چارچوبي براي مطالعة ايدههاي فمينيستي

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر -

محمدمسعود سعيدي*

فمينيسم اشاره به افکار و ایدههاي گوناگوني دارد كه وجه اشتراك آنها اعتراض براي بهبودي وضع زنان است. ميتوان مالكهایي را براي تنظيم این گوناگوني ارائه داد و راه را براي ورود به انواع گوناگون آن هموار نمود. همچنين یکي از بهترین راههاي شناخت این مجموعه، دنبال كردن رویش تدریجي و تاریخي افکار تشکيلدهندة آن در دیالوگ با هم و با شرایط اجتماعي است. در دهههاي اخير از این ایدهها، نظریهاي جامعهشناختي بيرون كشيده شده است كه جامعهشناسان، دیگر نميتوانند آن را با برچسب ایدئولوژي طرد كنند و نسبت به آن بياعتنا باشند. این نکته قابلتوجه است كه همه فمينيستها طرفدار تشابه مرد و زن نيستند، بلکه برخي از ایشان ایده و جریان مشابهت كامل مرد و زن در وظایف و حقوق را ظلمي جدید به جنس زن ميدانند.

مقدمه فمينيسم از مقوالتي است كه گوناگوني و تنوع آن اولين مشغلة ذهني پژوهشگر را، جستجو براي بدست آوردن نظمي در اين آشفتگي و يافتن وجه اشتراكي در اين پراكندگي، قرار ميدهد. لذا خط مشي اصلي اين مقاله چنانچه از عنوان آن پيداست به وجود آوردن راهنمايي تفصيلي و در عين حال ساده براي شناخت موقعيت و جهت در برخورد با انبوه آثار فمينيستي است. مسلما تاكنون مقاالت فراوان بسياري دربارة فمينيسم و موضوعات مرتبط با آن، نوشته شده است. مقالة حاضر سعي دارد با تركيب و تنظيم مطالب و رعايت تناسب بين ايجاز ابهامآور و اطناب سردرگمكننده، هدف راهنمابودن را تحقق بخشد. روشن است كه پرداختن به ابعاد خاص فمينيسم و تعمق در آن و نيز انتقاد از برخي خصوصيات ديگرش، گامي بعد از برداشتن اين گام اول است. براي رسيدن به اين هدفها، شناختي كلي از فمينيسم ضروري است، و امروزه اهميت شناخت ريشههاي تاريخي بر كسي پوشيده نيست، بدين جهت بعد از تعريفي كلي از فمينيسم، ابتدا نگاهي به تاريخ اولية آن داريم، سپس رابطة آن را با نظرية جامعهشناختي و جامعهشناسان بيان كرده و در آخر، معيارهايي براي طبقهبندي فمنيسم و انواع آن عرضه ميكنيم.

فمينيسم در بستر تاريخ در جهان غرب، تاريخ رسمي آغاز گرفتن فمينيسم با آثاري كه در اعتراض به موقعيت زنان منتشر شدهاند، مشخص ميشود. گرچه اصطالحات »فمينيسم و فمينيست« تا اواخر قرن نوزدهم وارد واژگان زبان نشده بود، مورخان عقايد فمينيستي براي مثال، نوشتههايي از زنان دربارة حقوق زنان پيدا كردهاند كه به قرن چهاردهم برميگردد. به استثناي چنين مواردي، نخستين بار، آثار فمينيستي، در دهة 1630 منتشر شدند و به عنوان جريان باريك و مستمر تا 1780 ادامه داشتند. نخستين غليان توليد در اين زمينه در دهههاي 1780 و 1790 پيش آمد و بيش از 150 سال است كه با جنبش سياسي سازمانيافتهاي براي زنان و به وسيله زنان، روبرو هستيم )لنگرمن و برنتلي ‪.(464-463 :1374‬

از نظر تاريخي تكامل جنبش فمينيسم به دو مرحلة اصلي تقسيم ميشود: موج اول از اوايل قرن نوزدهم تا اندك زماني بعد از جنگ اول جهاني (1920) و موج دوم از اوايل و نيمه دهة 1960 تا عصر حاضر. مري آستل 1731) ـ (1666 يكي از نخستين و برخي او را نخستين فمينيست انگليسي قلمداد كردهاند. آستل محافظهكار و سلطنتطلب بود. وي از شمول حقوق سياسي به زنان هواداري نميكرد، بلكه بر ظرفيت زنان براي تفكر منطقي تأكيد داشت. تفكري كه توجه به زيبابودن به منظور پيدا كردن شوهر آن را از رشد بازداشته است. او زنان را اندرز ميداد كه از ازدواج بپرهيزند، ذهنشان را پرورش دهند و از زندگي عاري از وابستگي به مردان لذت ببرند. فعاليتهاي سازمان يافتة فمينيستي در ابتدا در جهت تأمين حقوق برابر براي زنان بود. ريشههاي فمينيسم به عنوان يك جنبش را عليالظاهر ميتوان به

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.