تأملی دربارۀ شانس

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفتر ماه - اي. جي. كافمن

مفهوم شانس در بسیاری از زيررشتههای فلسفی مطرح میشود. متأسفانه، درباره ماهیت شانس در حوزه تحلیلی معاصر به ندرت بررسی جامعی انجام گرفته است. دانکن پريچارد در كتاب اثرگذار اخیر خود به نام شانس معرفتی سعی دارد با ارائه شرحی كوتاه درباره شانس، به منظور تشريح روشهای مختلفی كه موجب ميشود، شانس در شناخت ما شکل بگیرد، اين كم توجهی را برطرف سازد. در اين مقاله، شرح پريچارد درباره شانس و شرح ديگری– يعنی، شرح نیکالس رشر- را به دنبال بحث پريچارد نقد و بررسی میكنم. برخی تحلیلهای جديد درباره شانس را نیز ارزيابی میكنم كه عناصر قابل قبول شرحهای پريچارد و رشر را با هم تلفیق میكنند.

مفهومشانس1کهدربسیاریاززیررشتههایفلسفی–مانند،معرفتشناسی، نظریۀ کنش، علم اخالق، فلسفۀ اجتماعی، فلسفۀ سیاسی، فلسفۀ حقوق و فلسفۀ دین مطرح میشود، بهندرت در حوزههای تحلیلی معاصر به شکل جامعی بررسی شده است. کافمن در این مقاله با توجه به دیدگاه »دانکن

پریچارد«2 در کتاب شانس معرفتی3 و »نیکالس رشر«4 و برخی تحلیلهای جدید دربارۀ شانس، که تلفیقی از دو نظریه مذکورند، مفهوم شانس را ارزیابی میکند. از نظر کافمن: »زمانی یک رویداد برای فرد شانس )خوب یا بد( محسوب میشود که )الف( دارای نوعی وضعیت سنجشگرانۀ عینی5 برای او باشد )ب( فراتر از کنترل مستقیم او باشد و )ج( احتمال زیادی وجود داشته باشد که چنین رویدادی رخ ندهد.

بر اساس متافیزیک شانس، شانس رابطهای است که قلمروی آن شامل افراد و دامنۀ آن شامل رویدادهاست: شانس بین یک فرد و یک رویداد رخ میدهد.بیشک،شانس،خوبیابد،میتواندشاملگروهیازافرادهمباشد، برای مثال، مسافران کشتی تایتانیک گرفتار شانس بد بودند. اگرچه، قاعدتا، با دو پدیدۀ متفاوت تحویلناپذیر –شانس فرد و شانس گروه– مواجه نیستیم. با این حال، طبیعتا شانس گروه میتواند به شانس فرد تحویلپذیر باشد، زیرا اساسااینفرداستکهدرمعرضبیشترینکنشهاوحوادثقراردارد.دراین مقاله، واژۀ »خوششانس«6 برای دو سوژۀ مختلف بهکار میرود، سوژهای که از شانس خوب لذت میبرد و سوژهای که از شانس بد رنج میبرد.

»نظریۀ اهمیت«7 استلزامی را بین خوششانس بودن فرد و یک رویداد برقرار میسازد. بر اساس این نظریه، فرد با توجه به یک رویداد خوششانس استتنهااگرآنرویدادبهنحویبرایاومهمباشد.بهبیاندقیقتر،اگررویدادی مطلقا هیچ اهمیتی برای فرد نداشته باشد، در این صورت آن رویداد نمیتواند شانس خوب یا بد برای او محسوب شود. پریچارد با توجه به نظریۀ فوق، اهمیتP را ارائه میکند:

اهمیت:P سوژۀ S با توجه به رویداد E خوششانس است تنها اگرS به رویداد E اهمیت بدهد و S زمانی به رویداد E اهمیت میدهد که S از ویژگیهای مربوط به E )بهعبارتی، ویژگیهای E که بهواسطۀ آن دارای اثر مثبت یا منفی بر S است( منتفع شود.

اهمیتP شامل نمونههاییست که سوژه در آنها بهنحوی ناخواسته دارای شانس خوب یا بد است، اما نمیتواند در واقعیت اهمیتی به رویداد مربوط بدهد. در این صورت، اهمیتP سوژههایی را که میتوانند شانس خوب یا بد داشته باشند، از قلمروی شانس مستثنی میسازد.

نخست، اهمیتP مستلزم این است که سوژهای که )الف( قابلیت آن را دارد که بر اساس شناخت ویژگیهای مربوط به یک رویداد، اهمیتی به آن رویداد بدهد،بااینحال،)ب(نتواندبراساسچنینشناختی،اهمیتیبهآنرویدادبدهد، خوششانسمحسوبنشود.اماچنیننمونههاییوجوددارند.فرضکنیدفردی کهازاعتمادبهنفسبسیارپایینرنجمیبرد،بهطورناخواستهوبهسختیدرزمان t از مرگنجاتمییابد.او،بهرغموضعیتخودکهنمیتوانستبراینجاتازمرگ خوداهمیتیقائلباشد،باتوجهبهاینکهدرt ازمرگنجاتیافتهاست،خوششانس وازویژگیهایمربوطمنتفعشدهاست.

