بحران تصويرشكني ریشههای شکاف بین بیزانس و رم

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر -

پاتریسیا بریل ترجمه و تحقیق محمدجواد محمدی*

در قرن هشتم میالدی درگیری پیرامون تقدیس نقوش و شمایلها در كلیسای بیزانس دو دستگي ایجاد كرد. رم كه به پرستش تصاویر وفادار بود، وابستگي قانوني خود را به قسطنطنیه قطع كرد و با حکومت فرانكها یعنی تنها كسانی كه قادر به دفاع از رم در برابر هجوم لمباردها1 بودند، متحد شد. این حادثه و پیامدهای آن به جدایی بین شرق و غرب امپراتوری بیش از پیش دامن زد. مقالة زیر به این برهة حساس از تاریخ فکری-مذهبی اروپا میپردازد.

»پس در همة شهرها و روستاها مردمان مؤمن و متدين را ميبينيم كه ناله و زاريشان بلند است، درحاليكه بيدينها اشياء مقدس را لگدمال ميكنند، به ظروف متبركه اهانت روا ميدارند، ديوارهاي كليساها را فقط به اين علت كه حامل تصاوير قدسی است، ميتراشند يا گچ ميگيرند، و هر جا شمايلهاي مقّدس مسيح، مريم و يا قّديسان باشد، آن را به آتش ميكشند، نابود ميكنند و يا گل ميگيرند، حال آنكه تصاوير درختان، پرندگان، حيوانات مهمل و بيمعنا، و مخصوصا صحنههاي شيطاني اسبدواني، شكار، نمايشها و مسابقات ارابهراني را با احترام حفظ، و حتّي مرّمت ميكنند.« اين وقايع كه در كتاب »زندگاني استفان جوان«2 تشريح شده است، زماني بهوقوع پيوست كه در قصر هيريا3، واقع در قسطنطنيه، بين دهم فوريه تا هشتم اوت سال ،754 شوراي كليسا تشكيل شده بود. امپراتور كنستانتين پنجم4 اسقفهاي شرقي را براي بحث دربارۀ تقديس نقوش و تصاوير فرخوانده بود. او كه با هر نوع هنر ديني كه قديسان، مسيح و يا مريم عذرا را به تصوير كشد، بهشّدت مخالفت میورزيد، اعالم كرد كه تصاوير بيآنكه قادر باشند شأن الهي اين افراد را نشان دهند، فقط به آنها ظاهري انساني ميبخشند. تصاوير به نوعي به الگوهاي خود خيانت ميكنند و پرستش آنها بايد ممنوع شود. همة اسقفهاي حاضر در جلسه عمًال از امپراتور تبعيّت كردند و تقديس نقوش و شمايلها را بهعنوان رفتاری كفرآميز محكوم كردند. نظام وحشت حاكم شد و شكنجهها به راه افتاد.

ریشههاي بحران موضوع جنجالبرانگيِز تصويرشكني، طّي بيش از يك قرن 843) - (726 شاخوبرگ پيدا كرد. در قرن هشتم، تحت حكومت امپراتور كنستانتين پنجم ‪(741- 775)‬ به اوج خود رسيد و به عامل مهم تفرقه در درون كليساي بيزانس، و نيز دوَدستگي بين قسطنطنيه و رم بدل شد. به عقيده ژيلبرت داگرون5، مورخ ُخبره در اين موضوع، بروندادِ غائلة تصويرشكني، تأسيس كليساي ارتدوكس بود. از نظر وي، »بايد چنين انگاشت كه تصويرشكني و استقرار ارتدوكسی دو لرزۀ شديد فرهنگی بود كه صرفنظر از ابعاد آنها، با نهضت اصالح ديني و ضداصالح قابل مقايسهاند.«

ريشههاي اختالف به گذشتههاي دور بازميگشت. نخستين مسيحيان كه هنوز تحت تأثير هشدارهاي عهد قديم عليه بتپرستي كهنكيشان قرار داشتند، رابطه مبهمي با تصاوير ايجاد كرده بودند. مگر نه اينكه در ده فرمان آمده بود: »نبايد هيچ مجسمهاي بسازی، هيچ چيزي كه به موجودات آسمانها، يا زمين و يا زير زمين شباهتي داشته باشد؟«

