گزارش سمينارها

كيان رضوي

Ettelaat Hekmat va Marefat - - کتاب -

فلسفۀ شانس دانکن پریچارد، لی جان وایتینگتون

انتشارات بلک ول، 240 صفحه یادداشت ناشر در پشت جلد کتاب به ما میگوید که این نخستین جلد از مجموعه آثاری است که قصد دارد مسئلۀ شانس، بخت و اقبال را با رویکردی علمی و از زبان متخصصین برجسته به محک نقد و بررسی بگذارد. اما آنچه در مقدمه آمده، روشن میسازد که نویسندگان، طی فصول مختلف، شانس را از زوایای گوناگون واکاویدهاند؛ از بعد اخالقی، هستیشناسی، متافیزیک و علومشناختی. ویراستاران معتقدند که شانس همواره نقشی کلیدی درحوزههای مختلف فلسفه ایفا کرده است، اما ماهیت خود شانس و چگونگی این ایفای نقش، از مسائل یا شاید معضالت بزرگ فلسفی بوده است. کتاب مجموعهای از مقاالت است که ویراستاریشان را دانکن پریچارد و لی جان وایتینگتون به عهده داشتهاند. اولی، استاد فلسفه در دانشگاه ادینبورگ است و عضو انجمن سلطنتی ادینبورگ. حوزۀ تخصصش هستیشناسی است و از جمله آثارش میتوان به »سرشت و ارزش دانش، «2010 و »شانس هستیشناسانه، «2005 اشاره کرد. دومی هم استاد فلسفه در همان دانشگاه است و عمدتا در حوزۀ متافیزیِک شانس و رابطۀ آن با اخالق پژوهش میکند.

نکتۀ محوری در فصل اول کتاب، بررسی این باور است که شانس یا اقبال یا بخت، میتواند خوب باشد یا بد اما خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده یا قصد آدمی رخ میدهد. فصل دوم، دیدگاه فرهنگهای مختلف در مورد شانس را پیش رو قرار میدهد؛ از احتمال و تصادف تا ایمان و خرافه. ارائۀ تاریخچهای مختصر دربارۀ اعتقاد به شانس یکی دیگر از فصول کتاب را تشکیل می¬دهد. نقطۀ آغاز، تجسم شانس به شکل االهۀ فورتونا در نزد رومیان باستان است. شانس در ادبیات و فرهنگ عامه و شانس در میان اقوام مختلف عنوان فصل بعدی کتاب است. عناصر و اشیائی که نماد خوششانسی و بدشانسیاند؛ همانند مهرۀ مار، شبدر چهار پر، اعداد هفت و سیزده، قیچِی دهان¬باز،کفش وارونه ...و از جمله فصول جذاب کتاب محسوب میشود. بررسی پدیدهای به نام »التاری«، شانس از زاویۀ آمارو احتماالت، تصادف، نقش باورها در خوششانسی و بد شانسی، رابطۀ شانس با هوش، و ارتباط خوششانسی با تالش و پشتکار انسانها از دیگر مطالب کتاباند و عناوین دیگر فصول کتاب از این قرار است: تکانههای شانس، ای. جی. کافمن/ شانس بهمثابۀ ریسک و فقدان کنترل، فرناند برونکانو-بروکال/ خصوصیات شناختی شانس، استیون دی.هالس و جنیفر آدرین جانسون/ فرانکفورتی ها، نیل لیو/ شانس و ارادۀ آزاد،آلفرد آر. مل/ شما خالق شانس خودتان هستید، راشل مک کینون/ شانس بهمثابۀ سوبژه، جو میلبورن/ شرح و وصف آماری شانس، نیکوالس رشر/ شانس، علم و اعتماد،وین دی. ریگز/ پارادوکس عدم قطعیت، سابین روزر/ شانس اخالقی، لی جان وایتنینگ/ نتیجهگیری /نمونههای جدید/ نمایه.

