سفرنامهای به آلمان در ماه اکتبر

Ettelaat Hekmat va Marefat - - ادب وهنر -

حیدر عیوضی*

»دریا نیازمند ترانهای نیست تابرکرانهبکوبد«1 اریشفرید ساعت سهوده دقیقۀ بامداد روز سه شنبه دوم آبان 1396 برای شرکت در کنفرانس »یهودیان در جوامع اسالمی: تاریخ و چشماندازها«2 تهران را به مقصد برلین ترک کردم و پس از توقفی در رم، حدود ساعت یازده صبح پا به خاک آلمان گذاشتم. مقالهای بهطور مشترک با دوست عزیزم آقای محمدعلی طباطبایی )مهرداد( ارائه داده بودیم. متأسفانه بهعلت مشکلی ناگهانی که برای ایشان پیش آمد، از همراهی همسفری مهربان و دوستداشتنی محروم ماندم. البته سعی میکنم تلخی این حادثه را برای خودم نگهدارم، تا خاطر نازک خوانندگان فهیم رنجیده نشود.

با این گفتۀ اخوان موافقم که »پادشاه فصلها، پاییز«ست؛ سنگفرشهای خیابان که با برگهای رنگارنگ پوشیده شدند، زیباییهای برلین را چند برابر کرده است. هوای دلپذیر شهر، تنۀ نمناک درختان، رؤیاهای کودکی را بهیاد میآورد؛ و بوسههای بیپروای مردمانش، از قلب تپندۀ شهر خبر میداد که زندگی جاریست؛ »به من بگو، چه کسی بوسه را اختراع کرد؟ بیگمان دهانی خوشبخت و سوزان که بوسید و به هیچ چیز نیندیشیده. اردیبهشت ماه زیبا بوده در هنگامهای که گلها از خاک سرزده بودهاند خورشید میخندید و پرندگان میخواندهاند.3

اقامت من در برلین چهار روز بیشتر طول نکشید، و متأسفانه در این مدت نتوانستم از مراکز علمیـدیدنی که پیشتر در نظر داشتیم، بازدید کنم. بیشتر در مسیر هتل و محل کنفرانس که تقریبا در مرکز شهر بود در رفتوآمد بودم. کنفرانس در ده پنل برگزار میشد. و مقالۀ مابه همراه دو مقالۀ دیگر در پنل ششم بود که اساسا به ایران اختصاص داشت و پنجشنبه 26 اکتبر/ 4 آبان از ساعت نه الی یازده صبح برگزار شد. به این ترتیب، مقاالت ارائهشده در این بخش عبارت بودند از:

الف( »بازنگری در منابع جوامع یهودی در ایران 1666) ـ

4«(.م1747 آلبرتو تیبرکیو5 از دانشگاه فیلپس شهر ماربورگ6. وی بزرگشدۀ مکزیک است و اکنون در بخش ایرانشناسی این دانشگاه با پرفسور کریستف ورنر7 همکاری میکند؛

ب( »یهودِی مسلمانشده و ردیهاش به یهودیت، در آغازههای سدۀ

نوزدهم«8، حیدر عیوضی و محمدعلی طباطبایی9؛

ج( »روابط متقابل شیعه و یهود در اوایل دورۀ مدرن در ایران )اواخر قرن 18 10«(.م دوست عزیزم دنیز هافت11 از دانشگاه بن ـ

گورین21.

