تغيير؛شرطماندگاري

Ettelaat Hekmat va Marefat - - گزارش -

در ادامه مراسمهای عصرانة کتاب، مراسم گرامیداشت دکتر ضیاء موحد، استاد فلسفه و منطق و شاعر در موسسة خانة کتاب برگزار شد. در آغاز این مراسم، علیاصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر کتاب با اشاره به سابقة آشنایی سیسالة خود با ضیاء موحد گفت: ایشان از کسانی بوده که در

های نشر، کتاب و ادبیات طی سالیان گذشته فعالیت کرده و شاید در عرصة کتاب کمتر کسی را داشته باشیم که در حوزههای گوناگون اینچنین آثار مختلف داشته باشد. یکی از محققان ادبیات، مکاتب ادبی را به دو قسم دقت و سرعت تقسیم کرده بود و به ترتیب قزوینی و سعید نفیسی را مصادیق آن میدانست. در دورة ما نیز ضیاء موحد نماینده مکتب دقت در عرصة ادبیات، فلسفه و منطق است چراکه او در حوزة علمی با هیچکس تعارف ندارد. وی با اشاره به اینکه موحد ذوالفنون است و توانسته شعر و منطق را کنار یکدیگر بنشاند، افزود: شعرهای موحد به زبانهای مختلف ترجمه شده و من چندی پیش که با یکی از استادان دانشگاههای هلند دیدار داشتم دیدم که آنها با شعرهای ایشان آشنایی دارند. همچنین تکنگاری موحد با عنوان سعدی یکی از شاخصترین کارهای وی است و وقتی به روش او در این کتاب نگاه میکنید، میبینید که چقدر کار او در این کتاب متفاوت است. در حوزة ترجمه نیز کارهای ایشان مانند نظریة ادبیات و همچنین مجموعه فعالیتهای او در حوزه منطق و فلسفة تحلیلی قابل تأمل و زبانزد است. من کتاب »سعدی« ضیاء موحد را اثری قابل تأمل برای ترجمه به زبانهای دیگر پیشنهاد میکنم. حسین معصومی

