تاریخ زشتی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - کتاب - منیره پنجتنی

امبرتو اکو پس از کتاب تاریخ زیبایی، تاریخ زشتی را در سال 2007 در پانزده فصل نگاشت. با کیانوش تقی زاده اندکی دربارۀ محتوای کتاب تاریخ زشتی، همچنین ترجمه و ویراستاری فارسی اثر گفت وگو کردم. همچنین به برخی از مشکالت ظاهری کتاب منتشر شده مانند صحافی پرداختیم.

مهمترین تفاوت پژوهش دربارۀ زشتی و زیبایی احتماال مربوط به پیشینۀ آنهاست. خیلی ساده و آشکار ماجرا این است که دربارۀ زیبایی فیلسوفان مختلفی اندیشه ورزی کرده و آثار متعددی نگاشته اند. خانم انصاری بهنظر اکو چرا تاکنون کمتر به تاریخ زشتی پرداخته شده و مانند زیبایی آثار مدونی در این حوزه نوشته نشده است؟

از قضا اومبرتو اکو کتاب تاریخ زشتی را چنانکه خودش خاطرنشان می کند به دلیل همین فقدانی که شما بدان اشاره کردید، به رشتۀ تحریر درآورده است. او البته با قید احتمال، این امر را ناشی از این تصور می داند که مفهوم »زشتی« طی ادوار مختلف متضاد »زیبایی« تلقی شده است. اما به نظر اکو چنین نیست، او معتقد است )با نقل به مضمون(: »زیبایی از جهاتی ماللانگیز است؛ زیرا اگرچه مفهوم آن طی ادوار مختلف دستخوش تغییر شده، اما شیء زیبا همواره در التزام قواعد مشخص و محدود باقی مانده است... زشتی اما پیشبینیناپذیر است و بهره مند از امکانات نامحدود و بی حدوحصر. زیبایی کرانمند است، اما زشتی بی کران، مانند خداوند.«

آیا اکو در پژوهش تاریخیاش دربارۀ زشتی بهقدر مشترکی دربارۀ مفهوم زشتی رسیده است؟

اکو بارها در کتابش تاکید می کند که »زشتی« )همچون زیبایی( مفهومی نسبی است که متناسب با فرهنگ ها و ادوار مختلف تاریخی متفاوت است. بنابراین چیزی که امروز مثال در نظر یک غربی ممکن است »زشت« تلقی شود لزوما نزد فرد دیگری از فرهنگی دیگر یا متعلق به دورۀ زمانی دیگر زشت نیست و چه بسا حتی عین »زیبایی« باشد. بنابراین شرح و بسط مفهوم زشتی در فرهنگی که اشرافی بر آن نداریم، بهدور از صحت و دقت کافی خواهد بود و اکو نیز باتوجهبه همین امر کتاب تاریخ زشتی )همچنانکه کتاب تاریخ زیبایی( را بر محوریت هنر غرب متمرکز می سازد و تعریفی که از زشتی در ادوار مختلف تاریخی عرضه می کند به حیطۀ فرهنگی غرب محدود میشود. با این حال نویسنده می کوشد تعریفی کلی دربارۀ زشتی عرضه کند و در این راستا سه نوع مختلف زشتی را برمی شمارد: اول زشتی فی نفسه، که میتوان ماهیتی فراگیر و جهانشمول برای آن قائل شد و به چیزی اطالق می شود که احساس اشمئزاز و بیزاری در انسان ایجاد کند و او را پس زند، مانند الشۀ در حال فساد یا میوۀ گندیده. دوم، زشتی صوری است که لزومًا برانگیزندۀ انزجار نیست، ولی از نقص یا ناهمسازی حکایت دارد و درنتیجه ناخوشایند است، مانند قیافۀ فردی که بیشتر دندان هایش ریخته باشد. و سرانجام زشتی هنری، که عبارت است از بازنمودِ »زیبا«ی امر زشت )در اینجا امر زشت می تواند یکی از دو نوع زشتی مزبور، یعنی زشتی فی نفسه یا زشتی صوری، باشد(؛ برای مثال کتاب کمدی الهی دانته تجسم زیبا و پرشکوهی از رعب و هراس و وحشت است.

