ارزیابی تاریخ از منظر سیاست

Ettelaat Hekmat va Marefat - - کتاب -

سيد مسعود رضوي بازخواني

گفتهاند اطناب موجب مالل میشود البته اطناب ممل و در غير موضوع سخن گفتن و تاکيد و تمهيدات بالوجه چنين است. ما نيز چون بحث تاریخ و شاهکارهای حکایت بسيار طوالنی و درازدامن شد، و اقتضای موضوع و تکثر و تنوع حيرتانگيز آثار و انواع ادبی در تاریخ ادبيات پارسی چنين مقتضایی داشته است، لذا یک دو شماره از بحث مذکور فاصله گرفته و انشاءاهلل در شمارههای سال آینده با بررسی و معرفی آثار مهم و اساسی ادبيات ایران به خاتمه خواهيم رسيد. در این شماره یکی از بيوگرافیهای ارزشمند و کالسيک درباره زندگی و دوران صدارت و سياستورزی علی امينی را به نام »بر بال بحران« به قلم ایرج امينی معرفی کردهایم و اميدواریم آثار ارزندهای چون این کتاب جانشين آثار شبهبيوگرافيک و شبهخاطرات بيهودهای شود که متاسفانه بازار کتب تاریخی و بيوگرافی را در وطن ما به شدت مخدوش کرده است. اميدوارم خوانندگان عالی مقام با این اثر آشنا شوند.

دكتر علي اميني يكي از مهمترين چهرههاي سياسي در عصر پهلوي است. وي را ميتوان در زمره مهمترين شخصيتهاي اثرگذار در تاريخ معاصر ايران، به ويژه از ات1320 8531خورشيدي دانست. او به كرات وارد فضاي سياسي شده و از معاونت وزارتخانه تا معاونت نخستوزيري و وزارت و صدارت را تجربه كرده بود. با دربار، رجال سياسي قديمي و جديد، نظاميان، روحانيون برجسته و متنفذان سياسي منتقد و مخالف شاه رابطه داشت. رجال ملي و ملي – مذهبي و روحانيون سياسي اگر چه به او اعتماد نداشتند، اما وي را در رقابت با شاه ارزيابي ميكردند و ميكوشيدند با تقويت موقعيت او در چند دوره، امكان و فضايي براي كنش سياسي و تشكالتي بيابند.

در سنوات اخير كه پويشي در انتشار كتب و اسناد تاريخي پيدا شد و عالقمندان تاريخ معاصر، موجب رونق كتب تاريخي، خاصه در عرصههاي بيوگرافيك و خاطرهنگاري شدند، آثار متعددي درباره زندگي و روش و رفتار سياسي علي اميني تحرير و متشر شد. اتفاقا استقبال خوبي هم از اين آثار به عمل آمد كه نشان از عالقه مخاطبان به موضوع داشت. در ميان اين آثار شايد بتوان اينها را شاخصتر دانست كه برخي يكسره درباره زندگي شخصي و سياسي اميني بود و برخي در ضمن بدان پرداخته و نكاتي را روشن يا تاريكتر ساخته بودند:

- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، از انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي؛ - انقالب ايران به روايت راديو بي بي سي، انتشارات طرح نو؛ - نخست وزيران ايران از مشير الدوله تا بختيار، دكتر باقر عاقلي، انتشارات جاويدان؛

- دولتمردان ايران در عصر مشروطيت، حسين ملكي)ح.م.زاوش(، نشر اشاره؛ -شبهخاطرات، علي بهزادي، انتشارات زرين؛ - اسناد النه جاسوسي، جلدهاي مختلف، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي؛ - زندگي سياسي علي اميني،جعفر مهدي نيا، انتشارات پانوس؛ - علي اميني به روايت اسناد ساواك، مركز بررسيهاي تاريخي؛ - علي اميني- نيمه پنهان: سيماي كارگزاران فرهنگ وسياست، دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان؛

- خاطرات علي اميني، به كوشش يعقوب توكلي، دفتر ادبيات انقالب اسالمي)منتشر شده در كيهان لندن(؛

هاروارد. خاطرات علي اميني، به كوشش حبيب الجوردي، طرح تاريخ شفاهي ايران، مركز مطالعات خاورميانه دانشگاه