دوم،اهمیتP مستلزمایناستکهسوژهایکهقادرنیستبراساسشناخت ویژگیهای یک رویداد، اهمیتی برای آن رویداد قائل شود، خوششانس تلقی نشود.اماچنیننمونههاییمحتملهستند.اسبالگرانژکانتیکهدرمعرضصاعقه

11 می 2004 قرار گرفت، در آن زمان مشخص گرفتار شانس بد بوده است. )صاحباسبدرآنحادثهتصادفا،همازشانسبدرنجوهمازشانسخوبلذت بردهاست.ازیکسو،زمانیکهاسبدرمعرضصاعقهقرارگرفت،اوبابدناسب تماسداشت،کهاینشانسبداوبود.ازسویدیگر،ازشوکالکتریکیناشیاز صاعقهنجاتیافتکهمیتوانستاورابکشدکهاینشانسخوباوبود.(

ارزیابیاهمیت P،مستلزمایناستکهقلمرویشانسشاملبرخیسوژههای

غیرانسانیذیشعورباشد.بنابراین،قلمرویشانسشاملهمهوفقطسوژههای ذیشعوراست.دراینصورت،شانسشاملابژههایغیرذیشعورماننددرختان،

صخرهها،کتابهاو...نیست:اینابژههانمیتوانندشانسخوبیابد8داشتهباشند.

بنا بر فرض، جمالت صادقی وجود دارند که ظاهرا ادعای فوق را رد میکنند: ممکناستکسیبگویدکهخانوادۀاوبهدلیلاینکهدرآتشسوزیساختمانشان زنده ماندند، خوششانساند، یا بگوید که صخرۀ کنار دریا بهدلیل اینکه توسط آبفرسایشنیافتهاست،خوششانساست.اگرچه،منطقابهتراستگزارههایی دربارۀرابطۀسوژۀذیشعورورویدادیشاملابژهایغیرذیشعوریادربارۀاحتمال بسیارکمرویدادیمفروضبیانشوند.بنابراین،صدقجمالتفوقمبتنیبراین استکهقلمرویشانسصرفاشاملافرادذیشعورباشد.ادعایزیرنظریۀاهمیت رابهترازاهمیتP تبیینمیکند:

اهمیت:O سوژۀ S با توجه به رویداد E خوششانس است تنها اگر )الف( ذیشعورباشدو)ب(E دارایوضعیتسنجشگرانۀعینیبرایS باشد)بهعبارتی، E،اثریعیناخوبیابد،مثبتیامنفیروی S داشتهباشد(.

بنابراین،اهمیتO میتواندهمۀسوژههایذیشعوررا،نهفقطسوژههاییبا قابلیتهایشناختیوکنشیپیشرفته،درقلمرویشانسبگنجاند.دراینصورت، اهمیتO، برخالف اهمیتP، با نمونههای فوق سازگار است. نهفقط، اهمیتO

ابژههایغیرذیشعوررانیزازقلمرویشانسمستثنیمیسازد.

اما، دیدگاه رشر در باب نظریۀ اهمیت، از یک سو، با اهمیتO سازگاراست. او معتقد است که »ابعاد اصلی شانس در خصوص دستیابی به چیزها از منظر ذینفعانآنخوبیابددرنظرگرفتهمیشوند.همچنینسؤالاصلیدربارۀماهیت دریافتکننده،ایننیستکه»آیاآنهامیتوانندبرایشانسخوددلیلارائهکنند؟« بلکهایناستکه»آیاآنهامیتوانندازاینشانسرنجببرند؟«

از سوی دیگر، برخی از دعاوی رشر نشان می دهند که او اهمیتی مانند اهمیتP را میپذیرد. مسئله این نیست که حیوانات دارای عالیق و امیالی هستندکهمیتوانندتحتتأثیرحوادثیباشندکهدرتضادباهرپیشبینیمعقولی

هستند،بلکهمسئلهایناستکهمامیتوانیماینپیشبینیراازجانبآنهاانجام دهیموماهستیمکهآنهاراخوششانسمینامیم...اینواقعیتکهمامیتوانیماز جانبذینفعانداوریکنیمموجبمیشودبرخیحیواناتغیرانسانیرانیزدر اینتصویربگنجانیم.طبیعتا،نتیجهمیگیریم:

اهمیتR:S باتوجهبهرویداد E خوششانساستتنهااگرسوژه S*یباشد که بتواند اهمیتی برای E قائل باشد و بنابراین S*بتواندازویژگیهایمربوطبه

E برخوردارشود.

بهاهمیتR همانا ِشکاالتمطرحشدهدربارۀاهمیتP واردمیشود.براساس اهمیتR،سوژۀ S خوششانساستتنهااگرسوژهایوجودداشتهباشدکهبتواند براساسشناختویژگیهایمربوطبهیکرویداد،اهمیتیبرایآنرویدادقائل باشد. اما این گزاره درست نیست. اسب الگرانژ کانتی بهدلیل برخورد صاعقه از شانس بد رنج میبرد حتی اگر شوک الکتریکی که زندگی او را گرفت از پیش بهگونهایمدیریتمیشدکههمۀسوژههایدارایقابلیتهایشناختیوکنشی مربوطهرانابودمیساخت.درمجموع،مشخصنیستکهرشرمیپذیردکهاهمیت

O براهمیتهایدیگراولویتداردیانه.