شانس تصادفی نیست از شانسهای خود بهترین استفاده را ببرید

جان کرومبولتز، آل لوین اِد انتشارات ایمپکت، 176 صفحه شانس چیست؟ آیا وجود دارد؟ واقعیت دارد؟ گونه ای باور است؟ یا آنطور که برخیها میگویند، نوعی انرژی است برای جذب یک باور؟ چرا در بعضی از جوامع، قدرت و عملکرد شانس از عقل، علم، کار، کوشش، هنر، صنعت ...و بیشتر است؟ آیا باور به شانس، موجبات بینظمی اجتماعی را فراهم میآورد؟ باور به شانس، چه ارتباطی با بیعدالتیهای اجتماعی دارد؟ چه ارتباطی با دین دارد؟ چه ارتباطی با مقدرات االهی دارد؟ رخ دادن یک پیشامد، بدون علت چه معنایی دارد؟ چگونه میتوانیم آنچه را برایمان رخ میدهد توضیح دهیم؟ چگونه میتوانیم دریابیم که در رویدادهای زندگی مثل کار، ورزش، عشق، قمارو غیره، در دستۀ بازندهها قرار داریم یا برندهها؟

اینها و سؤاالتی از این دست، دلیل اصلی نویسندگان برای کتاب»شانس تصادفی نیست« بودهاند. آنها تعریف لغوی شانس و ریشهشناسی این واژه را بهعنوان نقطۀ شروع بحث انتخاب کردهاند: شانس واژهای فرانسوی و به معنی »فرصت« است. اما خوششانس خواندن کسانی که از شانسی بودن یا تصادفی بودن اتفاقات سود بردهاند، فقط برچسبی است که پس از رخداد برآن فرد زدهایم. نویسندگان میگویند شانس برگرفته از خوششانسیها و بدشانسیهای پیشین، شخصیت خود فرد، و حتی نگرش او نسبت به وقایع، و از همه مهمتر نگرش او نسبت به خود شانس است. بهعبارت دیگر و بهبیان واضح¬تر، ما واقعا میتوانیم خودمان شانس خود را بسازیم.

در جایی دیگر، نویسندگان عنوان میکنند که اعتقادات فرد در باور او به شانس و حتی نوع این باور تأثیر میگذارند. یک سکوالر هیچگاه مانند یک هندو، و او هرگز مانند یک مسلمان یا مسیحی به مقولۀ شانس نگاه نمیکند. بارزترین مثال دراینباره، مفهوم شانس در فرهنگ و سنت چینی است. چینیها شانس را یک ویژگی ذاتی مثل هوش میدانند. یک نفر ذاتا خوششانس است چون بینیاش این شکلی است یا انگشتش شبیه انگشت خرگوش است. این با مفهوم شانسهای گاهبهگاهی مثل شانس قبولی در این امتحان تفاوت دارد. اما نکته اینجاست که چینیها خوششانسی و سختکوشی و موفقیت را در یک راستا میبینند. در مورد غربیها وضع فرق میکند. آنها عمدتا دوست ندارند که »خوششانس« نامیده شوند چون مایلاند که لیاقتها و تواناییهایشان دیده شود. بهبیان دیگر به شایستهساالری اعتقاد دارند و نه بخت و اقبال. در آنجا اگر کسی به مقام باالیی دست یابد یا مثال در دانشگاه معتبری تحصیل کند، میگویند زحمتش را کشیده و لیاقتش را داشته است.

پرسش دیگری که نویسندگان درصدد پاسخگویی به آن¬اند این است که اگر رفتار بر شانس تأثیر بگذارد، آیا کسانی که خود را خوششانس میدانند، رفتاری متفاوت از بقیه دارند؟ و نتیجۀ تحقیقات آنها نشان میدهد که آدمی که به خوششانسی ذاتی خود باور دارد، انگیزۀ بیشتری برای انتخاب اهداف دشوار و رسیدن به سرانجام دارد. بهگفتۀ آنها، بهترین نگاه به شانس این است که آن را یک ویژگی ثابت بدانیم نه خصوصیتی که فرد با آن به دنیا میآید بلکه نوعی ویژگی که انسان میتواند در خود پرورش دهد. افراد خوششانس در ایجاد و تشخیص موقعیتهای شانسی تبحر بیشتری دارند. به َشِّم خود توجه بیشتر میکنند. انتظارات مثبت دارند. در مقابل مشکالت زندگی

