اندیشه هاي اسالمي- ایراني درشعر پروین اعتصامي/ ژیال ده بزرگی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contents - ژیال ده بزرگی*

پروین اعتصامي، از شاعران توانای ایراني و به استناد شعرهایش، داراي باور قوي دیني و آگاه از فرهنگ کهن این مرز و بوم است. او هرکجا که به دليل و برهانی محكم نياز داشته، به قصص و آیات قرآني و داستانهاي کهن ملي متوسل شده است. اندیشههاي قرآني به دو شكل آشكار و پنهان در دیوان پروین آمده است. بهکار بردن اسامي و قصه ها یا اشارههای کوتاه به اشخاص دیني، استفاده از مضامين و مفاهيم قرآني، ویژگيهاي سبكي وي را در زمينۀ دیني رقم ميزند. شاعر، ازمنظر بهکارگيري اندیشههاي ایراني، فقط با ذکر نام شخصيتهاي داستانهاي کهن، ذهن مخاطب را به سوي داستانها ميکشاند. او گاهي در یك بيت به بيش از یك نام اشاره ميکند تا مضامين اخالقي و اجتماعي مد نظر خود را در اذهان بهتر بنشاند. شخصيتهاي برگزیده، هریك پيامي را به خواننده انتقال ميدهند. این مقاله، برآیند جستاري دربارۀ اندیشههاي قرآني و فرهنگ ایراني در دیوان بزرگ بانوي شعر و ادب فارسي است.

مقدمه در ادبیات سنتي ايران، اشاره شاعران به آيات قرآني و داستانهاي كهن ايراني فراوان است. جريان مشروطهخواهی و ورود مضامین ويژه نهضت آزاديخواهي، مرحله نوينی را براي شعر فارسی رقم زد. اين جريان، زبان شاعران را ساده و به زبان مردم نزديکتر كرد )ذوالفقاری ‪.(277 :1385،‬ اما در جريان ديگري كه پنهان در محتواي اشعار رخ داد، اندكاندك شاعران به جاي بهرۀ مستقیم از آيات، به مفاهیم و مضامین قرآني توجه كردند. بهتدريج، روند توجه به انديشههاي قرآني در شعرها هم رو به كاهش نهاد. همین اتفاق دربارۀ كاربرد داستانهاي ملي در شعر نیز رخ داد.

پروين)رخشنده( اعتصامی)5821- (ش.ه1320 بانوي شعر فارسي در همین دوران، تالش كرد با بهرهجويی از انديشههاي قرآني و فرهنگ ملي، هوشمندانه مسايل و مشکالت اجتماعی و اخالقی جامعه خود را با زبانی فهمیدنی بیان كند.از ويژگيهاي اين شاعر معاصر ايراني آن است كه در عین دقت نظر، ايجاز در كالم، ارائۀ مضامیني از جامعه را با بهرهجويي از انديشههاي قرآني و فرهنگ كهن ايراني در شعرش رعايت ميكند. اين مقاله تعمقي بر جايگاه و پايگاه انديشههاي ديني و فرهنگ كهن ايراني در ديوان پروين دارد.

کاربرد اندیشههاي قرآني و ایراني در شعر پروین

پروين، دربهرهگیري از كتاب مبین دو رويکرد متفاوت، آشکار و پنهان را در ديوان خود به كار ميگیرد. در نمود آشکار، سخنان وحي در بدنۀ اشعار با داستانهاي قرآني پديدار ميشود و در رويکرد ديگر، معاني و مضامین آيههای قرآنی، پنهان دراليههاي اشعار، با ظرافت جاي دارند. اين نشانههاي پیدا و پنهان در اشعار پروين، كه بیانگر باور قوي ديني او به دين اسالم و كتاب مقدس است با بهرهجويي از داستانهاي قرآني و مفاهیم آيهها، پیام را به مخاطب انتقال ميدهند.

انديشههاي قرآني در شعر پروين اعتصامي، بیشتر با قصهها يا اشاراتي به قصهها نمود مييابند؛ قصههايي چون، قصۀ موسي، سلیمان و نوح كه در اشعار پروين بسیار پر بسامدند. او از قصههاي قرآني در ابیاتش بهره ميبرد تا مخاطب در جامعۀ متحول شده بعد از مشروطیت، به پیامي اخالقياجتماعي دست يابد. نمونۀ آن: قصۀ موسی و فرعون، به انسان غرقشده در دنیاي مدرن، پیام پرهیز از وابستگيهاي مادی را ميدهد؛ بگذرازبحروزفرعوِنهویمنديش دهـردرياوتوچونموسـِی ِعمرانی

)پروين/9/ص17(

در اشارهاي به قصۀ نوح، ويژگیهای اخالقی نیک انسان را همچون سالحي در برابر طوفانهای سهمگین دنیا، بزرگ ميشمارد: چوشدینیک،چهپرواتزبدروزی چوشدینوح،چهانديشهاتازطوفان

)پروين/ /21 (61ص

پروين اعتصامي، روايتگري خردمند است كه با ايجاز، داستانهای كهن سرزمین خود را زنده نگه ميدارد. طرح داستانهاي اساطیریتاريخی در اشعار او با هدف پندآموزی صورت ميگیرد؛ در اين باره میگويد: داستـان گذشتگـان پند اســت هـركه بگـذشت داستـانی داشـت

(35ص/12/نيورپ)