اهمیتO استلزامیمیانشانسویکرویدادبرقرارمیسازد.اگرچه،تصدیق میکند که این شرط الزم نمیتواند شرط کافی برای شانس باشد. عبور سریع

فردیازمحلپرداختخواروبارفروشیساعت3 صبحداراینوعیوضعیت سنجشگرانهعینیبرایاوست؛امانبایدعبورسریعاوازمحلپرداختدرآنزمان را شانس خوب بدانیم. در اینجا، شرط الزم دیگری برای شانس مطرح میشود.

عبورسریعفردازمحلپرداختساعت3صبحبرایاوشانسخوبمحسوب نمیشود زیرا احتمال زیادی وجود داشت که در آن زمان از محل پرداخت عبور

کند.اکنون،»نظریۀاحتمال«9مطرحمیشود.نظریۀاحتمالباتسامحبیانمیکندکه یکفرددریکرویدادخوششانساستتنهااگراحتمالعدمرخدادآنرویداد زیادباشد.بنابراینبااستفادهازناجبرگراییاستنتاجمیکنیم:

احتمالI:S باتوجهبهرویدادE خوششانساستتنهااگررخدادآنتوسط رویدادهای قبلی و قوانین طبیعت متعین نشده باشد – بهعبارتی، توسط آنها ضرورتنیافتهباشد.

احتمالI بهدلیل زیر ناپذیرفتنی است. احتمالI مستلزم این است که وجود سوژههای خوششانس در جهانهای متعین امکانپذیر نباشد. در حالی که، شهودا،امکانچنینسوژههاییدرچنینجهانهاییوجوددارد.برایمثال،برندۀ التاریدریکجهانمتعینبهدلیلبرندهشدندرآنالتاریخوششانساست، بهرغم این واقعیت که برنده شدن او در التاری توسط رویدادهای قبلی و قوانین طبیعتضرورتیافتهباشند.ازسویدیگر،اینادعاکهسوژههایخوششانسی

میتواننددرجهانهایمتعینوجودداشتهباشندباتوجهبه»نمونههاینوعگتیه«01 توجیهپذیراست.

نمونۀ نوع ِگتیه شامل سوژهای است که باور صادقی دارد که )الف( مبتنی بر شواهدخوبیاستاما)ب(معرفتزانیست،درحالیکهاینفقدانمعرفتزایی بهنحوی ناشی از خوششانسی سوژه در »دستیابی به چیزهای درست« در موقعیتموردنظرباشد.برایمثال،آقایناگوتوسوژۀS دریکادارهکارمیکنند. ناگوتبرایاینتصورکهداراییکفراریاستشواهدیقویدراختیار S قرار

میدهد.S بر اساس این شواهد قوی باور میکند که ناگوت دارای فراری است. در این صورت S از این مسئله استنتاج میکند که فردی در ادارۀ او دارای فراری است.اماناگوتدارایفرارینیست.درعینحال،معلوممیشودکهفرددیگری ازهمکاران S،آقایهاویت،دارایفراریاست،اگرچهS هیچدلیلینداردکهتصور کندهاویتدارایفراریاست.

باور S کهفردیدرادارۀاودارایفراریاستهمصادقوهممبتنیبرشواهد کافیاست،امامعرفتزانیست.مسئلهایناستکه»دستیابیبهچیزهایدرست« توسط S دربارۀ این موقعیت بهنحوی مبتنی بر شانس خوب اوست، ولو اینکه معرفتزا نباشد. اینکه چنین نمونهای شامل سوژهای است که از شانس خوب لذت میبرد مبتنی بر این فرض نیست که این نمونه حاوی رویدادهای نامتعین است: اینکه سوژه چنین نمونهای از نوعی شانس خوب لذت میبرد، با وجود جبرگرایی، الزامآور نیست. نمونههای نوع گتیه آشکار میسازند که امکان دارد سوژههایخوششانسیدرجهانهایمتعینوجودداشتهباشند.

بنابراین،احتمالI نمیتواندتبیینمناسبیبراینظریۀاحتماال رائهدهد.تبیین

دیگری–تبیینیکهمشابهتبیینپریچارداست–مفهومخطر11رااستنتاجمیکند.

مفهومخطربرحسبمفهوماحتمالآسان21درکمیشود:خطریدرزمانt وجود دارد که رویداد E در زمان *t رخ دهد اگر و تنها اگر t بهگونهای محتمل باشد که E در t*بهآسانیرخدهد.مفهومامکانآسان،بهنوبۀخود،ازطریقمفهومفاصلۀ

موجهه31 تبیینمیشود:t بهگونهای است که E میتواند در زمان t*بهآسانیرخ دهداگروتنهااگر E در t*دربرخیجهانهایممکننزدیکبهفعلیتی41 درزمان t

رخدهد.سرانجام،فاصلۀموجههبرحسبمفهومتغییرکوچک51 قابلفهماست. جهانهایممکننزدیکبهفعلیتدرزمان t جهانهاییهستندکهفقطباایجاد تغییریکوچکدرجهانواقعدرزمان t دردسترسهستند،جهانهاییکهفقط فاصلۀکمیازجهانواقعدرزمان t دارند.پس،نتیجهمیشود:

احتمال :R زمانی که t بازه زمانی قبل از *t است، S با توجه به E در *t خوششانساستتنهااگراحتمالزیادی)خطربزرگی(درزمان t وجودداشته باشد که رویدادE در زمان *t رخ ندهد – بهعبارتی، تنها اگر E در *t حداقل در نیمیازجهانهایممکنیرخندهدکهفقطباایجادتغییرکوچکیدرجهانواقع درزمان t دردسترسهستند.