بهجز اين كتابها و منابع كه در اختيار نگارنده هست، حتما آثار ديگري هم هست كه به اجمال يا تفصيل در اين موضوع وارد شده وگوشههايي از تاريخ سياسي ايران برمحور زندگي علي اميني را مورد بحث قرارداده است. مقاالتي هم هست كه برخي از آنها در دسترس است. از جمله:

-مقاله: مادرم فخرالدوله، نوشته علي اميني، سالنامه دنيا، سال

،1339 ش61، ص831؛ - مقاله دكتر علي اميني در سالنامه دنيا، سال ،1340 ش71 درباره نفت ومسئله كنسرسيوم و...؛

.1340 مقاله: اسراري از نخست وزيري علي اميني،روزنامه اتحاد ملي، مورخ 21خرداد

اين چند منبعي كه ذكر شد، هر يك نظرگاهي دارد و محدودهاي را موضوع توجه قرار داده است، اما به جرأت ميتوان گفت كه خواندن همه آنها در نهايت كمك زيادي به خواننده نميكند.حتي قدرت داوري و افق تحليل را در وي كند ميسازد و نهايتا تنها براي مورخي كه چيرگي اندوختهها و چابكي ذهني داشته باشد، برخي مواد خام و الزم را فراهم ميسازد. برخي از اين آثار، صرفا ماده اوليه براي كارهاي بعدي است. برخي داراي قضاوت افراطي است و خواننده را با داوريهاي پي در پي و به دور از موضع اعتدال، آشفته ذهن ميكند. برخي نيز از حد مدخلهاي توصيفي در كتب عمومي فراتر نرفته و فقط اطناب ممل را به نثر و نگارش تاريخي

افزودهاند. اگر همه منابع مذكور از سوي خواننده خوانده شود، بيشك دچار سردرگمي خواهد شد. چرا كه مثال مقاله ژورناليستي مسعود بهنود در مقدمه خاطرات علي اميني)تاريخ شفاهي دانشگاه هاروارد(يا توطئهانديشي ح.م.زاوش در كتاب دولتهاي ايران در عصر مشروطه يا نوشتههاي خود اميني،كدام يك ميتواند صحت داشته باشد و مبناي فهم و قضاوت قرار گيرد. به گمان ما، هيچ يك از اين تحريرها وتاليفها، از استاندارد الزم براي خوانش عمومي، استناد تاريخي و ظرفيت تخصصي برخوردار نيست. واين سه خصيصه كه گفته شد، ويژگيهاي يك كتاب مفيد و ارزشمند در عرصه تاريخ است كه بايد به صورت تخصصي)گزينش، منابع صحيح، روشمند بودن( از ظرفيتها وظرافتهاي اين دانش بهره گيرد. بايد به صورت منبعي درخور و شايسته مورد استفاده و استناد مورخان بعدي باشد. و سرانجام بايد قدرت اقناع طبقه متوسط و عالي خوانندگان، عالقهمندان به موضوع و متخصصان را داشته و خوانش آن، مهر تأييدي براين اقناع است.

علي اميني اين شانس را داشته است كه به عنوان يك رجل سياسي و بلكه سوژه و موضوعي جالب و بحث انگيز، تاليفات متعددي را به خود اختصاص دهد. اما مهمتر ازهمه، اين بخت را يافته كه توسط مؤلفي آشنا به موضوع و دقيق در مستندات و صاحب قلم اثري مفيد و مؤثر دربارهاش تحرير و منتشر شود. نكته جالب اينكه اين مؤلف و پژوهشگر فرزند اوست و جالبتر اينكه بر خالف موارد مشابه، او مقام توصيف و اعتدال را رعايت كرده و نكوشيده است چهرهاي بزرگ كرده و مطابق مطلوب روزگار ارائه كند. اين كتاب، بر بال بحران نام دارد و ايرج اميني فرزند دكتر علي اميني آن را نگاشته و منتشر ساخته است. پيش از ورود به معرفي اين كتاب، علي اميني را به اجمال معرفي ميكنيم:

علي اميني در سال 4821هجري شمسي- برابر با -م1905 در تهران متولد شد. او چهارمين فرزند محسن امين الدوله، پسرميرزا علی خان اكمين الدوله، صدرالوزراي مظفرالدين شاه قاجار بود. مادرش اشرف خانم فخرالدوله، دخت مظفرالدين شاه، از زنان متنفذ در عهد مشروطيت و پهلوي بود كه اثري فراوان بر زندگي پسرش نهاد. اميني پس از گرفتن ديپلم متوسطه از مدرسه دارالفنون، در سال 4031عازم پاريس شد و در آنجا موفق شد در رشته حقوق درجه دكتري بگيرد. پس از آنكه به ميهن بازگشت، با دختر سياستمدار معروف ايران حسن وثوق الدوله، به نام بتول خانم ازدواج كرد.