یکی از مفاهیمی که گاه هم ردیف با زشتی آورده میشود مفهوم شر است. گویی یک وابستگی معنایی بین این دو وجود دارد! آیا اکو توانسته این دو را تفکیک کند؟

بله کامًال درست میفرمایید. این پیوند از همان ادوار آغازین وجود داشته است. در فصل نخست کتاب تاریخ زشتی، که به یونان باستان اختصاص یافته، به این پیوند اشاره میشود. برای یونانیان کمال و زیبایی در اصطالح »کالوکاگاتیا« خالصه می شده که از ترکیب »کالوس« به معنای زیبا و »آگاتوس« به معنای نیک تشکیل شده است، نقصان در هر یک از این دو بخش، بهمعنای بطالن زیبایی یا بهاعتباری ظهور زشتی است. اما در عرصۀ هنر، ظهور تمامقد مفهوم »شر« در قالب وجهی از نظام زیباشناختي، بیش از همه در دوران رمانتیک خودنمایی می کند، که در این کتاب ذیل عنوان معنادار »رستگاری زشتی« آمده است. به نظر من این فصل، سرآغاز ورود به مبحث بسیار مهمی در تاریخ هنری و ادبی غرب است که شایستۀ بسط و تفصیل پردامنه تری است. در این باره مایلم به کتاب ارزشمند دکتر داریوش شایگان با نام جنون هشیاری اشاره کنم که بحثی است دربارۀ اندیشه و هنر شارل بودلر و شاهکار پرآوازه اش با نام گل های شر. در بخشی از کتاب جنون هشیاری، نویسنده با ارجاع به نظریات ماریو پراز دربارۀ ادبیات »رمانتیسم سیاه«، به ارتعاش جدیدی اشاره میکند که بودلر با قلم توانایش در ادبیات فرانسه وارد کرده و او را کاشف عرصۀ نامکشوفی می خواند که هیچ کس پیش از او بدان راه نیافته بوده است: یعنی بیرون کشیدن زیبایی از دل »شر«. ماریو پراز، از لجنزار پروپیمانی یاد میکند که از سال 1820 توسط رمانتیسم انباشته شده بود، رسوبات و زباله هایی که در فضا موج می زد و بودلر شاعر با حساسیت و هشیاری کم نظیرش گویی موجی الکتریکی به عمق این لجنزار فرستاد و تمام موجودات خفتۀ درونش را زنده کرد. در کتاب جنون هشیاری، جملۀ تأملبرانگیز دیگری از قول دیدرو آمده، که شاید پاسخ مناسبی برای پرسش مهم و اساسی شما باشد: »تقریبًا همیشه آنچه برای زیبایی اخالقی مضّر است به زیبایی شاعرانه جذابیتی دوچندان میبخشد. با فضیلت، تنها تصاویر آرام و سرد میتوان خلق کرد؛ با هیجان و ’شر‘ است که اثر نقاش، شاعر، یا موسیقیدان جان می گیرد.«

تعابیر زیبا و چالش برانگیزیست! ای کاش میشد رد همین بحث را میگرفتیم؛ اما مجبوریم در دایرۀ اندیشهها و اثر اکو بمانیم. در ادامۀ پرسش قبل بپردازیم به تفکیکی که اکو بین مفهوم زشتی با غم و بیماری دارد. این دو نزد برخی اندیمشندان یا در آثار ادبی و هنری گاه وابسته و پیوسته به زشتیاند!

اکو نیز در این کتاب عالوه بر بررسی سیر تاریخی زشتی، گاه بررسی موضوعی را هم در روشن تر ساختن تجلیات زشتی دخیل می سازد. درخصوص سخن شما، پیوند غم و بیماری با مفهوم زشتی را در همان فصل »رمانتیسم و رستگاری زشتی« جای داده است.