اما تصوير پشتوانهای آموزشي براي مؤمنان بيسواد بود. به همين سبب نخستين بروز و ظهور هنري از ايمان مسيحي، بر نمادها و تماثيل استوار شد. در سدههاي ششم و هفتم، احترام به نقوش و تصاوير چنان دامنة وسيعي يافت كه اغلب به بتپرستي تنه ميزد. بنابراين تصويرشكنان با اتّكا به نهیهای عهد عتيق، براحتي میتوانستند اين زيادهرويها را نكوهش كنند. شايد هم تا حدودي تحت تأثير اعراب قرار داشتند كه مصور كردن انسان را نهي ميكردند. در اوايل قرن هشتم تصويرشكني در آسياي صغير و قسطنطنيه، جايگاه مستحكمي يافت. طرفداران اين كار، امپراتور لئون سوم6 را نيز متقاعد كردند. در هفتم ژانويه ،726 وي علنا عليه تقديس تصاوير موضعگيري كرد. پاتريارك آناستاز7 سندي راجع به تصويرشكني تدوين كرد و براي پاپ گرگوار دوم8 فرستاد. پاپ نمیخواست چيزي دربارۀ اين بازي جديد بيزانسي بشنود. او دلبستگی شديد خود به تقديس تصاوير را ابراز كرد. امپراتور، به نشانة انتقام، ايليريا9، كالبريا01 و سيسيل را تحت حاكميت قانونی بيزانس برد. روابط بين قسطنطنيه و رم يكبار ديگر به وخامت گراييد. بااينحال، عليرغم تصور مورخان تا چند سال پيش، بهنظر ميرسد كه در سلطنت لئون سوم، تصويرشكني صورت ماليمتری داشت و به تعذيب افراد و تخريب تصاوير نينجاميد.

در تعقیب تصاویر كنستانتين پنجم، پسر لئون سوم به استقرار ثبات داخلي و خارجي سلطنت همت گماشت. تا سال ،752 وي عليه تصويرپرستي هجمهاي به راه نينداخت. كنستانتين براي تحميل آراي خويش شوراي هيريا11 را در سال ،754 فراخواند و آن شورا تقديس نقوش و شمايلها را محكوم كرد. بالفاصله جستجوي وسيعي براي انهدام تصاوير به راه افتاد. كاشيها را كندند و عالئم و نقوش را نابود ساختند. تصويرشكنان به اشيای متبركه هم رحم نكردند. راهبان كه مدافعان پروپاقرص نقوش مذهبي بودند، شالق خوردند، شكنجهها ديدند، به آب افكنده شدند و به ازدواج وادار شدند. كتب تذهيب شدۀ صومعهها به شعلههاي آتش سپرده شد. پس از مرگ كنستانتين در سپتامبر ،775 از شدت سركوب كاسته شد. پسر او لئون چهارم21 دشمنيها را تلطيف كرد اّما ممنوعيّت تصاوير را ملغي نكرد. با مرگ وي در سال ،780 همسرش ايرنه31 نيابت سلطنت را بر عهده گرفت. او كه دوستدار و طرفدار تصاوير بود، در سال ،787 شوراي جامع كليسا را به نيقيه فراخواند. تصميمهاي شوراي سال ،754 ابطال شد، تقديس تصاوير مجددا برقرار گشت و تصويرشكني محكوم شد.

