تاریخ زیبایی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - کتاب - منیره پنجتنی

در گفت وگویم با هما بینا که عمدتا به بررسی کتاب تاریخ زیبایی )فرهنگستان هنر- متن( اثر امبرتو اکو اختصاص دارد از پژوهش مؤلف دربارۀ معنای زیبایی آغاز کردم و به ترجمۀ فارسی، حاشیه نویسی های جهانگیر شهدادی بر کتاب و البته شکل و شمایل کتاب منتشر شده در ایران پرداختم. در جاهایی هم که بحث مان اقتضا میکرد، از دیگر اثر اکو تاریخ زشتی پرسیدم. هما بینا دکترای برنامه ریزی و آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه استنفورد آمریکا دارد و پس از سال ها فعالیت در دانشگاه های داخل و خارج کشور، اکنون وقت خود را صرف ترجمۀ متون ادبی و هنرهای تجسمی می کند.

سرکار خانم بینا نخستین پرسش این گفت وگو را به معنای زیبایی نزد اکو اختصاص میدهم. برای ما بگویید هنگامی که او میخواسته برای زیبایی در فرهنگ و تمدن غربی تاریخی بنگارد به دنبال چه مفهومی از زیبایی بوده است؟

به نظر من اومبرتو اكو در كتاب تاريخ زيبايي دنبال بيان شخصي يا مفهوم خاصي نبوده است و سعي كرده با شناسايي نشانههاي گوناكون در فرهنگ و تمدن غربي آنچه را كه در طول تاريخ فلسفه و هنر به عنوان زيبايي مطرح بوده يكجا جمع كند؛ جذابيت كتاب هم در همين است. البته در البهالي اين تاريخ نگارِي بسيار مجمل، تأويلهاي خودِ اكو را نيز ميتوان بازشناخت، خصوصا در بخش قرون وسطا كه تخصص اوست و در فصل آخر )هفدهم( كه ظاهرا خود نگارنده هم در شناسايي نشانههاي زيبايي در قرن بيستم، و خصوصا زمان حاكميت رسانهها، سرگردان شده است. شايد به همين دليل اين مبحث را با مثال مورد عالقهاش از يك مورخ هنري زمان آينده يا سياحي از كرات ديگر آغاز ميكند.

اکو در مقدمهاش بر کتاب تاریخ زیبایی مینویسد، این کتاب دربارۀ تاریخ زیبایی )در تمدن غربی( است نه دربارۀ تاریخ هنر )یا ادبیات یا موسیقی(. اما آشکارا تمام مثالهای این اثر تنها به آثار هنری محدود میشود. بهعبارتدیگر اکو در این اثر با معنا یا معیارهای زیبایی در آثار هنری ادوار مختلف سروکار دارد و از همین نکته آشکار می شود که اکو در پیتشریحانواعزیبایییانگارشرسالهایدربارۀزیباییشناسینیست.اکو درایناثرنمونههایشراچگونهبرمیگزیند؟

در همان مقدمه، اكو توضيح ميدهد كه درواقع نشانههاي زيادي از آنچه اصناف ديگر در طول تاريخ زيبا ميدانستهاند بهجا نمانده كه به آنها استناد كند. ولي بههرحال وقتي در باب زيبايي قرار است تاريخي نوشته شود، غالبا به گوياترين نشانههاي فرهنگي استناد ميشود. تاريخ گواه آن است كه آثار هنري و فلسفي، نمايشدهندة مفهوم زيبايي و هنر در هر فرهنگي هستند و دليل ماندگاري و حفظ آنها نيز در طول تاريخ پرتالطم بشري همين بوده است.

چنانکه گفتیم کتاب تاریخ زیبایی همانطورکه از نامش برمیآید روایتی از تاریخ اندیشه ها درباب زیبایی است؛ پس توقعی نداریم که این اثر بخواهد دربارۀ مفهوم و چیستی زیبایی هم اندیشهورزی کند. بهنظر می آید مخاطب این اثر و هم کتاب تاریخ زشتی بیشتر مخاطب عام باشد تا مخاطبمتخصصحوزۀفلسفهوهنر.البتهمقصودمخاطبیعاماستکهبا مقدماتاینموضوعآشناست.شمابهعنوانمترجمبهنظرتانمخاطباصلی این دو اثر چه گروه یا طبقۀ فکری هستند؟