رفتار آرامتری دارند و مقاومتراند. جان دی کرومبولتز، متخصص روانشناسی تعلیم و تربیت و دانشآموختۀ دانشگاه مینه سوتا در مقطع دکتری است که هم اکنون در دانشگاه استنفورد به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. در حوزۀ تخصص خویش صاحب نظر و نظریهپرداز معروفی است . او با 200 مقالۀ تحقیقی و تعداد زیادی کتاب، برندۀ جایزۀ معتبر انجمن آمریکایی روانشناسی حرفهای و برندۀ جایزۀ تیلر لئونا نیز بوده است. آل الوین اد، متخصص و استاد مشاوره و آموزش در دانشگاه دولتی کالیفرنیا، نایب رئیس دانشگاه استنفورد، رئیس مرکز توسعۀ آموزش و نویسندۀ کتابهای متعدد در زمینۀ آموزش و مشاوره است.

موفقیت و شانس خوششانسی و اسطورۀ شایستهساالری

رابرت اچ. فرانک انتشارات دانشگاه پرینستون، 208 صفحه رابرت هریس فرانک، استاد اقتصاد و مدیریت در دانشگاههای کورنل و سن گالن، ستون نویس اقتصادی در روزنامۀ نیویورک تایمز و مؤلف کتاب معروف و پرفروش »نابرابری ثروت در ایاالت متحده« است. عالوه بر این، به عنوان داوطلب سالهاست که در ارتش صلح مشغول خدمت بوده و عمدۀ فعالیتهایش در این زمینه را در کشور نپال بهانجام رسانده است. عدد کتابها و مقاالت تحقیقی او بسیار پرشمار است. از ارتباط طبیعت با اقتصاد گرفته تا اقتصاد داروینی، نابرابری اقتصادی و اجتماعی، ثروت در طبقۀ متوسط، رفتار اقتصادی وقیمت گذاری بر قوانین اخالقی. و نکتۀ آخر اینکه کتابها و مقاالتش در اکثر کشورهای جهان ازجمله چین، انگلیس،نپال و هند ترجمه و منتشر شده است.

آغازگر بحث در این کتاب، بررسی مفهوم »شایستهساالری« از زوایای مختلف است. بهگفتۀ نویسنده، شایستهساالری یک ایدئولوژی است؛ یک رویکرد؛ یک فاکتور. در نظام یا باورمتکی به شایستهساالری، افراد بر اساس معیارهای متغیری از شایستگی محل قضاوت قرار میگیرند. معیارهایی همچون هوش، پایبندی به اخالق، استعداد عمومی، تبحر یا دانش تخصصی. اما همین مسئله راه را برای انتقاد از شایستهساالری باز میکند چون شایستگی، مفهومی مبهم و فاقد وضوح کافی است و امکان سوءتعبیر، سوءاستفاده یا کجفهمی را فراهم میسازد. شاید یک تعریف ساده از شایستهساالری قرارگیری افراد مناسب در مکان مناسب و زمان مناسب برای بهترین استفاده در راستای رسیدن به هدفی مشخص باشد. با این تعاریف و مقدمات، نویسنده موضوع شانس و همسویی یا تقابل آن با شایستگی و شایستهساالری را در دستور کار خود قرار میدهد.