بهجهت رعایت ترتیب تاریخی مباحث، قرار شد مقالۀ ما بعد از آن دو دیگر ارائه شود. در اینجا مجال گزارشی از تکتک این مقاالت نیست، مگر آنچه به مقاله دوم مربوط میشود. باید بگویم که به یمن زحمات چندماهۀ مشترک در نگارش این تحقیق، و دقتنظر و ژرفنگری دوست عزیزم آقای طباطبایی، خوشبختانه نتیجۀ کار هم برای خودمان خوشایند بود و هم با استقبال پرشور حاضران جلسه مواجه شد. کوتاه آنکه، تاکنون جامعۀ علمی در داخل و خارج از کشور، مالآقا بابا معروف به محمدرضا جدید اإلسالم را با نسخۀ چاپسنگی آن معروف به منقول رضایی یا اقامه الشهود فی الرد علی الیهود میشناختند. از آنجایی که این رساله حدود سه دهه پس از فوت مؤلف منتشر شده بود، تغییرات و اضافات فراوانی در آن رخ داده بود، بهگونهای که امکان شناسایی بخش تألیفیافته بهقلم خود نویسنده مقدور نبود. و این مسئله کماکان بهعنوان یک سؤال فراروی پژوهشگران این حوزه قرار داشت. با کشف نسخۀ خطی منحصربهفردی از این رساله در کتابخانۀ ملی ملک، برای نخستین بار ما توانستیم به پاسخ سؤال مذکور نزدیک شویم. هرچند این نسخه نیز به خط مؤلف نیست، بلکه بهقلم محمدعلی کاشانی معروف به آقاجانی میباشد، اما با تحلیل شخصیت آقاجانی دریافتیم که او نمیتوانسته تغییرات غیرقابل شناختی را در محتوای رساله انجام دهد. بهعبارت دیگر نسخۀ خطی، از نسخۀ چاپسنگی فرسنگها فاصله دارد و به آنچه مؤلف خود نوشته بسیار نزدیک است. امیدوارم مقالۀ نهایی بههمراه تصحیح کامل این نسخه بهزودی بهپایان برسد و در اختیار محققان قرار بگیرد.

نکتۀ پایانی که راجع به این کنفرانس باید بگویم، اینکه جلسه اختتامیه در عصر روز جمعه به جمعبندی و گزارش از چگونگی برپایی این کنفرانس اختصاص داشت. در میان مطالبی که طرح شد، نکات آقای جورج خلیل31 از پختگی و دقتنظر بیشتری برخوردار بود. کوتاه آنکه ایشان بهعنوان کنفرانس »یهودیان در جوامع اسالمی« اعتراض کرد؛ با این توضیح که این عنوان خودبهخود برخی چالشهای گذشته و حال یهودیان و مسلمانان را در ذهن تداعی میکند، و چنین مینماید که انتخاب این عنوان قدری جانبدارانه بوده است؛ آیا اروپا و همین آلمان وضعیت یهودیان در دو سدۀ گذشته را فراموش کرده است! به این ترتیب، این عنوان، عالوه بر اینکه جامع نیست، بهگونهای جهتدار نیز هست.

سخنان وی، از سویی با استقبال برخی میانهروها مواجه شد و از سویی دیگر واکنشهایی را بهخصوص از طرف تعدادی از یهودیان افراطی در پی داشت. فعال به همین مقدار در رابطه با کنفرانس اکتفا میکنم، و امیدوارم در فرصتی دیگر بتوانم با تفصیل بیشتری راجع به مقاالت ارائهشده در آن بنویسم.

عصر روز چهارم، جمعه 27 اکتبر/ 4 آبان به دیدن پرفسور میشاییل مارکس41 در محل کار وی به خیابان .Jägerstr رفتم. ساعت 4 وقت داده بود، یکساعتونیم مهمان ایشان بودم. آقای میشاییل چهرۀ شناختهشدهای در مطالعات قرآنی است؛ او مدیر پروژه کرپوس کرانیکوم51 میباشد و در چند سال اخیر تمام زندگی خود را وقف تکمیل آن کرده است. در این رابطه باید از سه عضو دیگر آن، خانم آنگلیکا نویورت61، نیکوالی

سینای71 و علی آقایی نام برد. این پروژۀ تحقیقاتی که از سال

2007 شروع و امید میرود تا 2025 بهانجام برسد، به مطالعات تاریخی قرآن تمرکز دارد. انبوهی از نسخههای خطی که به همت گوتهیلف برگشسترسر81 و اوتو پرتصل91، پیش از جنگ جهانی دوم گردآوری شده بودند مواد اولیه این پروژۀ سنگین را تشکیل داده است. و البته، بهطور طبیعی در دهههای گذشته منابع فراوان دیگری از کتابخانهها و موزههای مهم جهان تهیه و اضافه کردهاند.