بنابراین، احتمال R بیان میکند: اینکه با توجه به رویداد E خوششانس باشید یا نباشید مبتنی بر نحوۀ رخداد چیزهایی است که دقیقا قبل از E رخ دادهاند. این مسئله شهودا پذیرفتنی است. فرض کنید در حالی که در آغاز جهان فقط احتمال بسیار کمی وجود داشت که E بتوانددر *t رخ دهد، دقیقا قبل از *t فقط احتمال بسیار کمی وجود دارد که E در *t رخ ندهد. همچنین فرض کنید که E در *t رخ میدهد. با فرض اینکه، دقیق ًا قبل از رخداد آن، فقط احتمالبسیارکمیوجودداشتهباشدکه E رخندهد،بهرغمنحوۀبودنچیزها در آغاز جهان،E نمیتواند شانس خوب یا بدی برای کسی محسوب شود. در نتیجه، خوششانس بودن )یا نبودن( فرد با توجه به یک رویداد معین احتماالً مبتنی بر نحوۀ بودن یک رویداد در آغاز جهان نیست، بلکه احتماال مبتنی بر نحوۀ بودن آن رویداد دقیقا قبل از رخداد آن است. دوم، احتمال R بهطور دقیق

»احتمالزیاد«61 رابهمنزلۀ»یکاحتمالحداقل0.5«تعریفمیکند؛درنتیجه مستلزم این است که فرد در مقابل رویدادی مفروض در زمان t خوششانس باشد تنها اگر، دقیقا قبل از t، احتمال )خطر( حداقل ی5.0 برای عدم رخداد آن رویداد در زمان t وجود داشته باشد. این مسئله شهودا پذیرفتنی است: اگر امکان موفقیت71 در جهان واقع موجب رخداد رویدادی مفروض دقیقًا قبل از رخداد آن شود، در این صورت رخداد آن رویداد بهندرت میتواند شانس محسوبشود.

برخالفاحتمالI،احتمال R امکانوجودسوژههایخوششانسدرجهانهای متعینرامحتملمیسازد.بدینمعنا،ممکناستیکرویدادضرورتیافتهدقیقا قبل از زمانی که به عدم رخداد بینجامد، تغییرات کوچک بسیاری را نسبت به فعلیتبهوجودآورد.برایمثال،نتیجۀالتاریبهشکلقابلقبولیبهگونهایاست کهانواعیازتغییراتکوچکدر W دقیقاقبلاز t میتواندبهعدمرخدادآننتیجه بینجامد،بهرغمآنکهبهشکلیمتعینایجادشدهباشد.

طبیعتااینسؤالمطرحمیشودکهآیااحتمال R شانسرامقیدمیسازدیانه؟ رشرمیگوید:

در حالی که شانس خوب به معنای دستیابی به چیزهایی است که به شکلی پیشبینیناپذیراند، »با احتمال«81 بهدست میآیند، ضرورتا الزم

نیستکهدرتضادبا»امکانموفقیت«91 باشد.زیرا،گاهیافرادحتیزمانیکه امکانموفقیتراهمدارند،خوششانسهستند.ساموئل،رولتروسیبازیمی کرد.اوخوششانسبود–حتیاگرفقطیکیازششمحفظهفشنگاوپربودو

احتماالت02 بیشتریبرایزندهماندناووجودداشت.

t زمانیاستکهساموئلرولتبازیمیکند.گروهکمیازجهانهایممکن نزدیکبهفعلیتموجوددرزمان t مبتنیبراینهستندکهساموئلدرنتیجۀبازی میمیرد؛ بهازای بیشترین تغییرات کوچکی که ممکن است در فعلیت در زمان t

ایجادشوند،جهانهاییوجوددارندکهساموئلدرآنهاپسازبازیزندهمیماند. درنتیجه،زمانیکهساموئلرولتبازیمیکرد،احتمالیاخطرزیادیبرایمرگ اووجودنداشت.بنابراین،احتمال R مستلزمایناستکهساموئلدرمقابلزنده ماندندربازیرولتخوششانستلقینشود.