يا: تو نیز از قصههای روزگار باستان گردی بخوان از بهر عبرت قصههای باستانی را

)پروين/7 (17ص/ اين شاعر، با هنرمندی پیام موجز و پرمعناي خود را در زماني كوتاه انتقال ميدهد. او بسیار زيركانه، ابتدا ديد خواننده را بهسمت داستانهای قرآنی يا قصههاي كهن ميكشاند، سپس در كمترين زمان، توجه مخاطب را به پیام معطوف ميكند. بدينترتیب گیرنده پیام، پندهای كلیدي بسیاري را در زماني كوتاه بهدست ميآورد. جالب است كه توجه مکرر پروين به قصههاي قرآني و ايراني، نهتنها موجب خستگي خواننده نميشود، بلکه اين يادآوریها، موجب ايجاد صمیمیت و نزديکی بیشتر وي با خواننده میشود.

الف- انديشههاي قرآني در شعر پروين اعتصامي

پروين اعتصامي، باوجودآنكه تحصيالت خود را در مدرسۀ غيرايراني گذراند ولي هيچگاه گرفتار از خود بيگانگي و مسئلۀ از دست دادن هويت ديني نشد. آگاهي وي از قصهها و معاني و مضامين قرآني دليل محكمي بر اثبات دينداري و عالقۀ وي بر شرع مقدس اسالم و رعايت موازين اصول دين مبين است.

در بررسي ديوان پروين، پرکاربردترين شخصيتهاي قصص قرآنی عبارتاند از: سليمان، موسي، ابراهيم، نوح و عيسي.

پروين ميداند که نام هريك ازاين شخصيتهاي قرآني چقدر براي مردم آشنا هستند. او ميخواهد از همين شناخت مخاطبان بهرۀ کافي را ببرد. بنابراين، تالش دارد تا چهره قرآنی را جايگزين شخصيت ذهني خود کند؛ چنانکه سليمان، جانشين فرمانرواي پرشوکت و مقتدر سرزمين رؤيايي او ميشود.

پروين در بهرهجويي از چهرههای قرآنی، به برخی توجه بيشتری نشان ميدهد، به گونهاي که در دفعات بيشتري نام آنها را تكرار ميکند. او در بهکارگيري اشاره و قصههاي قرآني چند شيوه را برميگزيند: - اشاره به نام چهرۀ قرآني - بهکارگيري عين داستان قرآني مربوط به شخصيت منتخب - بهکارگيري همزمان نام دو چهرۀ قرآني در دو مضمون متفاوت - کاربرد واژههاي قرآني و آيات مخفي در ابيات -1 شخصيتهاي قرآني پربسامد حضرت سليمان

پروين، در اشعارش بارها به قصۀ حضرت سليمان اشاره ميکند. اين تكرار شايد بهمثابۀ اين باشد که: »َمن اََحَب شیئًا أَکثََر ِذکَرُه«، هرکس چيزی را دوست بدارد، زياد از آن سخن میگويد. )رياحي،1631: (13 پروين هم به سليمان و هم به داستانهايش عالقهمند است. او بيش از پانزده بار نام سليمان را در ديوان خود برده است. به چند نمونه اشاره میشود: بندهفرمانخودکردنهمـهآفاقرا ديوبستنقدرتدستسليمانداشتن

)پروين/ ‪(83 /3‬ يا:

توسليمانشدنآموزیاگرديوان نتـــواننـــدزدنالفسليمــانـــی )پروين / (70 / 6

يا: زان گنج شايگان که به ُکنج قناعت است مور ضعيف گر چو سليمان شود رواست

)پروين/ (25 / 14

سليمان، پادشاهي است که به خردمندي شهرت دارد. پروين تنها به دو داستان مشهور اين پيامبر الهی:»سليمان و مور« و »سليمان و ديو و انگشتری« توجه نشان ميدهد.

در داستان »سليمان و مور« )سورۀ نمل آيههای ؛15-19 قصصاالنبيا، ،(287-291ص سليمان، پيامبر و حاکمي صاحب حشمت است که ازسوي موري ضعيف شيوه مملكتداري او زير سؤال مي رود. در اين داستان، مور به مناظره با سليمان ميپردازد. مور، تمامي قدرتهاي سليمان را به هيچ مي شمارد. سليمان در پايان مناظره با مور به اين درك و فهم ميرسد که »وي بنده ضعيف و بيچاره است«. پروين با آوردن اين داستان در ديوانش، مفهوم شايستگي و سروری ناتوانان بر جامعه را مطرح میکند: به تخت و تاج سليمان چه کار مورچه را بــس اسـت ايمنـی کشـور سليمــانی

)پروين/ ‪(160/ 7‬ غمــی را ره ببنــدم با ســروری سليمانـی پـديـد آرم ز مـوری

)پروين (94ص/16/

داستان دوم: قصۀ »سليمان و ديو و انگشتري« است. سليمان، خاتمی )انگشتری( دارد که اسم اعظم بر نگين آن منقوش است، و از برکت آن جن و انس و مرغان زير فرمانروايي او قراردارند.1ديوی

