رهیافتتاریخیبهاندیشههایفلسفی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - گزارش -

اولین نشست از سلسله نشستهای کمیتۀ روششناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با عنوان »رهیافت تاریخی به اندیشههای فلسفی« در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

سخنران این نشست محمدرضا بهشتی دانشیار گروه فلسفۀ دانشگاه تهران بود. دکتر بهشتی در این نشست گفت: رهیافت تاریخی به جانب اندیشهها و مفاهیم فلسفی یکی از رهیافتهای چندگانه به موضوعات فلسفی است. این رهیافت صرفا از روی عالقه تاریخی به این موضوعات صورت نمیگیرد چراکه تاریخ فلسفه نه رشتهای برونفلسفی بلکه جزو فلسفه و برای فهم اندیشههای فلسفی ضروری است. این رهیافت که سابقهای چند سدهای دارد فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشته و در طی این مدت عالوه بر دستاوردهای ارزشمندی که برای فهم فلسفی بههمراه داشته به وقوفی روشنتر نسبت به نحوۀ عمل خود دست یافته است. بنده از حدود بیست و چند سال پیش با اهمیت تحول مفاهیم فلسفی آشنا شدم و از آن زمان تا االن مطالب زیادی بهدست آوردهام که هنوز فرصت جمع بندیاش پیدا نشده است. بهعقیدۀ من برای این موضوع انتخاب کلمه متد یا روش مناسب نیست. بنابراین بنده از کلمه رهیافت برای طرح موضوع استفاده کردم. در دوران معاصر تقریبا 14 رهیافت در عرصۀ فلسفه مطرح است. بعضیها مهمترند و بعضی دیگر ذیل این رهیافتهای مهمتر قرار میگیرند.

وی با اشاره به این نکته که پرداختن به اندیشههای فلسفی چه ضرورتی دارد گفت: در پاسخ به این سؤال برخی رویکرد سیستماتیک و برخی رویکرد تاریخی را برای پاسخ به این سؤال انتخاب میکنند. به بیان دیگر این دو رویکرد را از هم جدا میکنند ولی آنچه ما در داستان معرفتشناسی با آن آشنا شدیم نشان میدهد که تفکیک رویکرد سیستماتیک از رویکرد تاریخی امکانپذیر نیست. اگر صحبت از رویکرد تاریخی به اندیشههای فلسفی میکنیم به این معنا نیست که ما کاری جدای از اندیشیدن فلسفی انجام میدهیم. تاریخ فلسفه جزو فلسفه است ولی جزو تاریخ و از رشتههای تاریخ نیست. اگر ما وارد فضای اندیشیدن فلسفی شدیم به دو نحوه میتوانیم رویکرد تاریخی به اندیشههای فلسفی داشته باشیم.

نحوۀ اول نگاه ایستا یا استاتیک به اندیشۀ فلسفی است که در این نوع نگاه ما قصدمان تعریف موضوع است و با این نگاه سراغ تاریخ فلسفه میرویم. در مقابل این طرز نگاه نوع دیگری نگاه وجود دارد که دینامیک یا پویا است. در این نوع نگاه ما با تحول مفاهیم روبهرو هستیم.

مفهوم یکی از بخشهای مهم تحقیق من بود که وقتی به این مرحله رسیدم حدود شش ماه سر آن ماندم. چراکه مسئلۀ نسبت مفهوم با معنا و شیئی یا موضوع بسیار مهم است. در نهایت تصمیمی که گرفتم این بود که مفاهیم تحقیقم را معنا کنم و تا پایان تحقیقم به آنها پایبند بمانم. ما معموال یک واژه داریم که از طریق آن سراغ یک شیئی یا موضوع میرویم. واژه با موضوع یا شیئی نسبت مستقیم دارد و ما از طریق یک مفهوم به یک شیئی یا موضوع منتقل میشویم. مفهوم در نسبت با مفاهیم دیگر قرار میگیرد و معنای دیگری پیدا میکند. مثال برخی از مفاهیم با هم مترادفاند، بعضی متضادند، بعضی مکملاند و بعضی هم با هم در تعارض هستند. همۀ این نسبتها در فهم ما از مفهوم مؤثر است. نکتۀ قابل توجه اینکه مفاهیم وقتی در نسبت با مفاهیم دیگر قرار میگیرند تبدیل به تصور میشوند و نوعی دگرگونی در آنها پدید میآید. دورانبندیهای تاریخی یکی دیگر از مباحث مهم در تحقیق من است. اینکه آیا تاریخ باید دوران داشته باشد یا نه و قابل دورانبندی است یا خیر، موضوعي است که جای بحث دارد. در همین راستا ما شاهد آنیم که در مقاطع مختلف با دگرگونی مفاهیم مواجه هستیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.