آسيبشناسي تاريخنگاري رسمي در ايران مطالعه موردي؛ تاريخنگاري در مركز اسناد انقالب اسالمي

دكتر علي اكبر اميني ـ استاديار علوم سياسي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد اسالمي واحد تهران مركزي شهاب دليلي ـ دانشجوي دكتراي علوم سياسي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد اسالمي واحد تهران مركزي

Ettelaat Siyasi va Eghtesadi - - شماره 306 / زمستان 1395 -

مقدمه

بهترين راه شناخت »هويت تاريخي« يك سرزمين، بررسي چندوچون تاريخنگاري در آن سرزمين است. بهگفتة كارل ياسپرس »پرداختن به تاريخ براي اين است كه خود را بشناسيم... آدمي نخستين بار در آينة تاريخ ميبيند كه كيست، از كجاست و براي چه زنده است« )ياسپرس،(4:1372

برپاية اين گزاره، تاريخنگاري در هر دوره تاريخي، نشاندهندة اوضاع سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن دوره است و بررسي آن نه تنها اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن زمان را مينماياند، كه مايه شناخت و درك انديشههاي حاكم بر فضاي فكري آن روزگار ميشود.

امروزه مراكز و بنيادهايي چند در ايران دست به تدوين تاريخ معاصر زدهاند كه براي نمونه ميتوان از »مركز اسناد انقالب اسالمي«، »بنياد تاريخ انقالب اسالمي«، »مركز بررسيهاي تاريخي وزارت اطالعات« و... ياد كرد. هرچند نگرشها، روشها و رهيافتهاي گوناگون در اين مراكز و بنيادها وجود دارد، ولي رعايت نشدن روش علمي و اصول اخالقي و... در يك پژوهش، چيزي نيست كه بتوان بر آن چشم بست.

در اين پژوهش برآنيم تا با بازخواني برخي تاريخنگاريهاي »مركز اسناد انقالب اسالمي« به آسيبشناسي »تقسيمبنديها«، »عنوانها«، »زير عنوانها«، »فهرست مطالب« و »فهرست منابع« آنها بپردازيم.

پس از بررسي آثار منتشر شده از سوي مركز اسناد انقالب اسالمي، از ميان هفت گروه از گروههاي 23 گانه پژوهشي در اين مركز، 15 اثر برگزيده شد. آثار برگزيده شده براي اين پژوهش، از گروه كتابهاي »نهضت اسالمي ايران« شامل روشنفكري ديني و انقالب اسالمي )شيخ فرشي، (1381، بيست سال تكاپوي شيعه در ايران اسالمي )حسينيان، (1387، چهارده سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران )حسينيان، (1383؛ از گروه كتابهاي »تاريخ معاصر ايران« دو اثر شامل نقش فدائيان اسالم در تاريخ معاصر ايران )حسينيان، (1384 و بازخواني نهضت ملي ايران )حسينيان، (1385؛ از گروه كتابهاي »جمهوري اسالمي ايران«، كتاب شورش اشرافيت بر جمهوريت )اسماعيلي، (1389؛ از گروه كتابهاي »انديشه سياسي« دو اثر روشنفكران ديني و دينداران روشنفكر )دهقاني، (1386 و بازخواني ديدگاههاي سياسي فقهي آيتاهلل صانعي )حسيني،(1390؛ از گروه كتابهاي »جامعهشناسي سياسي« دو اثر شامل فرهنگ سياسي در ايران )جعفرپور كلوري، (1389 و گفتمانهاي حاكم بر دولتهاي بعد از انقالب )حسينزاده، (1386؛ و از گروه كتابهاي »احزاب و گروهها« دو اثر جبهه ملي ايران )صمديپور، (1388 و 8 سال بحرانآفريني اصالحطلبان )علوينيك، (1388 بوده است.