به نام »صخر جنی« آن را ميربايد و چهل روز بر جاي سليمان بر تخت مينشيند. »سليمان دانست که اين فتنه از خداي تعالي است. پس آواره بيابانها گرديد و تضرع کرد و خداوند توبه او را پذيرفت و فرشتهاي را مأمور بازگردانيدن انگشتر نمود.« )انوری، ‪348 :1378‬ بهنقل از قصصاالنبيا: ،304 ترجمه تفسير طبری، ج5، (1242ص پروين، شوکت و اقتدار سليمان زمان را در گرو داشتن انگشتري تدبير ميداند و فقدان آن را که ناشي از غفلت است و منجر به بيديني او ميشود، پاياني بر پادشاهي ميداند: تو دگر هيچ نداری ز سليمانی اگر اين ديو ز دستت برد انگشتر

(47ص/20/نيورپ)

همچنين، او با يادآوري داستان سليمان، بر اصالح سيره حاکمان/ انسانها تأکيد دارد و هشدار و پيامهاي اخالقياجتماعي خود را به مخاطبان ميرساند، مضامين ساخته شده با اين داستان سليمان در شعر پروين که نقشي هشدارگونه دارد، عبارتاند از:

- همنشيني نكردن حاکم/انسان با افراد پليد و ديو سيرت: در ملك سليمان چرا شب و روز ديوت به سر سفره ميهمانست

)پروين/ (29 / 4 - آز، ديو واقعي ربايندۀ خاتم تدبير: دزد طمع چو خاتم تدبير ما ربـود خنديد و گفت: ديو سليمان نمیشود )پروين/ ‪(41 /13‬ - دشمنان اعتمادنكردنی و فريبکارند: طلب ملك سليمان مكن از ديوان که چو طفلت بفريبند به انگشتر )پروين/21 / (45 حاکم: استقرار پليديها، بر خانۀ امن)کشور/جان( با مفقود شدن

کشور ايمن جان خانه ديوان شد کس ندانست چه آمد به سليمانش )پروين/ (51 / 19

- استقرار حاکم بر سرزمين و حفظ امنيت: چندی ز بارگه سليمان برون مرو تا ديو هيچـگه نفرستد تو را پيـام )پروين/ (54ص/2 - شايستگی نداشتن حاکم رياکاران دارندۀ خاتم: وارث ملك سليمان نتوان خواندن هر کسی را که در انگشت بود خاتم )پروين/ (55 / 19 - ثروت و مقام وسوسهای ديوی:

خود سليمان شدن به ثروت و جاه ديگران را ز ديو ترساندن )پروين/ (187 / 14

حضرت موسي)ع( موسی، دومين چهرۀ محبوب در حكايتهاي پروين است. او، چون مولوي، از قصههای مختلف موسی کليماهلل، بهرههای زيادی ميبرد. پروين، در بهرهجويي از داستانهاي مربوط به موسي، قدري با مولوي متفاوت است. در مثنوي معنوي، به داستانهاي موسی بيش از ساير انبيا توجه ميشود، گاهي بازآفرينیهايي در داستانهاي مولوي مشاهده ميشود. )نمونۀ آن: داستان موسي و شبان، ج2 مثنوي(. درحاليکه، پروين فقط به چند داستان اين شخصيت ديني نظر دارد:

داستان تعقيب موسی و يارانش از سوی فرعونيان، )سوره اعراف: آيه (143 از مواردي است که در ديوان پروين به آن اشاره شده است.

در این تعقیب و گریز، به اراده خداوندی، فرعونیان در دریا غرق میشوند و موسی و یارانش نجات مییابند. )پروین/9/ص17(

بهطوركلي پروین، با پرداختن به قصۀ موسی و فرعون، این دو شخصیت صاحبنام قرآني را دستمایه قرارميدهد تا به انسان غفلتزده بگوید، اي انسان تو هم چون موسي باید از تعلقات مادی و هواهای نفسانی بگذري؛ زیرا در غیر آن، به مثابۀ فرعون ميماني كه در دریای متالطم روزگار، غرق خواهي شد: بگذر از بحر و ز فرعون هوی مندیش دهر دریا و تو چون موسِی ِعمرانی

)پروین/9/ص17(

بنابر قصص قرآني، موسی در حضور فرعون و ساحران دست در گریبان مينماید و نوری سفید از آن ساطع میشود. )سوره شعرا آیه33 قرآن كریم( به باور پروین، افرادي كه عقیده ضعیفي دارند، این معجزه را سحر ميخوانند، این ناباوري كوتهنظران، ناشي از بيایماني آنهاست: ساحر، فسـون و شعبده انگـارد نــور تجـلی و یـد بیضــــا را

)پروین/ 11 (13ص/

در جایي دیگر، به مخاطب هشدار مي دهد كه در راه مشتاقي، به موساي واقعي توسل جوید: هررهنـوردرانبـودپایراهشـوق هردست،دستموسیعمراننمیشود

)پروین/ ‪(41/ 16‬

در داستاني از موسي، آنگاه كه در دربار فرعون، عصا به اژدهایی بدل ميشود و مارها، ساحران را میبلعند)سوره طه: آیه96 ( پروین، متذكر ميشود كه انسان براي رسالت بر سرزمین وجود، باید با تهذیب نفس و تزكیه، موسيوار خود را از اژدهای روزگار در امان نگه دارد: حملـه نیــارد بتو ثعبـان دهــر تا چو كلیمی تو و دستت عصاست

)پروین 14/ / (22

پروین، با دستاویز قراردادن داستان تجلي خداوند بر موسی بهواسطۀ افروخته شدن درخت در وادي ایمن و برگزیده شدن وي به پیامبري )سوره اعراف: آیه ،(143 پاكی درون را الزمۀ حضور و هم كالمي با حق ميداند: همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک گفتگوها با خدا در كوه و هامون داشتن

)پروین/ ‪(84/ 11‬ حضرت ابراهيم)ع(

ابراهیم خلیلاهلل، در ادبیات فارسي مصداق اعالي بندگي خداوند معرفي ميشود. پروین اعتصامی در دیوانش، بارها از وی و داستانهایش یاد ميكند.