در قرن نهم نيز بار ديگر، يك بحران تصويرشكني پيش آمد، اما با احياي سنت تصويرپرستي در سال ،843 و ايجاد يك چهارچوب عقيدتي براي هنر مذهبي، مسئله خاتمه يافت. در اين زمان بود كه تقديس نقوش و شمايلها به كليساي ارتدوكس هويت بخشيد. آيين عبادي بيزانسي ويژگيهاي مهّمي پيدا كرد كه تا امروز نيز خاّص خودش است. در قرن هشتم، مجادله بر سر تصويرشكني موجب بروز سوء تفاهم فزاينده بين رم و قسطنطنيه شد، و بر مشكالت موجود كه از نوع سياسي بود، افزود. رم از نظر قانوني همچنان تابع قسطنطنيه بود، اما تكيهگاههاي امپراتوري روم شرقي در ايتاليا، بهتدريج زير ضربات لمباردها فروريخت. لمباردها در سال ،751 اميرنشين راونا41، آخرين سنگر بيزانس در منطقه بوت51، را تصرف كردند. دوكنشين رم تهديد شد و اين ديگر تحّملناكردنی نبود. امپراتورياي كه قادر به دفاع از ايتاليا نباشد، به درد پاپ نميخورد. پاپ اتين دوم61 با پِپَن لوبرف71، جانشين شارل مارتل81 تماس برقرار كرد، وي از كارولنژيهايی91 بود كه موفق شده بود مجدداً در گاليا02 ثقل قدرتي ايجاد كند. از آن تاريخ فرانكها در اروپا، بهعنوان نيروي روبهرشد جلوه میكردند. اگرچه دستگاه پاپ از زمان گرگوار اّول ‪،(590- 604)‬ عمًال امور مدني و نظامي ايتاليا را در دست گرفته بود، اما اينك نجات رم فقط از عهدۀ فرانكها برميآمد. درواقع، در مواجهه با يورشهاي بربرها و ناتواني بيزانس از مقابله با آنان، پاپها عليرغم ميل خود و تحت شرايط موجود، وادار به تحكيم قدرت سياسي و حكومتي خود شده بودند. آنان براي دفاع از آنچه بهتدريج »ميراث پطروس قديس« ناميده میشد، بهناچار سپاهي گرد آوردند، سپاهي كه در قرن هشتم ناكافي بهنظر میرسيد. در سال ،754 اتين دوم، پيمان اتحادي با پپن لوبرف منعقد كرد و او هم با اعالم جنگ عليه لمباردها، بالفاصله پيمان را به اجرا گذاشت. در سال ،756 لمباردها مجبور شدند كه بيست و دو شهر اميرنشين12، بهعالوه سرزمينهاي ديگر را به پاپ واگذار كنند. بدين ترتيب، »ايالتهاي پاپی«22 پا به عرصة وجود نهاد.

واقعة مهّم ديگر اين بود كه اتين دّوم اندكي پس از عقد پيمان با شاه كارولنژي، مقام شاهي او و تمام خاندانش را تقديس و تنفيذ كرد و عنوان »پدر روميان«32 را كه درواقع يعنی »ارباب« ايتالياييها، به او عطا كرد. پاپ با قرار گرفتن تحت حمايت شاه فرانك، آخرين ريسمانهاي اتّصال رم به قسطنطنيه را قطع كرد. از آن زمان، تا پايان قرن نهم، تاريخ مسيحيت غربي با سرنوشت پادشاهي فرانك گره خورد. شارلماني42 جانشين پپن لوبرف، بخش وسيعي از خاك امپراتوري روم قديم را تصّرف كرد. در سال ،800 پاپ لئون سّوم شارلماني را به مقام امپراتوري ارتقا داد.

رنسانس كارولنژي در غرب به يمن اقدامات شارلماني، مطالعة ادبيات ]كالسيك[ با اقبال و توجه مواجه شد. در صومعههايي كه با اتّخاذ قانون بنديكت قديس يكپارچه شده بودند، راهبان متون كالسيك التين را نسخهبرداری ميكردند، و بدينگونه، راه را برای انتقال آن متون به آيندگان ميگشودند.

»من تو را به نام وطن و دختر تعميد ميكنم«، اين عبارت كه كشيشي اهل باواريا52 آن را در بدترين نوع التين بيان كرده است، بهوضوح گوياي ويراني فكري و فرهنگياي است كه در طليعة آنچه مورخان »رنسانس كارولنژي«62 ناميدهاند، دامنگير مسيحيت غربي شده بود. بخش اعظم سپاهيان مسيح، اعم از فوج كليسا يا لشگر عامة مردم، از بيسوادان تشكيل میشدند. زبان التين بهتدريج در زبانهاي بومی محو میشد، و گذشت زمان، نسخههاي خطي را ناخوانا میكرد.

در اين اثنا، شارلماني كه از سال ،768 شاه فرانكها و در سال ،800 امپراتور شده بود، كار تجديد و احياي فرهنگ را بر عهده گرفت، كاري كه ضرورتش را براي اصالح ساختارهاي سلطنت خود احساس ميكرد. اگرچه او خود درسي نخوانده بود، اما آرزو داشت براي روحانياني كه ميخواست امور اداری امپراتوری را به آنان بسپارد، آموزشهايی داير كند. او در قرن هشتم، براي انجام اصالحاتي كه دلبستگي زيادي بدان داشت، سرپرست و مديري به نام الكوين72 804) - (735 منصوب كرد. همين دانشمند، در سال ،781 رياست مدرسه درباری اكسالشاپل82 را پذيرفت، همان شهري كه در سال ،794 تيول شارلماني شده بود. او يك برنامه جّدي آموزشي بر پاية مطالعه مجّدد متون غيرديني باستان

شامل متون دستوری و بالغی، تدوين کرد. يادگیری اين معلومات براي فهم بهتر نص کتاب و آثار آباء کلیسا و تفسیر آنها، بهکار ميآمد. پس اين آموزشها در کلیساهای محلی، در صومعهها و در کلیساهاي جامع92 رواج داده شد. در ترويج يك رسمالخط جديد، معروف به حروف کوچك کارولین که همان »حروف پايین

جعبه«03 در حروفچینی امروز ماست، غرب مرهون الكوين است. اين رسمالخط حفظ و بقاي دستنوشتههاي باستان را از طريق بازنويسي آنها، طي قرون متمادی، تسهیل کرد.