نقد و بررسي

»ارزيابي صوري آثار از قبل از باي بسما... آغاز و به بعد از تاي تمت ختم ميگردد، لذا نداشتن فهرست مندرجات يك عيب اساسي است« )خرمشاهي، .(26:1386 »نيز در بخش پاياني كتابها معموالً انواع فهارس يا ضمائم ميآيد. اگر يك كتاب پژوهشي ـ براي نمونه علمي يا تاريخي ـ فهرست موضوعي يا اعالم نداشته باشد، نقص آن است« )همان.(28: »زيرا كتابنامه فهرست منابع را بهدست ميدهد و فهرست الفبايي اعالم و موضوعات كار نوعي »نمونهبرداري« از كتاب را تسهيل ميكند. با استفاده از اين ابزار اوليه تحقيق، هر محقق هشيار ميتواند تصميم بگيرد تمام يا بخشي از كتاب را بخواند يا نه ويا آن را به كناري نهد« )فاني، (49:1386، همچنين )سلطاني، .(128:1386

بر اين پايه، نقد و بررسي هر يك از آثار يادشده در باال، از »فهرست ابتدايي« آغاز شده، با »عناوين مطالب« و »زير عنوانها« ادامه يافته و تا فهرست منابع در پايان هر اثر دنبال شده است.

چنانكه در بخش دوم كتاِب چهارده سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران )حسينيان، (1383 ميبينيم، مالحظات ايدئولوژيك و گرايش به فرو كاستن نيروها و عوامل انقالب، در شمار صفحات كتابها و گزينش عناوين فصول و بخشها و زيربخشها در آنها مؤثر بوده است. در فصل يكم از بخش دوم )صص: (379-427 به ايدئولوژي شاهنشاهي ]پهلوي[، در فصل دوم به ايدئولوژيهاي رقيب )صص: (431-505 و در فصل سوم به ايدئولوژي و مبارزات نيروهاي مذهبي )صص: (551-875 پرداخته شده است. گفتني است كه 48 صفحه به فصل يكم، 74 صفحه به فصل دوم و 324 صفحه به فصل سوم اختصاص يافته و تناسب حجم مطالب رعايت نشده است.

در فهرست پاياني اين اثر از 226 كتاب، 39 كتاب و 43 سند، از اسناد همين مركز و برسرهم 82 منبع از منابع اين اثر از انتشارات همين مركز است. همچنين از تمام منابع پاياني، در 36 مورد از كتابها بهجاي تاريخ و محل نشِر آنها به ترتيب »بيتا و بيجا« آمده است. )يعني بيجاي نشر و بيتاريخ نشر.( همچنين بررسي فهرست مطالب اثري ديگر در حوزه تاريخنگاري ايران معاصر با عنوان بيست سال تكاپوي اسالم شيعي در ايران )حسينيان، (1387 نشان ميدهد كه فصلهاي يكم تا چهارم اين اثر، تكرار همان تيترها و مطالب كتاب بازخواني نهضت ملي نفت ايران )حسينيان، (17-162:1385 يعني تكرار كتابي ديگر از نويسنده است. همچنين در فصل يكم از بخش يكم هر دو كتاب به روايت و تاريخنگاري جزئيات روند ملي شدن صنعت نفت پرداخته شده است.

در اين صفحات نخست نقش آيتاهلل ابوالقاسم كاشاني و سپس دكتر محمد مصدق در جريان ملي شدن صنعت نفت بررسي شده است. فهرست مطالب، عنوانها و تيترها در جدول زير ديده ميشود.

اينگونه گزينش تيترها و عنوانها براي اين دو چهره سياسي ـ تاريخي در ملي شدن صنعت نفت، تاريخنگاري را از اصول روش تحقيق و پژوهش دور ميدارد. بويژه كه برخي عناوين در هر دو كتاب تكراري است.

فهرست مطالب فصل پنجم با عنوان »آرمانگرايي شيعي« )حسينيان، (339-416:1387 همان فصلها و تيترهاي كتاب نقش فدائيان اسالم در تاريخ معاصر ايران )حسينيان، ‪(11-104 :1384‬ است. تنها تفاوت در آن است كه در كتاب نخست عنوان فصل پنجم همان »آرمانگرايي شيعي« است ولي اين عنوان در كتاب دوم بهصورت »اسالم و آرمانگرايي شيعي« )پيشين(9: آمده است. جز اين يك مورد، تمامي عنوانها، متن و تيتر با يكديگر شباهت كامل دارند. اين شباهت در جدول زير آمده است.