در مشهورترین داستان ابراهیم، كه آتش نمرودیان بر وی گلستان میشود، در قرآن كریم ميآید: »به آتش گفتیم: ’ای آتش، بر ابراهیم سرد و سالم باش‘.« )سوره انبیا: آیه86(، پروین، با توسل به همین داستان، ارادۀ خداوندی را در انجام همه كارها مؤثر میداند: جـز در نخیـل خوشـه خرما كسـی نیافت جـز بر خلیـل شعله گلستـان نمـیشـود

)پروین/ ‪(41 /18‬

ابراهیم در آزموني سخت، مفهوم عشق واقعی را به نمایش درميآورد: تسلیم در برابر ارادۀ خداوندی و رفتن به قربانگاه براي ذبح فرزند. )سوره صافات: آیه (102

پروین با اشاره به این داستان، از مخاطب خود ميخواهد تا ارزشهاي مادی و تعلقات دنیوی را در راه معشوق حقیقي قرباني نماید: مترس از جانفشانی گر طریق عشق میپویی چـو اسماعیـل باید سر نهادن روز قربانی

)پروین / 7 / (77 حضرت نوح)ع(

داستان نوح و پایداری طوالنی او در ساخت كشتی، از صبر و باور قلبی قوی این پیامبر الهی حکایت دارد. )سوره عنکبوت، آیه41( پروین، كشتي نوح را مظهر فالح و مأمن رستگاري ميشمارد و پیام اخالقي، بردباری و شکیبایی در برابر دشواریهای روزگار را به خواننده میرساند: كشتی صبر اندرین دریا در افکندن چو نوح دیـده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

)پروین / 12 / (83

در بیتي دیگر، متذكر ميشود كه چون نوح، به ویژگیهای نیك اخالقی آراسته شوید و از طوفانهای سهمگین دنیا نهراسید: چو شدی نیـك، چه پـروات ز بـد روزی چو شـدی نوح، چه اندیشهات از طوفان

)پروین/ (61ص/21 حضرت عيسي)ع(

عیسي، پیامبري است كه شایستگی عروج به آسمان را دارد، زیرا وجودش پاک است. بنا بر قرآن كریم، حضرت مریم پیش از زایش فرزند، از این پاكی درونی نبی خدا با خبر میشود: »گفت من فرستاده پروردگار توام، تا پسری پاكیزه به تو عطا كنم.« )سوره مریم :آیه ،(19 پروین با آگاهي و استناد به این شاهد قرآني، از مخاطب خود ميخواهد تا به پاكي برسد و روحش تعالي یابد: پاكـی گزین كه راستی و پاكـی بر چـرخ برفراشـت مسیـحا را

)پروین/ ‪(12 /11‬

حضرت مریم، در روایات دیني جایگاه واالیی نزد خداوند دارد؛ او از زنان بهشت است. به باور پروین، نام مریم بر دختران زیادي نهاده شده است، اما تنها مریم عذرا است كه درجه و رتبه واالیي دارد. اوتلویحا از زنان جامعه مدرن خود ميخواهد تا با نمونه قراردادن ایشان، موقعیت ویژهاي براي خود بهدست آورند: مریـم بسـی به نام بود، لکــن رتبـت یکی است مریـم عذرا را

)پروین/ ‪(12 /8‬

ب- شمار محدودي از نامهاي قرآني در شعر پروين يوسف داستان یوسف، از قصههاي زیباي قرآني است كه بیشتر شاعران سنتي اشارههایي به آن دارند. یوسف، بنابر اراده خداوندی از زندان تاریك به عزیزی مصر میرسد. پروین، بر این باور است كه رحمت الهی شامل همه نميشود، پس براي دریافت رحمت خداوند، باید تاریکیهای درون را به روشنایی حقیقی بدل كرد: صبح رحمت نگشاید همه تاریکـی یوسـف مصـر نگردد همه زندانی

)پروین/ ‪(70 /3‬ لقمان لقمان حکیم، از چهرههاي معروف قرآني، در نقش آموزگاري خردمند، اندوختۀ زیادي از دانشهاي زمان را در سر دارد. پروین این ویژگی بارز لقمان را یادآوري ميكند و با تعریضي به شرایط جامعه و مردمي كه در تنگدستي به سر ميبرند، آموزگاران را محل عتاب قرار ميدهد كه یاددهي دانش، زمانی سودمند است كه فقر و نداری، تهدیدي براي علماندوزي دانشآموز نباشد: تن بدخواه زتو لقمـه همیخواهـد چه همی یاد دهی حکمـت لقمـانی