زنده ماندن ساموئل در بازی رولت روسی، شانس خوب برای او تلقی نمیشود.بنابراین،نمونهرشراحتمال R راردنمیکند.درواقع،احتمال R شانسرا مقیدمیسازد.بنابراین،میتوانازاحتمال R درمقابلمثالنقضاحتمالیرشردفاع کرد.ازیکسو،شایدرشرسزاواریاینادعاازجانبکسیکهمعتقداستساموئل برایزندهماندندربازیخوششانساستراباصادقبودنآنخلطمیکند:

برایکسیکهنگرانساموئلاست–مثال،مادراو–سزاواراستکهاورابهدلیل زندهماندندربازیرولتخوششانسبداند.بنابراین،ادعایگزارۀمفروضاز جانب یک فرد سزاوار است تنها اگر آن گزاره صادق باشد. در نتیجه، از آنجایی که سزاوار است که کسی که نگران ساموئل است او را بهدلیل زنده ماندن در بازی رولتخوششانسبداند،اینگزارههمبایدصادقباشدکهساموئلدرمقابلزنده ماندندربازیخوششانساست.

باتوجهبهکتابرشردربارۀماهیتشانس،بههستههاینظریۀخطایمحتمل دیگریبرایشهوداودربارۀنمونۀرولتروسیدستمییابیم.اصلنظریهخطای

بدیل،تمایزیاستکهرشربایدمیانشانسواقبال12قائلمیشد.)»خوشاقبال«22

)و واژگان مرتبط( هم برای سوژههایی بهکار میرود که از اقبال خوب لذت میبرندوهمبرایسوژههاییاستفادهمیشودکهازاقبالبدرنجمیبرند.بنابراین،

»خوشاقبال«بهمنزلۀ»لذتبردنازاقبالخوب32 یارنجبردنازاقبالبد42 «تلقی میشود.( یک فرد میتواند با توجه به رویدادی خوشاقبال باشد که رخداد آن شدیدامحتملبودهاست،درحالیکهرویدادیبرایاوخوششانسیاستتنها اگراحتمالمهمیبرایعدمرخدادآنرویدادوجودداشتهباشد.بنابراین،بهدلیل اینکهشانسواقبالرابطۀنزدیکیبایکدیگردارند،امکانداردگاهیبایکدیگر خلط شوند. بهنظر میرسد رشر در داوری دربارۀ گزاره مرتبط با خوششانسی ساموئلبرایزندهماندندربازیرولتدچارچنینخلطیشدهاست.بهعبارتی، آن چیزی که صادق است این است که ساموئل برای زنده ماندن در بازی صرفا خوشاقبالاست.مسلما،باختساموئلممکناستبرایاوشانسبدمحسوب شود. ازاینرو، حداقل یکی از این نظریههای خطا برای تبیین شهود رشر بهکار میرود.درنتیجه،ارائۀاینتبیینهاازاحتمال R درمقابلمثالنقضمحتملرشر درنمونۀساموئلدفاعمیکند.

مثال نقض معروف دیگری در رابطه با احتمال R وجوددارد.فرضکنیدکه سالی و دوستان تبهکارش هر جمعه شب از سوپرمارکت های محلی سرقت میکنند. سالی، بهدلیل دیدگاههای خرافی، چند ماهی است که قصد دارد روز هالوویندرخانهبماند،کهدرسالجاریروزجمعهاست.بهعالوه،رئیسپلیس محلیچندماهیاستکهقصدداردگروهتبهکارسالیرادرروزهالووینسرکوب کند.بنابراین،روزهالووینسالیدرخانهمیمانددرحالیکهگروهاوبهکارمعمول خودادامهمیدهند،پلیسمحلیبانیرویخودهمۀدوستانسالیرادستگیرمیکند. احتماال،زمانیکهبقیهگروهاودستگیرمیشوند،سالیخوششانساستزیرااز دستگیریخودجلوگیریکردهاست.اگرچه،احتمالزیادیوجودنداشتکه سالیدرروزهالوویندستگیرشود.بنابراین،ظاهراً،احتمال R کاذباست:ممکن استکسینسبتبهیکرویدادخوششانسباشداگراحتمالزیادیبرایرخداد آنرویدادوجودنداشتهباشد.

دربارۀ احتمال R، هر یک از نمونهها چنان هستند که ما برای خوششانس بودن سالی با توجه به اجتناب او از دستگیری یا احتمال کم دستگیری او در روز هالووین دلیلی نداریم. با توجه به قصد رئیس پلیس برای سرکوبی گروه سالی در روز هالووین مسئله را بررسی میکنیم. یا این قصد راسخ52 است یا نیست.اگرقصدرئیسراسخنباشد،دراینصورتبسیاریازجهانهایممکن نزدیکچنانهستندکه،درشبهالووین،رئیسازنقشهسرکوبیهالووینخود صرفنظرکردهاست؛امادراینصورتمشخصنیستکهآیاجلوگیریسالی ازدستگیریخوددرروزهالووینشانسخوبیبرایاومحسوبمیشودیانه–

ممکناستسالیبهدلیلاجتنابازدستگیریخودخوششانسترازساموئل برایزندهماندندربازیرولتنباشد.بنابراین،فرضکنیدکهقصدرئیسراسخ است و این تغییر عقیده با توجه به عقیدۀ خرافی سالی دربارۀ هالووین باشد. یا

