فضیلتهای»اخالق فضیلت«

Ettelaat Hekmat va Marefat - - سخن دبيردفترماه -

یکی از مهمترین سنجههای داوری بین نظریههای رقیب فلسفی و علمی »استنتاج از طریق بهترین تبیین« ‪)inference by best explanation(‬ یا »فرضیهربایی« )abduction( است. کار فلسفی در زمینۀ اخالق، تبیین »امور اخالقی« است. این تبیین ابتدا شامل شرح و توصیفی از »وضعیت اخالقی« یک فرد یا جامعه است همراه با معیار و سنجهای در باب اینکه »آنچه اخالقی(larom) است«از »آنچه ضداخالقی(laroma) است«و »آنچه ناخالقی و نامربوط به )non-moral(قلاخا است«، متمایز کند و سپس مکانیسم و شرحی از »خوب زیستن« ارائه دهد. در اینجاست که نظریهپردازان اخالق در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند و عمل واحدی را تبیین متفاوت بل متضادی میکنند. نظریهای برتری و فضل تقدم دارد که در قیاس با رقبا مسائل را بهتر و بیشتر حل کند و هزینههای فلسفی کمتری داشته باشد.

»اخالق فضیلت« در یونان باستان آغاز و پس از دورۀ فترت خود در دوره مدرن، در نیمۀ دوم قرن بیستم با پیشکشیدن »احوال« درونی فاعل درعوض/ درکنار نگریستن فعل اودر تبیین »امر اخالقی« احیا شده و ادعای برتری میکند. به زعم فضیلتگرایان فعل اخالقی هر چند به جهت بیرونی پسندیده باشد، اما اینشرطاصلیومعیارمحوری»خوبدانستن«آننیستبلکه»حال«/انگیزش/ نیت]تعابیرروانشناختی[وبهزباناخالق،فضیلتیارذیلتیکهدرپسوپشت آن فعل )و از منظر ناظر پنهان( است مؤلفۀ تعیین کنندۀ »خوب/َح َسن« بودن آن عمل است. اما مسئلۀ اصلی در اینجا آن است که ربط و نسبت این مفاهیم با هم چگونهاست.مفاهیممهمنظریههایرقیب،یعنی»فایده«،»وظیفه«و»فضیلت«، کدامیک دیگری را تعیین میکند و مقدم است. و به تعبیری دیگر کدامیک بر دیگریمبتنیاست،کداماصلاستوکدامتکمیلکننده)اگرقائلبهمانعهالجمع بودنکلیاینمفاهیمنباشیم(.

نظریههاییکهبهفضیلتنگرموسوماندچهبرگبرندهایدرتبیین»امراخالقی« دردستدارندتااستنتاجبرمبنایبهترینتبیینبهحسابآیند.برتریوفضیلت نخست »اخالق فضیلت« در همان نکتهای است که آنسکوم در مقالۀ مشهور خود، »فلسفۀ اخالق جدید« )که در پروندۀ پیشین اخالق فضیلت، شمارۀ 128 این مجله، منتشر شد( آورده است: مفاهیم اخالقي رایج مانند الزام، وظیفه، باید، درستيونادرستي)مفاهیماخالقوظیفهگراوفایدهگرا(،بامتافیزیکیخدامحور گره خورده که اکنون نمیتوان از آن متافیزیک دفاع کرد. جدا از ادعای آنسکوم، بخشی از تالش فیلسوفان اخالق معاصر بناکردن اخالقی فارغ از دین و منهای متافیزیک است )آنچه از منظر برخی آب در هاون کوبیدن است و باد در قفس کردن(. پیشنهادجایگزینآنسکوماحیایاخالقفضیلتنگرارسطوئیاست.

فضلیت و رجحان دیگری که مایکل استاکر 1976رد در مقالهای با عنوان »اسکیزوفرنینظریاتاخالقیجدید«)ترجمهشدهدرهمینشماره(بهآناشاره دارد این است که نظریههای اخالقی جدید )فایدهگرا و وظیفهگرا( »متضمن شکافیاستمیانانگیزههاییکشخصوادلۀآنشخص«،شکافیکهاستاکر »اسکیزوفرنی اخالقی« میخواند و مدعی است در اخالق فضیلت وجود ندارد. ویدرمقالۀمهمبعدیخود،»عالجاسکیزوفرنینظریههایاخالقی«،درماناین مشکلرادراخالقفضیلتوتوجهبهعواطفمیداند.

اما مهمترین فضل اخالق فضیلت توجه به »حیات اخالقی« بهنحو جامع و تام و تمام است. حیات اخالقی عالوهبر »عمل« اخالقی امور بسیاری را دربر میگیردکهجزواحوالدرونیعاملوساحتهای»شخص«)باگوناگونیهایی که دارد و نه فقط »ارادۀ نیک« کانت( است. از باورها گرفته تا امیال، انگیزهها، سائقهها، اراده، احساسات و عواطف ...و همگی میتوانند متصف به اخالقی/ غیراخالقی شوند و ادعا این است که مفهوم جامع آنها »فضیلت« است. برخی انواع فضیلت از سنخ باور و برخی از سنخ خواست و اراده و برخی از جنس احساسوعواطفاندوهمۀاینهاگاهممکناستدرعملبیرونیخودراآفتابی کند)وممکناستنکند(.