● امروزه مراكز و بنيادهايي چند در ايران دست به تدوين تاريخ معاصر زدهاند كه براي نمونه ميتوان از »مركز اسناد انقالب اسالمي«، »بنياد تاريخ انقالب اسالمي«، »مركز بررسيهاي تاريخي وزارت اطالعات« و... ياد كرد. هرچند نگرشها، روشها و رهيافتهاي گوناگون در اين مراكز و بنيادها وجود دارد، ولي رعايت نشدن روش علمي و اصول اخالقي و... در يك پژوهش، چيزي نيست كه بتوان بر آن چشم بست.

يادآوري ميكنم كه كتاب بيست سال تكاپوي اسالم شيعي در ايران با حجم 572 صفحهاي خود داراي 124 ماخذ )كتاب( است كه 18 مورد به انتشارات مركز اسناد انقالب اسالمي و 6 مورد از كتابها بدون تاريخ و جاي نشر هستند.

اين رويه در برخي از ديگر آثار ديده نميشود و »فهرست مطالب صحيح و صواب«، »تناسب حجم صفحات«، »گويايي تيتر و عناوين در فهرست مطالب« و تقسيمبندي بخش و فصل به دور از جانبداري است. از جمله در كتاب نقش زنان در نهضت امام خميني )طهماسبي كهياني، .(1385ولي در فهرست منابع پاياني اين اثر ويژگي علمي ديده نميشود و در كتابنامه با پديده درهم بودن مشخصات كتابها و مقاالت مورد مراجعه روبهرو ميشويم. از 55 كتاب اين فهرست تنها در يك مورد مقاله داخل شده است و در مشخصات 54 كتاب ديگر اصول فهرستنويسي پاياني رعايت شده است. ديگر آنكه در بخش منابع مطبوعاتي )پيشين(199: تنها به نام روزنامه بسنده شده است و از شماره صفحه، تاريخ روز، ماه، سال خبري نيست. 9 مورد روزنامه مورد ارجاع در اين قسمت اين ويژگي را دارند.

در فهرست مطالب كتاب جبههي ملي ايران )صمديپور، (1388 نيز سوگيري و جانبداري در پايان فرازها و عناوين ديده ميشود. براي نمونه در بخش سوم از فصل سوم باعنوان »علل ناكارآمدي جبهه ملي« )پيشين(189: اين داليل، آمده است: (1 فقدان برنامه منسجم، (2 اشتباهات رهبري، (3 عدم جذب مردم و طبقه جوان توسط جبههي ملي، (4 ضعف ايدئولوژيك و (5 وابستگي برخي از اعضا به خارج از كشور )پيشين : .(189-195

در زمينه داليل ضعف جبهه ملي ديدگاهها متضاد و متفاوت است. در مورد يكم )فقدان برنامه منسجم( در صفحههاي 58 و 59 همين اثر )صمديپور، (1388 دو برنامه جبهة ملي را اين چنين معرفي ميكند: (1» اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور و تخصيص عوايد حاصله از آن به تقويت اقتصادي كشور... (2 اصالح قانون انتخابات مجلس شوراي ملي و شهرداريها.«

اينگونه سوگيري، در فهرست مطالِب كتاب روشنفكران ديندار و دينداران روشنفكر )دهقاني، (1386 نيز ديده ميشود. از جمله در فصل دوم با عنوان »پيشينه روشنفكري و اصالحطلبي در جهان اسالم و در ايران« )پيشين: (39 تيتر و عناويني چون، »الگوي روشنفكري در ايران«، »روشنفكري ايراني در پيوند با ناسيوناليسم« و »روشنفكري ايراني در پيوند با فراماسونري« )پيشين: (55-64 آمده است. همچنين در زمينه »آرا و انديشههاي روشنفكران ديني« )پيشين(162: چهار تيتر ديده ميشود: »خاستگاه نظري سيد جمالالدين اسدآبادي درباره تجدد و اصالح ديني«، »جالل آل احمد و مفهوم غربزدگي«، »مهدي بازرگان و نسبت علم و دين« و »شريعتي و بازگشت به خويشتن« )پيشين: (169-182، گذشته از فاصله زماني ميان سيد جمالالدين تا جالل آلاحمد كه بيش از حد طوالني )به معناي ناديده گرفتن افراد و آرا ديگر( است؛ تمامي اين انديشمندان )تيترها( در نسبتي با دين گزينش شدهاند و روشنفكران غير ديني را ناديده انگاشتهاند.