اینعقیدۀخرافی»محکم«62 استیانه.اگرمحکمباشد،دراینصورتدوباره مشخص نیست که آیا جلوگیری سالی از دستگیری خود شانس خوبی برای او محسوب میشود یا نه– ممکن است او بهدلیل جلوگیری از دستگیری خود خوششانسترازکسینباشدکهازحملهبانقشۀقبلیبهمکانیمعیندرزمانی معیناجتنابمیکندزیرااوازقبلقصدداردکهازآنمحلدرآنزماندورشود )بنابرفرض،بهنظرمیرسدکهچنینسوژهایبرایاجتنابازحملهخوشاقبال است؛درعینحال،بهنظرنمیرسدکهبرایاجتنابازآنخوششانسباشد(.از سویدیگر،فرضکنیدکهعقیدۀخرافیسالیدربارۀهالووینعقیدهای»سست« است.دراینصورتجهانهاینزدیکبسیاریوجوددارندکهسالیباگروهش در هالووین بیرون میرود؛ اما در این صورت محتمل است که احتمال زیادی وجود داشته است که سالی در روز هالووین دستگیر شود– و، البته، مثال نقض درستاستتنهااگراحتمالزیادیوجودنداشتهباشدکهسالیدستگیرشود. درمجموع،اشکالاخیربادوبرهانذوحدینمواجهمیشود:مابرایاینکهسالی بهدلیلجلوگیریازدستگیرشدنخودخوششانساستیابرایاینکهاحتمال زیادیوجودنداشتکهدستگیرشود،هیچدلیلینداریم.بنابراین،بهگمانمن، ایناشکالنمیتواندنقدیجدیبراحتمال R باشد.

اکنون،درمییابیمکهاهمیتO واحتمالR شانسرامقیدمیسازند.بهدلیلاینکه شرحمادربارۀشانس،کهباتوجهبهپیوستگیشروطیکهشرطکافیبرایشانس محسوبنمیشوند،مشابهشرحیاتیاستکهرشروپریچاردارائهکردهاند،این نکتهمطرحمیشودکهآیااینپیوستگیشروط،شرحقانعکنندهایدربارۀشانس بهدستمیدهدیاخیر:

حدس72 اول: S با توجه به رویداد E در زمان t خوششانس است اگر و تنهااگر)الف(S در t ذیشعورباشد،)ب(اگروتنهااگر E دارای نوعی وضعیت سنجشگرانهعینیبرایS در t باشد،و)ج(اگروتنهااگردقیق ْاقبلازt،احتمالزیادی وجودداشتهباشدکهE در t رخندهد.

حدساولکاذباست.زیراکهمستلزمایناستکهاگراحتمالزیادیوجود میداشتکه)دقیق ْاقبلازآن(فاعلمفروضیکفعلاخالق ْامهمیراانجامندهد دراینصورتفاعلباتوجهبهرخدادآنفعلخوششانسمیبود.بهبیانیدقیقتر، فرضکنیداگردقیق ْاقبلاز t احتمالزیادیوجودمیداشتکه S آنفعلرادرt انجام ندهد،S درزمانt فعلاخالق ْامهمیراانجاممیداد.بهتعبیری،فرضکنیدکه S در t

انتخابمیکندکههدیۀبزرگیبه»اوکسفام«بدهد،درآنزمان،دقیق ْاقبلازt،احتمال زیادی وجود دارد که S در t نتواند انتخاب کند که این هدیه را به او بدهد. حدس اولمستلزمایناستکه S باتوجهبهانتخابخوددرt برایهدیهدادنبهاوکسفام خوششانسباشد.میدانیمکه)الف(S در t ذیشعوراست،)ب(انتخاباودارای وضعیتیسنجشگرانهوعینیبرایاودر t میباشد،و)ج(دقیق ًاقبلاز t احتمالزیاد وجودداردکهاوفعلیراانتخابنکندکهبهطوربالفعلدرزمانt انتخابکردهاست. بهطورکلی،حدساولمستلزمایناستکهاگراحتمالزیادیوجودمیداشتکه فاعلفعلاخالق ًامهمی82 راانجامندهد،دراینصورتفاعلمفروضباتوجهبه رخدادآنفعلخوششانسمحسوبشود.امااینحدس،حداقلدرنمونههایی کهفعلاخالقامهمیوجودداردکهتحتکنترلمستقیمفاعلاست،اشتباهبهنظر میرسد)زمانیکه»فعلیتحتکنترلمستقیمفاعلاست«بهعبارتی،اگر،آنفعل یکفعلپایهباشد–فعلیکهمبتنیبرانجامفعلدیگرینیست–تحتشرایط متعارفانجامشدهاست(.بهنظرنمیرسدکهفاعلدرچنیننمونهایباتوجهبه رخدادفعلخودخوششانسباشد.

بنابراین، حدس اول نمیتواند شانس را مقید سازد. در این صورت، حدس اول باید بهنحوی اصالح شود که دیگر همۀ افعال اخالقا مهم، خوششانسی برایفاعالنخودمحسوبنشوند.میتوانیمحدساولرابا»نظریهعدمکنترل

مستقیم«92اصالحکنیم–بهعبارتی،نظریهایکهشمانسبتبهرویدادیمفروض خوششانسهستیدتنهااگرآنرویدادفراترازکنترلمستقیمشماباشد:

حدسدوم:S باتوجهبه E در زمان t خوششانساستاگروتنهااگر)الف( S درt ذیشعورباشد،)ب(E داراینوعیوضعیتسنجشگرانهعینیبرای S در t باشد،)ج(دقیقاقبلاز t احتمالزیادیوجودداشتهباشدکهE درزمان t رخندهد، و)د(E فراترازکنترلمستقیم S در t باشد.