بپردازیم به ترجمۀ کتاب تاریخ زشتی! در پیشگفتارتان بر کتاب نوشته اید، متن را از انگلیسی برگردانده اید که آسان فهم و روان نبوده است. عمده ترین مشکالت متن انگلیسی چه بود؟

نثر انگلیسی تاریخ زشتی )که در نسخۀ انگلیسی با عنوان دربارۀ زشتی ترجمه شده و نه تاریخ زشتی که در عنوان نسخۀ ایتالیایی و ترجمۀ فرانسۀ کتاب آمده( در سرتاسر متن یکدست نیست و در بخش هایی به درس گفتار شبیه تر است تا متن مکتوب که علی القاعده از ساختار دقیق تری در قیاس با گفتار برخوردار است. البته من چون زبان ایتالیایی نمیدانم، مطمئن نیستم که این اشکال مختص ترجمۀ انگلیسی کتاب است یا در متن اصلی هم این چنین ناهمخوانی وجود دارد.

ازآنجاکه بخشی از متن و تصاویر ترجمۀ کتاب تاریخ زیبایی حذف شده بود، میخواستم بدانم میزان حذفیات در کتاب تاریخ زشتی چقدر بوده است؟

در این کتاب هم متأسفانه بخش هایی حذف شده که البته در حدی نبوده که به شاکلۀ کتاب آسیب برساند. زشتی، به زعم اکو، در بعضی ادوار فرهنگی غرب با روابط جنسی پیوند پیدا می کند و تجلیات آن در قالب قطعات ادبی و تصاویر بصری مرتبط با این موضوع، بروز آشکاری می یابد، مثًال در قطعاتی که مارکی دو ساد به رشتۀ تحریر درآورده است؛ البته فراموش نباید کرد که انتشار نوشته های مارکی دو ساد حتی در غرب هم تا چندی پیش ممنوع بوده است.

چرا برخی از تصاویر کتاب تاریخ زشتی هم بهصورت رنگی آمده و هم بهصورت سیاه و سفید؟ برای نمونه »آسیاب قدیمی مهمان خانۀ مریم مقدس« در صفحۀ 272 بهصورت سیاه و سفید آمده و در پایان کتاب بهصورت رنگی هم به کتاب ضمیمه شده است. امکان نداشت بهجای تکرار تصاویر، عکسهای رنگی بیشتری در میآوردید که کیفیت بهتری برای نگریستن داشته باشند؟

بنده در مقابل این انتقاد بجای جنابعالی به حکم انصاف جز توافق راه دیگری ندارم! حق با شماست، و حتی الزم می دانم نمونههای دیگری را بر ایراد شما بیفزایم با این امید که در چاپ های بعدی اصالح شوند و کتاب با کیفیت بهتری به دست مخاطب عالقه مند برسد. نه تنها تصویری که شما به درستی ذکر کردید، بلکه غالب قریب به اتفاق تصاویر کتاب، معلوم نیست براساس کدام سیاست، هم به صورت سیاه وسفید در البه الی متن و هم به صورت رنگی در انتهای کتاب منضم شده اند. با احترام به گرافیست انتشارات فرهنگستان که تالششان در آراستن و صفحه بندی کتاب ستودنی است، در برخی موارد مسائل دیگری بر زیبایی صرف اولویت دارد. این مشکل البته فقط به این کتاب و این ناشر محدود نمیشود، بارها دیدهایم که صفحه بندی مقاالت و کتاب ها به گونه ای است که نشان می دهد طراح گرافیست هیچ اعتنایی به ارجاعات و محتوای متن نداشته و در کار صفحه بندی صرفا به طرح و ساختار فرمی مد نظرش بسنده کرده است. مثال درخصوص این کتاب، روشن نیست که چرا شماره بندی تصاویر در زیرنویس هر تصویر و نیز در ارجاع درون متنی کتاب حذف شده، درحالی که آن ارجاع به آن تصویر ضرورت داشته است. صفحه بندی کتاب اشکال اساسی دیگری هم دارد که الزم می دانم به آن اشاره کنم: کتاب تاریخ زشتی، کتابی است کمابیش دایره المعارف گونه که پر است از نام های متعدد شخصیت ها، نویسندگان، مجسمه سازان و نقاشان و طراحان و غیره، از ملیت های مختلف حوزۀ فرهنگی غرب. چنانکه می دانیم فارسی نویس کلمات التین، اعم از اعالم یا اصطالحات، گاهی دشوارخوان است و در تلفظ برخی حروف فارسی امکان خطا وجود دارد و تنها با ایجاد امکان مراجعۀ بالفاصله به ضبط التین آن کلمه می توان »تا حدی« ضریب این خطا را کاهش داد. هم بنده و هم خانم هما بینا، به همین جهت تمامی اسامی خاص و اصطالحات ومفاهیم نیازمند توضیح را در پانویس همان صفحه ای که درج شده بودند، ثبت کردیم. می دانید که اصوال تهیۀ زیرنویس دقیق، وظیفۀ زمان بری است و شماری از مؤلفان و مترجمان برای گریز از این زحمت مالل انگیز از پانویس طفره می روند، که بهنظر بنده خطاست، بهخصوص برای کتاب هایی از این دست که مرجع گونه اند و احتماال به منابع درسی تبدیل خواهند شد و سیلی از تلفظ های غلط را بین دانشجویان و حتی اصحاب فن رواج می دهند. القصه، باوجود وسواسی که ما در درج ضبط التین کلمهها به خرج دادیم، تمام زیرنویس ها در صفحه بندی حذف شد با این توجیه که در نمایۀ پایان کتاب خواهد آمد، و البته به نظر بنده رسالت نمایه همانی نیست که بر عهدۀ پانویس است. سرانجام اینکه باوجود زحمات ناشر محترم در تهیۀ یک کتاب مصور نسبتا مطلوب با بهای مناسب، صحافی کتاب نامرغوب است و تمام آن زحمات را بر باد می دهد.