در اينكه هردو اين كتابها )تاريخ زيبايي و زشتي( براي جلب خوانندههاي غيرمتخصصنيزنوشتهوپرداختهشدهاستشكينيست.بهنشرفارسيآننگاه نكنيد،اصلانگليسيايندوكتابچناننفيسوزيباوچشمگيرندكهبسياري از عالقمندان هنر به خواندن، يا الاقل داشتن آنها در كتابخانهشان تمايل دارند. بههرحال،بهيادداشتهباشيمكهاينمقاالتدراصلدرسنوشتههاياومبرتواكو بودهوبرايدانشجوياننگاشتهشدهاند.درايرانخوشبختانهمخاطبمتخص ِص اهلهنروفلسفةهنرامكانبررسياينموضوعخاص،يعنيزيبايي،رابامطالعة كتاب حقيقتوزيبايي بابك احمدي دارند. از طرفي، با تركيببندي خاص اين دو كتاب كه مطالب مؤلفين با گزينههاي متون ادبي و فلسفي همراه شده و نيز نظريهپردازيهايشان كه بيشتر اشاراتي است به نشانههاي فرهنگي در مورد زيبايي )يا زشتي(، نميتوان گفت »مخاطب عام« هدف ويراستار بوده است. عالوهبرآن، سبك نگارش اكو، در عين سادگي، بسيار پيچيده است و خواننده بايد تا حدودي پيشينة كتابخواني و آگاهي از مطالب هنري و فلسفي داشته باشد تا درك مطلب كند. به همين دليل هم، ترجمة آثار اكو چالش برانگيزند.

بهغیراز کتاب سودمند حقیقت و زیبایی، که به ویژه در زمان نگارشش بسیاربهکارعالقمنداناینحوزهآمدوهنوزهمتجدیدچاپمیشود، آثار متعدد و دسته اول دیگری در سال های اخیر ترجمه شده اند ولی بااینحال این فقط بخش اندکی از آثار تخصصی این حوزه است که به فارسی ترجمه شده و طبیعتا عالقمندان متخصص این حوزه نیاز به رجوع به آثار بیشتریدرزبانهایدیگردارند.کتابتاریخزیباییدرسال5002 نگاشته شده و همان طورکه اکو در مصاحبه اش در ابتدای کتاب تاریخ زشتی گفته است، مطالب آن را حدود چهل سال قبل نوشته بود و بعدها دوباره آنها را بازنویسی و به روز کرده بود. آیا از 2005 تا کنون، ویراست جدیدی از این اثرمنتشرنشدهاست؟

بهغيراز نسخة جديدي كه از اين كتاب در سال 2010 با جلد شميز، بدون هيچگونهحذفواضافه،منتشرشد،ويراستجديديچاپنشدهاست.نسخة اول آن كه ترجمة فارسي كتاب تاريخ زيبايي را از روي آن به دست گرفتم با جلدضخي ِماعالدرسال4002 درامريكاتوسطانتشاراتريزولّي)نيويورك( منتشر شده بود. فكر ميكنم الزم به توضيح است كه در همان سال 2004 اين كتاب را در امريكا ابتياء كردم و بهخاطر يك پروژة پژوهشي شخصي، براي كتابگلومرغ،دريچهايبرزيباشناسيايرانيآقايجهانگيرشهدادي،ترجمة آن را شروع كردم. چند سال بعد كه تشويق به ادامة ترجمه و انتشارش شدم، آنراتكميلكردم. بهعبارتديگر،برايمننيزترجمةاينكتابهدفخاصي داشت و قبول انتشار آن هم براي ارائة كتابي ديگر، و با نگرشي ديگر، از مفهوم زيبايي در غرب، به زباني سادهتر براي هنرجويان ايراني بود. شايد اين هدف ناخودآگاه براي من به دليل يك عمر حرفة اكادميك بوده باشد.

بنابراین، بهنظر شما در مقام مترجم اثر، »تاریخ زیبایی« عمدتا در چه بخشهایینیازمندبازنگریاست؟

معتقدم مهمترين ويراستاري بايد در مشخص كردن حيطة دربرگيرندة پژوهش صورت بگيرد. متأسفانه اكثر پژوهشگران غربي، بررسيهاي خود از فرهنگغرب راجهانشمولفرضميكنند.ادعايجهانشمولبودنمطالب در اين كتاب هم از همان عنوان كتاب آغاز ميشود و تا آخر ادامه پيدا ميكند،

طبعا با يكي دو اشاره و مقايسة بسيار ناچيز به فرهنگ شرق، نگاه نويسنده جهاني نميشود. من با يادآوريهاي مكرر، شايد كمي زيادي مكرر، و به كمك توضيحات تطبيقي آقاي شهدادي سعي كردم اين ويراستاري را خود به عهده بگيرم. جالب اينكه برخي از بررسيهايي كه بعد از ترجمة كتاب درباب تاريخ زيبايي در امريكا چاپ شده بود نيز به اين موضوع اشاره كرده بودند.

