تحلیلی از ریسک های زندگی روزمره

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفتر ماه -

ریچارد ویلسون

ترجمه علي اخالقي

از منظر ریسک، ما انسانها در کانون مرگ، زندگی میکنیم، اما شاید خیلی از ما حتی یک لحظه به آن فکر نکنیم؛ آنقدر که حادثههای دفعی و ناگهانی با مقیاسهای بزرگ و کوچک اطرافمان اتفاق میافتد، از گرفتاریهای درازمدت و البته مهلک غافل هستیم؛ گرفتاریهایی که بخش مهمی از آنها محصول رفتار و سبک زندگی خودمان است. نگاهی دقیقتر و نزدیکتر به این اتفاقات درازمدت و نامحسوس، شاید اندکی به ما بفهماند که زندگی غنیمتی است که هنوز به چنگ خطر نیفتاده است. نویسنده مقاله حاضر، ریچارد ویلسون استاد فیزیک دانشگاه هاروارد و دانشآموخته کلیسای مسیحی است. او مدرک دکترای خود را در 1950 اخذ کرد. و برای مدتی طوالنی در حوزه مطالعات مربوط به انرژی و محیط زیست فعالیت نمود. مدتی مشاور بنیاد ملی فیزیک بود. چند صباحی نیز به عنوان ویراستار سالنامه فیزیک مشغول به کار بود. آنچه میخوانید برگردان متنی است که در خصوص خطرات زندگی روزمره به قلم او در نشریه ‪Technology Review‬ منتشر شده است. گفتنی است که واژه خطر در متن ترجمه، عینا به معنای risk است.

جهان جای خطرناکی به نظر میرسد. هر روز روزنامهها اعالن میکنند که یک ماده شیمیایی کشف شده که سرطانزاست یا یک حادثه فاجعهبار در یک مکان خیلی دور اتفاق افتاده است. این قضیه سبب میشود ما در آرزوی دنیایی سادهتر و آرامتر باشیم که در آن ریسک زندگی کمتر باشد. اما واقعا چنین دنیایی وجود دارد؟

اگر به دنیای یک قرن پیش نگاه کنیم، درمییابیم که امید به زندگی 50 سال بود؛ اکنون به 70 سال رسیده است. بنابراین، مقدار زیادي از خطرهایی که در حال حاضر با آنها مواجهیم، میباید کمتر از قبل باشد. ما دریافتهایم که بسیاری از خطرات بزرگ قرن گذشته از میان رفتهاند، و ما دیگر به خطرات کوچک به قدر کافی واقفیم. زمانی که من از تختخواب برمیخیزم، خطر کردن، آغاز میشود. وقتی با خوابآلودگی چراغ را روشن میکنم، اندکی احساس لرز و مورمورشدن به من دست میدهد. خانه من قدیمی است و سیم کشیاش فرسوده؛ و اندکی خطر برقگرفتگی وجود دارد. هر سال پانصد نفر در ایاالت متحده گرفتار برق گرفتگی میشوند. هنگام دوشگرفتن، وقتی به دنبال صابون میگردم، نگران بسیاری از مواد شیمیایی داخل آن هستم. آیا آنگونه که تبلیغ میکنند، این مواد برای پوست من خوب است؟ لباسهای من با بهترین پودرهای شوینده حاوی سفیدکننده شسته میشوند. اکثر این مواد سفیدکننده، حاوی مواد شیمیایی است که در نور خورشید درخشندگیاش نمایان میشود و مثل برف میدرخشد. آیا این مواد سفیدکننده، سرطانزا هستند؟

وقتی برای صرف صبحانه میروم، به این خطر میاندیشم، و اصال حواسم نیست که مراقب باشم در راهپله زمین نخورم. هر سال 16 هزار نفر در راه پلهزمین میخورند!. آیا من همراه صبحانه چای یا قهوه مینوشم؟ هر دوی اینها کافئین دارند، مادهای که تحریککننده است و میتواند سرطانزا باشد. من عاشق شیرینیام؛ آیا شیرینیجاتی که میخورم مرا چاق میکند و ممکن است عارضه قلبی در پی داشته باشد، یا ساخارینی که اکنون بدان پی بردهام، می تواند سرطانزا باشد؟ بهتر است مراقب باشم.