قبل از بررسی اینکه آیا حدس دوم میتواند شرط کافی برای شانس باشد یا خیر، مثال نقضی را در رابطه با نظریه عدم کنترل مستقیم )و دربارۀ حدس دوم( بررسیمیکنیم.مثالنقضاحتمالیدررابطهبانظریۀعدمکنترلمستقیمشامل

سناریویسبکفرانکفورت03است،سناریوییکهنسبت ًابابرخینمونههایمشهور فرانکفورت مشابهت دارد. دانشمند نابغه مغز، به نام ند، هنگامی که در زمان1t پیشبینی میکند که جونز در t2 انتخاب میکند که فعل درست،A، را در زمان3t

انجامدهدیانه،بسیارقابلاعتماد13 است–اگرچهخطاناپذیر23 نیست.اودر1t پیشبینی کرده است که جونز در2t انتخاب میکند که در3t فعل A راانجامدهد.

اواستنتاجمیکندکهجونزنمیتواندانتخابمرتبطیدر2t داشتهباشد.فرضکنید که وی پیشبینی میکند که جونز انتخاب مربوط را نخواهد داشت و بنابراین آن فعل را انجام نمیدهد. در واقعیت، پیشبینی ند اشتباه است: جونز در واقعیت

در2t فعل A را در3t انتخاب میکند. بهدلیل اینکه انتخاب جونز یک فعل ذهنی پایهاست،اوبهشکلقابلقبولیکنترلمستقیمیبرآنفعلدارد.درعینحال،با فرضاینکهپیشبینیکاذبندتحتشرایطمربوطهبسیارغیرمحتملبودهاست، جونزنسبتبهانتخابخودخوششانساست.بنابراین،نظریهعدمکنترلمستقیم کاذباست:ممکناستفردیباتوجهبهرویدادیخوششانسباشدکهکنترل مستقیمیبرآندارد.

درنتیجه،ایننمونهعدمنظریهکنترلمستقیمراردنمیکند.بایدمیاندورویداد زیر که در زمان2t رخ می دهند، تمایز قائل شد: آماده شدن جونز برای انتخاب A وانتخاب A توسطجونز.میپذیریمکهجونزکنترلمستقیمیبرانتخاب A دارد. بنابراین،اگراوباتوجهبهآنرویدادخوششانسباشد،نظریۀعدمکنترلمستقیم کاذباست.اگرچه،پذیرفتنیاستکهجونزباتوجهبهانتخاب A خوششانس نیست.اما،جونزبرایآمادهشدنبرایانتخاب A خوششانساست.درنتیجه، نظریۀعدمکنترلمستقیمردمیشودتنهااگرجونزکنترلمستقیمیبرآمادهشدن برای انتخاب A داشته باشد. اگرچه، با فرض قدرت ند، جونز بهوضوح کنترل مستقیمی بر آماده شدن خود برای انتخاب )در ‪t2) A‬ (در3t(نداشتهاست.نظریۀ عدمکنترلمستقیمازنمونۀاخیردفاعمیکند،اگرچهبهشکلقابلقبولیشانس رامقیدمیسازد.

اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا حدس دوم تحلیلی پذیرفتنی دربارۀ شانس ارائه میدهد یا خیر. از نظر استداللی، خیر: حدس دوم شرط کافی برای

شانسبهدستنمیدهد.برایمثال،رویدادمثبتیاخوب،1E،رخمیدهدواین رویدادفراترازکنترل S درزمان t است،زمانیکهدقیقاقبلاز t )الف(تنهااحتمال کمی وجود داشت که E1 در t رخ دهد، )ب( احتمال زیادی وجود داشت که رویدادی متمایز اما به همان اندازه خوب، 2E، در t رخ دهد و )ج( هیچ احتمالی

وجودنداشتکههیچیکازرویدادهای1E و2E درt رخدهند.حدسدوممستلزم ایناستکه S نسبتبه1E خوششانسباشد.اگرچه،شهودا،نیازینیستکه S

نسبتبه1E خوششانسباشد. حدسسوم:S باتوجهبهرویداد E درزمان t خوششانساستاگروتنهااگر )الف(S در t ذیشعورباشد،)ب(E دارایوضعیتسنجشگرانهعینیبرای S در t باشد،)ج(‘دقیقاقبلاز t احتمالزیادیوجودداشتهباشدکههیچرویدادمهمی مانند E در t رخندهدو)د(E فراترازکنترلمستقیم S در t باشد.

شرط)ج(‘حدسسومرادرمقابلمثالنقضاخیردربارۀحدسدوممقاوم میسازد.حدسسوممستلزمایناستکهازآنجاییکهدقیقاقبلازt احتمالزیادی وجود داشت که رویداد مهمی مانند E1 در t رخ دهد، E1 برای S خوششانسی نباشد. نمونۀ اخیر نهتنها حدس دوم، بلکه شرحیات پریچارد و رشر را نیز رد نمیکند.بنابراین،حدسسومبرهمۀاینشرحیاتاولویتدارد.