)پروین/ 11 / (50

آدم و حوا آدم و حوا، در قرآن، نخستين بشري هستند كه به وسوسۀ شيطان از فرمان خدا سرپيچي ميكنند و به همين سبب از بهشت رانده ميشوند. )سوره اعراف آيههای و20-25 سوره طه آيه (120 بااينحال، خداوند، آدم را بر ساير كائنات فضل و كرامت بخشيد )سوره اسرا،آيه (70 و از فرشتگان خواست تا در برابر او سجده كنند )سوره بقره،آيه .(31 پروين، سرگذشت آدم و حوا و راندهشدن ايشان از بهشت را در تعبيري نو ميآورد. او طرد شدن آنها را ناشي از خودرأيي ميداند و از فرزندان آدم ميخواهد تا با خودرأيي، از نعمتهای خداوندی محروم نشوند: خود رأی مینباش كه خودرأيی رانـد از بهشـت، آدم و حـوا را

)پروين/ 10 / (12

-2 داستانهای كامل قرآنی در ديوان پروين

پروين، فقط دو داستان قرآني را بهطور كامل در ديوان خود ميآورد: نخست در داستان رويارويي سليمان نبی با مور، تصوير موري كه پای ملخی را به زور میكشد. براهی در، سليمان ديد موری كه با پای ملخ میكرد زوری...

)پروين/ ‪(180 /2‬

داستان، پيامهاي اخالقي چون، بردباری، بینيازی، استقالل و عدم وابستگی به ديگران را ابالغ ميكند و با زباني شيوا و جذاب، تأثير ژرفی را بر روح خواننده برجای میگذارد.

داستان دوم، به دوران كودكی حضرت موسی ميپردازد. پروين، اين داستان را عينا از سوره قصص )آيههای (8-13 برداشت كرده است. در آغاز اين داستان، مطابق با روايات اسالمي، مادر موسی او را در سبدی ميگذارد و در رود نيل رها میسازد:22 مادر موسی، چو موسی را به نيل در فکنـد، از گفتـه رب خليل...

)پروين/ 12 / (262

داستان، پيامهاي اخالقي فراواني چون، باور حقيقی به لطف و رحمت خداوندي، توجه به عدالت و بخشش پروردگار و توكل به او را در بر دارد.

-3 به كارگيري همزمان دو چهره قرآنی با دو مضمون جدا در يك بيت از ويژگیهاي بارز شعر پروين، بهكارگيری هنرمندانه و خالقانه همزمان نام دو چهرۀ قرآني در يك بيت است. با اين ابتکار شاعر، سرگذشت دو شخصيت دينی با ويژگي شخصيتي آنان به ذهن مخاطب متبادر ميشود. او بيدرنگ، بر اجراي شماري از مفاهيم و مضامين اخالقی مرتبط با شخصيتها تأكيد ميورزد، از اين نمونهاند: موسی و عيسی؛ مضامين تنگنظری–بیوفايی: نه ببخشود به موسی خلف عمران نه وفا كرد به عيسی پسر مريم

)پروين/ ‪(56/ 3‬ سليمان و قارون؛ مضامين قناعت-بلندنظری: قنـاعت كن اگر در آرزوی گنـج قـاروني گدای خويش باش ار طالب ملك سليمانی )پروين / (73/6 موسی و ابراهيم؛ مضامين بیادعايی در عين توانمندی-توانمندي در عين بيادعايي: عصا را اژدها بايست كردن، شعله را گلزار تو با دعوی گه ابراهيم و گاهی پور عمرانی )پروين/ ‪(73 /20‬

عيسی و ابراهيم؛ مضامين سبكباري-شکوه معنوی: همچو عيسی بی پروبال بر گـردون شـدن همـچو ابراهيم در آتش گلستــان داشتـن )پروين/ (83 / 11 يوسف و يعقوب؛ مضامين فراق-انتظار:

پيـراهــن يوسـف چـرا نيارنـد يعقوب به كنعان در انتظار است )پروين/ ‪(21 /3‬

-4 بهرهجويي از واژهها و مفاهيم و مضامين قرآنی الف- واژههاي قرآني در شعر پروين

پروين اعتصامي، افزون بر بهكارگيری نامها و داستانهای قرآنی، به برخی از واژههای قرآنی نيز توجه دارد. او با دادن نشانههايی، ذهن خواننده را آماده ميكند تا پيامها و نتايجی مطلوب را از آنها بگيرد: طوبي

درخت سايهگستري كه جايگاهش در بهشت است و خداوند به قدرت خويش آن را غرس كرده و روح خود را در آن دميده است. در ادب فارسي، طوبي پرنعمت، پرثمر و شاديبخش است.

(1391:976،يفيرش) پروين، كساني را كه مال يتيم ميخورند مالمت ميكند و به تعريض ميگويد كه در انتظار رسيدن به باغ بهشت و سايه طوبي نباشند: خون يتيـم دركشی و خـواهـی باغ بهشـت و سايـه طوبــی را

)پروين/ ‪(13 /3‬ كوثر از چشمههاي بهشتي جوشان، با آب گوارا كه تشنه لبان را سيراب میكند، تشنگان، همواره حسرت نوشيدن جرعهای از آب آن را دارند: تشنه سوخته در خواب ببيند كه همی به لـب دجله و پيـرامن كوثر گردد )پروين/41/ (37 طه و تبارک

پروين، حافظه ديوسيرتان را عاجز از به يادسپاری اين واژگان قرآني میداند:

