جان رالز: دو تفسير از انديشه عدالت

وحيد مهدوي راد ـ دانشجوي كارشناسي ارشد ـ دانشگاه ياسوج

Ettelaat Siyasi va Eghtesadi - - شماره 304 / تابستان 1395 -

چكيده

كتاب »نظرية عدالت« جان رالز از برجستهترين آثار سدة بيستم در زمينه فلسفة سياسي عدالت است، زيرا ادبيات اين حوزة مطالعاتي را دگرگون كرده است. اين كتاب نهتنها در حوزة نظر، كه در عمل نيز دگرگونيهاي بنيادي پديد آورد. اين نظريه، اثر شگرفي بر سيستمهاي عدالت اجتماعي در كشورهاي غربي و گرايش اين كشورها به عدالت توزيعي در چارچوب دولتهاي رفاهي در نيمة دوم سدة بيستم داشته است. نظرية رالز افزون بر آنكه در بُعد نظري اثري بيهمتا است، تلاشي در راه بهبود وضع نابسامان رفاهي اجتماعي كشورهاي غربي پس از جنگ جهاني دوم نيز بوده است. با اينهمه، نظرية رالز بيشتر بهعلت ژرفاي معرفتشناختي و رويكرد آرمانگرايانه، از همان آغاز با انتقادهايي تند روبهرو شد. امري كه سرانجام رالز را برآن داشت در سالهاي پاياني سدة بيستم دست به بازنگري در نظرية خود در راستاي واقعگرايي سياسي و گرايش بهگونهاي عدالت استحقاقي بزند. در اين نوشته، با بازخواني كوتاه نظرية عدالت رالز ميكوشيم تصويري واقعبينانه از چرخش اين انديشه بهدست دهيم.

درآمد

جانرالز (2002-1921) يكي از برجستهترين فيلسوفان سياسي سدة بيستم است كه نسلي از انديشمندان سياسي از او الهام گرفتهاند (بشيريه، 115:1378). انديشة رالز ابعاد گوناگون دارد: فلسفة اخلاق، فلسفة سياسي، نظرية سياسي، انديشة سياسي و نظرية اقتصادي؛ اما اهميت اصلي آن در زمينه فلسفة سياسي است. فلسفة سياسي، شاخهاي از فلسفه است كه به پرسشهاي بنيادين در حوزة سياست ميپردازد. تجمع سياسي يا مدني، موضوع مورد بررسي در حوزة فلسفه سياسي است. پديدة عضويت در تجمع سياسي كه امروزه در همه جا مطرح است، سرچشمة اصلي پرسشهاي فلسفة سياسي است: آيا انسان در شكل دادن به تجمع سياسي نقش دارد؟ چه صورتي از تجمع سياسي بهتر است؟ از زندگي در تجمع سياسي چه انتظاراتي بايد داشت؟ چگونه ميتوان از وضع ناخوشايند كنوني به وضع دلخواه رسيد؟ گسترة حاكميت حاكمان در تجمع سياسي چه اندازه است؟ و... (لاريجاني،1380: 3-6.(

برخي از فيلسوفان معاصر، جانرالز را در گروه رويكرد تحليلي قرار دادهاند؛ اما رالز، ميگويد از روش تحليلي فراتر رفته است. اگرچه نظرية عدالت رالز نشاندهندة گونهاي گسيختگي در فلسفة تحليلي است، اما برخي آثار و بقاياي فلسفة تحليلي در آن هنوز بهچشم ميآيد، چنانكه رالز پيوسته ميكوشد با استدلال و دقت در بازشناسي معاني و مفاهيم، به تعريفي واقعي و مستقل (از مباني و مقدمات فلسفي و ايدئولوژيك) از عدالت برسد تا بتواند با روشن ساختن برخي مسائل سياسي و اجتماعي، آنها را حل كند (لاكوست، 171:1386). بيشتر تاريخنگاران در زمينه فلسفه و انديشة معاصر برآنند كه رالز دو دوران فكري متفاوت داشته است: دوران نخست، سالهايي است كه در آن به نوشتن نظرية عدالت پرداخته است. در دوران بعد، رالز پس از شنيدن نظر منتقدان نظرية عدالت، دست به بازنگري در ساختار فكري خود زده و آثاري تازه از جمله ليبراليسم سياسي و قانون مردمان را منتشر كرده است. رالز در اين دوران بيش از پيش به عملگرايي نزديك و از فلسفة تحليلي دور شده است. به سخن ديگر، رالز در نظرية عدالت بر مفهوم اخلاقي و

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.