از جمله کارهاي الكوين، يكی اينكه مجبور شد در صومعههاي امپراتوري که در آنها راهبان به نسخهبرداری از دستنوشتههاي آباء کلیسا و نويسندگان باستان مشغول بودند، کارگاههاي استنساخ داير کند. رنسانس کارولنژي که از قرن هشتم آغاز شده بود، در سدة بعد بهترين نتايج خود را بهثمر نشاند. جانشینان شارلماني، مخصوصا پسرش لويي پارسا13 به کار او عمق بخشیدند. پیر ريشه23، تاريخدان معاصر تصديق ميکند که »کاتبان و استنساخکنندگان کارولنژي حق عظیمي بر گردن فرهنگ اروپا دارند؛ بدون آنان خصوصا شناخت ادبیات التینی ناممكن بود.«33

صومعههاي ژرمنِي َسن گال43، فولدا53 و رايشنو63 از مهمترين مراکز مطالعاتي در قرن نهم بودند. شارلماني که رياست کلیسا را نیز برعهده داشت، عالقهمند بود که شخصا در امور کلیسا مداخله کند. آن عصر چنین امري را برميتابید، عصري که سیاست و دين با مرزهاي مبهم خود دائما در هم تداخل داشتند. بدينترتیب، در سال ،789 شاه کارولنژي فرمان »بسیج عمومی«73 را که مشتمل بر قوانیني راجع به کشیشان، راهبان و اسقفان بود، توشیح کرد. اين قوانین آنان را ملزم به تأسیس مدارس در صومعهها و اسقفنشینها ميکرد. شارلماني به محض اينكه امپراتور شد، گردهماييها براي ادارة کلیسا را چند برابر کرد. او خود اسقفان و راهبان ارشد را منصوب کرده و نهادهای کلیسايی را تقويت ميکرد. شارلمانی به صومعهها عنايت زيادي نشان ميداد و قصد داشت با تحمیِل قاعده و قانونی واحد، به آنها بهبود و ثبات بخشد.

قانون قديس بنديكت نرسیا83، راهبي که در قرن ششم زيسته بود، خیلي زود بهعنوان متعادلترين شیوه رهبانی ظاهر شد. اّما درنهايت، اين لويي پارسا پسر شارلماني بود که وظیفة تحمیل قانون بنديكت به حدود 650 صومعه امپراتوري را بر دوش گرفت. امپراتور جديد در سال ،814 بنديكت آنیان93 را که مؤسس ديري در غرب مارسي بود، نزد خويش آورد. او راهب مذکور را در صومعه

ايند04)کرنليمونستر(14 در چند کیلومتري اکسالشاپل)آخن( مستقر کرد. اين دو، اجالس مهمي را ترتیب دادند و راهبان ارشد امپراتوري را بدان دعوت کردند. اين شوراي منطقهاي در ژوئیه سال ،817 افتتاح شد. لويي پارسا متني حاوي 83 ماده، با عنوان »دستورالعمل صومعهنشینی«24 را به تصويب رساند، دستورالعملی که زندگي ُرهبانی را براساس قانون بِنديكت قّديس و بازنگري بِنديكت آنیان، قاعدهمند ميکرد. بِنديكت آنیان در سال 821 از دنیا رفت، اما اصالحات او ماندگار شد و بستر را براي درخشش صومعههای کلوني34 در قرن آينده فراهم کرد. بر همین اساس، موّرخان قديس بِنديكت نرسیا را پدر اروپا دانستهاند. قانون او زندگي رهباني را يكپارچه کرد و میان راهبان امپراتوري همبستگي واقعي بهوجود آورد. قانون بنديكت حتي از روند عرفیسازیای که پس از تجزيه و اضمحالل امپراتوري کارولنژي پديد آمد، و فالکت يا نابودي بسیاري از صومعهها را در پی آورد، بهسالمت جان بهدر برد. نوسازي کارولنژي بیش از آنكه به محتوای انديشه بپردازد، به ساختارهاي بنیاديني که ترويج و شكوفايی انديشه را ممكن ميساخت، بها داد. بنابراين قرن نهم از جهت وجود يك حیات فكري متراکم و غنی، درخشش خاصی نداشت. بااينحال، بحث کالمي مهمي به نام مسئلة »فیلیوك«44 شكاف بین ]کلیساي[ شرق و غرب را ژرفتر کرد، بهطوريکه حتّي امروزه اين موضوع يكي از موانع نزديكي بین رم و کلیساهاي ارتدوکس قلمداد ميشود.