بيد خرما و تبرخون ندهد ميـوه ديـو طـه و تبـارک نکنــد از بـر )پروين/ ‪(45 /19‬

ب- معانی و مفاهيم قرآنی در شعر پروين

مهارت پروين در استفاده از انديشههاي قرآني و سود جستن از آنها، به آشنايي، مؤانست و آگاهی وي از كتاب مبين ارتباط دارد. پروين برای تأييد سخنان خود، از معانی و مفاهيم قرآنی ياري ميگيرد. اين معاني گاهی آشکار نيست و فقط با تأمل در ابيات وي، دردسترس است: انبـاز ساختيـم و شريکـی چنـد پـروردگــار صانـــع يکتـــا را

)پروين / ‪(13/ 5‬

مصرع نخست اشاره به آيه »ُحنَفاَء ِهّل َغیَر ُمشِرکیَن بِه َو َمن یُشِرک بال فَکَانَما ٌَخَر ِمَن اَلَسماِء فَتَخَطُفُه الَطیُرا َو تَهوی بِه الریُح فی َمکاِن َسحیِق« دارد؛ »درحالیكه همگی خالص برای خدا باشيد و برای خدا شريك قرار ندهيد و هركس شريکی برای خدا قرار دهد، گوئی از آسمان سقوط كرده و پرندگان او را می ربايند و يا تند بادی او را به مکان دوری پرتاب میكند.« )سوره حج،آيه 33 (

پرويـن به روز حادثــه و سختـی دركار بنــد صبـــر و مــدارا را

)پروين/ (13 / 18

بيت اشاره به آیه: »َو اِن تَصبِروا و َتَتَقوا فَِان ذلَِک ِمن َعزِم اُالمور«؛ »واگر صبر پيشه کنيد و پرهيزکار شوید ثبات و تقوا سبب نيرومندی و قوت اراده در کارها است.« )سوره آل عمران،آیه (186 همچنين، به آیۀ »اِنَما یَوَفی الصابرون اَجَرهم بَغير حساب«؛ »صبر کنندگان را مزد بیشمار داده میشود.« )سورۀ زمر،آیه01( و حدیث :»اَلصبُر مفتاُح الَفَرج«؛ »بردباری کليد رستگاری است« دارد. آن چنان کن که به نيکيت مکافات دهند چــو گه داوری و نوبـت کيفـر گردد

)پروین/ (37 / 15

نيکـی چـه کردهایـم که تا روزی نيـکو دهنـد مــزد عمـل مـا را

)پروین/ (13 / 4

اشاره به آیۀ »:َفَمن یَعَمل مثقال َذَرۀٍ َخيراً یََره«، »هرکس به وزن ذرهای نيکی کرده باشد، آن را میبيند.«)سوره زلزله،آیه7(؛ نيزآیه: »َمْن

َُْْ عمل صالحا من َذکر أو أنثي و هو مؤمن فلنُْحيينه حياة طيبة و لنجزينهم

‪ََ َِ ََ‬ أجرهم بأحسن ما کانوا يعملون« ؛ »هر زن و مردی که کاری نيکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکيزهای بدو میدهيم و پاداشی بهتر از کردارشان عطا میکنيم.« )سورۀ نحل،آیه (97 ميکند. از پرده عنکبـوت عبـرت گيــر بر بام و در وجـود تـاری تــن

)پروین/ (63 / 20

اشاره به آیۀ: »مثل الذين اتخذوا من دون الل اولياء َکمثل العنکبوت

‪ََ َُ َِ َُ ََ‬ اتخذت بيتا و ان اوهن البيوت ََ لبيتالعنکبوت لو کانوا يعلمون« »مثل کسانی که غير خدا را دوست خود برگزینند همچون عنکبوت است که خانهای برای خود انتخاب کرده و سستترین خانهها، خانه عنکبوت است اگر میدانستند.«)سوره عنکبوت ،آیه (41

به هـر آتـش گلستـانی فرستـم به هر سرگشتـه سامانـی فرستـم

)پروین/ (94 / 17

بهر گلزار در آتش مفکن خود را که گلستان نشود بر همه کس آذر

)پروین / (45 / 6

ابيات اشاره به آیۀ: »قُلنا يا نار کونی بَرداَ و سالمَا َعلی اِبراهيَم

«؛ »گفتيم ای آتش بر ابراهيم سرد و سالمت باش«)سورۀ انبيا،آیه (68 دارند.

ب(اندیشههاي ملي با نشانههایي از قهرمانان اساطيري- تاریخی ایران در شعر پروین

پروین، با هوشمندی و آگاهی کامل از داستانهای کهن ایراني، در اشعار تعليمی و اخالقی خود، بهرههای کافی را برده است. او با اشاره به شخصيتهاي اساطيری و یادآوری داستانهایشان، عالیترین مفاهيم اخالقی-اجتماعی و پندهای حکيمانه را به خواننده انتقال میدهد. بيان او به دو گونه است: گونۀ نخست، نام شخصيت )گاهي موجودات اساطيري( دستمایۀ کار وي قرارگرفتند. درشکل دیگر، نام دو یا چند شخصيت با اشارههاي داستاني در یك بيت ميآید. شيوۀ اخير، چنانکه پيشتر مالحظه شد، در بخش نخست نيز کاربرد داشت، بهنظر ميرسد از ویژگيهاي بارز شاعر باشد:

1-شخصيتهاي اساطيري-تاریخي جمشيد پروین با یادآوري داستان پادشاه باستاني، جمشيد، شکوه و جالل کاخ او را به هيچ ميشمارد و آن را پستتر از سرای درویشی میخواند: خـوشتر از دولت جـم دولت درویشـی بهتـــر از قصـر شهـی کلبـه دهقانــی