استادجهانگیرشهدادی،عالوهبرپیشگفتار،حاشیههاییراهمبهکتاب افزودهاند. هدفتان از افزودن این حاشیهها چه بوده است؟

همانطوركه در پيشگفتار كتاب ذكر شده است، اين حاشيهنويسيها »براي افزودنبعدبيشتربهمطلب،بهچندنمونهاختالفنظرنويسندگانتاريخزيبايي با پژوهشگران ديگر« بوده است. برخي نيز به نمونههايی مشابه در فرهنگهاي ديگراشارهميكندكههمانهاستكهدرويراستهايجديدميتواندبيايد.

باتوجه به اینکه کتاب خودش هم توضیحات فرعی دارد که بهنحوی مکمل کتاب هستند، بهنظرتان بهتر نبود بهجای نام حاشیه، از همان پاورقی یا پی نوشت استفاده میکردید که مرز بین کار شما و مؤلف بیشتر مشخص باشد؟

آنچه شما توضيحات فرعي مؤلفين ميناميد، جزو بافت و صفحهبندي مطالباصليكتاب،ومانندتصاوير،شاهدموضوعنيزهستند.اينكاراومبرتو اكو كه در هردو كتابش به كار برده، كار جالبي است. بهجاي پرگويي، نويسنده تنها با اشارهاي به موضوع، برداشت خود را ارائه داده، و با آوردن متن اصلي ميگذارد مخاطب خود به تأويل بپردازد. اين از باورهاي اومبرتو اكو ست.

اینکه گفتم فرعی فقط هدفم تفکیک این کادرهای خاکستری رنگ از مطالب اصلی کتاب و حاشیههای جناب شهدادی و البته آن مواردی است که شما از کتاب اصلی حذف کردید، زیرا هرچه در این اثر است در پیوستگیاش یک کل واحد را پدید آورده است. جناب شهدادی در پیشگفتار شان نوشته اند که از میان توضیحات فرعی مؤلف، فقط بخشی از آنها که »به متن اصلی میافزودند انتخاب و ترجمه شده است«. مالک شما برای تفکیک و گزینش این بخش ها چه بوده است؟

هدف اين بود كه كتابي متمركزتر بر مطالب اصلي به خواننده ارائه شود كه خوانده شود! لذا گزينههايي كه تكرار متن مؤلفان بود و چيزي به مطلب نميافزود، يا صرفا براي كتابسازي آمده بود، حذف شدند. منظور از كتابسازي، شكيل و حجيم و زيباسازي اثر است كه مخاطب وسيعي را به خود جلب كند و فروش خوبي داشته باشد. هدف ما ولي اين بود كه كتاب كم حجم، كمخرج و درنتيجه دردسترس براي طيف وسيعي از عالقهمندان به اين نوع كتابها باشد. با درنظرگرفتنمحبوبيتيكهتاكنوناينكتابكسبكرده،گويا تصميمغلطيهمنبودهاست.

بهنظرتان چنین تفکیکی به کتاب اصلی آسیب نمی زند و آیا بهنوعی بی تفاوتی به قصد پژوهشی مؤلفان نیست؟ همچنین آیا این گزینش و بهتعبیر دیگر خالصه کردن کتاب، انتخاب خودتان بوده یا الزامی ازسوی ناشر برای کم شدن حجم کتاب؟