]ماجرا از آنجا شروع شد که[ در سال ،381 شوراي قسطنطنیه با افزودن مطلبي راجع به روحالقدس، اعتقادنامة نیقیه را تكمیل کرد. بدينترتیب، پیروان، عالوهبر خداوند و عیسي مسیح، به ]حقانیت[ روحالقدس »که از پدر تكوين يافته« شهادت ميدادند. اما با اين وصف، در اواخر قرن ششم، در اسپانیا، االهيدانان ويزيگوت اعالم کردند که روحالقدس »از پدر و از پسر )فیلیوك( متكون شده است.« اين تعبیر در نظر روحانیون کارولنژي که آن را از حیث عقیدتي صحیح ميدانستند، بسیار خوشايند واقع شد، ولي قسطنطنیه اعتقادنامة سال 381 را تغییرناپذير ميدانست.

در اوايل قرن نهم، شارلماني که با امپراتوري روم شرقي میانه خوبي نداشت، خواست يونانیان را به اشتباه خود واقف سازد. به همین منظور، او به االهیون خود سپرد که مسئله فیلیوك را مستدل کنند. او در سال ،809 مبدأ دوگانة تكوين روحالقدس را در شورايي به تصويب رساند. دعوا زماني باال گرفت که پاتريارك فوتیوس54

در سال ،867 طي نامهاي به همتايان شرقي خود، فیلیوك را بهعنوان يك نظرية انحرافي و ارتدادي محكوم کرد. علت بهستوده آمدن فوتیوس چند چیز بود. او مطلع شده بود که روحانیون رومي خواستار اعمال فیلیوك در بلغارستان شده بودند، يعنی همان کشوري که اصًال به دست مبّلغان بیزانسي به مسیحیت گرويده بود و از پاپ نیكوالي (858-867)46لوا فقط تقاضاي تأسیس نظام روحانیّت کرده بود. پاپ هم از اين موقعیّت استفاده کرده، مملكت پادشاهی بلغار را تحت حوزه قانوني خود درآورد. او همچنین از تأيید انتخاب فوتیوس به مقام پاتريارکي قسطنطنیه امتناع کرده، وي را تكفیر کرد. پاپ نیكوالي اّول خواهاِن بازگشت پاتريارك سابق اينیاس74 شد، همو که در سال 856 وادار به استعفا شده بود. اينگونه دخالتهای پاپ در امور بیزانس، بر قسطنطنیه بسیار تلخ و ناگوار میآمد.

اگرچه صلح در عالم مسیحیت مجدداً بر قرار شد، اّما غائلة فوتیوس و ماجراي فیلیوك عوارض عمیقي در روابط بین شرق و غرب باقي گذاشت. اختالف نظر بر سر برتري پاپ که تا امروز موضوعیت دارد، به آن عصر باز ميگردد. همانطورکه تاريخنگار ديويد ناولز84

ميگويد، »اهمیّت غائلة فوتیوس عمدتًا در اين واقعیت است که طّي ماجراي مزبور نخستین شكاف علنی بین دو نگرش به وقوع پیوست؛ ازيكسو، نگرش رومي به تقدم جايگاه رم به همان شكلی که لئون کبیر و ژالسیوس94 آن را تبیین کرده بودند و بعد هم نیكوالي اول با شدت بر آن پافشاري ميکرد، و ازسويديگر، برداشت کلیساي شرق از ماهیّت اقتدار و حاکمیّت روحانیّت.«05

قسطنطنیه از قرن چهارم تقّدم و برتري رم را بهرسمیّت شناخته بود، اّما ماهیّت اين تقّدم يك تعريف مرضّيالطرفین پیدا نكرده بود. از نظر بیزانسيها، اين برتري در مرز امور داخلي کلیساي شرق متوقف ميشد. از نگاه آنان، برتري به معناي سلطنت کلیساي جهاني که نیكوالي اّول ادعايش را ميکرد، نبود. در قرن بعد، وضعیّت اسفبار دستگاه پاپ که سیاهترين دوران تاريخ خود را ميگذراند، ناچار اين باور بیزانسيها را که رومیها بربرهايي بيفرهنگ و خشناند، تصديق کرد.