اميني خدمات دولتي خود را در زمان وزارت علي اكبر داور در دادگستري آغاز كرد. سپس در سال هب1312 همراه داور به وزارت دارايي انتقال يافت. در سال ،1315 اميني به رياست كل گمرك و درسال هب1318 معاونت وزارت دارايي منصوب شد. در سال 1321 در كابينه قوامالسلطنه ترقي كرد و به معاونت نخست وزيري دست يافت. از اين پس دامنه فعاليتهاي سياسي علي اميني گسترش بيشتري پيدا كرد، چنان كه در سال هك1325 قوام السلطنه مجددا به مقام نخستوزيري رسيد، اميني را به سمت دبير كل شوراي عالي اقتصاد و رياست بانك صنعتي و معدني ايران برگزيد. اميني نيز در تشكيل حزب دموكرات قوام به وي مساعدت و در كنار او فعاليت ميكرد. او در مشي و روش سياسي از احمد قوام بسيار آموخت و شباهتهايي به او داشت. اميني در انتخابات مجلس پانزدهم، به عنوان وكيل پايتخت راهي مجلس شوراي ملي شد.

در سال ،1329 علي اميني در كابينه رجبعلي منصور و در سال 1330 در كابينه دكتر محمد مصدق، عهدهدار وزارت اقتصاد ملي بود و در سال ،1332 در كابينه سپهبد فضلاهلل زاهدي كه دولت كودتا بر عليه مصدق را تشكيل داده بود، به وزارت دارايي منصوب شد. در همين زمان بود كه او به نمايندگي از سوي دولت در مورد نفت با انگلستان و آمريكا مذاكره كرد و قرار داد كنسرسيوم را امضا نمود. همين مسئله از اين پس موجب موضعگيريهاي تند رجال مستقل سياسي، منتقدان و اپوزيسيون داخلي وخارجي عليه وي شد. در كابينه بعدي به صدارت حسين عالء نيز دكتر اميني وزير دارايي بود و در سال هب1334 عنوان وزير دادگستري مشغول كار شد. در دي ماه همين سال، اميني به عنوان سفير كبير ايران در واشنگتن معرفي و در فروردين هب1337 تهران احضار شد. اميني از ارديبهشت سال 1340 تا تير ماه 1341 نخست وزير بود و در دوره صدارت او اتفاقات وجنجالهاي سياسي زيادي رخ داد. پس از پايان كار كابينه او در تابستان ،1341 به مدت پانزده سال، از عرصه سياسي ايران كناره گرفته و كنار نهاده شده بود. از سال هك1356 بحرانهاي انقالبي بر عليه رژيم شاه آغاز شد و به تدريج دامنههاي آن گسترش يافت، محمد رضا پهلوي مجددا به سراغ اميني رفت و او مدتي ديگر به صحنه سياسي كشور بازگشت. او مشورتها و مذاكرات مهمي با شاه انجام داد، اما نتيجهاي نداشت زيرا مسير انقالب به كلي برخالف اين شيوهها و رويهها عمل ميكرد و چهرههاي تازهاي در حال ظهور و قدرتگيري بود. اميني اندكي پس از انقالب نيز به اظهارنظرهاي سياسي و برخي رايزنيها و فعاليتها مشغول بود.

سرانجام به اروپا رفت و در آنجا با برخي مخالفان و منتقدان دولت انقالبي درآميخت و تشكلي به نام جبهه نجات ايران را رهبري ميكرد. علي اميني مدتي به قلم زدن در مطبوعات برونمرزي پرداخت و در روز 12آذر ماه سال1731 –برابر با دسامبر 1992 –در حالي كه هشتادوهفت سال از سن او ميگذشت در پاريس فوت كرد.