فهرست منابع اين اثر )پيشين: (331 شامل 223 كتاب فارسي، 19 مقاله، 6 روزنامه و 4 كتاب التين است. در بخش كتابها )پيشين: (342 رديفهاي 147 و 150 هر دو مقالهاند كه به سهو در اين بخش آمدهاند. همچنين رديفهاي 133 و 135 )پيشين: (341 هر دو يك كتاباند كه با آنكه به قلم يك نويسنده است با دو ناشر گوناگون عنوان شده است. يعني در رديف 133، كتاب سيري در انديشه سياسي غرب اثر حميد

● با توجه به پرشماري مراكز پژوهشي و آثار علمي پژوهشي متعدد در زمينه دگرگونيهاي سياسي اجتماعي ايران و بويژه دوران معاصر، ميتوان دريافت كه تصور اين موضوع كه تنها يك جريان راوي تاريخ در تاريخنگاري امروز وجود دارد، غير علمي و غير واقعي است و تنها برآيند آن ضربه زدن به اصل موضوع پژوهش يعني تاريخ سياسي اجتماعي ايران امروز است.

عنايت، انتشارات اميركبير با سال نشر 1370 درحاليكه در رديف 135 همين اثر با تمامي مشخصات يكسان از سوي انتشارات جيبي و سال نشر 1363 تكرار شده است .

اين خطاها در مورد منابع پيايند و روزنامهها نيز ديده ميشود. يعني جز رديف يكم )روزنامه رهبر( 5 مورد از 6 مورد منابع اين بخش بجز اسم روزنامه، مشخصات كامل براي پيگيري )صفحه، روز، ماه و سال( ندارند و تنها »عنوان« روزنامهها نوشته شده است. منابع التين اين اثر )پيشين: (350 نيز نواقصي دارد، كه مهمترين آن نادرستي در رويه آوردن نام و نام خانوادگي نويسندگان است، بهگونهاي كه در رديف يكم نخست نام و سپس نام خانوادگي مانند (Albert Hourani)، در رديف دوم نخست نام خانوادگي و سپس نام ‪(Dehbashi, Hamid)‬ ، در رديف سوم نخست نام و سپس نام خانوادگي ‪(Nikki Keddie)‬ و در رديف چهارم نخست نام خانوادگي و سپس نام Berkes) و (Niyazi آمده است كه يكدست نيست )پيشين : .(351

در فهرست منابع پاياني كتاب روشنفكري ديني و انقالب اسالمي )شيخ فرشي، (1381 نيز از اين دست نواقص ديده ميشود. آنجا كه از 105 كتاب در مورد روشنفكر ديني و انقالب اسالمي )ص: ‪32 (441‬ كتاب از دكتر علي شريعتي )از رديف 39 تا 70 فهرست منابع( و 14 كتاب از مرتضي مطهري )از رديف 86 تا 99 فهرست منابع( ديده ميشود كه خود گوياي مطالب اصلي اثر است. در بخش فهرست مقاالت نيز چنين است، به اين شكل كه از 156 عنوان مقاله )ص: ‪33 (447‬ مقاله از مهندس مهدي بازرگان )از رديف 25 تا (57، 20 مقاله از )امام( روحاهلل خميني )از رديف

) ره ( 84 تا (103 و 17 مقاله از سيد جمالالدين اسدآبادي )از رديف 5 تا (21 آمده است. بايد دانست كه تمام مقاالت مربوط به امام خميني سخنان ايشان از كتاب

) ره ( صحيفه نور است كه در اين قسمت به اين صورت آمده است و درست به نظر نميرسد.

بيشترين نقص، اشكال و بيتوجهي در رعايت اصوِل مأخذنويسي در فهرست منابع و مطالب كتاِب فرهنگ سياسي ايران )جعفرپور كلوري، (1389 ديده ميشود. بهگونهاي كه در فهرست مطالب و در بخش يكم )كليات مفهومي و نظري( )ص(23: تيتر و عنوانها بر پايه اعداد و زير عنوانها بر پايه حروف ابجد تنظيم شدهاند، در بخش دوم )ص(63: و فصل يكم )نظريه فرهنگ سياسي( تيتر و عنوانها بر پايه اعداد و زير عنوانها بر پايه 1-1، 2-1، 3-1 و... و در بخش سوم )ص: (115 )مطالعه شاخصهاي فرهنگ سياسي در دوره تاريخي( )ص: (159 براي تيتر و عنوانها ديگر نه حروف ابجد و الفبا و نه اعداد هيچيك به كار نرفته است .