آنگاه با طرح یک پرسش بهظاهر ساده، رابطۀ بین شانس و موفقیت را برمیرسد. چطور خوششانس باشیم؟ بهگفتۀ رابرت فرانک، از آنجایی که زندگی سلسلهای از احتماالت است، اگر بخواهیم موفق باشیم، اگر بخواهیم زندگی موفقیتآمیزی داشته باشیم، باید خودمان را در معرض تمام چیزهایی قرار دهیم که امکان موفقیت را باال میبرند و امکان شکست را پایین میآورند.در این صورت احتماال عاقبت خوبی نصیبمان میشود. و این یعنی خوششانسی. شانس یعنی اقدام آگاهانه و تعمدی برای دستیابی به موقعیتهای بهتر. یعنی استفاده از زندگی بهشیوۀ درست. در حقیقت، موفقیت یا همان خوششانسی اکتسابی است. بهعبارت دیگر، شانس باعث موفقیت ما نمیشود بلکه این ماییم که شانس را به موفقیت تبدیل میکنیم.

در فصل بعدی کتاب، نویسنده معتقدان به شانس را در چند گروه جا میدهد: عدهای براین باورند که شانس حتما موفقیت به همراه دارد. اینها همیشه منتظر وقوع یک اتفاق خارقالعادهاند و در این انتظار البته شانسهای زیادی را بهاصطالح هدر میدهند. دستۀ دوم، شانس را فقط یکی از چند احتمال برای موفقیت میدانند. و گروه آخر به مقولۀ شانس همچون یک سرعتدهنده نگاه میکنند. عامل یا وسیلهای که سرعت رسیدن به موفقیت را افزایش میدهد.

»گرفتار در چنبرۀ شانس« عنوان فصل بعدی کتاب است. در اینجا رابرت فرانک میگوید افرادی که همه چیز و در واقع کل زندگی را وابسته به شانس میدانند، در چنبرۀ این باور گیر میافتند. آنها گرفتار نوعی جبراند. به یک معنا مسلوباالرادهاند. قدرت تصمیمگیری ندارند. اعتماد به نفسشان پایین است. عنوان فصل بعدی کتاب، »برنده کیست« کامال از محتوای آن خبر میدهد. تعریف برندۀ خوششانس از دید آمار احتماالت. »باورهای دروغین« فصلی است که به اعتقادات بیاساس و داستانهای جعلی دربارۀ بدشانسی پرداخته و علت تداوم این باورها و حتی قویتر شدن آنها در روزگار جدید را وا میکاود. و سرانجام، راههای منطقی برای دستیابی به شانس و موفقیت بیشترف مبحثی است که در فصل پایانی موضوع پژوهش قرار گرفته است.

عامل شانس چرا برخی از انسانها از بقیه خوششانسترند و چگونه میتوانیم یکی از آنها باشیم؟

مکس گانتر انتشارات هریمن هاوس، 212 صفحه مکس گانتر، روزنامهنگار و نویسندۀ امریکایی-انگلیسی و صاحب 26 کتاب در حوزۀ روانشناسی و جامعهشناسی است که اکثر آنها درزمرۀ پرفروشها هستند. عالوه بر این، ریاست چند بانک بزرگ جهانی از قبیل سوئیس بانک و یونیون بانک، خدمت در ارتش ایاالت متحده و برنامهسازی تلویزیونی را هم درکارنامۀ خود دارد. در این کتاب او از نمادهای خوششانسی در سراسر جهان و حس یا انرژی احتمالی در آنها سخن میگوید. رنگینکمان، درخت بلوط، تخممرغ، جیرجیرک، کفشدوزک، سنجاقک، دلفین، الکپشت، فیل، ببر، پای عقب خرگوش، دندان سوسمار، شبدر چهاربرگ، بامبو، دریم کچر یا کابوسگیر، فانوس قرمز، نعل اسب، سکه، عنخ )از اشیاء مقدس مصر باستان(، تبر، دایره، هالل ماه، صلیب، دست، اتروسکهای یونانی، شاخ، کلید، نردبان، مثلث، چرخ، تندیس دودکش پاککن، بودا، سنت کریستوفر، ستارۀ شمالی، نشان چشمزخم، عدد هفت، سنگ کهربا، یاقوت کبود و سنگ چشم گربه از جملۀ این نمادها هستند که نویسنده بهتفصیل دربارۀ مفهوم، تاریخچه و باورهای رایج در خصوص آنها صحبت کرده و سپس علتهای منطقی موفقیت و در عین حال نقش شانس در این موفقیت و پیروزی را برمیرسد.