اين شمهاي از زندگي اين مرد است كه با تفصيل بيشتر در كتاب بربال بحران درباره آن سخن رفته و جزئيات زيادي از زندگي خصوصي و سياسي وي در معرض خوانش عمومي قرار گرفته است. ايرج اميني، در ابتداي كتاب مينويسد كه پس از فوت پدرش، »به يادداشتهاي ايشان دست يافتم كه از سال ات1353 چند هفته پيش از انقالب اسالمي نوشته شده بود. اميدوار بودم كه با خواندن اين يادداشتهاي روزانه، به سواالت متعددي كه درباره عقايد، اهداف و اعمال سياسي ايشان مطرح بوده است وهمچنين بعضي نكات تاريك تاريخ معاصر ايران پي ببرم. متاسفانه سواي شماري پيشنويس كه به منظور تدوين خاطرات نگاشته شده بود، بيشتر يادداشتها به شرح احوال روزانه ايشان، ديدارها، رئوس مهمترين خبرها وگاهي نقل قولي از روزنامههاي لوموند و هرالدتريبيون بينالمللي كه طبق عادت روزانه ميخواندند، مربوط ميشود. اما همان چند پيشنويس اين فكر را در من به وجود آورد كه آرزوي پدرم را در فقدان ايشان جامه عمل بپوشانم وخاطرات سياسياي را كه در نظر داشت به رشته تحرير درآورد، تدوين (11ص)«.منك

اين نقطه آغاز تحقيقات ايرج اميني درباره علي اميني است. او با حوصله و دقت شروع به كنكاش در منابع داخلي وخارجي ميكند و منابع مربوط به تاريخ معاصر ايران در داخل وخارج كشور، همچنين مطبوعات و مجموعههاي اسناد را بررسي مي كند و به نوعي تعادل در فهم گذشته نزديك ميشود. در حقيقت

ميبايد اورا تحسين كرد كه به رغم نسب بردن از سوژه كتاب، از آن فاصله گرفته وكوشيده است اثري منصفانه وتاحدي بيطرفانه عرضه كند.

حسن ديگر كار او نگارش بيوگرافيك است از مبادي زيستي وريشههاي تباري وخانوادگي تا تولد و باليدن وتحصيالت وتكوين شخصيت علي اميني. اما اينها آن قدر داراي تفصيل نيست كه موجب غلطيدن نويسنده و خواننده به موضوعات شخصي و فرعي شود و اثري شبهتاريخي اما عوامانه باشد. برعكس، تا آنجا پيش رفته كه به شاكله مسير سياسي و تاريخياي كه زندگي و رفتار علي اميني از آن اثر گرفته و بر آن اثر نهاده هيچ صدمهاي نميزند. استفاده او از منابع نيز جالب است. گاه به صورت مكمل مطالب و يادداشتهاي اميني، گاه براي مستندكردن آنها، گاهي جهت تاكيد و برخي نيز براي نقد و توجه مجدد به موضوع آورده شده است. اما نه بخل ورزيده و نه به سخاوت و افزوني از منابع بهره گرفته و گويا تجربه كتب و منابع بسياري كه خوانده، او را از افراط وتفريط باز داشته است.

يك مزيت ديگر كتاب، نثر پخته و مرسل ايرج اميني است كه بيحشو و زوائد و در عين حال محكم و متين تحرير شده است. اين نثر به او كمك كرده تا فصلبندي و تدوين اثر به زيبايي و استواري فرجام يابد و اثر خواندنيتر شود. چاپهاي مكرر كتاب و نظرها و نقدهاي پرتعداد مطبوعاتي و اينترنتي و تقريظهاي صاحبنظران سياسي وتاريخي نيز دليل و مؤيد اين ادعاست و ميتوان آن را به طور كلي در زمره منابع خوب و قابل اعتماد تاريخنگاري معاصر ايران به حساب آورد.

بربال بحران در 26فصل تدوين شده است و شامل اين سر فصلهاست: كودكي ونوجواني، سرآغاز زندگي سياسي، دوران وزارت، مقدمات زمامداري، كودتا در عراق، سالهاي بحران، انتخابات زمستانه، كندي و ايران، سپهبد تيمور بختيار در واشنگتن، يا زندان يا نخست وزيري، تشكيل دولت، كمك اقتصادي امريكا، دو رويداد سرنوشتساز، دكتر اميني و دانشجويان، دكتر اميني و مطبوعات، دكتر اميني و روحانيون، اصالحات ارضي، دكتر اميني و انتخابات، حادثه اول بهمن0431، برنامه سوم و سفر دكتر اميني به اروپا، دو سفر، مشكل بودجه و استعفاي دكتر امينی، از بيمهري تا بيتفاوتي، خاموش نشستن گناه است، مشاور محمد رضا شاه پهلوي، پايان يك زندگي.