تمام مواردی که برشمردید، معضالت دیگر کتاب بود که میخواستم در ادامه به آن بپردازم و البته شما با توضیح کافی آنها را طرح کردید. عالوه بر ترجمۀ نیمی از کتاب تاریخ زشتی، شما ویراستار تاریخ زیبایی هم بودهاید. ویراستاری شما فنی بود یا محتوایی؟

در آن پروژه، وظیفۀ مقابلۀ ترجمۀ شایستۀ مترجم محترم با نسخۀ اصلی، و تنظیم عبارات و برخی اصالحات فنی بر عهدۀ بنده بود.

باتوجهبه اینکه کتاب تاریخ زشتی دو مترجم داشت، آیا آن را هم ویراستاری کردید؟ برای یکسانسازی اصطالحات تخصصی کتاب چگونه عمل کردید؟

من و خانم بینا از آغاز بر سر معادلگذاری برخی اصطالحات و مفاهیم با هم توافق کردیم، و درنهایت پس از تکمیل ترجمه، بازخوانی متن کامل به بنده سپرده شد تا برخی خطاها یا دوگانگی های احتمالی و البته اصطالحات و اعالم انبوه کتاب را یکدست کنم. خوشبختانه ازآنجاکه در تقسیم کار، ترجمۀ نیمۀ نخست کتاب را، که بخش اعظم آن مربوط به دوران پیشامدرن است و طبیعتا نثر فاخرتری دارد، خانم بینا بر عهده گرفتند و سهم ترجمۀ نیمۀ دوم کتاب با نثر امروزی ترش به من رسید، طبیعتا نوعی تفاوت لحن از اساس در دو نیمۀ کتاب وجود داشت و این موضوع، کار یکدست سازی را سهلتر کرد.

در آخر برای ما بگویید امبرتو اکو از زمان انتشار تاریخ زشتی که به حدود سال 2007 باز میگردد، آیا ویراست جدیدی از آن ارائه کرده است؟

تاآنجاکه بنده می دانم و جستجو کرده ام، ویراست جدیدی از کتاب به بازار نشر نیامده است. مجدانه معتقدم که کتاب تاریخ زشتی، کتابی گشوده است و میدان فراخی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد تا با در دست گرفتن سررشته ای که اومبرتو اکو در اختیارشان میگذارد، این مبحث را در فرهنگهای دیگر، به ویژه فرهنگ خودمان، بررسی کنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.