»پسر خدا« در كاليفرنيا

عیسی » کالم« خداست که »انسان خاکی« شد تا هرکه به او ایمان آورد، حیات جاویدان داشته باشد. این آیۀ انجیل یوحنا، هنگامی که یوحنای رسول هدف خود را از نگارش انجیل بیان میکند، وضوح بیشتری مییابد و سرفصِل همیشه تازهای را پیرامون یک مسئلۀ کالمی پراهمیت پیش روی متکلمان، فیلسوفان، مورخان، ادیبان و دین پژوهان میگشاید. در آنجا میخوانیم:»اینها نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی همان مسیح، پسر خداست و تا با این ایمان، در نام او حیات داشته .(20:31)«دیشاب

همین مضمون و اهمیت همیشگی آن دستمایه یا بهانۀ برگزاری سمیناری شده که مسئولیتش را دانشگاه بیوال با همکاری مؤسسه فرد ساندرز برعهده گرفته و سخنرانان آن طیفهای مختلفی از متخصصین در حوزههای گوناگون پژوهشی هستند. پرسش اصلی این است: عیسی که بود؟ چه شخصیتی داشت؟ و پیش از آنکه به صورت انسان متولد شود، کجا زندگی میکرد؟

در کتاب مقدس، لقب »مسیح« به معنی مسح شده است. »مسیح« به زبان عبری و »ُکِرستُس« به زبان یونانی یعنی کسی که از طرف خداوند برای منظور خاصی انتخاب شود. در کتاب مقدس آمده که عیسی پیش از آنکه به صورت انسان متولد شود، به صورت فرشته نزد خدا در آسمان زندگی میکرد و به او بسیار نزدیک بود. میکاه در همان آیهای که محل تولد مسیح یعنی بیت لحم را پیشگویی کرده بود، نوشت که مسیح از زمانهای بسیار دور هستی داشته است )میکاه .(2:5 از سوی دیگر، به نوشتۀ کتاب مقدس، عیسی عزیزترین پسر یهوه است و نخستین موجودی که یهوه خلق کرد )کولسیان

.(15:1 در همین رابطه تنها او در کتاب مقدس »پسر یگانۀ خدا« نامیده شده است)یوحنا

.(16:3 خداوند زندگی نخست زادهاش را به رحم دوشیزهای یهودی به نام مریم منتقل کرد. بدین ترتیب عیسی با کمال میل آسمان را ترک گفت و به صورت انسان متولد شد. عیسی به دنیا آمد اما پدری انسانی نداشت و از هر جهت کامل بود.)لوقا .(30:1-35

اینها روایتهای یهودی و مسیحی دربارۀ نحوۀ تولد مسیح بود اما دراینباره و نیز در خصوِص چگونگی وفات یا به آسمان رفتِن ایشان، تفاوتهای مهمی میان آموزههای اسالمی و مسیحی وجود دارد. در اینجا مریم آبستن شد از روح خداوند. »ما روح خود را به شکل بشری خوشاندام بهسوی او فرستادیم. مریم گفت من از تو به خدای رحمان پناه میبرم. آن روح گفت من فقط فرستادۀ پروردگار تو هستم برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت چگونه مرا میتواند پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده؟«

اینک پاسخ لوقا به این پرسش: روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت حضرت اعال بر تو سایه خواهد افکند و از این رو آن مولود مقدس و پسر خدا خوانده خواهد شد. اما قرآن کریم، در آیۀ 35 سورۀ مریم، موضع روشنتری اتخاذ کرده: خدا را نسزد که فرزندی برگیرد. منزه است او از این حیث. و در سورۀ توحید از همان ابتدا میگوید: خدا زاییده نشده و فرزندی ندارد. لم یلد و لم یولد. این یعنی نقد آشکار مفهومی به نام »پسر خداوند« که از آموزههای اصلی ارتدوکس االهیات مسیحی است.