* عضو هيات علمي دانشگاه تهران منبع از مجموعهای به نام ans de christianisme»‬ 2000 ‪،«Regards sur انتشارات Le» ،«Temps سن- موریس، .2000

پينوشتها Lombards.1 از اقوام جنگجوی ژرمنیتبار که از قرن ششم در دشت پو واقع در ایتاليا مستقر شدند. تهدید مستمر لمباردها پاپ را وادار کرد که به فرانکها پناه ببرد. // ‪Vie .2‬ ‪d’etienne le Jeune‬ این کتاب یکی از منابع نادر دربارة تاریخ بيزانس در این دوره و یکی از روایتهای مستقيم از ماجرای تصویرشکنی است. اتين یا همان استفان راهبی بود که به علت مخالفت با فرمان امپراتور بر تصویرشکنی، ابتدا تبعيد، سپس زندانی و سرانجام اعدام شد. // ‪Palais de Hiéréia .3‬ مهمترین مجموعه کاخهای امپراتوری بيزانس واقع در حومة قسطنطنيه و در کنار دریای مرمره، امروزه موسوم به شبهجزیرة فنرباغچه. ‪4. Constantin V // 5. Gilbert Dagron // 6. Léon III // 7. Anastase // 8. Grégoire‬ II.

‪Illyrie .9‬ منطقهای واقع در غرب بالکان و شرق دریای آدریاتيک که بخشهایی از آلبانی، مقدونيه، بوسنی و کرواسی را در برمیگيرد. // .10 Calabre استانی در جنوب ایتاليا که در نزدیکترین نقطه به جزیره سيسيل قرار دارد. ‪11. Concile de Hiéréia //‬ ‪12.Léon IV.‬

‪Irène .13‬ وی بهخاطر متوقف کردن تصویرستيزی، در کليسای ارتدوکس یونان قدیسه شمرده میشود. ‪14. Ravenne // 15. Botte // 16. Etienne II // 17. Pépin le Bref.‬

‪Charles Martel .18‬ سردار فرانکها که توانست در جنگ پواتيه یا همان نبرد تور در سال 732 م. سپاه اسالم به فرماندهی عبدالرحمن غافقی را شکست دهد و از پيشروی مسلمانان به داخل اروپا جلوگيری کند. در مآخذ تاریخی مسيحی دربارة این پيروزی بزرگنمایی شده و از شارل مارتل چهرة یک قهرمان و منجی ترسيم شده است. در مقابل، بسياری از منابع اسالمی یا اصال چيزی از این جنگ ننوشتهاند و یا در حد چند خط تحت عنوان معرکة بالط الشهداء )دشت شهيدان( از آن یاد اند. پس از شکست مسلمانان در نبرد پواتيه یا بالط الشهدا، آنان دیگر هرگز نتوانستند در مرکز اروپا پيشروی کنند. مورخان عرب عبدالرحمان غافقی فرمانده مسلمانان را که در آن جنگ به شهادت رسيد، انسانی صالح و دلير توصيف کردهاند. همچنين نوشتهاند که در آن دشت تا سالها صدای قرآن بهگوش میرسيده است. // .19 سلسلهای معروف از شاهان فرانک و ژرمن. // .20 نام قدیم سرزمين فرانسه. // ‪Exarchat .21‬ نامی است که به شهرهای مرزی امپراتوری بيزانس که برای مقابله با حملة بربرها توسط یک امير یا فرمانده نظامی اداره میشد، داده شده است. چندین شهر در ایتاليای قدیم چنين وضعی داشتند. // ‪Etats pontificaux .22‬ شهرها و سرزمينهایی که از سال 754 م. تا 1870 م. قانونا در اختيار پاپ بود. با وحدت ایتاليا و تشکيل کشور یکپارچة ایتاليا در قرن نوزدهم، این مناطق و حتی شهر رم به زور از پاپ گرفته شد. پاپ به نشانة قهر و نارضایتی سالها خود را در شهرک واتيکان محبوس کرد و بيرون نيامد. موسيلينی موّفق شد طّی توافق التران، پس از حدود 60 سال دوباره بين پاپ و ایتاليا آشتی برقرار کند. ‪23. Patrice des Romains.‬