دراینمقالمختصربرآننیستمتا»رذیلت«های»اخالقفضیلت«رابهشرح وبسطبرشمرمکهاینمجالیمفصلمیطلبدامامنتقداناخالقفضیلتدراین سالهابهقوترذیلتهاییرابرشمردهاندوهمچنانرویکردهایرقیبراارجح میدانند؛ازجملهاینکهاخالقفضیلتازدادنهرگونهراهکارعمليعاجزاست و معضل کاربست نظریه در عمل را به رخ میکشند، مثال دختر پانزده سالهاي که مورد تجاوز قرار گرفته و سعي ميکند در اینباره که آیا سقط جنین بکند یا نکند، تصمیم بگیرد، باید از خود این سؤال را بپرسد که »آیا اگر سقراط در موقعیتمنقرارداشت،مبادرتبهسقطجنینميکردیانه؟«آنگاهبایدپرسید »سقراطبودن«چگونهچیزیاست؟واگرقواعدواصولیعرضهنکنیمبامسئلۀ دور روبهروییم.

دیگر اینکه، طرفداران اخالق وظیفه، مثل خود کانت، ممکن است بگویند که،بدونمفهوموظیفه،مطالبهگریوالزامآوریاخالقتبیینکردنینیست.همۀ ما احساس میکنیم که اخالق انجام یک سلسله کارها را از ما مطالبه میکند و الزاما میخواهد و این فقط با مفهوم وظیفه، که در آن الزام و طلب و تقاضای مصرانهای هست، سازگار است و تبیین میپذیرد. فضائل مثل آرمانها هستند، یعنیحاالتیاندکهمااگربخواهیممیتوانیمدرجهتنیلبهآنهاکوششکنیماما چیزی نیستند که ما باید آنها را در خود محقق سازیم. و دست آخر، و بهگمانم، مهمترینچالشبرایفضیلتنگریآناستکهاگرمزاجهایروانیوسنخهای شخصیتیافرادراازاینجهتمتمایزبدانیمکهفضایلمتفاوتوبلکهمتعارضی آنهارااخالقیمیکند،چهچیزیازاخالقباقیمیماندونسبیگراییفردیدربارۀ فضیلتها نظریۀاخالقهنجاریراباچهوضعیروبهرومیکند.)شبیهمعضلی کهدرحدیث»خیرخصالالنساءوجودداردکهامامعلی)ع(،بهترینخصلتهای زنانهرابدترینخصلتهایمردانهمیدانند،بنگریدبه:»اخالقجنسیتوحدیث ’خصال النساء‘« از سید حسن اسالمی اردکانی، علوم حدیث، .49-50.ش پاییز و زمستان7831(. یکی از کارهای فیلسوفان فضیلتنگر برشمردن فضیلتها و رذیلتهاست. آنها گاه از فضیلتهایی سخن میگویند که در نگاه اول در فهرست رذایل جای دارد، چنانچه آین رند از »فضیلت خودخواهی« ]نام کتابی از او[ دم میزند. و دشوارتر آنکه یک فیلسوف در نظام فضایل خود مجموعهای نامنسجمونامتالئمازفضایلراپیشنهد)چنانچهفیلسوفیوظیفهنگرنیزممکن است در سیاهۀ وظایفی که پیش مینهد وظیفههایی متزاحم مطرح کند(. مسئله آنجا پیچیدهتر میشود که فیلسوفی همچون نیچه فضیلتهایی متعارض با فضایلهای مرسوم را ارج نهاده و فضیلتهای معهود را در زمرۀ »اخالق بردگان وتودهها«جایمینهد.

این دفتر مجموعۀ سومی است که در این مجله در موضوع اخالق فضیلت منتشرمیشودومشتملاستبرمصاحبهایبایکیازاندیشمندانوپژوهشگران اخالق محیطزیست در باب رویکرد فضیلتگرایانه به اخالق زیستمحیطی، مدخل اخالق فضیلت دانشنامۀ فلسفۀ استنفرد، یکی از مقاالت کالسیک این حوزهازمایکلاستاکر،مقاالتیازمایکلاسلوتوپیترکالرودرنهایتمعرفیدو کتاب به زبانهای فارسی و انگلیسی در زمینۀ اخالق فضیلت. امید که بهزودی دفتربعدیاینموضوعپیشچشمخوانندگانگرامیاینمجلهقرارگیرد.

منابع • فلسفۀ اخالق جدید، الیزابت آنسکوم، ترجمۀ یاسر پوراسماعیل، مجلۀ اطالعات حکمت و معرفت، شمارۀ .128 // • مقدمۀ مصطفی ملکیان بر سیطرۀ خیر، آیریس مرداک، ترجمۀ شیرین طالقانی، نشر شور. // • اخالق فضیلت، هرستهاوس روزالین، ترجمۀ هاشم قربانی، مجلۀ اطالعات حکمت و معرفت، همین شماره.

مهدی اخوان )عضو هیئت علمی گروه فلسفۀ دانشگاه عالمه طباطبائی(

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.