بااینحال،حدسسومشرحیپذیرفتنیبرایشانسنیست.مسئلهایناست کهشرط)ج(‘حدسسومرابسیارمحکممیسازد:اینشرطحدسسومرابرای دستیابی به برخی نمونههای معین دربارۀ شانس ناتوان میسازد. ما میتوانیم نمونهایارائهکنیمکهنشانمیدهدشرط)ج(‘باافزودنتغییراتیدرنمونۀنوعگتیه شانسرامقیدنمیسازد.فرضمیکنیمکه t زمانیاستکه S باخوششانسیبه اینباورصادقدستمییابدکهفردیدرادارۀاودارایفراریاست.اکنون،فرض کنیدکهدقیق ْاقبلاز t احتمالزیادیوجودداشتکه»خدا«سوژۀ S رادر t بهسمت بینشیخیرخواهانهسوقدهد.قاعدت ْا،سوقیافتنS بهسمتبینشیخیرخواهانه بهاندازۀ باور صادق S به این رویداد که فردی در ادارۀ او بر اساس شواهد ناشی از ظاهرسازیهایآقایناگوت)رویداداخیررا E بنامید(داراییکفورداست،مهم است.بنابراین،دقیقاقبلاز t احتمال زیادی وجود داشت که رویداد مهمی مانند رویداد E درزمان t رخدهد.درنتیجه،حدسسوممستلزمایناستکه S باتوجه به E خوششانسباشد.اگرچه،شهودا،S برایباورصادقخودکهفردیدراداره اوبراساسشواهدناشیازظاهرسازیهایآقایناگوتداراییکفراریاست، خوششانساست.حدسسومبسیارمحکماست.بنابراین،حدسسومروشی پیچیدهترامادقیقترارائهمیدهد.

حدسچهارم:S با توجه به رویداد E در زمان t خوششانس است اگر و تنها اگر)الف(S در t ذیشعورباشد،)ب(E دارایوضعیتسنجشگرانهعینیبرای S در t باشد،)ج(“دقیقاقبلاز t احتمالزیادیوجودداشتهباشدکههیچرویدادی، بهحدکافیمشابهوبهیکمیزانمهم،وجودنداشتهباشدکه E در t رخدهدو)د( E فراترازکنترلمستقیم S در t باشد.

حدسچهارمتاحدیجالبترازحدسسوم،درعینحال،درارائۀحکمهای درستدربارۀدونمونهاخیرارزشمندتراست.باتوجهبهنمونۀاصالحشدهگتیه، حدسچهارمبرایباورصادق S بهرویدادیکهفردیدرادارۀاوبراساسشواهد آقایناگوت)دوباره،رویداداخیرراE بنامید(داراییکفورداست،باخوششانس بودن S سازگاراست.زیرا،شرط)ج( صادقاست:اگرچهدقیقاقبلاز t احتمال زیادیبرایرخدادرویدادمهمیمانند E در t وجودداشت،دقیق ْاقبلاز t نیزاحتمال زیادیوجودداشتکهرویدادمهموبهحدکافیمشابه E در t رخندهد.

حدسچهارمپذیرفتنیترازتحلیلهایپریچاردورشردربارۀشانساست. حدس چهارم از این حیث مشابه آن شرحیات است که تفسیری دربارۀ نظریه اهمیتاست.اماازاینحیثکهنمونههاییراردمیکندکهبهاصالححدسدوم باشرط)ج( میانجامند،شباهتیباآنشرحیاتندارد.اینحدسازاینحیثکه مفهومخطررااستنتاجمیکند،مانندشرحپریچارداست.اما،ازاینحیثکهتفسیری دربارۀنظریۀعدمکنترلمستقیماست،شباهتیباشرحپریچاردندارد.حدسچهارم ازاینحیثکهبررویدادیداللتداردکهفرددرصورتیخوششانساستکه نتواندبهشکلیپذیرفتنیانتظارداشتهباشدکهآنرویدادرخدهدباتحلیلرشر شباهتدارد.اما،ازآنحیثکهشاملاحتمال R استشباهتیباشرحرشرندارد.

منبع:

‪E. J. Coffman, Thinking about Luck, synthese2007, No: 158, 385-398.‬ پينوشتها:

‪1. Luck // 2. Duncan Pritchard // 3. Epistemic Luck // 4. Nicholas Rescher // 5. Objective‬ ‪evaluative status // 6. Lucky // 7. Significance // 8. Good luck and Bad luck // 9. Theory of‬ ‪Chance // 10. Gettier-type cases // 11. Risk // 12. Easy possibility // 13. Modal distance //‬

‪14. actuality // 15. Small change // 16. Large chance // 17. odds // 18. By chance // 19. odds‬ ‪// 20. probability // 21. fortune // 22. fortunate // 23. Good fortune // 24. Bad fortune // 25.‬ ‪firm // 26. Robust // 27. Stab // 28. Morally significant action // 29. Lack of Direct Control‬ ‪Thesis // 3. Frankfurt-style scenario // 31. Extremely reliable // 32. Infallible.‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.