داستايفسكي:مبدعبديعترينفرمهنري ............................................................................................................

منیره پنج تنی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contents -

میخاییل باختین برای عالقهمندان به فلسفۀ ادبیات، نقد ادبی، اندیشههای مربوط به ساختارگرایی، پساساختارگرایی و نشانهشناسی، فیلسوفی نام آشناست. منتقدان کتاب مسائل بوطیقای داستایفسکی را نهتنها مهمترین اثر باختین بلکه یکی از برجستهترین آثار دربارۀ داستایفسکی میدانند. باختین در این اثر داستایفسکی را یکی از بزرگترین مبدعان فرم هنرِی »چندصدایی« توصیف کرده است؛ فرمی که از مرزهای رمان عبور کرده و بر زیبایی شناسی اروپایی نیز اثر گذاشته است. رمان چندصدایی در وصف باختین که می خواهم با اندکی جسارت آن را »امکان درک چشمانداز دیگری«1 بنامم، بنیان تفسیر و تحلیل باختین است. پیشتر چندین کتاب و مقاله از باختین و البته عمدتا دربارۀ او به فارسی ترجمه شده است.2 انتشار ترجمۀ مسائل بوطیقای داستایفسکی در سال 1395 از سوی نشر »حکمت کلمه« گام مهمی در شناخت آراء این فیلسوف روسی است. این اثر نثر آسان خوانی ندارد و طبیعتا این امر بر خواننده و درک او از متن نیز تأثیر میگذارد. برای فهم هر چه بهتر تفسیر باختین از داستایفسکی، پرسشهایی را که دربارۀ این اثر و آرای باختین داشتم، در چند نکتۀ کوتاه از نصراله مرادیانی، مترجم اثر که بیش از همه از فراز و فرود متن باخبر است، پرسیدم و پاسخهایش را در این متن و در گیومه افزودم. در این مقاله ابتدا گزارش مختصری از بخشهای مختلف کتاب میدهم، سپس چند مورد از مهمترین آراء باختین دربارۀ داستایفسکی را طرح میکنم.

فیودورمیخاییلوویچداستایفسکی)1881-1281( یکیازتأثیرگذارترین نویسندگان و اندیشمندان روسی است. برخی او را نهتنها نویسنده بلکه فیلسوف اگزیستانسیالیست، اندیشمندی در حوزۀ اخالق و حتی پیامبر عصر جدید و نظریهپرداز ادبی توصیف کردهاند. رد پای اندیشهها و فرم هنریاش را نهفقط در ادبیات و نظریههای ادبی بلکه میتوان در حوزههای دیگری مانند سینما و تئاتر و حتی اخالق نیز یافت. پژوهشگران دربارۀ رمانها و تأثیرگذاریداستایفسکیآثارمتعددینگاشتهانداماشایدنوشتههایمیخاییل باختین (1895-1975) نظریهپرداز ادبی و فیلسوف روسی مهمترین و تأثیرگذارانترین آثار در شرح فرم ادبی- هنری داستایفسکی باشد. باختین این فرم ویژه را در آثار داستایفسکی بررسی و تحلیل میکند.

نگاهیگذرابهبخشهایمختلفمسائلبوطیقایداستایفسکی برای معرفی کتاب از عنوانش آغاز میکنم. »عنوان کتاب به انگلیسی ‪Problems of Dostoevsky's Poetics‬ است. ریشۀ اصلی واژۀ پوئتیکس یونانی است، به معنای »ساختن«. در فارسی غالبا آن را فن شعر ترجمه میکنند. در زبانهای اروپایی گسترۀ معنای این واژه افزایش یافته است. میدانیم که ارسطو در رسالۀ »فن شعر«ش به بررسی فرمهای ادبی آن زمان)تراژدی و کمدی( یا بهعبارتی به بررسی شیوۀ ساختهشدن یا خلق این آثار میپردازد. باختین هم ویژگیهایساختهشدنیاآفرینشآثارداستایفسکیرابررسیمیکند.»بوطیقا« معرب همین واژۀ poetics است که در فارسی از آن استفاده میکنیم.« کتاب مسائل بوطیقای داستایفسکی را انتشارات »حکمت کلمه« (1395) در 622 صفحه منتشر کرده است. کتاب با یادداشت مترجم فارسی آغاز میشود که عمدتا به دشواریهای ترجمۀ کتاب اختصاص دارد. پس از آن مقدمۀ نسبتا مفصلی به قلم وین سی. بوث آمده است. اصل کتاب به زبان روسی است و کریل امرسون آن را به انگلیسی ترجمه کرده است. او از مترجمان و شارحان آثار باختین در زبان انگلیسی است. امرسون که دشواریهای نحوی باختین را متأثر از سبک فلسفۀ پساکانتی آلمانی می داند، در دیباچۀ ویراستار دربارۀ قلم باختین، بازیهای زبانی و نحوی او، مختصات نثرش و شیوۀ طرح و بسط مسائلش در این کتاب توضیحات روشنی میدهد که خواننده را برای مواجهه با متنی نه چندان آسان آماده میکند. مقدمۀ کوتاه باختین هم به اهمیت داستایفسکی به عنوان متحول کنندۀ فرم رمان چندصدایی و مبدع فرم هنری کامالجدیدمیپردازد.پسازمقدمات،متناصلیمسائلبوطیقایداستایفسکی آغاز میشود. کتاب پنج فصل و یک نتیجهگیری دارد. فصول پنجگانۀ کتاب بهترتیب عبارتاند از: رمان چندصدایی داستایفسکی و بازتاب آن در ادبیات انتقادی، قهرمان و موضع مؤلف در خصوص قهرمان هنر داستایفسکی، ایده در داستایفسکی، ویژگیهای ژانر و ترکیببندی پیرنگ در آثار داستایفسکی، گفتمان در داستایفسکی. در نهایت هم باختین نتیجهگیری نسبتا مختصری از