)پروین/3/ص17( جمشيد، شاه اساطيري، جامی دارد که جهان و جهانيان در آن دیده ميشوند. پروین معتقد است که داشتن جام جهانبين از دارایيهاي جمشيد نيست، زیرا واقعيت این است که دنيا چون جامي است که رویدادها و تجربه ها را براي همۀ انسانها به نمایش درميآورد : جمشيد ساخت جام جهانبين از آن سبب کاگه نبود ازین که جهان جام خود نماست )پروین/ (25 / 7 اسکندر اسکندر، شهریاري زیادهطلب و جهانگير است. مرگ زودهنگام وي، فرصتی برای اقتدار بر سرزمينهایش به او نميدهد. پروین، در بردن نام او قصد دارد که بگوید، قسمت و روزی هرکسی تعيين شده و حرص و تالش زیاد، بیفایده است: مطلبروزیننهادهکهباکوشش نخوریقسمتکسگرشویاسکندر

)پروین/ (45 / 5 رستم و زال:

رستم، پهلوان نامآور ایرانی هم مجبور است به مرگ تن دهد. پروین، با یادآوری سرگذشت تهمتن، انسان جویاي شهرت را در ميدان مبارزه با مرگ شکست خورده میداند: داستانتکنداینچرخکهنهرچند نـامجوینـدهترازرستــمدستانـی

)پروین/ (72 / 14

زال نيز پهلواني با عمر دراز است، اما از وي نيز جز نامي باقي نمانده است. پروین نتيجه ميگيرد که در نبرد با روزگار، جاودانگي و بقاي انسان جایي ندارد: فلك آنگونه به ناورد دلير آمـد که نه از زال اثر ماند و نز رستم

)پروین/ (56 / 2 سهراب سهراب، قربانی بد طينتی کاووس ميشود و تالش رستم براي گرفتن داروی زندگیبخش از شاه به جایي نميرسد؛ پس از مرگ جوان، دارو را به دست پدرميرسانند که دیگر دیر شده است. پروین با عنایت به ارزش زمان، با یادآوري داستان، وقتشناسی را براي انسانها الزم ميداند: دانیکهنوشدارویسهرابکیرسيد آنگهکهاوزکالبدیبيشترنداشت

)پروین / (92 / 6 بهرام گور بهرام گور، شهریار ساسانی، شيفته شکار گورخر است. بنابر روایات تاریخي، پایان عمرش نيز با شکار گور درميآميزد. او در هنگام شکار، در چاهي ميافتد و دیگر دیده نميشود. )شریفي، (1391:323 پروین به این مطلب توجه ميکند، او بر این باور است که بهرام ناآگاه بود، زیراکه در کمين، شکارچی بزرگتري قرارداشت.33پروین، به انسانهاي غفلتزده هشدار میدهد که همۀ کارهاي بشري به پایانی ختم ميشود و نباید غافل بود: اگرحکایتبهرامگورمیپرسـی شکارگورشدایدوستعاقبتبهرام

)پروین/ (54 / 8 -2 موجودات اساطيري

در دیوان پروین، عالوهبر اسامی نامداران باستاني، به اسامي موجودات اساطيری نيز اشاره شده است: سيمرغ

پرندۀ اساطيري، بزرگ و دستنيافتنی است. به باور پروین او با همه این ویژگيها، در برابر نيروی روزگار ناتوان است و در دام دوران گرفتار ميشود: سيمــرغ که هرگـز بـدام نایــد در دام زمانـه کـم از ذبابسـت

)پروین/ (26 / 16

پروين، در جايي ديگر چون عارفان از وجود ناپيدا و بينشان سيمرغ سخن ميگويد و سيمرغ را »انسان كامل« ميشمارد، به باور او هركس كه چون او باشد، روزگار را بر او مجالي نيست: آن كس كه چو سيمرغ بینشانست از رهــزن ايـام در امـانسـت )پروين/ (27 / 17 همای پرندهای استخوانخوار و بيآزار، مظهرشكوه و قناعت است. انسان روشن ضمير، چون هماي به تنوع و تعدد زيباييهاي دنيوي بيتوجه است: روشن ضمير آنكه ازين خوان گونه گون قسمت همای وار به جز استخوان نداشت )پروين/ ‪(33 /14‬ -3 چند اشاره از نامداران اساطيري-تاريخي در يك بيت از ويژگيهای شعري پروين، استفادۀ همزمان از دو يا چند شخصيت اساطيريتاريخي است. همانگونه كه پيشتر در كاربرد نامهاي قرآني به اين ويژگي اشاره شد، بسيار مبتكرانه، به دو يا بيش از چند چهرۀ كهن در يك بيت ميپردازد و با ايجازی كه خاص او است، ذهن خواننده را همزمان با تداعي دو داستان، به پيامي اخالقی رهنمون ميكند. در بيشتر اين ابيات، نگاه پروين به بیاعتباری و ناپايداری دنياست و از مخاطب اشعارش میخواهد تا دلبستگیهای دنيايی را ترک كند. از اين نمونهاند:

كی خسرو و دارا و اسكندر: ماه چون شب شود از جايی به جايی حيران پـی كيخـسرو و دارا و سكنـدر گردد

