عشق بهمثابۀ دوستی کامل بر مبنای نظر ارسطو

سایمون می * ترجمه محمدحسن ترابی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفتر ماه -

از نظر ارسطو، پاکترین نوع عشق -یعنی عشقی که بر پایۀ خيرخواهی برای دیگران و خوبی کردن به آنها بهخاطر خودشان، و نه فقط برای لذت قرار دارد– ماهيتا اخالقی است. پيوندهای اروتيک، با اینکه میتوانند با دوستی- عشقی همراه باشند یا حتی تبدیل به دوستی-عشق شوند، اما ذاتا پيوندهایی اخالقی نيستند، چرا که از رهگذر ميل به لذت و تملک کنترل ميشوند.

ارسطو 384-322) قبل از میالد( عشق را برای این جهان احیا میکند: برای طبیعت، زمان، و شخصیت انسان.

ارسطو عشق را پیوندی بین افراد برای شکوفایی1 آنها میداند، نه آنگونه که در سمپوزیوم افالطون میخوانیم، شیوهای برای نگاه به فراتر از فرد و به واقعیت بیانتهای زیبایی محض. ارسطو اعتقاد دارد که انسانها ماهیتا حیواناتی اجتماعی هستند و زندگی ما در صمیمیت با منتخبی از دیگران، بخشی از شکوفایی کامل ماست – خالفنظر دیوتیما2 که پیوندهای انسانی را در بهترین حالت پلهای میداند بهسوی عشقی که به آسمان میرسد. ارسطو نیاز ما را به گرامی داشتن عزیزان و گرامی داشته شدن توسط آنان بازمیشناسد و ارج مینهد.

ارسطو ضرورتا دوستی، و نه روابط جنسی یا تأمل در باب خوبی، را باالترین نوع عشق میداند. در واقع، او آن چنان جایگاه بهترین نوع دوستی

عشق3 – آنچه خود فیلیای کامل4 مینامد- را باال میبرد که دیگر اَشکال رابطه، چه با همسر، چه با خواهر و برادر، چه با فرزند، چه با والدین، و چه با شریک جنسی، از نظر او فقط تا زمانی ارزشمندند که ویژگیهای فیلیای کامل را نشان دهند. از نظر او، فیلیای کامل خیرخواهي خواستن برای دیگران و خوبی کردن به آنان بهخاطر خودشان، و همذاتپنداری5 عمیق با آنان برای دست یافتن به هماهنگی7 عمیق متقابل است؛ به گونهای که انگار آنها "خود دوم " فردند.

فیلیا نوعی دلبستگی8 است که بهترین ترجمه برای آن "دوستی-عشق"

است. فیلیا نهتنها بین آن افرادی که ما معموالً دوست میدانیم، بلکه در بهترین نوع همه روابط این چنینی نیز شکوفا میشود. و بنابراین، برای مثال،

صمیمیت9ِ

جنسی ماهیتًا متضاد دوستی-عشق نیست؛ اما ازآنجاکه انگیزۀ آن بیشتر امید به لذت است، ارسطو آن را چیزی در حد زندگی مرفه، مانند شوخطبعی و درآمد مناسب میداند.

این ارتقاء جایگاه فیلیا یکی از طوالنیترین و جنجالیترین بحثها در تاریخ عشق غربی را موجب شد. سؤال این است: آیا این گفتۀ ارسطو درست است که دوستی-عشق از عشق جنسی مهمتر و برای شکوفایی ما، پایدارتر، هماهنگتر، دوسویهتر، و در نهایت اخالقی01 تر است؟ در این اردوگاه، ما افرادی را میبینیم مانند سیسرو، پلوتارک، دو مونتنی، و از منظری نیچه. یا، در مقابل، دوستی نسخۀ ضعیفی از عشق است که فاقد شیدایی11

و شهوِت21 عطش اروتیک و بیتفاوتی آن نسبت به عرف، و همچنین هرگونه تعهد قوی به یک ایدئال متعالی31 )مانند خدا، وحدت رو41 ، هنر، یا هر چیز مشابه( است؟ کسانی که پاسخ مثبت میدهند، گروه ناموزونی را تشکیل میدهند: رمانتیستهایی مانند روسو که دوستی را پایینتر از عشق جنسی میبیند؛ مسیحیان، از آگوستین مقدس گرفته تا کیرکگارد51، که از نظر آنها دوستی، فرد را از عشق معنوی باز میدارد و درنهایت خودخواهانه است؛ و بدبینهایی مانند راوی پروست61 که دوستی را بهعنوان "کنارهگیری از خود... بدون فضیلت71" لعنت میکند. این تفرقهها بر سر ارزش و نقش دوستی دو هزار سال است که وجود دارد و هنوز حل نشده است.

در اینجا، برای ارسطو چیزهای زیادی در معرض خطر قرار دارند. از نظر او، پاکترین عشق – عشقی که بر پایۀ خیرخواهي خواستن برای دیگران و خوبی کردن به آنها به خاطر خودشان، و نه فقط برای لذت یا تملک81 برای خود قرار دارد– ماهیتا اخالقی است. فقط بین دو نفر که خوب باشند، و در واقع به صورتهای مشابهی خوب باشند، این عشق ممکن است بهوجود بیاید. آنچه ارسطو"خوب" میداند، بسیار بیشتر از توافق درخصوص قوانینی مانند راست گفتن، دزدی نکردن، و وفای به عهد است. منظور او این است که دیدگاه آنها در باب بهترین روش زندگی، اهداف درست زندگی، و افرادی که باید الگوی انتخابها و اعمال ما باشند، باید مشترک باشد. از نظر او، فقط دوستی-عشق میتواند این نوع رابطۀ اخالقی را نشان دهد. پیوندهای اروتیک را میل به لذت و تملک کنترل میکند، پس بنابراین، بر پایه چنین عشقی بنا نشدهاند و ذاتا پیوندهای اخالقی نیستند، هر چند این پیوندها میتوانند با دوستی-عشق همراه و یا حتی تبدیل به دوستی-عشق شوند.

*** این اندیشه که دوستی-عشق لزومًا رابطهای اخالقی است، و عشِق اروتیک این گونه نیست، با برخی از شهودهای کنونی همخوانی دارد. مثال شما ممکن است عاشق یک قاتل شوید، اما احتماال نمیخواهید با او دوست باشید. عشق اروتیک، مانند حرص قدرت، میتواند کسی را که بر سر راه آن قرار میگیرد از سر راه بردارد. به نظر میرسد نوعی خشونت تصاحبی91

که به اخالقیات، یا دستکم به شعایر02 عرف، اهمیتی نمیدهد، به ماهیت عشق اروتیک تعلق دارد و معموال آن را شاهدی بر اصالت و استحکام

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.