در بخش كتابهاي فارسي اين فهرست تكرار چندباره كتابها ديده ميشود. براي نمونه رديفهاي 32 و 33 )ص(277: يك كتاب از يك نويسنده و يك ناشر در دو تاريخ چاپ گوناگون فهرست شده است؛

1 همچنين رديفهاي 57 و 58 )ص: (277 يك كتاب از يك نويسنده و يك ناشر با يك مترجم و يك تاريخ چاپ با دو فونت گوناگون فهرست شده است، همچنين رديفهاي 129 و 130 )ص(285: يك كتاب با يك نويسنده و يك مترجم و يك ناشر اما در دو تاريخ 1369 و 1375 فهرست شده است. همچنين رديفهاي 47 و 126 يك كتاب از يك نويسنده با يك مترجم و يك ناشر در دو تاريخ 1369 و 1375 فهرست شده است .

در بخش كتابهاي فارسِي فهرست مآخذ اين اثر )جعفرپور كلوري، (1389 رديفهاي 102 و 105 )ص(283: و همچنين رديف 121 )ص: (284 عناوين

● توليد و توزيع آثاري كه هويت تاريخي اين سرزمين را مخدوش كند و با باژگوني همراه سازد، در كوتاهمدت به نوعي و در بلندمدت به نوعي ديگر، خسارتزا است و هزينههاي سنگيني به بار خواهد آورد. در كوتاه مدت امكان آن هست كه مركزي پژوهشي ـ علمي را از دايره مركزيت علمي بيرون كند و در بلندمدت ميتواند هويت تاريخي اين سرزمين را ديگرگونه جلوه دهد.

مقالههايي از كاتوزيان، كاشاني و مدير شانهچي است كه جزء كتابها آورده شده است. رديف 5 )ص: (287 در فهرست مقاالت، جزوه درسي است كه كاربرد آن در اين سطح از تاريخنگاري مناسب نيست. اما منابع التين در فهرسِت منابع كتاب فرهنگ سياسي ايران )ص: (228 نادرست )غير علمي( و ناصواب )غيراخالقي( تنظيم شده است كه در زير به بررسي آن ميپردازيم.

در فهرست منابع التين به فراواني با جابهجايي اسم و فاميل نويسندگان روبهرو ميشويم كه دو جنبه را در خود دارد؛ يكي پس و پيش بودن نام و نام خانوادگي و برعكس آن است و ديگر آنكه با جابهجايي نام آثار و نويسندگان )كتابهايي با دو نويسنده در فهرست منابع آمده است( يعني يك اثر چند بار فهرست شده است.

در زمينه مورد اول، يعني پس و پيش بودن نام و نام خانوادگي و برعكس، در رديف 1، نخست حرف اول نام و بعد نام خانوادگي آمده است ‪(A. Azghandi)‬ در رديف 2، نخست نام خانوادگي و سپس حرف اول نام آمده است ‪(Almond, G.A)‬ و تا رديف 14 همين روش ديده ميشود؛ اما در رديف 14 نخست حروف اول نام و سپس نام خانوادگي آمده است ‪(G. A Almond)‬ و تا پايان فهرست، نام و نام خانوادگي در گردش و جابهجايي نادرست فهرست شدهاند.

