بنت هلم

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفتر ماه - ترجمه زهره همت*

بخش دوم و پاياني

عشق بهمنزلۀ اعطای ارزش سینگر)1991, ‪،(2009 ,1994‬ برخالف ولیمن اساسا عشق را اعطاکنندۀ ارزش به معشوق میداند. اعطای ارزش به دیگری به معنای القاء کردن نوعی ارزش ذاتی به اوست. درحقیقت، بناست که این واقعیت، متمایزکنندۀ عشق از دوست داشتن باشد: "عشق گرایشی است بدون غایتی آشکار" درحالیکه دوست داشتن ذاتا غایتشناسانه ,1991(تسا .)p.272 به معنای دقیق کلمه، هیچ معیاری برای حقانیت اعطای چنین ارزشی وجود ندارد و همین موضوع باعث میشود که عشق با دیگر گرایشهای انسانی نظیر حقشناسی، بخشندگی و لطف متفاوت باشد:" عشق... صرفنظر از اینکه موضوع آن چه ارزشی دارد، به آن اهمیت میدهد"(372 )P. در نتیجه، سینگر اعتقاد دارد عشق گرایشی است که بههیچوجه توجیهکردنی نیست.

اعطا کردن ارزش به دیگری دقیقا چه ماهیتی دارد؟ سینگر میگوید اعطای ارزش، نوعی دلبستگی و تعهد نسبت به معشوق است، که در آن عاشق، خود معشوق را هدف قلمداد میکند و به این شیوه به اهداف، عالیق و دغدغههای معشوقش بهعنوان اموری پاسخ میگوید که بهخاطر خودشان دارای ارزشاند. این تاحدی به آن معناست که اعطای ارزش خودش را از رهگذر توجه به نیازها و عالیق معشوق، و تمایل به سود رساندن و یا محافظت کردن از او، و خوشحالی از موفقیتهایش... نشان میدهد(072 .)P. به نظر میآید که این دیدگاه، به دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید بسیار شباهت داشته باشد، اما بااینحال دیدگاه ناظر به اعطای ارزش، از این نظر متفاوت است که چنین تعلق خاطر شدیدی را معلول اعطای ارزشی میداند که بیشتر از آنکه مقوم عشق باشد، خود عشق است: »من در اعطای ارزش به معشوقم، او را چنان ارزشمند میکنم که ناگزیرم با تعلق خاطر شدید به او پاسخ گویم.«

به همین خاطر برای این اینکه فهمپذیر باشد که من ارزشی را به کسی اعطا کردهام، باید بهنحو شایستهای به او بهعنوان موجودی ارزشمند پاسخ دهم، و این امر تا حدی مستلزم آن است که بدانم سعادت او در چیست و چه چیزی به شکل مثبت یا منفی بر سعادت او تأثیرگذار است. بااینحال علم به این موضوع هم بهترتیب مستلزم آن است که بفهمم نقاط قوت و ضعف او چیست و این به معنای ارزیابی معشوق به جهات گوناگون است. بنابراین، اعطای ارزش مستلزم نوعی ارزیابی، بهعنوان روشی برای "مشاهدۀ حقیقی" معشوق و توجه کردن به اوست. باوجوداین، سینگر مدعی است این اعطای ارزش است که در وهلۀ اول در فهم چیستی عشق اهمیت دارد: ارزیابی تنها از آن جهت الزم است که تعهد به معشوق و ارزش اعطاشده به او داللتی عملی داشته باشد و "سرسپردگی کورکورانه به موجودی ناشناخته ,1991(."دشابن ‪)p.272: Singer 1994, pp ,139ff‬

سینگر در تالش برای جای دادن مفهوم ارزیابی در میان ادلهاش در باب عشق، در تنگناست. تا اینجا که این شرح اساسا شرحی ناظر به اعطای ارزش به معشوق است، سینگر مدعی است که عشق را نمیتوان توجیه کرد، و ما یک نوع ارزش را "بیجهت" اعطا میکنیم. همین مسئله حکایت از آن دارد که عشق کور است، یعنی مهم نیست که معشوق چگونه است، که بهوضوح موضعی غلط است. سینگر تالش میکند با توسل به نقش ارزیابی از این نتیجهگیری بپرهیزد: تنها بدین جهت که دیگری را واجد فضایل و رذایل بخصوصی ارزیابی میکنیم بر آن میشویم که ارزشی را به او اعطا کنیم. اما در اینجا به کار رفتن کلمه »بدین جهت که«، نمیتواند اعطای ارزش را توجیه کند و در بهترین حالت نوعی تبیین علی محتمل است. از این جهت، شرح سینگر دربارۀ گزینشی بودن عشق همان شرح ولیمن است و مشمول همان نقد میشود: این شرح شیوهای که عشق ما از رهگذر آن میتواند بهخاطر دالیل خوب یا بدش فهمیده شود را، فهم ناشدنی میکند. در حقیقت، ناکامی در معنا دادن به این ایده که عشق توجیهپذیر است مشکلی است که تمام قائالن به این دیدگاه با آن دست به گریباناند: زیرا یا )الف( خود اعطای ارزش توجیهپذیر نیست )همانطورکه در شرح سینگر چنین است( که در اینصورت توجیه عشق غیرممکن است، یا )ب( اعطای ارزش توجیهپذیر است که در اینصورت دشوار میتوان ارزش را اعطاشده دانست و نه چیزی که از قبل در معشوق وجود داشته و زمینه اعطای ارزش را فراهم کرده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.