آقای میشاییل، مردی که در میانۀ شاهراه دانش و آگاهی گام برمیدارد، الگوی شایستهای برای جدیت در کار و نترسیدن از انجام ایدههای بزرگ میباشد. مهربانی و تواضع علمی آقای میشاییل از همان دقایق اولیه گفتوگو کامال ملموس بود. از موضوع مطالعاتی فعلی بنده پرسید؛ از نسخههای ادیانی شیعی که به تصحیح آنها سرگرمم، بهاختصار مطالبی گفتم. و نسخهای از کتاب تازهمنتشرشدۀ درآمدی بر زبانشناسی تطبیقی قرآن و تورات را تقدیم ایشان کردم.

ایشان نیز از مطالعات فعلی خود سخن گفت، که بهطور خاص به تحلیل پاپیروسها و سنگنبشتههای نویافته در جنوب شبهجزیرۀ عربستان مرتبط بود. این منابع به خط مسند یا یکی از خطوط سامی کهن بودند، خوانش و تفسیر این متون برای دانشمندی چون میشاییل مارکس کار دشواری نبود.

اینکه این متون میتوانند بیاندازه در فهم زبان قرآن مؤثر باشند، بر اربابان فهم پوشیده نیست، و امیدوارم جامعه علمی ما در کنار تالشهای فربه الهیاتی، از مطالعات تاریخی نوین نیز استقبال کند. از آنجایی که منابع این پروژه روزبهروز در حال افزایش است، نتایج مطالعات صورت گرفته نه بهصورت کتاب، بلکه در یک سایت اینترنتی ارائه میشود، که فعال به زبان آلمانی است.02 در نهایت، حدود ساعت پنجونیم، پس از گفتوگویی پربار برای بنده با ایشان خداحافظی کردم.

قرار بعدی من دیدار با پرفسور رونی فالنت12 در جنوب آلمان بود. از ایستگاه)nhab ‪(Messe U-‬ برلین با Flixbus راهی مونیخ شدم. از آنجایی که این مسیر هشتساعته در شب طی میشد، نمیتوانستم مناظر طبیعی کنار جاده را ببینم. اما فرصتی بود تا بخشی از این سفرنامه را بنویسم. »دریا، گوهران خود را دارد آسمان، ستارگان خود را اما در قلب من، در قلب من در قلب من، عشقیست بیکران. پهناور است دریا و آسمان و پهناورتر از آن، قلب من و زیباتر از گوهران و آن ستارگان عشق من است که میدرخشد و میتابد.«22

در گرگومیش صبح شنبه، به مونیخ رسیدم. در این شهر مهمان جناب آقای اکبرپور بودم و از مهماننوازیهای گرم و صمیمی ایشان بهرهمند شدم. شنبه و یکشنبه که روزهای تعطیل هست معموال بیشتر جاها بسته است، و اگر بازهم میبودند دلودماغ پرسه در بازار نبود، به این جهت بیشتر در اتاق بودم و گاهی برای هواخوری به خیابانهای اطراف سر میزدم. و در پی یافتن حکمتی برای محروم ماندن از همصحبتی یار دیرین در این سفر بودم؛ »مزمور راه را نهایت کجاست، ترس را پایان کجا؟ در پِس معما پنهان میشوم، پشِت جبّۀ فصلها پنهان میشوم و از الی درزهایش بیرون را میپایم. به گامهایم شکلی درخور میبخشم و به دریا میگویم دنبالم کن.

درختان برگهایی از دفترهای مناند و سنگها شعرهایی همانند من.

پوست افق را خواهم خراشید چندان که خون چکه کند و روان شود. میان زخمها به پرواز درخواهم آمد.«32

سرانجام، صبح روز دوشنبه از راه رسید. قرار مالقات با پرفسور رونی در دانشگاه لودویک

ماکسیمیالنس42، دانشکدۀ شرقشناسی بود که در مرکز شهر قرار داشت، و من زودتر از منزل حرکت کردم تا قدری در شهر پیادهروی کنم. مسیر میدان مارینپالتس52 تا دانشگاه حدود بیست دقیقه پیاده راه بود و از شلوغترین بخشهای شهر محسوب میشد.

