درباره اين دفتر/ مسعود فريامنش ........................................................................................................................

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contents - مسعود فريامنش دربارهايندفتر

نظر به شهرت عالمگیر حافظ، این نادرهکار بزرگ فرهنگ ایرانزمین، در فرهنگ جهانی، از جمله در آثار سترگ ادبی، حکمی و هنری نویسندگان و شاعران بزرگ شرق و غرب عالم، مقاالت این دفتر به موضوع حافظ و فرهنگ جهانی، و به ویژه تأثیر ژرف و نقش کالن و جریانساز او در ادبیات غرب اختصاص یافته است. در گفتگو با استاد دکتر فتحاهلل مجتبائی، به موضوع سیر تکامل فکری اقبال الهوری، مواجهۀ او با عرفان ایرانی ـ اسالمی و شعر فارسی و خاصه مواجهه او با حافظ پرداختهایم. به گفته استاد مجتبائی، اقبال با آنکه در سنت عرفان اسالمی پرورش یافته بود، پس از تحوالت فکری و به قصد همساز کردن مواریث فکری و فرهنگی اسالمی با آراء و نظریات متفکران مغرب زمین به نزاعی سخت با این سنت برخاست و به همین دلیل، شعر عرفانی فارسی را در سرودههای اردو و فارسی خود مردود شمرد و در این بین، به ویژه سخت بر حافظ تاخت. همان طور که در این گفتگو میخوانیم، زبان تند و آتشین اقبال علیه حافظ، طبقۀ درسخوانده و فارسیدان جامعۀ مسلمان هند را برآشفت، چنانکه به تدریج نگاه اقبال و نظرگاه او دربارۀ حافظ تغییر کرد و در سرودههای خود نه تنها هیچ گونه اشاره صریح خردهگیرانهای به نام حافظ نیاورد، بلکه در موارد بسیاری از ساختار کالم خواجه و اوزان و قوافی غزلیات او تقلید و پیروی کرد؛ تا آنجا که »قبای رندی حافظ« را برازندۀ قامت خود دانست. دکتر مجتبائی در پایان این گفتگو رأی خود را در باب نزاع اقبال با تصوف و شعر حافظ آورده است که بر طبق آن اقبال نه با تصوف در کلیت آن نزاع داشت و نه با تمامی فکر و شعر و شخصیت حافظ؛ بلکه مخالفت او با شعر حافظ برخاسته از مالحظاتی خاص و برای حفظ و رعایت مصالح جامعه بوده و به گمان خود میخواسته است عامۀ مردم مسلمان را از تأثیر پارهای از افکار به اصطالح منفی و منافی سعی و جهد و عمل، دور و بر کنار نگه دارد. از دقت در سرودههای اقبال تأثیر کالم حافظ به روشنی دیده میشود و در غزلسرایی بیش از هر شاعر دیگر از شیوۀ سخن خواجه شیراز پیروی کرده است. پروین لؤلؤیی، نویسنده کتاب ارزشمند حافظ، استاد شعر فارسی: کتابشناسی انتقادی

