تحلیل پدیدارشناسانۀ ادیت اشتاین از »همدلی«/ محمد اصغری

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contrents -

محمد اصغری

در این مقاله سعی داریم نشان دهیم که اشتاین با استفاده از پدیدارشناسی هوسرل و مفاهیم بهعاریت گرفته از فلسفۀ او به تحلیل پدیدارشناسانه »همدلی« پرداخته است. اشتاین معتقد است که همدلی دارای یک ساختار قصدی است که با بدن زیستۀ دیگری امکان وقوع دارد. من از تجربۀ دیگری بهواسطۀ ادراک بدن و حاالت و رفتارهای بدنی او آگاهی همدالنه می یابم. او معتقد است که پدیده همدلی )Einfühlung( برخالف ادراک حسی غیرآغازین است. لذا اگر در ادراک اوبژه ای به ما داده می شود در تجربه همدلی چیزی یا اوبژه ای به ما داده نمی شود. اشتاین سه سطح برای همدلی قائل است و سطح دوم را مهم می داند. اشتاین معتقد است که من فقط چهره های افراد را نمی بینیم بلکه چهره های عصبانی یا شاد یا بهت زده یا غمگین یا افسرده را می بینم. من بدن صرف فرد را نمی بینم بلکه تجارب زیستۀ بدنی فرد را که در برابر من قرار دارند می بینم.

مقدمه ادیت اشتاین 12) اکتبر1981 / 9 اوت (1942 فیلسوف یهودی آلمانی است که بعدها به آیین کاتولیک مسیحی تغییر مذهب داد. سرانجام نازی ها او را به جرم اینکه زمانی یهودی بوده است به اردوگاه آشویتس بردند و در 9 اوت 1942 در اتاقهای گاز کشته شد. و بعدها در اواخر قرن 20 پاپ جان پل دوم او را »قدیس« و شهیدۀ راه مسیح اعالم کرد. اشتاین در اول ژانویه 1922 غسل تعمید یافت و به آیین کلیسای کاتولیک رومی گروید. او مدتی نیز در صلیب سرخ خدمت کرده است. ادیت اشتاین در اکتبر 1916 دستیار استادش ادموند هوسرل شد. هوسرل از اشتاین خواسته بود که دست نوشته های کتاب ایده ها را ویرایش کند و لذا وی از نزدیک با شخصیت و اندیشه هوسرل آشنایی کاملی داشت. او در سال 1916 از رسالۀ دکترای خود تحت عنوان »در باب همدلی« ‪Zum Problem der(‬ )Einfühlung با راهنمایی ادموند هوسرل دفاع کرد و یک سال بعد یعنی در سال 1917 برای اولین بار آن را منتشر کرد. نسخه ای که در این نوشته از آن استفاده کردهایم ترجمۀ انگلیسی این کتاب در سال 1989 است. ظاهراً ادیت اشتاین در جنگ جهانی اول تجربۀ پرستاری را داشته و همین امر او را به مسئلۀ همدلی سوق داده است. چون مثالهای او بیشتر بیماران و درد و رنج آنهاست.

مهمترین دغدغۀ ادیت اشتاین فهم و تحلیل پدیدارشناسانۀ همدلی بود. توصیف و تحلیل پدیدارشناسانۀ ادیت اشتاین ازهمدلی )Einfühlung( را میتوان در کتاب مهم او یعنی در باب مسئلۀ همدلی (1917) یافت. این کتاب تلخیصی از رسالۀ دکترای اوست که تحت راهنمایی هوسرل نوشته شده است. او در این رسالۀ تفسیری تاریخی از سیر مفهوم همدلی ارائه داده بود ولی در این کتاب این بخش از قلم افتاده است. ظاهرا این بخش رسالۀ اشتاین گمشده است. این کتاب جزء متونی است که به سنت پدیدارشناسی تعلق دارد هرچند متأسفانه از جانب همکارانش در دانشگاه گوتینگن بهعنوان فیلسوف در حوزۀ پدیدارشناسی بهرسمیت شناخته نشد و حتی هوسرل به نقش اشتاین در پیشرفت فکری اش مخصوصا درخصوص مسئلۀ همدلی در ایده ها اعتراف نمی کند.

یکی از دغدغه های مهم هوسرل و اشتاین این بود که بفهمند ساختار قصدی همدلی چگونه است. مسئلۀ اصلی برای اشتاین در رسالۀ دکترای خودش »مسئله اذهان دیگر« است. مسئلۀ بین االذهانیت از کلید واژه های کتاب تأمالت دکارتی هوسرل است. مضمون این کلید واژه ساده است: می دانیم که غیر از ما افرادی دیگری در پیرامون ما زندگی می کنند و می دانیم که آنها نیز مثل ما حاالت روان شناسانۀ مختلفی دارند. مثل ما در زندگی حاالت مختلف روانی مثل شادی و غم را تجربه میکنند. سؤال اشتاین و تا حدودی هوسرل این بود که ما چگونه این حاالت دیگران را می شناسیم؟ پاسخ اشتاین این است که ما از طریق همدلی )empathy(

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.