واقعگرايي سياسي در آينه سياستنامهنويسي بازخواني انديشه سياسي ماكياول و خواجه نظامالملك طوسي

علي اشرف نظري ـ دانشيار علوم سياسي دانشگاه تهران

Ettelaat Siyasi va Eghtesadi - - شماره 304 / تابستان 1395 -

چكيده

ماكياول از انديشمنداني است كه نظريهپردازان تعابير و برداشتهاي گوناگون از انديشههايش دارند. او با گسست از منطق اخلاقي سياستنامهنويسي، شالودهاي نو براي بنيادگذاري سياست فراهم كرد كه آغاز دوراني تازه در تاريخ انديشه سياسي است. او دريافتي از قدرت سياسي بهدست داد كه با الزامات زمان سازگار بود، الزاماتي كه با منطق از سويي و اخلاق سنتي از سوي ديگر همخواني نداشت. از اين ديدگاه، ميتوان او را نقطة گذار از فلسفة سياسي كلاسيك به انديشة سياسي مدرن و در شمار »تئوريپردازان سياسي« دانست، زيرا او نخستين كسي بود كه بر پاية روشهاي تجربي و تاريخي به بررسي سياست پرداخت و با گسست از سنت فكري اسكولاستيكيِ حاكم و در امتداد انديشههاي سياسيِ مطرح شده در دوران رنسانس، پديدههايي چون دولت، حكومت و قدرت سياسي را بعنوان پديدههايي طبيعي كه برآمده از كشاكش نيروهاي اجتماعي است و ماندگاري يا از ميان رفتن آنها نيز به اين عوامل بستگي دارد، مورد توجه قرار داد.

هدف اين نوشتار، نه بررسي انديشههاي ماكياول و خواجه نظامالملك طوسي ـ بهگونة كلي ـ بلكه بررسي شيوة نگرش ماكياول به قدرت سياسي و تلاش در به دست دادن دريافتي درست از آرا و انديشههاي وي در اين زمينه است. ماكياول با »نگرشي مكانيكي« بر آن شده است تا مسائل سياسي ـ از جمله قدرت سياسي ـ را به »خوديِ خود« و بهگونة پديدهاي مستقل مورد توجه قرار دهد. خواجهنظامالملك طوسي نيز كمابيش چهارصد و پنجاه سال پيش از ماكياول ميزيسته و ميتوان او را پيشگام واقعنگريـ نه رويكرد واقعگرايي ـ در سياست دانست.

الف . درآمد

»بر آن شدهام راهي در پيش گيرم كه تاكنون هيچ كس در آن گام ننهاده است؛ راهي است دشوار و پُر مشقت، ولي اگر كوششهايم با نظر اغماض نگريسته شود، همين خود پاداش من خواهد بود.« )ماكياوللي، .(35:1377

نخستين پرسشي كه در زمينة شناخت انديشههاي يك نظريهپرداز سياسي پيش ميآيد، اين است كه مسئله يا به سخن ديگر دغدغه و محور فكريِ او چيست؟ چه عاملي او را برانگيخته است تا دريافتهاي خود را بهصورت يك نظرية سياسي به رشتة تحرير درآورد؟ نويسنده چه هدفي را دنبال ميكند؟ بهنظر ميرسد كه كمابيش همة نظريهپردازان سياسي، كار خود را با ديدن بينظمي در زندگي سياسي آغاز ميكنند و بيشتر آنان

آثار خود را در زماني مينويسند كه احساس ميكنند، جامعةشان دچار بحران شده است. درواقع، نظريهپرداز ژرفانديش از چندوچون اوضاع در پيرامون خود آغاز ميكند، مسائل و مشكلات را در نظر ميگيرد و بر آن ميشود كه با شناخت علل آنها و بهدست دادن تصويري نمادين از كليتهاي نظميافته (براي سامانبخشيِ ديگربار به جامعه) پاسخي بيابد.

پس ميتوان چنين استدلال كرد كه رخ نمودن بحرانها و از همگسيختگيهاي اجتماعي، زمينة طرح نظريات تازه و رويارويي آشكارتر انديشهها را فراهم ميآورد و درحال و هواي بحران و روند دگرگوني است كه شاهد رويارويي انديشههاي گوناگون ميشويم. براي پشتوانهدارتر كردن اين استدلال، ميتوان نقطة مقابل اين وضع اجتماعي، يعني برهههاي آرام و خالي از تنش را نيز مورد توجه قرار داد كه در اين مقاطع، نظريهپردازي

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.