فرمانروايان فارسی پرور دکن/ امیرسعید الهی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - سخن دبيردفترماه - امیرسعید الهی*

کتیبههای فارسی که در بیشتر بناهای دوران قطب شاهیان دیده میشود و نیز عبارات فارسی سنگ قبرهای قلعه گلکنده نشانگر گستردگی بسیار زیاد زبان فارسی و نفوذ آن به تمامی امور روزمره زندگی مردم آن دوران است. به ویژه در دوران ابراهیم قلی قطب شاه که سلطانی ادب دوست بود زبان فارسی، زبان رسمی بود و امور دیوانی با زبان فارسی انجام میشد و در این دوره کتابهای پرارزشی در زمینههای گوناگون مذهبی و تاریخی و فلسفی به این زبان نگاشته شده است.

تاریخچه حیدرآباد شهر »حیدرآباد« مرکز ایالت دکن هند و در جوار قلعه گلکنده برای سدههای پیاپی پایتخت سالطین قطب شاهی و آصفجاهی بوده است. این شهر را در حدود سالهای 1590-91 م »محمدقلی قطب شاه« پنجمین حاکم دودمان قطب شاهی که در سال 1580 م و در پانزده سالگی به سلطنت رسید بنیان گذاشت. در مورد وجه تسیمه شهر گمان نزدیک به یقین این است که »بنا به ارادت قطبشاهیان به امام علی)ع()حیدرکرار( این شهر »حیدرآباد« نامیده شده است)کرمی،2731:84( به ویژه که در اغلب منابع قطب شاهی از امیرمؤمنان )ع( با عنوان »حیدر« یا »حیدرکرار« نام میبرند و این امر این گمانهزنی را تقویت میکند ولی مأخذ مستند تاریخی برای این گفته در دست نیست و مورخان برای نام گذاری »حیدرآباد« نکات دیگری را نیز مطرح کرده اند. از جمله مالمحمد قاسم هندوشاه متخلص به »فرشته« مورخ معاصر محمدقلی قطب شاه از بنای »حیدرآباد« به عنوان ثمره عشقی پرشکوه یاد میکند و مینویسد: »آن قطب فلک اجالل در اوائل پادشاهی بر... »بهاگ متی«)دختری زیبا از روستای چیچالم (Chichelam عاشق شده هزار سوار مالزم او گردانیده تا به طریق امرای کبار به دربار آمد و شد می نموده باشند و در آن ایام چون از زبونی آب و هوای »گلکنده«، خالیق متنفر و پراندوه بودند، قطبشاه در چهار کروهی بلده مذکور شهری که در تمامی هندوستان شرقًا و غربًا و جنوبًا و شماالً مثل آن در لطافت و صفا هرگز یافت نمیشود بنا نموده دارالملک خود ساخته موسوم به »بهاگ نگر« گردانید و در آخر از آن نام پشیمان گشته موسوم به »حیدرآباد« ساخته لیکن در میان خالیق مشهور به »بهاگ نگر« است نه »حیدرآباد« ... و منازل پادشاهی به نوعی ساخته و پرداخته شده است که مسافران اقلیم سبعه قرین آن در هیچ ملک نشان نمیدهند...« )هند و شاه، 1281 ق، ج ‪(173 :2‬

مآخذ تاریخی دیگر تسمیه »حیدرآباد« را از واژه »حیدرمحل« دانسته و معتقداند که حیدرمحل لقبی بوده است که پس از ورود بهاگ متی مذکور به حرم سرای شاه به وی داده شده و از این رو، نام »بهاگ نگر« به »حیدرآباد« تغییر یافته است )Alikhan,1991:16( بعضی مآخذ تاریخی نیز از زنی به نام »بهاگراتی« مادر محمدقلی قطبشاه نام بردهاند و معتقداند که »بهاگنگر« مشتق از »بهاگراتی« است. نکته دیگری که مورد توجه قرارگرفته این است که »بهاگنگر« صورت تحریف شدهای از کلمه »باغ Negar(«رگن )Bhagh به معنی شهر باغ ها است و این نام به علت سرسبزی و وفور باغ های پربار در این ناحیه به این شهر داده شده بود.

بیگمان موضوع »بهاگ متی« بیشتر به افسانه شبیه است چون از نظر تاریخی جای تردیدی باقی نیست که »محمدقلی قطب شاه دختر شاه میرزای اصفهانی)را( که از سادات صحیحالنسب طباطبائی بود و سال های فراوان امیر جملگی)وزارت( ابراهیم قطب شاه به او تعلق داشت به عقد نکاح درآورد«)هند و شاه، همان: (172 و از همین ازدواج است که »حیات بخشی بیگم« یعنی تنها فرزند محمدقلی قطبشاه که از زنان نامآور این دودمان است زاده شد. همان دختری که بعدها »شاه عباس والی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.