کیهان شناسی فلسفی و رویکردهای اشراقی

کیهانشناسی قدیم که بر پایه هیئت بطلمیوس استوار بود با ظهور علم جدید و ابطال نظریه بطلمیوسی مورد کمتوجهی قرار گرفت، در حالی که نظریات فلسفی در حوزه کیهانشناسی مبتنی برصرف علم نبوده بلکه زبان علمی برای بیان دستاوردهای اشراقی از کیهان مورد استفاده قرار میگرف

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر - هوشنگ شکری

در گذشته نظريات فلسفي در موضوع كيهانشناسي بر مبناي زمين مركزي و هيأت بطلميوسي عالم بوده است و اين امر دستاويزي شده است تا برخي دانشمندان معاصر نظريه ابطال كيهانشناسي قديم را صادر كنند و آن را از بن بياعتبار جلوه دهند. اين نوشتار ميكوشد تا بيان كند كه دستاوردهاي فلسفي و حكمي در زمينه كيهانشناسي ربط بيش از حد به نظريههاي علمي نداشته، بلكه در اكثر موارد بر كشفيات معنوي و عرفاني)گنوستيك( استوار بوده كه اغلب براي بيان مطلب از زبان علم و دستاوردهاي علمي روز كمك ميگرفته است. از اين رو نبايد به صرف بطالن علم هيأت قديم، ديدگاههاي قدماي حكما و فالسفه را در مورد عالم افالك يكسره مردود و باطل شمرد.

در اين نوشتار سعي داريم اقوال گذشتگان از حكما را حول دو محور اساسي بررسي كنيم : نخست وضع افالك و حركت سيارات و ارتباط آن با موجودات؛ دو ديگر جايگاه خورشيد در عالم. و نشان دهيم كه اين آراء تطبيق چنداني با نظريههاي علم كيهان شناسي قديم نداشته و در برخی موارد با كشفيات امروزين سازگارتر است.

گذشتگان حكما بر اين بودهاند كه چون حركت افالك مستدير)دايرهای( و سكون ناپذير است الجرم حركت، حركتي با اراده و رو به كمال به سوی خير مطلق است و اين خيِر جذاب است كه جذبكننده و محرك اصلی اين حركت دايرهای دائمی است در نتيجه اثبات نمودهاند كه اين حركت حركتي »عشقيه« است.

ابن سينا در كتاب نجات آورده است: »و الذي يحرك المحرك من غير أن يتغير باصدق اشتياق فهو الغايه و الغرض الذي اليه ينحو المحرك و هو العشق«. و نيز در ادامه بيان فرموده :»فالحركه الفلكيه، كائنه باالراده و الشوق علي هذا النحو، و هذه الحركه مبدوها شوق و اختيار«1.

نگارنده معتقد است كه مبناي اين نظريات، داليل عقلي محض نميتواند باشد، از اين رو بايد بدين نكته توجه كرد كه اقوال حكما در اين راستا بيشتر معطوف به ديدگاههاي عميق عرفاني)گنوستيك( از افالك است. حتي ارسطو نيز در اين باره از تأثير قول گذشتگان بركنار نبوده است، چنانكه دانشمند بزرگ ايران ابوريحان بيرونی نيز در سواالت خود از ابوعلی سينا بدين نكته اشاره كرده و ارسطو را متهم نموده كه در برخي اقوال درباره فلك نظر گذشتگان را بيان نموده است2.

اين موضوع در نوشتارهاي حكماي بعدي كه تمايالت اشراقي نيز داشتهاند صريحتر بيان شده است. چنانكه شيخ اشراق در نارسايي علم حصولي در باره افالك به صراحت بيان كرده است كه :»حصر عجايب عالم اثير و نسبتهاي افالك در عدد و تعداد متيقن امري بس دشوار بود و نيز مانعي عقلي نبود از اينكه وراء فلك ثوابت نيز عجايب ديگر بود و همينطور منعي نيست كه در خود فلك ثوابت عجايبي بود كه ما از ادراك آنها ناتوان باشيم و دانش ما بدانها نرسد«3. جالب است كه با وجود ادله علمی]در زمان وی[، شيخ امكان عقلی وجود عجايب ديگری از افالك و نسبتهای آنها و نيز تعداد آنها و عالم فوق فلك بحث میكند. در واقع اينجا توجيه فلسفی از يك دستاورد علمی دركار نيست بلكه دقيقا بحثی حكمی و فلسفی است.

همچنين شيخ شهيد در »تلويحات« ذيل »في التحريكات السماويه« مي فرمايد:»و ما تنال األفالك من اللذات الوافره الالمعه من االفق االعلي كثيرا ما، يقع للمكاشفين من اهل المواجيد. و قد حكاها الحكيمان العظيمان المعلم و الهي أفالطون عن نفسيهما و كذا من قبلهما بعض االسالميين أيضا من الصوفيه«4. اين بيان سهروردي صريحا اعالم ميكند كه اعتبارات علمي درباره افالك چندان مطمح نظر نيست و بيشتر دريافتهاي حكما از طريق مكاشفات روحاني حاصل ميشود.

شهرزوري مفسر سترگ حكمت االشراق در »رسائل شجره الهيه« نيز به صراحت بيان میگويد كه بحث حقيقی درباره افالك و تأثيرات آنها بر عهده سالك و افاضِل واصلين است و اين بزرگان هستند كه اصوات روحاني افالك را مي شنوند و به حقايق اينگونه امور واقفند: »و جميع السالك و األفاضل الواصلين الي امور الشريفه الروحانيه من الفهلويين و البابليين و اليونانيين و الهند يُثبتون هذه األصوات]منظور اصوات افالك است[ في العالم األواسط؛ ال في مقام جابلقا و جابرصا؛ بل في المقام الثالث المسمي عندهم هور قليا الكثير العجائب؛ يظهر للواصل اليه روحانيات االفالك و ما فيها من الصور المليحه و المحاسن األنيقه و األصوات الموسيقيه و النسب التأليفيه التي يحير لها العقل و يتعجب منها النفس«5.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.