پس از صبحانه، برای ناهار یک ساندویچ درست میکنم. پسرم عاشق کره بادام زمینی است. اما اگر این قبیل مواد در جای نامناسبی نگهداری شوند، کپک میزنند و باز موجب تولید یک ماده سمی به نام آفالتوکسین میشوند. در آفریقا و آسیای جنوب شرقی، افالتوکسین زیاد است، و به خاطر اینکه موجب سرطان کبد میشود همه از آن فرار میکنند. البته در جامعه ما که چندان ارگانیک و طبیعی نیست، خطر این چیزها کمتر است اما به صفر نمیرسد.

من گوشت دوست دارم. آمریکاییها مثل دیگر مردمان پولدار و مرفه، خیلی گوشت میخورند. در عین حال، رژیم گوشتی احتمال ابتال به سرطان روده بزرگ را افزایش میدهد. بین منزل من تا محل کارم هفت مایل فاصله است، و من میتوانم این مسافت را با اتومبیل، دوچرخه، یا با اتوبوس بروم. کدامیک خطرش کمتر است؟ با دوچرخه میتوانم وزن کم کنم، و دوچرخهسواری هوا را آلوده نمیکند. اما آمارها نشان میدهد که احتمال تصادف با دوچرخه زیاد است. و از آنجا که دوچرخه سوار کمترین ایمنی را دارد، تصادف با دوچرخه، مثل سواری بر تابوت است. اتومبیل ظاهراً ایمنتر است اما اتوبوس از آنهم ایمنتر است. خوشحالم که دیگر مجبور نیستم بین اسب و قایق یکی را انتخاب کنم چه، هر دو خطرشان از دوچرخه بیشتر است.

وقتی به بوستون نزدیک میشوم، غباری از دود را میبینم. شهر مملو از ذرات سمی ناشی از آلودگی هواست که با چشم دیده نمیشوند. خطر مرگ در اثر آلودگی هوا بسیار باالست. قربانیان آسم مدتهاست که با این پدیده آشنایند و از ایالتهای شرقی صنعتی آمریکا به ایالتهای غربی پناه بردهاند. نشریات دولتی میگویند که آلودگی هوا هر سال در شرق آمریکا جان بیش از 20 هزار نفر را میگیرد. آلودگی هوا هر چند چیز بدی است اما در اغلب شهرها به حداقل رسیده است. دود ناشی از سوزاندن زغالسنگ در لندن دردورانجوانیمنبهقدریوحشتناکبودکهمنتا003متریجلویخود را نمیدیدم. در یکی از هفتههای ماه دسامبر سال ‪3 ،1952‬ هزار نفر به دلیل آلودگی در چهار روز جان باختند؛ هفته نحس و سیاهی بود.

من به همایشی در یک اتاق کوچک آلوده)فاقد تهویه( میروم. اگرچه سیگار نمیکشم، نیمی از اعضاء میکشند و من در معرض سمی هستم که عامل 40 درصد سرطانها و قاتل 15 درصد آمریکاییهاست. من از بقیه همکاران سیگاریام کمتر دود استشمام میکنم، در عین حال اما اغلب سردرد دارم. یکی از دوستانم که از من حساستر است، وقتی کار میکند، عینک محافظ میزند. پیش از ظهر من یک لیوان آب مینوشم. آب مزه کلر میدهد و نشان میدهد که مهندسان آب از کلر برای کشتن میکربها استفاده میکنند. با این روشها، تقریبا هیچ اثری از تیفوس یا وبا در کشور باقی نمیماند. اما خود کلر واکنش شیمیایی در آب ایجاد میکند و باعث تولید بسیاری از مواد شیمیایی در آب میشود. یکی از آنها کلرفورم است که در مجموعهای از یکصد ذره در هر یک میلیارد ایجاد میشود. و خود برای تهدید سالمتی ما کافی است.

دیوارهای دفتر من از آجر و بلوک سبک ساخته شده است. هر دوی این مواد حاوی مواد رادیو اکتیو هستند و تشعشع آن میتواند خطر ابتال به سرطان را افزایش دهد. یکی از این مواد رادیواکتیو به نام رادون، گازی است که به لحاظ شیمیایی فعال نیست. این گاز از آجر متساعد میشود و من براحتی آن را تنفس میکنم و این خطرناک است. من میتوانم با استفاده از نوعی رنگ مخصوص و ضخیم که بر دیوار نقاشی میکنم، از تشعشع این مواد در محیط جلوگیری کنم. اما این کار خودش مضر است؛ وقتی رنگ خشک میشودیک مواد شیمیایی گازمانندی از خود ساطع میکند که میتواند سرطان زا باشد. حال، کدام بدتر است؟