گزينههاي بسيار معدودي كه گنجانده نشدهاند، مطلقا تأثيري در اصل مطلب نداشتند و به هيچوجه كتاب را »خالصه« نكردهاند. تعداد آنها بسيار ناچيز بود و درواقع بودن يا نبودنشان مطلبي را كم يا زياد نميكرد. راستش را بخواهيد درخصوص كتاب تاريخ زشتي هم بايد اين امر صورت ميگرفت. منتهي ترجمة تاريخ زشتي پيشنهاد ناشر بود و طبعا ميخواستند همة بخشها عينا ترجمه شود، بدون تأليفي از جانب مترجم، كه البته رسم ترجمه هر اثري هم بايد برهمين منوال باشد. درخصوص تاريخ زيبايي، فرهنگستان هنر، پس از بررسي، با گزينهها و نظرات من موافقت كردند. بهخصوص كه خواست ناشر اين بود كه براي تصاوير هم انتخابهايي صورت گيرد كه آنها )خصوصا تصاوير رنگي( را به حداقل ممكن برسانيم. اين تصميم البته هم براي كم شدن حجم كتاب بود و هم شايد محدوديتها و مالحظاتي ديگر. بههرحال معتقدم وفاداري به متن بسيار مهم است ولي اين وفاداري بايد مشمول كل اثر بشود و چنين چيزي ظاهرا دربارۀ اين دو اثر نميتوانسته اعمال شود؛ از طرح روي جلد گرفته تا صفحهبندي و تصاوير و كيفيت چاپ. كتاب تاريخ زشتي نمونة خوبي است. كيفيت كلي چاپ و بخصوص تصاوير رنگي كه به علت محدوديتهاي ناشر در آخر كتاب چاپ شدهاند، تنها كتاب را سنگين و حجيم كرده است و مسلمًا به آنچه اكو و ناشر امريكايِي او در انتشار اين كتاب انتظار داشته نزديك نشده است.

اینموضوعگزینشکردندربارۀتصاویر نیزصادقاست.کتاباصلی حدود054 صفحهاست.چرابخشیازتصاویرراازکتابحذفکردید؟

همانطوركه گفتم اين گزينش به درخواست ناشر صورت گرفت. نقش من در اين رابطه تعيين تصاويري بود كه قطعا بايد چاپ ميشد چون بهطور مستقيم با مطلب ارتباط داشت. متأسفانه محدوديتهاي چاپ رنگي به همراه متن مسئله بود. يا بايد مثل كتاب تاريخ زشتي تصاوير رنگي در آخر كتاب چاپ ميشدند، يا سياه و سفيد در جاي خودشان بيايند، كه راه حل دوم از نظر من انتخاب منطقيتري بود.

در پایان اندکی هم به ماجرای ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی بپردازیم. چرا بینترجمۀتاریخزیباییوتاریخزشتیاینقدرفاصلهافتاد؟

زماني كه فرهنگستان پيشنهاد ترجمة كتاب دربارۀ زشتي )يا تاريخ زشتي( را به من دادند، كه خود چند سالي از انتشار كتاب گذشته بود، درگيري كاري، مجال آن را به من نميداد. تا اينكه پس از مدتي به اين توافق رسيديم كه مشتركا با خانم انصاري اين مهم را انجام دهيم. فرصت چاپ آن هم ظاهرا براي فرهنگستان بهطول انجاميد.

روش کار شما با خانم انصاری در ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی چگونه بود؟ مقصودم این است که برای یکدستسازی متن بهویژه در برگردان اصطالحات تخصصیچگونهعملکردید؟

در ابتدا جلساتي با خانم انصاري داشتيم كه روي بسياري از مسائل مهم ترجمة كتاب و سبك نگارش اكو، موافقت كرديم و قرار بر اين شد كه در ويراستاري، كه به سركار خانم انصاري اين مهم سپرده شد، هماهنگيهاي الزم براي يك دست شدن كتاب صورت گيرد. ايشان هم الحق در اين خصوص استادي بهخرجدادهاند.اگربهنقلازپيشگفتارايشانتغييرلحنوادبيات متفاوتيدربرگردا ِنكالمِاكوديدهميشود،»اميدواريماينتنو ِع نوشتاري، كتاب را خوشخوانتر و مفرحتر كند... «

چرا کتاب تاریخ زشتی مانند تاریخ زیبایی توضیحات اضافی و یا به تعبیر شما حاشیه ندارد؟ حاشیه های تطبیقی که می تواند برای خواننده سودمند باشد.

درواقع نقشي را كه در ويراستاري و پروسة چاپ كتاب تاريخ زيبايي داشتم، درخصوص كتاب تاريخ زشتي به دليل مسئوليتهاي كاري قادر نبودم داشته باشم و در اين خصوص متأسفم چون كتاب چاپ شده، از همه لحاظ، به حق بيان موضوع و عنوان كتاب را به نمايش ميگذارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.