مصطفي ملکیان، در سخنراني خود در موسسة سروش موالنا که پنجشنبه دوم آذرماه انجام شد، در مقدمه و طرح بحث خود به مقولة »دگرگوني براي مانایي« اشاره ميکند و آن را اصلي ثابت در طبیعت ميداند. این پژوهشگر حوزة فلسفه و روانشناسي سپس بحث خود را به انواع صناعات بشري معطوف کرد و درنهایت به این موضوع پرداخت که نهادهاي فرهنگي و اجتماعي چگونه تغییر ميکنند و دامنة تغییرات باید تا چه میزان باشد که به اصل آنها لطمه وارد نشود. وی در بخشی از صحبتهای خود میگوید: یکي از مباحث اصلي فلسفه از روزگاران گذشته پاسخ به این پرسش است که چگونه امکان دارد، موجودي در عین اینکه دگرگون ميشود، همان که هست باقي بماند؟ منشأ طرح این سؤال در جایي است که یگانه واقعیت ثابت عالم طبیعت، بيثباتي است. در این عالم هر ساکني در حال دگرگوني مداوم است. این دگرگوني قهري و طبیعي است؛ طبیعي بدین معنا که حاصل ساختار و کارکرد طبیعت است و قهري به این معنا که از آن گریزي نیست. هر نوع موجودي در طبیعت دائما در حال همدانی نیز در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه صحبت کردن دربارة موحد سهل و ممتنع است، از سابقة 53 سالة دوستی خود با او سخن گفت و افزود: من موحد را قبل از انقالب اسالمی از طریق شعر و نوشتههایش شناختم. پس از آن، نخستین بار او را در مرکز نشر دانشگاهی دیدم و زمانی که تازه از انگلیس برگشته بود در کالسهای منطق ایشان شرکت کردم. بهتدریج دوستی ما با یکدیگر عمیق شد و بهمرورزمان برخی از کارهای او را ویراستاری کردم و طی این زمان هیچگاه ندیدم که در کارهایش عالقهای به وجود زوائد داشته باشد. وی با تأکید بر اینکه حذف زوائد یکی از وجوه بارز شخصیت ضیاء موحد است، عنوان کرد: توجه به این بعد از شخصیت او در زمانهای که ما در زوائد غوطهور هستیم، بسیار حائز اهمیت است. در حوزة شعر پس از آنکه عدهای سعی کردند به حوزههایی بپردازند که در جهان ما مناسبت ندارند، امروز ما باید از درسهایی که بزرگان شعر گذشته دادهاند غفلت نکنیم. در حوزة علوم انسانی هم، رشتههای دگرگوني است. اما در عین حال همة موجودات ميخواهند خودشان بمانند. هیچ موجودي خواستار این نیست که تبدیل به موجود دیگر بشود و بهتعبیر اسپینوزا همة ما خواستار بقاي خودمان هستیم؛ به بیان دیگر همة موجودات عالم طبیعت خواستار بقا هستند. موجودي که خواستار بقاست بهدنبال صیانت و نگهداري شخص خودش از هر دگرگوني است. این حقیقت ثابت نطفة بزرگترین مسئلهاي است که در یونان باستان طرح ميشد و همچنان فیلسوفان دربارة آن سخن ميگویند. ما همه، ساکن عالم طبیعت هستیم و در عالم طبیعت یگانه اصل ثابت، بيثباتي است. فقط بيثباتي ثابت است. حال چگونه ميشود متعدد دانشگاهی بهوجود آمده است و آخرین دستاوردهای نظریة غرب را به دانشجویان یاد میدهند اما هدفشان مشخص نیست. ما عدة زیادی را پرورش میدهیم که مشخص نیست قرار است چه کاری انجام دهند. امیر طبیبزاده نیز در ادامة این نشست به هوش ضیاء موحد در تشخیص وزن اشعار اشاره کرد و گفت: این نشان میدهد که موحد از کودکی در فضایی که شعر و موسیقی وجود داشته بزرگ شده است. ایرادهایی که او بعدها به آلاحمد وارد کرد، ادعاهای کامال درستی بود و من معتقدم اگر ما در ایران روشنفکرهایی مانند آلاحمد نداشتیم، شاید بعدها افرادی مانند ضیاء موحد را نمیداشتیم. چون اگر میخواهیم مسیر درست را طی کنیم باید از مسیرهای ناجور هم گذر کنیم. موحد در بخش پایانی این نشست طی سخنانی کوتاه تاریخچهای از روند تحصیل خود در کشور انگلیس را روایت کرد و گفت: وقتی در کشور انگلیس تحصیل میکردم، استادان مشهور مختلفی در دپارتمانهای مختلف واحدهای منطق و فلسفه را تدریس میکردند و اگر عالقهمند بودید طی یکسال نمیتوانستی در همة کالسهای درس شرکت کنید. این در حالی بود که اساتید نامآور این حوزه، سخنرانیها و میزگردهای مختلفی هم داشتند و اینگونه نبود که تنها سخنور باشند و گفتمانی وجود داشته باشد. این استاد منطق عنوان کرد: وقتی به ایران آمدم دیدم اصال منطق صوری و جدید وجود ندارد و تدریس نمیشود و نتیجه این شد که محدود شد و نتوانستم باتوجه به امکاناتی که وجود داشت همة آنچه آموخته بودم را تدریس کنم.

هم دگرگون شد اما در همان حال مانا بود، هم تغییر کرد و در عین حال همان که هست باقي ماند؛ به بیاني دیگر چه چیزي باید تغییر کند و چه چیزي نباید تغییر کند تا من در عین حال که تغییر کردهام، همان که بودهام، بمانم. این اصل ثابتي است که همة موجودات ميخواهند بمانند و چارهاي جز دگرگون شدن نداریم. وی در بخش دیگری نیز تأکید می کند: باید هر نهاد اجتماعي، مثال نهاد سیاست، مشخص کند که براي چه بهوجود آمده است؟! من اگر جاي رجل سیاسي بودم بهدنبال آن بودم که بفهمم، نهاد سیاست چرا اختراع شده است؟! چرا بشر نهادي به نام سیاست را درست کرده است؟ من در پاسخ ميگویم، بشر بدون امنیت، رفاه، عدالت و آزادي باقي نميماند و نهاد سیاست ساخته شد تا بتواند امنیت، آزادي، رفاه و عدالت را در جامعه تأمین کند. باید براي سیاستمدار مشخص باشد در هر زمان بهترین نحوة تامین کردن رفاه، آزادي و عدالت چگونه است و نباید به چیزي غیر از این موارد جمود بورزد. هرچه عوض شد اشکالي ندارد ولي این اصول و کارکردها باید حفظ شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.