کتاب ارائه میکند. ضمائم، بخش پایانی کتاب است. »فهرست اسامی خاص و آثار« یکی از ضمیمههای مفید کتاب است و بهمثابۀ یک فرهنگ تشریحی کارآمدومختصربهفرآیندمطالعۀبهترکتابکمکمیکند.درنهایتهمکتاب بادوواژهنامۀانگلیسی-فارسیوفارسی-انگلیسیبهپایانمیرسد.

داستایفسکیدرآیینۀباختین همان طور که پیش تر گفتیم برخی مفسران و منتقدان ادبی داستایفسکی را هنرمند،رماننویس،نظریهپردازوفیلسوفتوصیفمیکننداماباختیناو را بیش از همه هنرمند میداند نه فیلسوف یا فعال اجتماعی. نصراله مرادیانی دالیل باختین را برای هنرمند نامیدن داستایفسکی چنین توصیف میکند: »داستایفسکی در زمان و مکانی زندگی میکرد که ارتباط میان اثر هنری و مسائل اجتماعی همواره در میان متفکران و نویسندگان و هنرمندان محل بحث بود و نمیشد آن را انکار کرد. او نیز از این قضیه مستثنا نبود. تفکر او پس از پشت سر گذاشتن دورۀ حبس، بهلحاظ ایدئولوژیک، بهسمت اسالووفیلها گرویده بود. با این حال، باختین در کتاب مسائل بوطیقای داستایفسکی میگوید که این داستایفسکی است که با تحولی که در فرم رمان ایجاد میکند بنای جدیدی را در عالم هنر و اندیشه میسازد. باختین نشان میدهد که چطور داستایفسکی مبدع چندصدایی در رمان است و صداهای مختلف چگونه با یکدیگر رویارو میشوند – در تقابل با نویسندگان دیگری از جمله تورگینف وتالستویکهغالباصداها)یاآگاهیها(درآثارشانبایکدیگرمواجهنمیشوند و تماس ندارند. مثال سادۀ آن تحلیلی است که باختین از داستان »سه مرگ« تالستوی ارائه میدهد. باختین درضمن با مطالعه و مثال آوردن از نوشتههای ژورنالیستی و غیرداستانی داستایفسکی سعی میکند ثابت کند که آگاهی داستایفسکی آگاهیای اصوال چندصدایی است و او حتی در جایی که به دفاع ازایدئولوژیموردعالقۀخودمیپردازد،بهشکلیچندصداییوگفتگوییاین کار را میکند و بهاصطالح نسبت به صداها و نگرشهای دیگر ناشنوا نیست.« اگر بخواهم رشتۀ بحث را از همین جمالت پایانی مرادیانی پی بگیرم باید به فرم هنری ویژه ای اشاره کنم که باختین آن را وجه شاخص داستایفسکی میداند و اساس تحلیلش را بر آن استوار میکند. باختین بر این نظر است که داستایفسکی نوعی کامال تازه از اندیشههای هنری آفریده است. او به این فرم جدیدنام»چندصدایی«میدهد.حالبایددیدآن»فرمهنری«ویژهکهباختین، داستایفسکی را مبدعش میداند چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ مرادیانی بر اساس کتاب باختین این فرم هنری ویژه را چنین تعریف میکند: »منظور باختین از فرم هنری که داستایفسکی ابداع کرده همان چندصدایی است. اما از آنجا که این اصطالح را از موسیقی وام گرفته و فقط در معنای استعاری از آن استفاده میکند، کل تالش او این است که بهواسطۀ این اصطالح نشان دهد که چگونه تا قبل از داستایفسکی رماننویسان قهرمان و شخصیتهای دیگر خود

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.