حافظ وادبيات روسي: مطالعه تطبيقي اشعار حافظ و پوشكين/ زهرا محمدي ................................................

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contents - زهرا محمدی*

حافظ، بیش از هر چیز با دیوان شرقی- غربی گوته به جامعۀ ادبی روسیه شناسانده شد. پس از آن ترجمههایی از اشعار او در مجالت مختلف بهچاپ رسیدند که برخی مستقیمأ از زبان فارسی به روسی و برخی از زبانهای اروپایی به روسی ترجمه شده بودند. در میان شاعران قرن طالیی ادبیات روسیه، پوشکین –که همه چیز روسهاست1- بیش از هر شاعر دیگری مضامینی که نزدیک به شعر و اندیشه حافظ هستند را در اشعار خود آورده است. در این نوشتار به دریچههای آشنایی پوشکین با ادبیات فارسی و بهویژه حافظ خواهیم پرداخت و مضامین مشترک شعری این دو شاعر را بررسی خواهیم کرد که گاه شباهتی شگفت به یکدیگر دارند و گاه فاصلهای بهدرازی قرنها فاصله میان عصر زیستنشان.

مقدمه برای آگاهی از چگونگی ورود مضامين شعر پارسي، بهويژه شعر حافظ به ادبيات روسيه، بايد در گام نخست به چرايی و چگونگی آغاز شرقشناسی و ايرانشناسي در روسيه و اروپا پرداخت.

در قرن 18 ميالدی توجه روسيه به کشورهای شرقی- آسيايی معطوف شد و علم شرقشناسی با هدف يافتن روشهاي بهينه استعمار شرق در روسيه پايهگذاری شد.

بدين ترتيب اهداف سياسي – نظامي، نخستين و مهمترين داليل توجه به فرهنگ، جغرافيا، تاريخ و ادبيات شرق بودند.

در سال 1700 و در پي ارسال هداياي شاه حسين صفوي براي امپراطوري روسيه، پطر اول دستور آموزش زبان فارسي در روسيه را صادر کرد و اينچنين بود که در سالهاي آغازين قرن هجدهم زبان فارسي در پايتخت امپراطوري روسيه طنينانداز شد.

صد سال بعد در سال 1802 با فرمان تزار روسيه وزارت امورخارجه ايجاد شد و در سال 1820 کميتهاي با نام »کميته آسيا« فعاليت خود را در چارچوب اين وزارتخانه آغاز کرد. سه سال بعد در سال ،1823 بخش زبانهاي خارجِي کميته آسيا با هدف آموزش کارکنان وزارت امورخارجه فعال شد و آموزش زبانهاي شرقي در قالب دورههاي پنج ساله کليد خورد.

آغاز رسمي و آکادميك آموزش زبان فارسي در روسيه، دهه بيستم قرن 19 است. بهطور همزمان در گروه ايرانشناسي دانشگاه سنپتربورگ و در وزارت امورخارجه، آموزش زبان فارسي شروع شد.

بدينترتيب گروه زبانهاي ايراني، قديميترين گروه دانشكده شرقشناسي دانشگاه سنپتربورگ بهشمار ميرود که پيش از آغاز به کار رسمي دانشكده، فعاليت خود را آغاز کرد. دانشكدۀ شرقشناسي در سال 1855 و در زمان امپراطوري نيكالي اول افتتاح شده و بهتدريج به مهمترين مرکز شرقشناسي در روسيه و حتي در دنيا تبديل شد.

دانشگاه دولتي مسكو، ديگر مرکِز شرقشناسي در روسيه بود که به شهرت جهاني دست يافت. به موازات دانشگاه مسكو، دانشگاه کازان در تاتارستان نيز شرقشناسي آکادميك را بنا نهاد که تا امروز نيز حياتي چشمگير دارد. پس از اين نگاه گذرا به ظهور شرقشناسي در روسيه، وارد دنياي ادبيات ميشويم. مضامين شرقي، همراهان هميشگي ادبيات روسيهاند. بهگفتۀ ميخاييل ايساکوويچ سينلنيكوف )شاعر و مترجم اشعار شرقي( در کتاب مضامين اسالمي در شعر روسي: »همچنان که پودهاي طاليي در تارهاي سفيد و نقرهاي تنيده ميشوند، مضامين و تصاوير شرقي با واژگان روسي درآميختهاند«.2

بيزانس نيز مسير ديگری بود برای ورود مضامين داستانها و افسانههای فولكلور ملل شرق به روسيه. اما قرن هجدهم و عصر کاترين کبير زمانی بود که بهواسطۀ حضور ديپلماتهای زبده در سيستم حكومتی کاترين، آشنايی حقيقی روسها با حيات اجتماعی و ادبی ايران و کشورهای عربی اتفاق افتاد.3

البته گامهای بسيار مهم را در شناساندن شرق از طريق ادبيات، کساني نظير آفاناسي نيكيتين جهانگرد، آفاناسي فت شاعر و سپس تالستوي، لرمانتف و پوشكين برداشتهاند.