حتی اگر میتوانستی از دیدن مراکز خرید لوکس و سنتی که تا انتها در هر دو طرف مسیر قرار داشتند، چشمپوشی کنی، سحر صدای نوازندگان دورهگرد و یا ناقوس کلیساهای محل پای رفتن را سست میکرد و به نظاره وامیداشت.

»چیزی میجویم که لبان کودکان را به سنگ دهد، و رنگین کمان را به تاریخ

و حنجرههای درختان را به ترانهها.«62

دقایقی قبل از ساعت 12 به مقابل اتاق آقای فالنت رسیدم، در بسته بود، وی با چند دقیقه تأخیر آمد. بعد از حالواحوالپرسیهای متداول از کنفرانس و مقاالت مطرح پرسید. من هم به اختصار از پنلهای مختلف و مقاله خودمان گزارشی دادم.

آقای فالنت پژوهشگر توانایی در حوزۀ مطالعات تطبیقی ادیان ابراهیمی است. بهخاطر دارم وقتی با آقای میشاییل مارکس صحبت میکردم، سخن از فالنت به میان آمد، او را بهخوبی میشناخت و در جریان تحقیقات وی در حوزۀ متون مقدس بود. بهنظرم، شاید مهمترین اثر فالنت کتاب نسخههای

عربی اسفار خمسه: مطالعۀ تطبیقی بر منابع یهودی، مسیحی و اسالمی72 باشد که در سال 2015 انتشارات بریل آن را منتشر کرد. وی در این کتاب 348 صفحهای حدود 150 نسخۀ خطی را تحلیل کرده است. با آقای فالنت، موضوع میراث ادیانی شیعه را مطرح کردم و به برخی از تالشهای عالمان شیعی در مطالعات تطبیقی ادیان ابراهیمی اشاره کردم که تاکنون بهصورت نسخ خطی باقی ماندهاند و مطالعات آکادمیک راجع به آنها انجام نشده است. ایشان نیز، از وجود چنین میراثی شگفتزده شده و بنده را به معرفی و تصحیح این قبیل متون تشویق کرد.

پس از حدود یک ساعت گفتوگو، از بخشهای مختلف دانشکده و نیز کتابخانه تخصصی آن دیدن کردیم. دعوت ایشان برای صرف نهار را پذیرفتم؛ سپس به محل کار ایشان برگشتیم. و پس از نوشیدن فنجانی قهوۀ تلخ خداحافظی کردیم.

در مسیر بازگشت، با یک کتابفروشی بزرگ دوطبقهای مواجه شدم. چند صندلی برای نشستن و مطالعه کوتاه وجود داشت. در لیست کتابهایی که برای خرید نوشته بودم، آثار شاعر فقید آلمانی زبان، رزه آوسلندر82 نیز بود. متأسفانه یک کتاب بیشتر از او نداشت، و آن هم گزیده اشعارش بود. سلیقۀ ناشر در انتخاب سرودهها برایم مطلوب بود، از این جهت تردیدی در خریدن آن نداشتم.

ترجمۀ چندشعر از این کتاب را به خوانندگان گرامی تقدیم میدارم:

میراث اکنون در هنگامۀ تقسیم میراث سیب آن ارث میرا و کلمه آن ارث نامیرا را برگیر.

