اوج درخشان فرهنگ ایرانی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - گزارش -

دویستونودوسومینشبازمجموعهشبهای مجله بخارا به شب »سعید نفیسی« اختصاص یافت. در ابتدای جلسه »علی دهباشی«، متنی از زندهیاد »ایرج افشار« در وصف استاد نفیسی قرائت کرد. در ادامه »نصراهلل پورجوادی« با اشاره به تحقیقات خود در مورد خاندانهای تأثیرگذار ایران بر فرهنگ و ادب و هنر ...و این کشور، در مورد خاندان نفیسیها گفت: خاندان نفیسی هم یکی از خاندانهای مهم فرهنگی ما در هفت، هشت قرن گذشته بود. مادر مادربزرگش که مادر مرحوم »ناظم االطباء« که پدر مرحوم سعید نفیسی بوده است و مادربزرگش دختر مال محمد کوهبنانی بوده است. او افزود: از همه اینها که بگذریم شخصیت پدر مرحوم نفیسی است. او در مرز میان سنت و تجدد است و کارها و فعالیتها و آثارش هم نشان دهنده این موضوع است و بعد از آن شخصیت برجستهای در زمینه فرهنگ و ادب فارسی به نام »سعید نفیسی« ظهور میکند و این پرچم را همچنان به دست میگیرد. پرچم فرهنگی که هشت قرن دست به دست شده بود. در ادامه »فخرالدین فخرالدینی« با یادی از ایرج افشار به خاطراتی از سعید نفیسی و داستان عکسهایی که از چهره او ثبت کرده بود اشاره داشت و گفت: استاد نفیسی هر از گاهی نزد من میآمد و با طیب خاطر جلوی دوربین من مینشست و من خاطرات خوشی از این دیدارها دارم. در قسمتی دیگر از این مجلس، »افسانه یغمایی« فرزند حبیب یغمایی بخشهایی از دستنوشتههای پدر خود به نقل از سعید نفیسی را قرائت کرد. در ادامه »علیرضا اعتصام« مؤلف کتاب »به روایت سعید نفیسی«، گزارشی اجمالی از روند تألیف این کتاب را بیان داشت و تصریح کرد: استاد نفیسی اگر سراینده ناموری نیست بیشک نویسنده نامداری است. استاد نفیسی همچون هر نویسنده دیگری با بهرهگیری از معیارها و مالکهای مورد قبول خویش نه صرفا از دیدگاه ادبی که از نظر روانشناسی و جامعهشناسی به تحلیل روحیه و

شخصیت فکری شاعران و نویسندگان و هنرمندان و سیاستمداران ایران در سده اخیر پرداخته است. او تصریح کرد: با اینکه دیرزمانی است از خاموشی استاد میگذرد، مردم کتابخوان و دوستدار دانش آن زنده یاد را نیک میشناسند. که خاموشی همیشه موجب فراموشینیست!

در خاتمه »رامین نفیسی« فرزند سعید نفیسی از خاطرات پدر خود و دوران کودکیاش چنین سخن گفت: دو خاطره از زندگی پدرم میگویم که به خصوصیات اخالقی او بازمی گردد. نخستین چیزی که میتوانم از پدر بگویم این است که حافظه بسیار خوبیداشتودوممسألهعشقشبهایرانوکتاببود. خانواده دوست بود. هیچ وقت در زندگی بر ما تحکم نکرد. همیشه و هر زمان میخواستند نصیحتی بکنند اول استداللشان را میگفتند و همیشه به جای دستور ما را راهنمایی میکردند. وی خاطرنشان ساخت: ما فرزندان ایشان بعد از اینکه پدر از بین ما رفتند تصمیم گرفتیم یادگارهایشان را نگاه داریم و همه وسیلهها و خانه ایشان را حفظ کردیم و این بار سنگین تنها به دوش من است. خانهاش را بهعنوان میراث فرهنگی به ثبت میراث فرهنگی رساندیم و امیدوارم باقی بماند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.