در مجموع، از البالي سطور اين كتاب ميتوان چهره يك سياستگر ايراني كالسيك را كه در مكتب موازنه ميان قدرتها، همراه با نوعي خردورزي سياستنامهاي و سنتي براي ايجاد تعادل در نيروهاي داخلي را دائما به كار ميگيرد، مشاهده كرد. اميني در كنار دولتمرداني از جنس قوام تجربهاندوخته و از حكمت سياسي فروغي بهره گرفته بود. او رابطهاي مناسب با برخي نيروهاي مذهبي و روحانيون داشت و برخالف محمد رضا پهلوي و برخي ديگر از رجال مغرور و مخبط سياسي، ميدانست كه نبايد در اين حوزه از حدود خود تجاوز و يا عواطف ديني مردم و رهبران و مراجع ديني را جريحهدار نمايد. برخي فصول كتاب، نظير جريان كنسرسيوم و قرارداد نفت، )ازص 401به بعد و مسائل دوران انقالب اسالمي در اواخر زندگي دكتر اميني( البته قابل مناقشه و نقد است. نويسنده البته بر اساس ديدگاه و مستندات خود كوشيده محملهاي مناسبي را براي رفتار سياسي اميني فراهم كند. اما به نظرم به تفصيل وحوصلهاي جداگانه نياز دارد و بايد همه منابع با هم در اين زمينه همنشين شود تا امكان فوت مسئله و پرسشهاي اساسي از دست نرود.

از مهمترين بخشهاي كتاب بربال بحران،كه استناد آن را تا حد منبعي درجه اول ارتقا ميدهد، چاپ يادداشتهاي شخصي و سياسي علي اميني است. اين يادداشتها در دوران انقالب اسالمي، پرتوي بر برخي حقايق تاريخي افكنده و تحركات و مواضع بسياري از چهرههاي سياسي در دوسوي معارضه را روشنتر كرده است. برخي از آنها بسيار تازه و واجد نكات منحصر بفرد است. برخي در حاشيه مسائل مهم به كار ميآيد و در مجموع، ارزش رجوع و ارجاع تاريخي را ميتوان در همه اين يادداشتها مالحظه كرد. در ضمن اين يادداشتها ميتوان روح سياستمدار پير را ديد كه هنوز اميدوار است به عرصه باز گردد و البته چندان از سياق رخدادهايي كه همچون سيل در راه است راضي نيست وكيفيت متفاوت آن را هنوز در نيافته يا نميخواهد دريابد. يك نمونه مربوط است به سه شنبه،21دي 7531)برابر با2ژانويه :(1979

»....گزارش دادند دكتر سنجابي در بيمارستان امير اعلم سخنراني ميكند. اين مردپير هم به دست وپا افتاده و خودش را به آقاي خميني چسبانده و نه كسي را قبول دارد و نه كسي او را. به هر حال تالش ميكند. آقاي مهندس بازرگان در جنوب براي تامين احتياجات سوخت داخلي مشغول است و اميد ميرود كه اين كار حل شود، چون صفهاي طويل مردم براي نفت و بنزين در جلوي ايستگاههاي بنزين و نفت جگرخراش است ....

شاه با اين كيفيت و به توصيه اطرافيان كم عقل، خودش را در وضع بدي قرارداده و ميدهد. چون در مشهد و قزوين و امروز در كرمانشاه، در اثر حملهورشدن مردم به افراد نظامي و كشته شدن عدهاي از ماموران شناخته شدۀ ساواك وگروهبانها،كشتار زيادي از طرف نظاميان كه عصباني شدهاند انجام گرديده؛ به طوري كه آقاي فلسفي واعظ، اوايل شب به من تلفن ميكرد كه در قزوين در همين ساعت كشتار عجيبي است. ناچار به آقاي ارتشبد اويسي تلفن كردم وگفت كه دستور دادهام اين كار را موقوف كنند. درست يا نادرست نميدانم........«)صفحات .(569و568

ختم كالم آنكه بربال بحران، اثر جالب و ارزشمندي در عرصه تاريخ معاصر ايران است. ارزش كتاب، پيش از آنكه وابسته به نظرگاه مولف و انگيزههاي او باشد، پيوسته به منابع و روش تدوين و كيفيت تحرير اثر است. كاري كه اغلب مورخان جوان بايد بياموزند تا آثارشان اعتبار كافي و مخاطبان فراوان بيابد. والسالم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.