عمده مباحث مطرحشده در این سمینار حول همین محورها میگردد. برای مثال، متیو جانسون- استاد تاریخ تطبیقی ادیان در دانشگاه نیو جرسی- مسئله را از تصلیب مسیح آغاز میکند. صلیب عیسی مسیح، مرگ و قیام او مرکز باور مسیحی است. مسیحیت بدون این باور بیمعنی و بیهدف است. یکی از نقاط افتراق و اختالف مسیحیت و اسالم هم همین است... اشتفان مک کورمیک از دپارتمان فلسفۀ دانشگاه بیوال، که در زمینۀ فلسفه ذهن، سرشت انسانی، فلسفۀ دین، و اعصاب شناختی مقاالتی را در نشریاتی همچون ژورنال بینالمللی فلسفه به چاپ رسانده، دربارۀ مفهوم »پسر جاودانه« یا »پسر ابدی و همیشگی« خدا سخن میگوید. از دیگر موضوعات مورد بحث، مسئلۀ تناسخ، یا تنیافتگی است که بخش جذاب آن بررسی و تطبیق این مفهوم در ادیانی همچون هندوئیسم، بودیسم، ادیان بومی آمریکا، آیینهای سرخپوستی و امثالهم است.

»مفهوم پسر، معنای پدر« از دیگر مطالب مطرحشده در سمینار است. در اینجا، کاردینال آگوست از کلیسای سوری مرقس مقدس، بحث را از »کلمه« یا »لوگوس« آغاز میکند. انسان شدن کلمه را برمیرسد و بهتفصیل دربارۀ تثلیث اقدس یا »اقانیم ثالثه« سخن میگوید. بهگفتۀ او، عیسی بُعَد دوم از وجود خداست که در تاریخ حلول کرده و »پسر« نام گرفته است. خدا در بعد دوم وجود خود یعنی »پسر« در تاریخ ظاهر ُشده تاِ پسران ودختراِن گمشدۀ خود را جستوجو کند. به همین دلیل نیز، برای رستگاری انسان رنج کشیده و بر صلیب جان داده است.

»تبارنامۀ پسر خدا« یکی دیگر از سخنرانیهای ارائهشده در سمینار است که مطابق انتظار، پژوهش در تبارنامههای تاریخی و اسطورهای عیسی مسیح را در دستور کار قرار داده. پژوهشگر آن دیوید مارتین است و کهنترین منبعی که در این زمینه معرفی میکند، نظریۀ آفریکانوس است که در حدود سال 200 میالدی بهدست داده شده است.

مسئولین برپایی سمینار، نشستهای دینی و فلسفی، نمایشگاه کتاب، ارائۀ مقاالت معتبر علمی و دیگر برنامههای جنبی را نیز برای این همایش تدارک دیدهاند. تاریخ برگزاری آن ماه دسامبر است و محل آن، دانشگاه بیوال در کالیفرنیای جنوبی، با قدمتی قریب به 108 سال.

»زبان شناسی و ادبیات« به روایت اندونزیاییها

این بار، استادان و اندیشمندان اندونزی هستند که میکوشند با رویکردی نوین مسائل مربوط به زبانشناسی، ادبیات و ارتباط فیما بین آنها را واکاوند و حاصل دستاوردهای خود را در اختیار عالقهمندان و پژوهشگران قرار دهند. عنوان فرعِی سمینار اما، از تیتِر اصلی آن جذابتر

‪Luck Is No Accident:making the Most of‬ ‪happenstance in Your Life and Career‬ ‪John Krumbolts, Al Levin Edd‬ ‪Impact,176 pages‬

‪The Philosophy of Luck‬ ‪Duncan Pritchard, Lee John Whittington‬ ‪Wiley-blackwell,240 pages‬

‪Success and Luck:‬ ‪Good Fortune and the Myth of Meritocracy‬ ‪Robert H.frank‬ ‪Princton University Press,208 pages‬

‪The Luck factor:‬ ‪why Some People Are Luckier Than Others and‬ ‪How You Can Become One of Them Guide‬ ‪Max Gunther‬ ‪Harriman House,212 pages‬

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.