البته اين تنها نقص فهرست ماخذ التين اين كتاب نيست. رديف 19 )ص(289: نخست نام و سپس نام خانوادگي ‪(Gholamreza Afkhami)‬ نگاشته شده است و پس از عنوان كتاب؛ تاريخ و ديگر مشخصات چون محل نشر و ناشر آمده است. در رديف 22 نيز جاي چاپ مشخص نيست، در رديف 34 نيز جاي چاپ و ناشر روشن نيست. اما تكرار مشخصات اين كتاب خطايي علمي ـ اخالقي است. رديف 3 بهصورت ‪(Almond. G. A and S. Verba)‬ با عنوان كتاب (The ‪Civic Culture)‬ است كه در رديف 14 اين فهرست با مشخصاتي مشابه )عنوان، سال، جاي نشر، ناشر( و تنها با جابهجايي اسامي نويسندگان ‪(G.A Almond and‬ ‪Sidny Verba)‬ دوباره در رديف حروف G فهرست شده است. ولي پيش از آن در حرف A آورده شده بود. البته Sydney در فهرست اين كتاب Sindy نوشته شده است كه چه بسا خطاي تايپي باشد.

در رديف 4 فهرست، كتاب (Gomparative Politics) از گابريل آلموند و پاول ‪(Almond. G and‬ Powell) با جاي نشر Boston و سال نشر 1960 در رديف 13 نيز تكرار شده است، اما بدينگونه كه به جاي ‪(Almond. G and Powell)‬ آمده ‪(G. A. Almond and‬ ‪G.B. Powell)‬ با همان جاي نشر ولي در اولي )رديف (4 سال نشر 1960 و در دومي )رديف (13 سال نشر 1978 آمده است. تفاوت سال چاپ دليلي بر تكرار يك اثر در دو رديف با دو حرف A و G نيست.

بر همين روش رديف 15 كتاب ‪(The Civic‬ Culture) اثر ‪(Gabriel Almond and Sydney Verba)‬ با همان مشخصات ناشر، محل چاپ (Princeton, ‪Princeton University Press)‬ آمده است با اين تفاوت كه عبارت نام Sydney درست شده است. ولي اين مشخصات كتاب در رديفهاي 2، 14 و 15 تكرار شده و نام سيدني وربا به سه گونه تايپي متفاوت آمده است .

همچنين اين كتاب در رديفهاي 32 و 33 يك كتاب با همكاري دو نويسنده )لوسينپاي و سيدني وربا( است كه تكرار شده، اما در رديف 32 آمده (Pye. ‪Lucian. W. and Verba Sidney)‬ ضمن اينكه باز نام سيدني تفاوت كرده و نويسندگان اين كتاب باز در رديف ‪(Pye. Lucian. W. and Verba Sindey) 33‬ نوشته شدهاند! درحاليكه اين كتاب را تنها يك ناشر و در يك شهر منتشر كرده است ‪(Princeton University‬ Press) با اين تفاوت كه در يكي )رديف (32 نام شهر (Princeton) و در ديگري )رديف (33 شهري ديگر

● »رعايت اصول روش تحقيق«، »به كار بردن رويكردهاي پژوهشي در تاريخنگاري«، »كاربست اصول صحيح تدوين فهرستها«، »رعايت اخالق پژوهشي«، »رعايت تناسب حجم مطالب فصول و بخشها«، »به كار نبردن ادبيات سوگيرانه« در هر تاريخنگاري، آن اثر را اثري علمي ـ پژوهشي در ميان مخاطبان ميشناساند.

نوشته شده؛ همچنين در رديف 32 سال نشر را 1975 و در رديف 33 سال نشر 1925 آمده است. الزم به توجه است كه لوسينپاي در 21 اكتبر 1921 و سيدني وربا متولد 26 مي 1932 هستند.

همچنين كتاب ‪(Political Culture and Political‬ Development) كه در رديفهاي 32 و 33 فهرست تكراري دارد و با نام پاي، لوسين و سيدني وربا (Pye, ‪Lucian. W and Verba Sindey)‬ آمده است در رديف 23 اين فهرست و در حرف L، اين كتاب باز هم ديده ميشود. ولي نام نويسندگان بهصورت ‪(Lucian Pye‬ ‪and Sidney Verba)‬ آمده است.

به سخن روشنتر يك كتاب، يكبار)رديف (23 در حرف ‪(Lucian Pye and Sidney Verba) L‬ و دو بار )رديفهاي 32 و (33 در حرف‪(Pye Lucian and P‬ ‪Sidney Verba)‬ تكرار شده است!