تشعشعات وارد تمام زندگی ما میشوند. قانون ایالتی اقتضا میکند که من به طور منظم در معرض اشعه ایکس باشم تا مشخص شود که آیا سل دارم؛ و ممکن است این بیماری خطرناک را به شاگردانم منتقل کنم. در

عین حال، این مساله را باید به خطر ابتالء به سرطان ناشی از تشعشعات افزود. آیا جامعه باید از من بخواهد که من این خطر را بپذیرم، حتی تا بدانجا که بقیه افراد از خطری بزرگتر در امان بمانند؟. من برای شرکت در جلسات سفر میکنم. آیا باید با ماشین بروم، با اتوبوس، و یا با هواپیما؟ 30 سال پیش آمارها مشخصتر بود؛ هواپیما خیلی خطرناکتر از بقیه وسایل بود چون بسیاری از هواپیماها سقوط میکردند. اکنون برای سفرهای بیش از هزار مایل، سفر هوایی ایمنتر است. اما سفر با هواپیما خطر قرار گرفتن در معرض تشعشات را در پی دارد که غالبا نادیده انگاشته میشود؛ منظورم تشعشات کیهانی ناشی از خارج از مدار زمین است. هواپیماها در ارتفاع

30 هزار پایی پرواز میکنند و در این ارتفاع، میزان تشعشعات، 40 برابر میزان آن در سطح دریاست. حتی یک سفر تفریحی به ارتفاعات کلرادو هم میتواند قرار گرفتن در معرض اشعه ایکس کیهانی را چند برابر کند. مضرات نور خوشید هم در این مناطق چند برابر سطح دریاست و میتواند خطر ابتال به سرطان پوست را افزایش دهد.

اینها البته دغدغههای شخصی است و ممکن است گفته شود که هیچ ربطی به افراد دیگر ندارد، چون من میتوانم از برخی از آنها اجتناب کنم. در عین حال، با این کار ممکن است برای افراد دیگر در جامعه مشکل ایجاد کنم. در دوران کودکی نه چندان خوبم ما در خانه زغال سنگ میسوزاندیم. اگر خانه را با برق گرم کنم، شخصا هوا را با سوزاندن سوخت فسیلی آلوده نخواهم کرد. اما برق را نیروگاه تولید میکند. و آنهم آلودهکننده است. باید امیدوار بود که شرکت برق بیش از والدین من حواسشان به آالیندهها باشد. خواه خود من زغالسنگ بسوزانم و خواه اجازه دهم شرکت برق این کار را بکند، معدنچیان باید پاسخگو باشند. هر کسی که کتاب مرا با عنوان کوچه سبز من بخواند میفهمد که یکصد سال پیش کار در معدن زغال خطرناکترین مشاغل بود. در عین حال، گرچه امروزه ایمنی در معدن بهبود یافته، هنوز خطراتی به دنبال دارد: در

1972 در آمریکا 156 نفر از 100 هزار نفری که در معدن کار میکردند، در حادثهای جان باختند. با این همه، این حادثه بدتر از این نبود که هشتصد تن از معدنچیان بواسطه استنشاق غبار زغال در اثر ابتال به نارسایی ریه و مشکالت تنفسی جان خود را از دست دادند. یک چهارم آمریکاییهایی که 1977رد در معدن کار میکردند در طول زندگی خود به این امراض مبتال شدند. به عنوان یک طرفدار محیط زیست، هیچ دلم نمیخواهد ایالتهای زیبای غرب آمریکا قربانی معدنکاری شوند. اما آیا حق دارم اجازه دهم آنها در اثر بیکاری از گرسنگی بمیرند؟

جامعه من یک ویژگی خاص دارد که رسانههای خبری دائم بزرگش میکنند. ما بسیار نگران تصادفات و حوادث بزرگ هستیم تا اتفاقات کوچک؛ اتفاقاتی که چه بسا بیش از همه موجب مرگ ما میگردند. پس از حادثه معدن، کنگره بر تهویه بهتر فضای معدن جهت پیشگیری از ابتال به امراض ریوی تاکید کرد. حادثه واژگونی اتوبوس مدرسه را روزنامهها در سطح گسترده پوشش دادند، غافل از اینکه ساالنه هزاران محصل در تصادفات اتومبیل کشته میشوند.