واژه به واژه ما همسایۀ واژه به واژهایم ای دوست محبوبترین واژه را برایم بازگو واژۀ محبوب من »تو«

اطاعت شعر هر وقت که بخواهد بهسویم، میآید از من میخواهد به استقبالش آیم اما مرا پای رفتن نیست شعر با چهرهای عبوس میگوید: تو سزاوار آمدنم نبودی آخ، نه! اطاعت ای الهۀ من

سه شنبه، 31 اکتبر/ 9 آبان پانصدمین سال شروع نهضت اصالحطلبی مذهبی مارتین لوتر بود. پانصد سال پیش، .م1517 در چنین روزی لوتر اعالمیۀ 95 مادهای خود را بر کلیسای جامع ویتنبرگ نصب کرد. شرکت در این مراسم، برای چون منی که دانشجوی مطالعات تطبیقی ادیان هستم، ضروری بود، اما بهخاطر فاصلۀ زیاد مونیخ و شهر ویتنبرگ نتوانستم حضور یابم. مارتین لوتر از ابعاد گوناگونی برای مردم آلمان اهمیت دارد، ترجمه آلمانی او از کتاب مقدس، نقطه عطفی در ادبیات آلمان محسوب میشود. عالوه بر این، خود لوتر برای ژرمنها شخصیت کاریزمایی دارد و قطعا در تجلیل او سنگتمام میگذاشتند. افسوس که نتوانستم، مراسم ایشان را از نزدیک ببینم.

بیشتر ساعات آن روز نیز در اتاقم بودم، گاهی به نوشتن و گاهی به آینده فکر میکردم. تنها چیزی که آزارم میداد صدای تیکتیک ساعت بر دیوار اتاق بود؛ معموال با اجازۀ صاحبخانه باطری چنین ساعتهایی را درمیآورم تا سرعت گذر زمان را حس نکنم. »به من بگو، چه کسی ساعت را اختراع کرد و بخشبندی زمان، دقایق و ساعات را؟ مرد غمگین و سردی شاید که شبهای بلند زمستانی مینشسته و فکر میکرده پنهانی، جیرجیر موشها را میشمرده و صدای یکنواخت جویدن موریانهها 29«.ار در نهایت، ساعت یازده شب، با Flixbus مونیخ را بهسمت برلین ترک کردم. و ظهر روز چهارشنبه، اول نوامبر، 10 آبان از فرودگاه Tegel با پرواز Alitalia به سرزمین مادری برگشتم. سعدی به لب دریا دردانه کجــا یابـی

در کام نهنگان رو، گر میطلبی کامـی پایان. * پژوهشگر حوزۀ مطالعات تطبیقی ادیان ابراهیمی.

پينوشتها

.1 اریش فرید، سکوت آیندۀ من است، ترجمۀ علی عبداللهی، .110ص

‪2. Jews in Muslim Societies: History and Prospects.‬

.3 هاینه، درختان ممنون، ترجمۀ علی عبداللهی، ص .50

‪4. A Reconsideration of Sources on Jewish Communities in Iran (1666—‬

‪1747) // 5. Alberto Tiburcio // 6. Philipps-universität Marburg // 7. Christoph‬ ‪Werner // 8. A 13th/19th-century Jewish Convert to Islam and His Refutation‬ ‪of Judaism (Muhammad Reżājadīd al-islām’siqāmat al-shuhūdfī l-radd‬ ‪΄alā l-yahūd).‬

.9 از پژوهشگاه قرآن و حدیث قم.

‪10. Twelver Shiite-jewish Interaction in Early Modern Iran // 11. Dennis Halft‬ ‪// 12. Ben-gurion University of the Negev // 13. Georges Khalil // 14. Michael‬ ‪Marx // 15. Corpus Coranicum // 16. Angelika Neuwirth // 17. Nicolai Sinai //‬

‪18. Gotthelf Bergsträsser // 19. Otto Pretzl // 20. http://corpuscoranicum.de‬ ‪// 21. Ronny Vollandt.‬

.22 هاینه، گزیده اشعار، علی عبداللهی، ص41 // .23 ادونیس، ترانههای مهیار دمشقی، کاظم برگنیسی، .213

‪24. Ludwig Maximilians Universität München (LMU). // 25. Marienplatz.‬

.26 ادونیس، ترانههای مهیار دمشقی، ترجمۀ کاظم برگنیسی، 214

‪27. Arabic Versions of the Pentateuch, A Comparative Study of Jewish,‬ ‪Christian, and Muslim Sources // 28. Rose Ausländer, 1901- 1988.‬

.29 هاینه، درختان ممنون، ترجمۀ علی عبداللهی، ص .50

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.