از 39 مورد مآخذ التين در فهرست منابع )جعفرپور كلوري، 11(288:1389 مورد در صفحه 37 و 6 مورد در صفحه 70 اين اثر تنها براي مطالعه بيشتر عنوان شده است. همچنين 11 مورد كتاب التين در صفحه 37 با عدد التين در پانوشت ليست شدهاند ولي 6 مورد كتاب التين در صفحه 70 با حروف التين (a.b.c...) ليست شدهاند. نكته ديگر آنكه كتابهاي تكرار شده در فهرست منابع التين سالها پيش از انتشار اين اثر (1389) به فارسي برگردانده شده و ترجمه آنها در دسترس بودهاند.

در رويكرد تاريخنگاري مركز اسناد انقالب اسالمي فهرست مطالب و فهرست منابع صحيح هم ديده ميشود. تا آنجا كه در فهرست مطالب و فهرسِت منابع كتاب دفتر تحكيم وحدت در كشاكش سنت و تجدد )كالنتري، (1390 اصول علمي ـ اخالقي رعايت شده است. به گونهاي كه چارچوب نظري )فصل دوم( از صحت و سالمت ارجاع برخوردار است و يكسره در جايگاه يك چارچوب نظري دلخواه جاي ميگيرد و همچنين فصل چهارم )نتايج( توانسته است با پاسخ به پرسشها و گفتن نتايج، پژوهش را با گام نهايي به انجام برساند.

فهرست منابع پاياني نيز با 289 كتاب و 35 پاياننامه )بيشتر در سطح دكتري( يكدست و به شكل دلخواه و درست )علمي ـ اخالقي( فهرستبندي شده است. اين اثر در قسمت سايتها و منابع مجازي، آدرس ارجاع را تا پايان »دامنه« آدرس در دسترس قرار داده و در مورد سايتهاي خبري، كد خبر را نيز آورده است. نشريات و مقاالت )منابع پيايند( نيز از اين روش بركنار نيستند و تمام مشخصات هر روزنامه آورده شده است.

ولي در فهرست منابع التين )ص (495 با وجود رعايت اصول علمي ـ اخالقي، دو مورد خطا ديده ميشود. نخست آنكه در رديفهاي 18 و 20 مشخصات يك كتاب دوبار آمده است. اين كتاب از ميشل فوكو با عنوان ‪(The Order of Things: an Archaeology of‬ ‪the Human Sciences)‬ است كه در رديفهاي 18 و 20 تكرار شده است. با اين تفاوت كه در رديف 18 جاي نشر London و ناشر آن Routledge نوشته شده و سال نشر 1970 است و در رديف 20 همين كتاب با همان جاي نشر London ولي ناشر آن Tavistock و سال نشر 1970 آمده است. با مراجعه به اين انتشاراتي در مييابيم كه اين كتاب در انتشارات Tavistock ترجمه فرانسه به انگليسي كتاب ميشل فوكو توسط ‪A.M. Sheridan‬ است.

مورد دوم در رديفهاي 19 و 20 )ص: (495 نيز كتابي ديگر از ميشل فوكو با عنوان ‪(The Archaeology‬ ‪of Knowledge)‬ باز تكرار شده و مانند باال، جاي نشر و ناشر يكي در رديف 19 بهصورت (London: ‪Routledeg 1988)‬ و ديگري در رديف 21 جاي نشر

● اگر يك كتاب پژوهشي ـ براي نمونه علمي يا تاريخي ـ فهرست موضوعي يا اعالم نداشته باشد، نقص آن است زيرا كتابنامه فهرست منابع را بهدست ميدهد و فهرست الفبايي اعالم و موضوعات كار نوعي »نمونهبرداري« از كتاب را تسهيل ميكند. با استفاده از اين ابزار اوليه تحقيق، هر محقق هشيار ميتواند تصميم بگيرد تمام يا بخشي از كتاب را بخواند يا نه ويا آن را به كناري نهد.

و ناشر بهصورت ‪(Tavistock: Routledge 1972)‬ آمده است كه اين مورد نيز ترجمه كتاب فرانسه به انگليسي فوكو )يك كتاب( است.

بازگرديم به عناوين و تيترهاي سوگيرانه در تاريخنگاري سالهاي 1376 تا .1384 در فهرست 15 صفحهاي كتاب بحرانآفريني اصالحطلبان )علوينيك، (1388 كه داراي 3 بخش )بخش يكم با 9 فصل، بخش دوم با 3 فصل و بخش سوم با 15 فصل( و 795 صفحه است تيترها و عنوانهاي سوگيرانه فراوان ديده ميشود .