پوشکین و حافظ پوشكين، با زندگي روزمرۀ مردم روسيه درآميخته است. همواره ميخوانندش و بزرگش ميشمارند. همو کسي است که عقاب آسمان شعر و ادب روسيه لقب گرفته است.

آشنايي پوشكين با شرق در سالهاي مدرسه اتفاق افتاد. زماني که در کالسهاي درس پروفسور کايدانوف، بخشهايي از کتاب خود او با عنوان »راهنماي تاريخ سياسي جهان« که در سال 1821 در پتربورگ چاپ شده بود، تدريس ميشد. در اين کتاب، کايدانوف، بهتفصيل از وضعيت ملل آسيايي تا پيش از به قدرت رسيدن کورش کبير، شكلگيری پادشاهي سرزمين پارس، اوضاع جغرافيايي و سياسي ايران باستان در زمان پادشاهي کوروش و پس از آن سخن گفته است.

کايدانوف توجه ويژهاي به تالش زرتشت براي القاي ايدۀ حاکم ايدئال و ايجاد عشق به مردم، عدالت و حقيقت در حكام و توصيه مكرر او به کاستن از دردهاي مردم و برقراري صلح، معطوف داشتهاست.

اين موضوع از آن دست مسائلي بود که همواره انديشه پوشكين را به خود مشغول ميکرد: حاکم ايدئال!

ديوان شرقی- غربی گوته نيز نقش مهمی در شناخت پوشكين از ادبيات فارسی و بهويژه حافظ ايفا کرد. نخستين ترجمههای اين ديوان به زبان روسی در سال 1826 صورت گرفت.4

ديگر منبع آشنايي پوشكين با شرق، دميتري آزنابيشين، پديدآورندۀ نخستين فرهنگ لغت فارسي-روسي بود. آزنابيشين از نخستين كساني بود كه اشعاري از سعدي و حافظ را به زبان روسي ترجمه و در نشرياتي چون »پيك اروپا«، »فرزند ميهن«، »پيك مسكو«، »گلهاي شمال« و ... چاپ كرد.5

ديگر شاعران نزديك به پوشكين نيز به مضامين شرقي عالقهمند بودند. يكي از مشهورترين آنها، كوخلبِِكر است. وي در مقالهاي با عنوان »وضعيت شعر تغزلي روسي در دهههاي اخير« بر اين امر تأكيد ميكند كه بررسي شعر شرق، بهويژه شعر فارسي براي رشد و گسترش ادبيات روسي اهميت بسيار دارد و يادآور ميشود كه اگر بهتر ميانديشيديم و ميفهميديم، خوب ميدانستيم كه فردوسي، حافظ، سعدي و جامي در انتظار مخاطبان و خوانندگان روس نشستهاند.«6 كوخلبكر حتي پيش از بهپايان رساندن دوران مدرسه در دفترچهاي نامهاي متفكران بزرگ را براي خود مينوشت. در ميان اين نامها سعدي و زرتشت نيز بودند.

مجله »پيك اروپا« نيز نقش ويژهاي در آشنايي پوشكين با انديشه و آثار شاعران پارسيگوي ايفا كرد. در سال 1811 مقالۀ كاملي با عنوان »انديشۀ ايجاد آكادمي آسيا در روسيه« در »پيك اروپا« چاپ شد كه در آن زبان و ادبيات و شعر فارسي بهتفصيل محل بحث و بررسي قرار گرفتهبودند. در همين سال ترجمۀ منظومه ليلي و مجنون نظامي چاپ شد. در سال 15-1814 ترجمه مقالهاي از ژوردن )شرقشناس فرانسوي( با عنوان »دربارۀ زبان و ادب فارسي«، بخشهايي از گلستان سعدي، ابياتي از شاهنامه فردوسي، سه غزل از حافظ و ترجمه مقاالت ديگري از ژوردن دربارۀ تهران و اصفهان بهچاپ رسيدند.

در سال 1825 براي نخستين بار در »پيك اروپا« سخنان نغز و كلمات قصاري از جامي چاپ شدند كه ترجمۀ آنها به روسي از زبان فرانسه صورت گرفتهبود.

در شمارههاي ‪6 5،‬ و 8 سال 1826 اين مجله سري »گلهاي شرق« چاپ شد: مجموعهاي از اشعار فارسي و عربي بود كه از زبان اصلي به روسي ترجمه شدهبودند. در شمارههاي 21 و 22 همين سال »طوطي نامه« بهچاپ رسيد.

پوشكين با سردبير »پيك اروپا«، كاچنوفسكي روابط تيرهاي داشت و بههيچوجه مجله را تأييد نميكرد، اما تمام شمارههاي »پيك اروپا« در كتابخانۀ پوشكين يافت شدهاند. او هرگز خواندن اين نشريه را از دست نميداد تا بتواند نقدي كوبنده بر آن بنويسد.

داستانهاي »هزارويكشب« نيز كه در سال 1704 در پاريس بهچاپ رسيده بود، تأثير ماندگاري در انديشه و اشعار پوشكين داشت.

