راه معرفت

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر - رودولف اوتو

در شمارههای قبل، ترجمه قسمتهایی از کتاب رودولف اوتو با عنوان عرفان شرق و غرب، را خواندیم. اینک ترجمه قسمت دیگری از آن را که ترجمه فصل سوم )از بخش نخست( است، پیش روی داریم. امید است که به زودی ترجمه کامل این کتاب تقدیم حضور عالقمندان شود.

شنكره و اكهارت هر دو معلمان نوعي نجاتاند ـ مبناييترين نقطه وفاقشان در اين است. ولي يك تشابه ديگر ميان اين دو استاد مشرقزمين و مغربزمين آنجاست كه به اعتقاد هر دوي آنها راه نجات، »معرفت« است.

زيرا اين دو عارف در روششان براي رسيدن به نجات يا برخورداري از نجات، حتي بيش از محتواي نظرپردازيشان و نيز بيش از تلقيشان از غايت نجات به عنوان اتحاد با خود خدا، به يكديگر شباهت دارند. روششان يكي است، عبارت از اين است ـ كه آنها در حقيقت هيچ روشي ندارند! همه آنچه ما معموال از آن به »روش عرفاني« تعبير ميكنيم، همه خودپروري1 هدفمند براي »تجارب عرفاني«، همه راهيابي،2 درسآموزي، مشقكردن، مهارت دستيابي به حال معنوي، تعاليدهي مصنوعي خويش ـ همه اينها از ساحت آنها بسيار به دور است و از طريقت آنها كنار گذاشته شده است. عرفان آنها، عرفان بهمعناي معمول كلمه نيست. يا به عبارت بهتر، گونهاي از عرفان است كه به حسب رويكرد خويش، همانقدر با ديگر انواع تجربه عرفاني فاصله دارد كه با بسياري از گونههاي ديانت غيرعرفاني.

حق اين است كه شنكره، سنت هندي كهن به لحاظ يو گه هشتگانه3 را به رسميت ميشناسد، ولي او اهل يوگه4 نيست و ]در انديشه وي[ ‪َََْ َْ‬ سهيگدرشنمرا نبايد از طريق يوگه به دست آورد. در باالترين حالت، يوگه تمهيدي براي آن است و از طريق معرفت »كلمات عظيم«، »تت توم اسي« بدون يوگه، ميتوان بدان راه يافت. اكهارت نيز گاهي »روش عرفاني« سنتي كهن، راه تهذيب، اشراق، اتحاد،5 را به رسميت ميشناسد. ولي روش خود او، هيچ ارتباطي با آن ندارد. در حقيقت اين تناقضي در انديشه بنيادين اوست. زيرا بر طبق فرض او، »اعماِل« طريق تهذيب را فقط زماني ميتوان انجام داد كه ذات سرمدي6 را يافته و به آن دست پيدا كرده باشيم. پيش از اين، آنها بيروحاند، هيچ اثري ندارند و به مخلوقيت7 ميانجامند نه به خدا. )لوتر نيز از »اعمال« جداي از ايمان و مقدم بر ايمان، سخن ميگويد.( به همينسان، اشراقگرايي8 ديدارها و ظهورات سري ـ عرفاني، جادو و شبه جادوي شرايط خلسهآميز، ُسكرها و سرمستيهاي مادي/ فيزيكي، شرايط انگيزش و تحريك افراطي اعصاب و هر آنچه رويابينانه است، از ساحت هر دو استاد بسيار به دور است.

.2 به عالوه، هر دو، با يك نظام رقيب كه در دوران هر يك از ايشان ظهور يافته است، به يكسان مخالفاند. اين چيزي بود كه ما در مغرب زمين، معموالً از آن به ‪/«voluntaristic mysiticism»‬ عرفان اراده گرايانه«، اصطالحي سخت غلطانداز، تعبير ميكنيم. زيرا آنچه به واقع از آن در مدنظر است، نه voluntas به عنوان اراده، بلكه عاطفهگرايي هيجاني9 و عرفان به عنوان شهوتپرستي نشئهآور01 است. اين عرفان عبارت است از جستجو و تالش براي رسيدن به »احساسات« و »تجارب«، براي تحريك و تسكين هيجاني حاالت خلسهآميِز داراي اوج و فرود، حاالتي كه تا حدي يا تمامًا شهوانياند و نيز اين عرفان جستجويي است در پي سعادت حاصل از آميزشي جنسي سري »حجله«11 و نوعي تأكيد افراطي كلي بر احساسات و احوال شخصي. در مشرق زمين زمانه و محيط زندگي شنكره، بهكتي عاطفي، بهكتي مارگه21 به جاي جنانه ـ مارگه،31 ظهور يافت كه دقيقا منطبق با اين عنصر عاطفي در عرفان غربي است. حقيقت اين است كه بهكتي و بهكتي ـ مارگه را ميتوان به مثابت نامي براي »طريق« عشق ساده به خدا و نيز رابطه شخصي با او به كار برد و نمونهاش را در رامانوجه كه در اينجا شبيه به لوتر است، ميتوان ديد. ولي عمدتا آن بهكتي عاطفي، همين »عرفان ارادهگرايانه« يعني يك حيات عاطفي قويا شهواني و غالبًا تحت تأثير هيجانهاي جنسي بود كه مخصوصًا در شهوتپرستي كريشنا، شباهتهاي خاصي را به »عرفان حجله« غربي داشت. ويژگي خاص اين »عرفان بهكتي« و همينطور »عرفان ارادهگرايانه« ما غربيها، اين است كه ميكوشد تا از طريق آميزش به واسطه نوعي مبالغه عاطفي و شور احساس، به اتحاد با امر اعال دست بيابد. در مقابل اين، ديدگاه شنكره سرد و روشنبينانه، آرام و ناب است. الاقل در نوشتههاي وي اثري از اين رويكرد نميتوان يافت. طريقي كه او توصيه ميكند، با اين تقابل تام دارد و همينطور است در خصوص طريق اكهارت.

.3 ويژگي خاص عرفان هر دو استاد، ويژگي يك عرفان عقلي است نه يك عرفان عاطفي و از آنجا كه هر دو طالب نوعي معرفت، جنانه، ويديا، سميگدرشنم، هستند، به ماندن در حالت پيشآگاهي/ دلشوره عرفاني، حالت احساس محض، يا حالت عاطفه بيانناپذير، خرسند نيستند. هيچكس نميتواند بيش از آنها با اين اعتقاد فرضا مبنايي »عارف« كه: »احساس همهچيز است، كلمات دود و صدايند«، زاويه داشته باشد. در مقابل، اعتقاد ]و اقرار[ مبنايي آنها، نوعي معرفت است كه بايد با همه مددهاي برهان، بيان عالمانه و ديالكتيك هوشمندانه، به آموزه فهمپذير ترجمه شود. به راستي با منظري تقريبا

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.