ما از خود گذشتگیمان را در موضعی غیرانتقادی قرار دهیم، انسان شدنمان از دست خواهد رفت. اما هیچ نیازی به مضیق کردن مفهوم اخیر وجود ندارد. با شناخت انواع گسترده از خودگذشتگی میتوانیم بسیار ساده به اهمیت احتراز از همه انواع از خودگذشتگی، از انواع راستینش گرفته تا فنای کامل نفس، پی ببریم. و نیز میتوانیم دریابیم که صرف نظر کردن از، از خودگذشتگی به همراه پرورش نوع خاصی از غرور بخشی از عشق صادقانه به خود به حساب میآید.

" شما باید همسایهتان را همچون خودتان دوست بدارید"6، اما چطور؟، و چرا باید خودم را دوست بدارم؟

نظر به تازهترین کتاب هری گوردون فرانکفورت، دالیل عشقورزی، عشق صادقانه به خود ژرفترین و اساسیترین... دستاورد یک زندگی اصیل و موفق است.7 دالیل اخیر طبیعتگرایان در باب عشق به خود، نیز مانند دالیل فرانکفورت، به دلیل فقدان مفهومی در باب از خودگذشتگی و ایثار محل انتقاد قرار گرفته است، بااینحال، هم عشق به خود و هم از خودگذشتگی در تفکر مسیحی مذموماند و سنت مسیحی هم از قرار معلوم به دلیل مدعیات ناسازگار، خود دستخوش نوعی آشفتگی در این باب است. برای کیرکگور، ایثار... یک شیوۀ اصیل مسیحی است. درحالیکه برای السدیر مکاینتایر، از خودگذشتگی... بیشتر از آنکه مثل خودخواهی نوعی رذیلت تلقی شود، نشانی از ضعف اخالقی به حساب میآید.

فیلسوفان و متکلمین بیشماری با مسئلۀ عشق صادقانه به خود، دستبهگریبانند. این مقاله در تمایز میان عشق صادقانه به خود و اشکال نادرست عشق به خود، و همینطور ارتباط میان عشق صادقانه به خود و از خودگذشتگی، کتاب »کارکردهای عشق«8 کیرکگور را الگو قرار داده است. مفسرین زیادی، مثال ام.جیمی فرایرا9، خاطر نشان کردهاند که کیرکگور مبدع نوعی تمایز شکلی است که از طریق آن تمایز میان عشق به خود در معنای "مثبت" و "منفیاش" مشخص میشود، این در حالی است که تمایزهای مشابه میان اشکال قابل دفاع و غیرقابل دفاع عشق به خود که معموال این دومی، یعنی شکل غیرقابل دفاع عشق به خود، با کلمه خودخواهی یکی گرفته میشود در تحلیلهای سیلویا والش01 و کلودیا ولز11 پی ریخته شده است. والش ادعا میکند که پیرو شیوه کیرکگور است: »عشق مسیحی، عشقی ایثارگرانه است، و بالعکس، عشق حقیقی به خود از رهگذر کنار گذاشتن خودخواهی به دست میآید، عشق به دیگران از طریق فرو گذاشتن آرزوهای خود، و عشق شخص به همسایه با ایثار و رضایت به پذیرش هر اندازه ناخوشی به خاطر او نشان داده میشود و عشق به خداوند هم از راه فهم درونی نیستی انسان در پیشگاه خداوندی و به کار گرفتن آن بهعنوان ابزاری برای خدمت به خداوند نمودار میشود.«

ولز ادعا میکند که پذیرفتن عشق بهعنوان نوعی از خودگذشتگی، که ممکن است کسی با آن هم در آثار کیرکگور و هم در آثار لویناس21 روبهرو شود باید علیه پیشینه انتقادی آنها دربارۀ عشقخودخواهانه مطالعه شود.

برای تعمیق شناخت ما از عشق حقیقی به خود، من نخست، استدالل میکنم که اصطالح خودخواه، متضاد بسیار نامفهوم و گنگی )و گاه بهوضوح نابسنده( برای استفاده است. برای آنکه علت این موضوع را توضیح بدهم، از دیدگاه رابرت مریهو آدامز31 در باب تمایز میان خودخواهی و رذیلت خودمحوری و خودگزینی41 مدد جستهام. در ثانی، در تالش برای فهم از خودگذشتگی از دغدغه فمینیستها برای ارزیابی آن کمک گرفتهام اما بیشتر این مفهوم را مضیق کردهام )همانطور که بعضی از فمینیستها دلیل میآورند ناگزیر به انجام چنین کاری هستیم(، همچنین دیدگاه روث گرونهوت را نیز مد نظر داشتهام که عقیده داشت بهتر است از تالش برای فهم موقعیت از خود گذشتگی بهجا و مناسب، که حدفاصل محدود کردن خود و نابود کردن خود است، دست برداریم. در نهایت این تأمالت به یک راهکار شگفتیآور انجامید: یعنی نیاز به پرورش نوعی از غرور بهعنوان یک فضیلت، که مکمل عشق صادقانه به خود محسوب میشود. من این بحث را با طرح این موضوع که نیاز است این غرور چه شکلی داشته باشد که مانع از، از خودگذشتگی در طیفهای مختلفش، از شکل صادقانهاش گرفته تا فنای کامل نفس، شود، به پایان بردهام.

خودخواهی و خودمحوری فهم این نکته که چرا باید »خودخواهی« را متضاد با اصطالح »عشق صادقانه به خود« بهحساب آورد، دشوار نیست. در حقیقت عشق مسیحی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.