نیچه و خیام

Ettelaat Hekmat va Marefat - - گزارش -

به تازگی کتاب »عشق الهی« نوشته ویلیام چیتیک، به ترجمه انشااهلل رحمتی و حسین کیانی، به کوشش نشر سوفیا منتشر شده است. این کتاب به موضوع عشق در آثار منثور در زبانهای عربی و فارسی میپردازد؛ نویسندگانی که در این کتاب به آثارشان پرداخته میشود، عشق را نه بر مبنای توصیفات دیگران بلکه بر مبنای تجربه خویش از عشق الهی توصیف میکنند. بر اساس نوشتة سیدحسین نصر در مقدمه کتاب، »عشق الهی« یکی از هوشمندانهترین و معتبرترین آثاری است که در موضوع عشق در معنویت اسالمی به زبان انگلیسی نوشته شده است.سهشنبه چهارم مهرماه، نشست هفتگی مرکز فرهنگی شهرکتاب به نقدوبررسی این اثر اختصاص یافت. کیانی در ابتدای سخنان خود روند شکلگیری این ترجمه را تشریح کرد و برخی مولفههای کتاب را برشمرد؛ وی اظهار داشت: ویلیام چیتیک در این اثر رویکرد یادشده را به کار گرفته است؛ او بازیابی عشق الهی از میان متون عرفانی و ادبی پارسی را در نظر داشته است. عنوان اصلی این اثر »عشق الهی« و عنوان فرعی آن »متون )ادبیات( اسالمی و راه به سوی خدا« است. چیتیک موضوع عشق الهی را ابتدا در قرآن و سپس در متون ادبی و عرفانی منثور فارسی )تا سده ششم(، جسته است. او موضوعبندی بدیعی را صورت داده است؛ نویسنده در پی بهکارگیری رویکردی تازه در موضوع عشق الهی بوده است تا این موضوع با زمانه ما سازگاری یابد. دکتر رحمتی در ادامه این نشست مناسبات و ضروریات کار مشترک در امر ترجمه را تشریح