‪،)Hafiz, Master of Persian Poetry: A Critical Bibliography(‬ در مقاله نخست دفتر حاضر، با عنوان »حافظ و لسان عشق در شعر انگلیسی و آمریکایی سده نوزدهم«، به ترجمانی فرزاد مروجی، کوشیده است تا از رهگذر شناسایی گرایشهای زبانی مترجمان حافظ چگونگی تأثیرحافظ را در شعر انگلیسی و جنبش شعر رمانتیک بررسی کند. دومین مقاله این پرونده به قلم زهرا محمدی، به موضوع تأثیر شعر حافظ بر ادبیات روس خاصه بر شاعر بزرگ روسیه، الکساندر پوشکین، اختصاص یافته است.گفتنی است که نویسنده افزون برعرضه گزارشی از موضوع مذکور، بررسی مضامین مشترک شعری در آثار حافظ و پوشکین را نیز از نظر دور نداشته است. در سومین مقاله، محمد تقیپور، کوشیده تا با بررسی ترجمههای شعر حافظ به آلمانی، بهویژه ترجمه پورگشتال از دیوان حافظ، و همچنین آثار پدید آمده بر اساس شعر حافظ در گستره وسیع این زبان به گوشهای از تاثیر ادبی حافظ بر شاعران، نویسندگان و فیلسوفان بزرگ آلمان، از جمله گوته، روکرت، پالتن، داومر، بودنشدت، نیچه، و حضور فرهنگی شاعر شیرین سخن شیراز در دنیای آلمانی زبان بپردازد. جز اینها، در این مقاله از سهم و نقش ارباب قلم آلمان در معرفی و شناسایی حافظ به دیگر کشورهای اروپایی نیز سخن رفته است. بنابر گزارشی که در این مقاله آمده آلمانیها با ترجمه کامل دیوان حافظ به آلمانی هم در شناساندن حافظ به اروپا بزرگترین گامها را در میان ملتهای اروپایی برداشتند و هم با خلق آثاری ملهم از حافظ به ادبیات و فلسفه خود غنا و ژرفایی فوقالعاده بخشیدند. چهارمین مقاله این دفتر، به قلم سمیرا امینیفر، متضمن عرضهداشتی از سابقه آشنایی فرانسویان با شعر حافظ و گزارشی از تأثیر و نفوذ فوقالعاده حافظ در ادبیات فرانسه است. بنا به بررسیای که در این مقاله صورت گرفته است خواننده درمییابد که شاعران و نویسندگان بزرگ فرانسه، همچون ویکتور هوگو، ژان کازلی، تئوفیل گوتیه، آرمان رنو، تریستان کلینگسور، ماتیو دو نوآی، پرنس بی بسکو، و بهویژه آندره ژید با الهام از اشعار و اندیشههای حافظ به خلق آثاری جاودانه در ادبیات فرانسه توفیق یافتند. اما آخرین مقاله این پرونده، به قلم نگارنده این سطور، نه بر تأثیر شعر و اندیشه خواجه بر فرهنگ جهانی، بلکه، بالعکس، به تأثیرپذیری غیر مستقیم وی از یکی از فراوردههای مشهور فرهنگ جهان، یعنی اسطوره یونانی- رومی نارسیس، پرداخته است. آنچه در این مقاله محل بررسی قرار گرفته بازتاب اسطوره نارسیس در ادب فارسی و بهویژه در یکی از ابیات مشهور حافظ)تو مگر بر لب آبی به هوس ننشینی/ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی( است. برای توجیه این مدعا نگارنده به عرضه گزارشی اجمالی از اسطوره نارسیس و روایتهای آن در ادبیات یونان اهتمام ورزیده، سابقه حضور فرهنگ یونان و شناختگی پارهای مظاهر آن، از جمله داستانها و اساطیر یونانی، در مناطق مختلف ایران در اعصار مختلف را به اجمال بررسیده، و پس از آن، با ذکر نمونههایی از شاعران و نویسندگان پارسیگو شناختگی اسطوره نارسیس در شعر و ادب فارسی را آشکار ساخته است. سرانجام نگارنده نشان داده است که بیت حافظ به واسطه بیتی از سلمان ساوجی)گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی/ در خود نگری به روز من بنشینی/ منگر به جمال خویشتن ور نگری/ در آینه هر چه بینی از خود بینی( با مضمون این اسطوره پیوند یافته است.

نگارنده امید میبندد که این دفتر و نیز برخی دیگر از دفترهای آینده مجله اطالعات حکمت و معرفت به قدر مقدور سهمی هر چند اندک در معرفی و شناسایی نقش سترگ حافظ در فرهنگ جهانی، از جمله در ادب و فکر و هنر جهان، داشته باشد. بیمناسبت نیست که این گفتار کوتاه را با بیتی از خواجه که مشعر بر رواج و حسن قبول اشعار نغز و دلکش وی حتي در زمانه و در اقصای دنیای روزگار خود اوست به پایان برسانیم: حافظ حدیث سحـر فریب خوشـت رسید

تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.