دوستی و عشق در معنویت اسالمی/ ویلیام سی چیتیک، ترجمه معصومه نقدبیشی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contrents -

ویلیام سی چیتیک ترجمه معصومه نقدبیشی*

بهطورکلی در چارچوب قرآن و معنویت اسالمی، عشق و دوست داشتن یک حقیقت واحدند. در تحلیل نهایی، این حقیقت، چیزی جزخود خداوند نیست. خدا جهان را از فرط عشق آفرید و انسانها را بهصورت خویش خلق کرد، بنابراین عشق با خویشتن خود آنان مالزم است. انسانها ذاتا عاشقاند و ظرفیت عشق به خدا را بهخاطر خودش دارند، نه صرفا برای محبت و نعمتهای او. حقیقت عشق بر هستی سایه میافکند و انسانها را به جستجو و طلب آن سوق میدهد. در بیشتر موارد، انسانها آنچه را واقعا باید دوست بدارند، فراموش کردهاند، بنابراین همواره در عشقشان ناامیدند. دلیل سردرگمی انسان این است که حقیقت واحد عشق تکهتکه شده و مانع از این میشود که ببینند کل عالم در حال عشق بازی است. در تالش برای کمک به افرادی که از میان این سردرگمی نظاره میکنند، خدا پیامبران را میفرستد که وظیفهشان آموختن این است که انسانها چگونه عاشق شوند. فقط وقتی آنان از طریق متابعت از الگوی نبوی عشقورزی را بیاموزند قادرند حقیقتا عاشق خدا شوند و بهعنوان تابعی از عشق به خدا، همنوعانشان را نیز دوست بدارند.

پروفسور ویلیام چیتیک ‪(William C. Chittick)‬ یکی از محققین برجستۀ حوزۀ عرفان اسالمی است. ایشان در این مقاله به موضوع» عشق« بهعنوان مفهومی بنیادین در معنویت اسالمی میپردازد. او با ذکر دالیل مختلف و منسجم برگرفته از قرآن و حدیث، این نکته که عشق، تنها قابلانتساب به خداوند است و اوست که در حقیقت عاشق، معشوق و عشق است را به زیبایی منعکس میکند. در دیدگاه ایشان »عشق« صفت ذاتی و الیتغیر الهی است و با بیان آیۀ »خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد« به تبیین اصطالح »خود عاشقی« خداوند میپردازد. درنهایت چنین نتیجه میگیرد که انسانها با برطرف کردن نسیان خود میتوانند ظرفیت عشق به آفریدگار هستی را در خود ایجاد کنند.

خوشحال میشدم بدون اشاره به »عشق« از »دوستی« صحبت کنم، اگر میتوانستم. اما تمایز میان دو مفهوم در عربی و فارسی -دو زبان مهم تمدن سنتیاسالمی-آساننیست.

آنهایی که فارسی میدانند ممکن است پاسخ دهند که دوست به معنای «friend» و دوستی به معنی «friendship» است و اینکه دوستی با «love» که محبت یا عشق است، فرق میکند و این امر، این واقعیت که بگوییم ‪I love»‬ هک«you در فارسی»دوستت دارم« و بهطور تحتاللفظی »تو دوست من هستی« را نادیده میگیرد. به عالوه، این کاربرد جدیدی نیست- بلکه به آغاز زبان فارسی مدرن برمیگردد. برای مثال میبدی، که تفسیر عظیم قرآن به فارسی را در سال 1126 میالدی کامل کرد، پیوسته فعل عربی»حب« را با این عبارت بسیار دقیق: »دوست من بودن« ترجمه میکند. به عبارت دیگر در فارسی 900 سال قبل مانند امروز برای اینکه بگویند»uoy ‪«I love‬ بایستی میگفتند »دوستت دارم«، دوست من هستی.

چنین چیزی برای عربی هم صدق میکند. واژۀ عمومی برای عشق در عربی»حب« )یا محبت( است که در مفاهیم ما این واژه نهتنها به معنی عشق، بلکه دوستی نیز هست. درست است که در عربی و فارسی از دهها کلمۀ دیگر استفاده ميشود که به انواع عشق و دوستی اشاره دارند، اما در هر دو زبان، کلیترینوعمومیترینکلماتکاربردیهمیندوکلمهتعیینشدهاند.

مکاتباندیشۀاسالمی هر کلمهای که برای صحبت دربارۀ دوستی و عشق استفاده کنیم در حال بحثدربارۀویژگیهایروحانسانهستیم.بهاینمعناکهعشقاساساباحیات باطنی،عالمجانوهشیاریکهبهعنواننفسشناختهمیشود،مالزماست.مهم نیست نشانههای بیرونی عشق و دوستی چقدر باشند، چراکه آنها نمیتوانند برحسب رفتار و عمل تعریف شوند. زمانی که پذیرفته میشود که عشق و دوستی اساسا با حیات روح مربوطاند، باید بدیهی باشد که برخی از مکاتب صاحب نام اندیشۀ اسالمی تقریبا در این باره چیزی برای گفتن ندارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.