این اندازه وسواس نسبت به حوادث بزرگ بدتر هم شده است. ما به خطر حادثه در نیروگاه هستهای واقفیم در عین حال، اکثر کارشناسان خوشبینانه معتقدند که هیچگاه چنین حادثهای رخ نمیدهد! البته این نگرانی فقط مختص به نیروگاه هستهای نیست. ما در ایاالت متحده مقدار عظیمی گاز مایع آوردهایم و نگرانیم که مقداری از آن نشت کند و فاجعه درست کند. این گاز در گذشته مشکلساز بود؛ 30 سال پیش یک تانک حاوی گاز مایع که یک دهم اندازه یک تانک گاز جدید است، ترکید و

133 نفر کشته شدند. حال، میدانیم چرا این تانک منفجر شد، و احتمال نشتی و انفجار تانکهای جدید از زمانی که نوع فلز به کار رفته در ساخت آنها تغییر کرد، پایین آمده است. مقایسه ریسکها کسانی هستند که سعی میکنند همه خطرات شناختهشده را از میان بردارند و میکوشند این اقدام را قانونی کنند. البته این کار معقولی است اما این امر بیشتر به غفلت بر میگردد تا ایمنی. تحت چنین قانونی، اگر ندانیم که آیا کاری خطر دارد و چشممان را روی خطر آن ببندیم، هیچ کس بر ما ُخرده نمیگیرد. از طرفی، اگر دقیق بنگریم و ببینیم که خطر در کمین است، هر چند که ناچیز باشد، برخی عوامل و دستاندرکاران ما را از این کار باز خواهند داشت. بهتر است سعی کنیم ریسکها و خطرات را به لحاظ کمی بسنجیم و وقتی عدمقطعیت وجود دارد، روی خطر خیلی حساب کنیم. آنگاه خطرات را مقایسه کنیم و تعیین کنیم که کدامیک را بپذیریم و کدامیک را رد کنیم. من تردید دارم که اکثر ما بخواهد بزرگترین خطر را از همان ابتدا کاهش دهد.

برای سنجش خطرات باید آنها را محاسبه کنیم. من طبق جدولی که مالحظه میکنید، دریافتهام که ریسک باالی مرگ یک در یک میلیون، اغلب پذیرفتنی است. اما مردم به خطرات بزرگتر میاندیشند. در این جدول چند عمل را فهرست کردهام که شانس مرگ را در هر سال تا یک در یک میلیون باال میبرد. البته اگر خطر مرگ در یک سال باال رود، خطر مردن ناشی از علت دیگر در سال بعد کاهش خواهد یافت. میانگین امید به زندگی کاهش مییابد. تصادفات غالبا در اوایل زندگی اتفاق میافتند و زندگی ممکن است در طول سی سال در اثر یک تصادف نوعی و معمولی پایان یابد. سرطان، اختالل ریوی، برونشیت در سالهای بعدی اتفاق میافتد، و 15 سال دوم را درگیر میکند. بنابراین، ریسک یک در یک میلیون زندگی را برمبنای میانگین ‪x 30‬ 10-6 سال، کوتاه میکند.

من با محاسبه نمونههای مختلف این جدول را تهیه کردهام. در ایاالت متحده 627 میلیارد سیگار در 1975 تولید شد. این میزان برای سه هزار نفر)از جمله کودکان( کافی بود. تخمین زده شد که 15 درصد از کل آمریکاییها 30) درصد کل سیگاریها( به خاطر سرطان ریه و عارضه قلبی ناشی از دود سیگار مردند. جالب اینجاست که کشیدن یک سیگار ده دقیقه طول میکشد و امید به زندگی را تا پنج دقیقه کاهش میدهد.

امور انسانی بسیار غیرمترقبهتر از چیزی است که تصورش را میکنیم. پسرکی که در خیابان بازی میکند، ممکن است در اثر برخورد با ماشین کشته شود در عین حال همبازیهایش سالم بمانند. همه آنها تا پیش از وقوع حادثه در معرض خطر تصادف هستند اما فقط یک نفر میمیرد. به همین قیاس، از هر سه نفر یک نفر سیگاری در اثر ابتال به سرطان یا عارضه قلبی جان میبازد. افزون براین، آنهایی که در اثر سرطان یا عارضه قلبی میمیرند، در سنین مختلف هستند. و ما هیچ راهی نداریم که بگوییم کدام سیگاری به خاطر سرطان خواهد مرد و کدامیک در اثر عارضه قلبی. اما میشود گفت که همگی به یکسان در معرض خطر هستند.