سیصد و هفتمین شب از مجموعه شبهای مجلة بخارا در محل کانون زبان فارسی به شب »نیچه و جهان ایرانی« اختصاص یافت. در این نشست دکتر داریوش شایگان سخنرانی خود را با عنوان تأملی چند در مورد نیچه خیام و بازگشت ازلی ارائه کرد. وی در سخنان خود گفت: اشتیاق من به مطالعة آثار نیچه سابقهای طوالنی دارد، از دیرباز مسحور ایدههای مبتکرانة او بودهام. مفاهیمی چون نیهیلیسم که مطابق آن تمامی ارزشهای متعالی بیاعتبار میشوند و فرض وجود هرگونه غایتی منتفی است و برای پرسش »چرا؟« هیچ پاسخی در کار نیست. نیچه جهان افالطونی را واژگون میکند زیرا به باور او هیچ مفهوم قائم به ذاتی وجود ندارد که بتوان آن را الهی یا تجسم اخالقیات دانست، و چون دنیای متعالی بهزعم وی فاقد هرگونه معناست، پس حقیقت دیانت و فلسفه نیز که بر شالودۀ ارزشهای این دنیا بنا شدهاند نیز خواهناخواه از درجة اعتبار ساقط میشوند. وی افزود: شخصیت نیچه نیز برایم خالی از وجوه حیرتانگیز نبود؛ سرسپردگیاش به واگنر و بعد پشت کردنش به این جذبة مقاومتناپذیر، که خودش آن را »بیماری واگنر« میخواند و خالصی از کرد و اظهار داشت: معموال در ترجمه مشترک کار دو بخش میشود؛ یک مترجم بخشی را انجام میدهد و مترجم دیگر بخشی دیگر را. اما من و کیانی این رویکرد را به کار نگرفتیم؛ هر دو همه متن را ترجمه کردیم؛ به یک معنا این متن دوبار ترجمه شده است. وی شرح نکاتی درباره کتاب را نیز ضروری دانست و در اینباره تصریح کرد: در شرح جایگاه این نوع نگاه به عشق در عرفان ما باید گفت، معموال هر سنت اصیل دینی برای ارتباط با خداوند سه راه را پیشنهاد میدهد: عمل، عشق و علم )معرفت(. مخاطبان این اثر، اهل طریق عشقاند. اگر بر این اساس انسانها را به سه دسته »اهل ابتال و محنت«، »اهل احساس و محبت« و »اهل شهود و معرفت« تقسیم کنیم، مخاطبان این اثر در دسته دوم قرار میگیرند. البته اینگونه نیست که اگر کسی طریق عشق را مبنا قرار داد، به آن دو طریق دیگر بیتوجه است؛ چراکه طریق عشق هم معرفت و عمل خاص خود را میطلبد؛ اما آنچه برای آنها در درجه اول اهمیت قرار میگیرد، عشق است. چیتیک بر این باور است این بیماری را با عبارت »از خود فراگذشتن« توصیف میکند. ویژگی تأملبرانگیز دیگر، نگاه تمجیدآمیز نیچه به فرهنگ فرانسه و نفی فرهنگ آلمان است. او برتری فرهنگ فرانسه در اروپا را یکی، در اعتبار ذوق در این سرزمین میداند؛ دوم، در ارجمندی فرهنگ مورالیستهای آن؛ و سوم، در بهبارنشستن سنتز موفقی از شمال و جنوب که فرانسویان را قادر به درک مسائلی میسازد که دیگر اروپاییان از فهم آنها عاجزند. دکتر شایگان گفت: ولی در تفکر نیچه مفهومی وجود دارد که همواره برایم سرشار از ابهام بوده است: مفهوم »بازگشت ابدی، همان«. البته من به دلیل مطالعاتم در هندشناسی و آشناییام با مفهوم »ادوار کیهانی« با ایده بازگشت ابدی بیگانه نبودم که مخاطبان غربی، اسالم را بهعنوان دین عشق نمیشناسند؛ اگر در جهان تصور غالبی از اسالم وجود دارد، این است که اسالم دین عمل )فقهی( است. از اینروی او بر این مساله تاکید میکند که بسیاری از غربیها مولوی را میشناسند؛ حال آنکه برای آنها عجیب مینماید که او مسلمان بوده باشد؛ گویا تناقضی بین عشق و اسالم وجود دارد. مرتضویان برای معرفی ویلیام چیتیک، اشاره به سخن دکتر سیدحسین نصر درباره او را مطلوب دانست و اظهار داشت: »آیا کسی که عاشق نشده باشد، میتواند از عشق بنویسد؟ در پاسخ به این پرسش میتوان پرسید: آیا اساسا کسی هست که عاشق نشده باشد؟ در حقیقت کسی که عاشق نشده باشد، نمیتواند با قلمی تاثیرگذار از عشق بنویسد؛ ولی برای اینکه به این نوشتن بتوان چیزی از حقیقت عشق منتقل ساخت، آدمی باید توانسته باشد از مرحله نخست عشق که عشق به خویشتن است، فراتر رفته باشد.« ملکمرزبان نیز درباره این کتاب گفت: این اثر به کوشش یک محقق نوشته شده است، نه یک شیفته. بهعنوان مثال از گفتههای رحمتی آنچنان برمیآید که او خود عارف است؛ این موجب میشود عبارت او شاعرانه باشد. گرچه ترجمه بسیار مطلوب است، اما من خرسندم از اینکه اثر یک محقق را میخوانم نه اثر یک شاعر را؛ من نمیخواهم دیگر شعر عشق بخوانم، میخوانم دریابم فلسفه عشق، فکر عشق، تبیین هستیشناختی عشق در کتابهای منثور چگونه است. به گمان من از اینروی نظاممندی کتاب بسیار هوشمندانه صورت گرفته است.

ولی مفهوم بازگشت ابدی در تفکر هندی از قانون کارما تبعیت میکند و مطابق با این قانون سرنوشت انسان در زندگی بعدی تعیین میشود. دوریان آستر در این باره میگوید:“باید از خود بپرسیم چرا نیچه به چنین تفکر غریبی متوسل میشود که به موجب آن هر چیز و هر لحظه عینا و بیهیچ تغییری بارها و بارها تا بینهایت باز میگردد. نیچه نخست هرگونه غایتشناسی را باقطعیت رد میکند. نه آغازی هست نه پایانی نه پیشرفتی. بدون غایت نه روحی در تاریخ هست، نه خلقتی و نه پایانی برای دنیا. مراد او در اینجا نوعی ابدیت ایندنیایی است که هیچ اتکایی به ماوراءالطبیعه ندارد. مفهوم »بازگشت ابدی« برای من طنین آشنای سخنان شاعر و اندیشمند دیگری را دارد که با افکار اندیشمند آلمانی بیشباهت نیست: عمر خیام. خیام مفهوم بازگشت ابدی را هفت قرن پیش از نیچه، از زاویهای دیگر طرح میکند که به عقیدۀ من معقولتر است. او بازگشت مدام حوادث و وضعیتهای مشابه را با ضرباهنگ جنونآمیز استمرار نهیب میزند. این دو متفکر در وارونهساختن دنیای افالطونی و انکار هرگونه حقیقت متعالی و رد هرگونه غایتشناسی نیز وجه اشتراک دارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.