‪Charlemagne .24‬ کارل بزرگ بنيانگذار امپراتوریای بود که حدود هزار سال استمرار یافت. این نظام سرانجام توسط ناپلئون بناپارت در 1806 فروریخت. پاپ به پاس حمایتهای شارلمانی، در سال 800 م. تاج امپراتوری را بر سر او نهاد و بدینترتيب فرانکها جای امپراتور رم غربی را که در 476 از بين رفته بود، گرفتند. اعطای لقب امپراتور توسط پاپ به شخصی غير از امپراتور قانونِی روم شرقی، عمًال خيانت و اقدامی خصمانه عليه قسطنطنيه تلقی میشد. شارلمانی نوآوریهای زیادی در عرصههای سياسی، دینی و فرهنگی ایجاد کرد. این اقدامات تحول درخشانی را رقم زد که به رنسانس کارولنژی مشهور شده است. طی تحوالت قرن دهم ميالدی، امپراتوری فرانکها با تاجگذاری اوتون کبير در سال 962 ميالدی به امپراتوری مقدس رومی-ژرمنی تبدیل شد. در قرن بيستم، هيتلر با الهام گرفتن از عنوان این امپراتوری )رایش( نام حکومت خود را رایش سوم نهاد. // .25 Bavière ایالتی در جنوب آلمان با مرکزیت مونيخ. // .26‬ carolingienne ‪Renaissance مقصود نهضتی است که در سدههای هشتم و نهم برای اصالح نظام تعليم و تربيت و بهطورکلی در عرصة فرهنگ به راه افتاد. امپراتوران کارولنژی بهویژه شارلمانی پشتيبان اصلی آن بودند. // ‪Alcuin .27‬ شاعر و متکّلم انگليسی و معمار اصلی رنسانس کارولنژی. بعضی مورّخان او را »دانشمندترین روزگار خود« توصيف کردهاند. // ‪Aix-la-chapelle .28‬ یا به آلمانی »آخن« شهری است در غرب آلمان که شارلمانی آن را اقامتگاه و پایتخت خود کرد. 29. Cathédrales. ‪Bas-de-casse .30‬ در حروفچينی دستی، حروف کوچک در پایين جعبة حاوی حروف سربی قرار داده میشود. // ‪Louis le Pieux .31‬ فرزند و جانشين شارلمانی که جز چند سال آخر، بقيه را درگير سرکوب کردن شورشها و یا حمالت وایکينگها بود. ‪32. Pierre Riché // 33. Histoire du christianisme, vol. 4, Descalée, 1993.‬

‪Saint-gall .34‬ دیری بندیکتی در سویيس امروزی که کتابخانة نفيس آن شهرت زیادی در اروپا داشت. // ‪Fulda .35‬ دیری بندیکتی در مجاورت شهر کاسل آلمان که توسط یکی از شاگردان بونيفاس قدیس بنا نهاده شد. ‪36. Reichenau.‬