پوشكينشناسان برجستهاي چون تاماشفسكي، تينيانوف، ميالخ و براگينسكي در اين نكته همصدايند كه پوشكين با ادبيات فارسي به خوبي آشنا بودهاست.

تاماشفسكي در كتاب »مسئلۀ زبان در آثار پوشكين« 6591مينويسد: »در اشعار سالهاي 20 و حتي پس از آن مهمترين جايگاه از آن آثاري است كه بوي شرق ميدهند. در دورۀ رمانيتكگرايي منظومههاي –اسير قفقاز- و –فوارۀ باغچهسرا- سروده شدهاند و پس از آغاز كار بر روي يِوگني آنِگين، به تأسي از قرآن و در خنكاي دلنشين فوارهها. سبك شرقي در تمام اين آثار كامأل مشهود است.«7

شهرت سالهاي جواني پوشكين بيشتر بهواسطۀ اشعاري بود كه در دورۀ تبعيد به جنوب و در قفقاز كه برايش تجلي شرق بود، سروده شده بودند. اين اشعار نهتنها محل سرودنشان جنوب بود، بلكه حالوهواي جنوب و ادبيات شرق را نيز با خود داشتند.

اشعاري چون: گلوبلبل، از حافظ، تاك، منظومههاي به تأسي از قرآن، اسير قفقاز، فواره باغچهسرا ...و در اين دوره سروده شدهاند.

همه اين موارد زمينۀ مناسبي را براي آشنايي پوشكين و خوانندگان روس با فرهنگ و ادب پارسي فراهم آورد.

تأثير اين آشناييها در انديشۀ پوشكين منجر به آفرينش آثار منظوم و منثوري شد كه ردپاي شرق در آنها بهروشني پيداست.

منظومههاي »اسير قفقاز«، »فواره باغچهسرا«، »افسانه خروسك طاليي«، اشعار »از حافظ« و »گلوبلبل«، سفرنامه »سفر به ارزروم«، قصيدههاي »به تأسي از قرآن« و »پيامبر«، شعر بلند »درخنكاي دلنشين فوارهها« و غيره و غيره گواه آشنايي و عالقه پوشكين به مضامين شرقياند.

نهتنها آثار، بلكه برخي نامهها و سفرنامههاي پوشكين نيز بر عالقه و توجه او به شرق و مضامين شرقي صحه ميگذارند. سفر به ارزروم دو ديدار مهم براي پوشكين بههمراه داشت.

ديدار با فاضل خان شيدا )گروسي(، شاعر نامدار عصر قاجار يكي از آنها بود. در اين باره ايرانيان نيز شرح و تفسيرهايي نوشتهاند. از آن جمله است يادداشت سعيد نفيسي در شماره 127 مجلۀ يغما در سال .1337 فاضلخان در تركيب هيئتي بود كه براي عذرخواهي از تزار روسيه بهخاطر قتل گريبايدوف در تهران، روانۀ مسكو شدهبودند و ثمر سفرشان عهدنامۀ تركمانچاي بود.

رفتار فرهيخته فاضلخان، پوشكين را تحت تأثير قرار داده بود، تا آنجا كه شعري سرود و نامش را گذاشت: »به فاضلخان«.

ديدار ديگر پوشكين با نمايندگان فرهنگ و ادبيات شرق، ديداري بود كه با كردان ايزدي ساكن گرجستان و قفقاز داشت. او در فصل دوم سفرنامه در اينباره مينويسد: »در ميان لشكريان اهالي سرزمينهايي كه تازه به امپراطوري ما پيوسته بودند نيز حضور داشتند. من با كنجكاوي در احوال ايزديان كه در شرق شيطانپرست ميخواندندشان، دقت كردم. تالش كردم از بزرگشان حقيقت دين و آيينشان را دريابم. او در پاسخ به پرسشهاي من گفت اين فكر كه ايزديان شيطان را ميپرستند، خطاي محض است. ما به پروردگار يگانه ايمان داريم، اما در باورمان لعنت كردن شيطان نارواست و حد و مرز قائل شدن براي مهرباني پروردگار است، چرا كه حتی شيطان نيز ممكن است بخشيده شود.«8

بررسی تطبیقی اشعار در بررسی تطبيقی اشعار حافظ و پوشكين میتوان چند مضمون اصلی تعريف كرد: اشعار عاشقانه، اشعاری با مضمون دوست و دوستی، اشعار فلسفی، اشعاری با مضامين مذهبی، اشعاری دربارۀ شعر و رسالت شاعرانه.

اشعار عاشقانه مهمترين نقطۀ مشترك حافظ و پوشكين، اشعار عاشقانهاند كه از جايگاهي رفيع در انديشه دو شاعر برخوردارند.

بهگفتۀ حافظ: فاش ميگويم و از گفته خود دلشادم

بندۀ عشقـم و از هر دو جهان آزادم و يا بهگفتۀ پوشكين: دوباره قلبم ميگدازد و دوست ميدارد چرا كه بـيعشـق زيستن نميتواند!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.