من نشان دادهام که کسانی که در روز 40 نخ سیگار میکشند، ده برابر بیشتر از کسانی که 4 نخ در روز دود میکنند، به سرطان مبتال میشوند. به نظر میرسد میزانی از مصرف وجود دارد که در آن سطح ریسک یا خطر صفر است. اما ما نمیتوانیم بسنجیم که چقدر پایین است. البته فرض اینکه هر سیگار به یک اندازه برای تولید خطر کفایت میکند، کار دشواری نیست. آزمایشگاه ملی بروک هاون اخیرا برآورد کرده که 20 هزار آمریکایی هر ساله به خاطر آلودگی هوای شرق می سی سی پی میمیرند. بخشی از این مساله به خاطر سوزاندن زغالسنگ و نفت است، و سنجشها نشان میدهد که ذرات سوفالت به شدت و به نحوی پراکنده در سطح هوای شهرهای این منطقه گسترش پیدا

میکنند. در حدود یکصد میلیون آمریکایی در معرض این هوای کثیف هستند آنچنانکه میانگین ریسک در هر سال 20 هزار در یکصد میلیون است. دو روز در نیویورک خطر مرگ را یک در یک میلیون در پی دارد. آمارهای سوانح هوایی به ما میگویند که هواپیما در ایاالت متحده ساالنه در حدود یکصد میلیارد مسافر-مسافت را جابجا میکنند و تنها حدود یکصد نفر در سال در سوانح هوایی کشته میشوند. این میزان برابر است با خطر یک در یک میلیون برای یک هزار مایل پرواز.

پروفسور نورمن جی. راسموسن از دانشگاه ام آی تی. مطالعهای در خصوص احتماالت مربوط به حوادث رئاکتور اتمی انجام داده است. او نتیجه میگیرد که یک حادثه رئاکتور اتمی که مستلزم از میان رفتن حیات باشد، بسیار نامحتمل است. شانس یک حادثه با بیش از یک هزار کشته، کمتر از یک در یکصد میلیون در هر سال برای هر رئاکتور اتمی است. عمده اینها نیز در میان 20 هزار یا اندکی بیشتر از مردمانی اتفاق میافتد که در فاصله پنج مایلی رئاکتور زندگی میکنند. بنابراین، احتمال کشتهشدن فردی که در نزدیکی رئاکتور زندگی میکند، یک در دو هزار میلیون است. اما کسانی که در مجاورت رئاکتور هستند از اتفاقات کوچکتری رنج میبرند که گرچه به چشم نمیآید و بعید است اما به احتمال زیاد خطرش یک در پنجاه میلیون برای افرادی است که نزدیک رئاکتور زندگی میکنند.

دیگر خطرات ناشی از تشعشعات رادیواکتیو مثل وجود رادیواکتیو طبیعی در آجر، تشعشعات کیهانی، و اشعه ایکس را باید در مقیاسهای وسیعتر محاسبه کرد. خطرات این تشعشعات بسی بیشتر از آنهایی است که برای نیروگاه اتمی برآورده شده است. به گمان من این مقایسهها به ما کمک میکند تا خطرات را ارزیابی کنیم، و تصور میکنم که برای دیگران نیز سودمند باشد. اما مهمترین کاربرد این مقایسهها آن است که ما را در تصمیمگیریهایمان یاری میدهد و کمک میکند تا بهداشت و سالمت عمومی را ارتقا دهیم و از میزان تصادفات و حوادث بکاهیم.

مالیات خطر اقتصاددانها عاشق استفاده از مالیات برای کنترل امور انسانی هستند. در واقع، ابداع پول مناسبات در جامعه را بسیار آسان نموده است. از این رو، یک پیشنهاد آن است که از هر کس که خطری را وارد یک جامعه میکند مالیات بگیریم. این مالیات میتواند پرداخت برای مراقبتهای پزشکی باشد، برای جبران خسارت باشد و امثالهم. اما پرسش اینجاست که مالیات چقدر باید باشد؟ به نظر من، این مالیات باید به میزان یک میلیون دالر برای زندگی هر فرد باید باشد که در اثر این خطر از میان میرود. از طرفی، هر کسی که یک زندگی را نجات میدهد به همین اندازه باید تشویقی دریافت کند. مثال کارخانهداری که از عادت بد سیگار کشیدن حمایت میکند، باید تا سقف 70 ِسنت برای هر سیگار مالیات بدهد. مالیاتهای دیگر)مثًال پنج سنت برای هر وعده سودا یا نوشابه( کم خطرتراند و باعث میشوند افراد کمتر شکر مصرف کنند.