‪Admonitio generalis .37‬ در زبان التين به معنی تشویق و ترغيب عمومی است. در یکی از مواد این فرمان به اسقفان دستور داده شده که در کليساها و صومعهها کالسهایی برای کودکان از همة اقشار جامعه دایر کنند و به آنان خواندن و نوشتن و موسيقی و سرودهای مذهبی و حساب و دستور زبان آموزش دهند. // .38‬ (480-547) Nursie de Benoît ‪Saint راهب ایتاليایی و بنيانگذار فرقة بندیکتن ‪.(ordre des bénédictins(‬ او را پاتریارک راهبان غرب خواندهاند و کشف و کرامات زیادی به او نسبت دادهاند. ازجمله نوشتهاند که وقتی صومعة مونتهکاسينو (Mont-cassin( را در سال 529 میساخت چنين گفت: »تقدیر الهی بر این است که تمام این صومعهای که ساختم به دست کافران افتد، فقط به زحمت توانستم جانهایی را نجات دهم که به من بخشيده شد.« از قضا در یورش لومباردها به مونته-کاسينو در سال ،589 صومعه ویران شد اما حتی یک راهب کشته نشد. صومعه بندیکت در قرن هشتم مجدداً بازسازی شد اّما در قرن نهم دوباره توسط راهزنان سارازن تخریب شد. و همينطور این دور ساختن و ویران کردن تا قرن بيستم و نبرد معروف مونتهکاسينو در جنگ جهانی دوم ادامه داشت. این صومعه در عين یکی از قطبهای مهم فرهنگی در ایتاليا بوده و گنجينههای گرانبهایی از نسخ خطی و تابلوهای هنری را در خود جای داده است. // Saint .39‬ (750-821( ‪Benoît d’aniane اشرافزادة آلمانی که به یکی از بزرگترین مصلحان رهبانيت مسيحی تبدیل شد. او را یکی از پيشگامان اتّحاد فرهنگی اروپا و از نقشآفرینان رنسانس کارولنژی میدانند. بندیکت آنيان معروف به بندیکت دوم حدود سه قرن بعد از بندیکت نرسيا یعنی بندیکت اّول آمد اّما تصميم گرفت که مکتب سلف خود را احيا کند و الگوی فرقه بندیکتن را در سراسر مسيحيت غربی پياده سازد. // ‪Inde .40‬ نام شعبهای از رودخانة روور در آلمان است و هيچ ربطی به کشور هند ندارد. نام کامل صومعهای که بر کرانة این رودخانه واقع شده، عبارت است از: Rédempteur-sur-l'inde // .41‬ ‪Cornélimünster نام دیگر همان صومعة فوقالذکر است که توسط بندیکت آنيان و لویی پارسا در آخن ساخته شد و الگوی ادارة آن که طبق قانون بندیکت نرسيا بود، به کّل اروپا تسّری داده شد. ‪42. Capitulare monasticum.‬

‪Cluny .43‬ مجموعه دیرهایی که در سال 910 م. ابتدا به دست گيوم آکيتن بنا گذاشته شد. در قرن بعد، اودیلون فرقه کلونی را تأسيس کرد و بدینترتيب تعداد دیرها تا قرن سيزدهم به نه تا دوازده هزار عدد رسيد. فرقة کلونی تابع قانون بندیکتن بود. از شرق اسپانيا تا مرزهای غربی روسيه، و از انگلستان تا جنوب ایتاليا، سراسر پوشيده از این شبکه بسيار قدرتمند دینی و سياسی و اقتصادی شده بود. دیرهای فرقة کلونی از شاهان، اربابان محلی و حتّی اسقفان استقالل کامل داشت و مستقيمًا زیر نظر پاپ اداره میشد. در اوایل هزارة دوم ميالدی، مرغوبترین زمينها، نفيسترین کتابخانهها، عظيمترین ثروتهای اروپا به کلونی تعلق داشت. در قرن یازدهم شبکههای صومعهای جدیدی مثل سيتو و گراند-شارتروز وارد عرصه رقابت با کلونی شدند. // ‪Filioque .44‬ اسپانياییها با ابداع فيليوک به خيال خود میخواستند با تفکر آریانيسم که نزد ویزیگوتها ریشه دوانده بود، مقابله کنند، غافل از اینکه با این کار ضربة سهمگينی به یکپارچگی مسيحيت وارد میشود. یکی از عوامل اصلی جدایی کليسای کاتوليک و ارتدوکس که اختالفات موجود در قضایای مسيحشناسی و تصویرستيزی را وخيمتر کرد، مسئلة فيليوک بود. // ‪Photuis .45‬ مقاومت سرسختانة این پاتریارک در برابر زیادهخواهی پاپ به ویژه در موضوع فيليوک، لقب »قدیس فوتيوس کبير« را در کليسای ارتدوکس برای او به ارمغان آورده است. همآوردی فوتيوس و پاپ نيکوالی اول که هر دو قدرتطلب و سرسخت بودند، شکاف بين کليساهای شرق و غرب را برگشتناپذیر ساخت. // ‪Nicolas Ier .46‬ یکصدوپنجمين پاپ مسيحيت که نقش زیادی در جدایی کليسای شرق و غرب داشت. او مقتدرترین و پرنفوذترین شخصيت دینی عصر خود و نخستين پاپی بود که صریحا برتری قدرت پاپ بر امپراتور را مطرح کرد. ‪47. Ignace // 48. David Knowles.‬

‪Gélase .49‬ اگرچه دورة چهارسالة پاپی او کوتاه بود، اما توانست در ادامة کار سيریسيوس و لئون کبير، با نظریهپردازی خود، والیت و اولویت اسقف رم بر سایر اسقفان را به کرسی بنشاند. اساس استدالل او همچون لئون بر محور جانشينی پطروس بود. ‪50. Nouvelle Histoire de l’eglise, tome 2, Seuil, 1968.‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.