)پروين/ (36 / 14 فريدون و جمشيد: تخت جمشيد حكايـت كنـد ار پرسـی كه چه آمد به فريدون و چه شد بر جم )پروين/ ‪(56 /4‬ جمشيد و تهمورث:

ببين تا چه كردست گردون گردان به جمشيـد و تهمورث باستانـی )پروين / (78 / 9

خضر و اسكندر:

روح زد خيمه دانش نه تـن خاكـی خضر شد زنده جاويد نه اسكنـدر )پروين/ (46 / 19

جمشيد و قباد:

شد ز نيـروی من غبـار و برفـت خـاک جمشيـد و استخـوان قباد )پروين/8/ (29

دارا و اسكندر:

بربـود است ز دارا و ز اسكنـدر مهر سيمين كمر و مه كله زريـن )پروين / (66 / 12

اسفنديار و تهمتن:

به پستی كشت پس همت بلندان چنـان اسفنـديار و چـون تهمتـن )پروين/ (64 / 18

انوشيروان و دارا:

افسـانـــه نـوشيـــروان و دارا ورد سحـر قمـری و هــزار است (18ص/16/نيورپ)

انوشيروان و طاق كسري:

گشوده دهان طاق كسری و گويد چـه شد تاج و تخت انوشيروانـی )پروين/ (78 / 10 نتيجه اشعار پروين اعتصامی، دربردارندۀ نكات اخالقی، دينی و اجتماعی است. او با انديشه و خرد واال، در اعتراض به نادانی انسان و بيدادگری و نابخردی حاكمان جامعۀ مدرن زمانش، نقش آموزگاري آگاه را از خود نشان دهد. پروين در شيوۀ بيان، تلفيقی از صراحت در گفتار و پردهپوشی را بهكار ميبندد تا به اصالح فرد و در سطحی گسترده به اصالح اجتماع دگرگون شده روزگارش بپردازد. او انسانها را به ارزشهای اخالقی فرا ميخواند. پروين در شعر خود، به موضوعها و مضامين اخالقي-اجتماعي روی ميآورد و آنها را با لحن تلخ به قلمرو شعر ميكشاند. او باورهای دينی و ملی خود را نيز به ياری ميخواند. نشانههای انديشههاي دينی و ملی پروين در ابيات، با اشارههاي اسالمیايراني هويدا ميشود. شاعر از داستانهای اسالمی، اساطيری و تاريخی بهگونهاي موجز بهره ميگيرد. بدينترتيب خواننده بهسبب تكرار و زيادهگويی، از اصل پيام بازنميماند و با خواندن اشعار دلنشين، به پيام ژرف تا حدی تلخ و گزنده او پی ميبرد.

پروين در بهكارگيری نامهای قرآنی، به سليمان و داستانهای وی عالقۀ فراوانی نشان ميدهد و بارها از وي ياد میكند. سليمان در شعرش نماينده برترين نيروهای مادیمعنوی است. موسي، عيسي، نوح، ابراهيم، مريم از ديگر چهرههاي قرآني هستند كه نامشان در اشعار وي آمده است. اين بانوی شاعر، در استفاده از اشارات، داستانها و آيات قرآني و ديگر شخصيتها، با فروتنی، توانايیها و آگاهیهای دينی خود را به رخ خواننده میكشد. هدف او، تفهيم مضامينی چون ناپايداری عمر، مرگ، بياعتباري مقام، ساده زيستی، قناعت، صبر، درستكاری و نيكورزی است. اين مضامين بر ذهن و روان خواننده تأثير میگذارند.

درنهايت، ذكر نام چهرههاي اساطيری-تاريخي در شعر پروين، دستمايهاي است شيرين و جذاب، براي آن كه خواننده خردمند با تيزبينی و ژرفانديشی به اصل پيام دست يابد و آن را در زندگی خود به كار بندد.

* عضو هيئت علمي دانشگاه فرهنگيان

پينوشتها

-1 در ادب فارسی، گاهی انگشتری سليمان به جمشيد هم نسبت داده شده است. حافظ میگويد: دلی که غيب نمايست و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

-2 در اساطير ايرانی، داستانی با همين بنمايه، يعنی ترسيدن مادر از حکومت زمان و به آب انداختن سبدکودک خردسال، دربارۀ قباد شهريار کيانی ديده میشود.) صفا،3631: (496 // -3 همين مضمون را خيام در بيتی آورده است: بهرام که گور میگرفتی همـه عمـر ديـدی که چگـونه گور بهرام گرفت

منابع - آژند، يعقوب، ادبيات نوين ايران، تهران، اميرکبير،3631. // - اعتصامی، پروين، ديوان کامل پروين اعتصامی، با مقدمۀ غالمحسين فردوس برين، تهران، جواهری، .1378 // - انوری، حسن، صدای سخن عشق، تهران، سخن، .1378 // - ذوالفقاری، حسن، عمرانی، غالمرضا، کريمی مورغاری، فريده، زبان وادبيات فارسی، تهران، چشمه .1385 // - رياحي، محمدامين، برگزيده مرصادالعباد، تهران،

توس،1631. // - شريفي، محمد، فرهنگ ادبيات فارسي، تهران، معين،1931. // - صفا، ذبيح اهلل، حماسهسرايی در ايران، تهران: اميرکبير،3631. // - قرآن مجيد، قم، دارالفکر،2731. // - همايی، جالل الدين، فنون بالغت و صناعات ادبی،

تهران،هما،0731.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.