خطرات یا ریسکهایی که شانس مرگ را تا یک در یک میلون افزایش میدهند. کشیدن1.4سیگار سرطان،عارضهقلبی نوشیدن2/1شراب سیروزکبد یکساعتکاردرمعدن ناراحتیریوی سهساعتکاردرمعدن حادثه دوروززندگیدرنیویورک آلودگیهوا ششدقیقهسفرباقایق حادثه دهمایلسفربادوچرخه حادثه سیصدمایلسفربااتومبیل حادثه هزارمایلسفرباجت حادثه ششهزارمایلسفرباجت سرطانناشیازتشعشعکیهانی دوماهزندگیدردنور سرطانناشیازتشعشعاترادیواکتیو دوماهزندگیدرمجاورتکورههایآجرپزی سرطانناشی از رادیواکتیو طبیعی

یکعکسبرداریبااشعهایکسدربیمارستان سرطانناشی از تشعشع دوماهزندگیباآدمسیگاری ابتالبهسرطانیاناراحتیقلبی خوردنچهلقاشقکرهبادامزمینی سرطانکبدناشیاز آفالتوکسین نوشیدنآبآشامیدنیمیامیبرایمدتیکسال سرطانناشیازکلر نوشیدن3012قوطیسودا سرطانناشیازساخارین پنجسالزندگیدرمجاورتنیروگاههستهای سرطان ناشی از تشعشاعات رادیواکتیو

نوشیدن هزار بطری نوشیدنی ساده در بطری های پالستیکی سرطان ناشی از مواد شیمیایی

بیستسالزندگیدرمجاورتنیروگاهPVC سرطانناشیاز گاز کلر

سالزندگیدرحدود02 150مایلینیروگاهاتمی سرطانناشی ازتشعشاعات خوردن100استیکسرخشده سرطانناشیازموادروغنی خطر وقوع حادثه طی 50 سال زندگی در پنج مایلی رئاکتور هستهای

سرطان ناشی از تشعشعات رادیواکتیو هدف از تعیین این مالیاتها در واقع کاهش خطرات است. این خطرات را اندازه بگیریم یا نگیریم، باید دائما در خصوص آنها چارهای بیندیشیم. ما به شخصه اقداماتی در محدوده خود انجام میدهیم و دولتها و سیاستگذاران در سطح کالن در این خصوص تصمیمگیری میکنند. آنچه انجام نمیدهیم و البته نیازی به انجامش هم نیست، مقایسه خطرات اقدامات مختلف و سپس کاهش بزرگترین خطرات است که البته ممکن است خطراتی برجسته و آشکار هم نباشند. پس از محاسبه این قبیل خطرات، من به خانه باز میگردم و همچنان با تصمیماتی مواجه هستم که در مواجهه با آنها اتخاذ میکنم. اگر غذایی در اجاق فردار میپزم و اگر در محکم بسته نشده است، من در معرض اشعههای مایکرو ویو قرار خواهم گرفت. اخیرا ادعا شده که اشعههای مایکروویو حتی در میزان کم، برای افراد مشکالت عصبی ایجاد میکنند. وقتی به تختخواب میروم و یک لیوان شراب میخورم، الکل موجود در آن ممکن است سیروز کبد ایجاد کند و در دراز مدت سرطانزا باشد. این نوشیدنی در درون یک بطری شیشهای سبز است که حاوی کرومیوم بوده و مقدار اندکی از آن وارد مایع میشود. کرومیوم یک ماده شناخته شده است و در مایعات حل میشود اما در کل نباید از رژیم غذایی کنار گذاشته شود چون حتی مقدار کمی از آن برای حیات ضروری است. چه مقدار از کرومیوم کمترین خطر را دارد؟ آیا این مقدار در نوشیدنی زیاد از حد است؟ آیا من باید آن را در بطری پالستیکی بخورم؟ سرطانزا نیست؟ من به هنگام پوشیدن شلوار راحتی به این مساله میاندیشم. آیا شلوارهای راحتی قابل اشتعال نیستند؟ همیشه اندک خطر آتشسوزی وقتی در تختخواب هستم وجود دارد. آیا خطر سوختن در آتش بیشتر یا کمتر از خطر سرطان ناشی از مایع قابل اشتعالی مثل )Tris(سیرت نیست؟ و یاد این حقیقت میافتم که بیشتر افراد در تختخواب میمیرند تا در جای دیگر، بنابراین، دست کم من جایم راحت است.

منبع: ‪Wilson, Richard. Analyzing The Daily Risks of Life, Technology Review, 1979, 41-46.‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.