براي نمونه در بخش سوم از فصل يكم با عنوان »پشت پرده شعارهاي حزب مشاركت« )ص: (195 اين تيترها را ميخوانيم: »تاكتيكهاي جنگ رواني حزب مشاركت«، »تاكتيك القاي يأس، نااميدي و غم در مردم«، »تاكتيك القاي رعب و وحشت در مردم« و »تاكتيك اطمينانبخشي و اميدوارسازي« )صص: -199 .(195 همچنين در بخش سوم از فصل هشتم با عنوان »توطئه قتلهاي زنجيرهاي« )ص(399: اين عناوين و تيترها ديده ميشود؛ »اتمام حجت به جناح ارزشگرا«، »هتك حرمت روحانيون انقالبي«، »جوخههاي ترور شخصيت حزب مشاركت«، »عامل اصلي قتلها از اصالحطلبان است« و »سعيد امامي يك اطالعاتي مظلوم بود« كه همگي سوگيري در تاريخنگاري شمرده ميشود و پيش از خواندن اصل متن، تيتر آن گوياي محتواي متن است؛ همچنين در همين بخش سوم، فصل دهم با عنوان »غائله خرمآباد «1379 )ص(471: نيز تمامي تيترها و عنوانها سوگيرانه است؛ همچون »برنامهريزي، اجرا و هدايت غائله خونين خرمآباد توسط احزاب مشاركت« )ص(482: كه به طريق تقليلگرايانه تمامي اين رويداد تاريخي را از سوي نيروهاي حزب مشاركت ايران اسالمي معرفي ميكند.

در فهرست منابع نيز نواقصي چند ديده ميشود؛ براي نمونه آنجا كه در فهرست منابع در رديفهاي 16 و 18 )ص(796: مشخصات يك كتاب دوبار تكرار شده است، نخست )رديف (16 بهصورت: »تاجزاده، مصطفي و همكاران. اصالحات در برابر اصالحات. تهران: طرح نو .«1385 و دوم )رديف (18 »تاجزاده، وحيد و ديگران. اصالحات در برابر اصالحات. تهران: طرح نو. .«1385 كه البته نام نويسنده در ارجاع رديف 18 نادرست است و يا در رديف 70 )ص: (799 تنها به نام كتاب، نويسنده و مترجم بسنده شده است.

در فهرست منابع و در قسمت روزنامه، مجالت و هفتهنامهها نيز تقليلگرايي در مراجعه به روزنامههاي خاص ديده ميشود كه از نظر تعداد ارجاع، 7 مورد نخست )پرتكرار( به قرار زير است: روزنامه كيهان با 41 مورد، صبح امروز با 31 مورد، جمهوري اسالمي با 22 مورد، رسالت با 14 مورد، شرق نيز 14 مورد، حيات نو و ايران با 10 مورد تكرار در ردههاي بعدي قرار دارند. فهرست مطالب، تيترها و عنوانها به همراه فهرست منابع در تاريخنگاري سال 1388 از بيشترين موارد تكرار برخوردار است.

در اين زمينه ميتوان به كتاب بازخواني ديدگاههاي سياسي و فقهي آيتاهلل صانعي )حسيني، (1390 نگاه كرد. كه برعكس عنوان روي جلد، در سرشناسه كتاب و همچنين در صفحه عنوان نوشتهاند »بازخواني ديدگاههاي فقهي و سياسي آيتاهلل صانعي« كه عبارتهاي »فقهي و سياسي« در مقايسه با روي جلد جابهجا شده است و از اين گذشته، حجم صفحات هر فصل با همديگر تناسب ندارد، چون فصل يكم 29 صفحه، فصل دوم 17، فصل سوم 11، فصل چهارم 47، فصل پنجم6، فصل ششم 6 و فصل هفتم 31 صفحه است. در كنار نامتناسب بودن فصول، اين اثر بدون چارچوب نظري، بدون فصل و بخشبندِي عنوان و تيترها و بدون تنظيم بخشي مجزا براي »سخن پاياني« است. تيترها و عنوانها نيز غير علمي است. مهمتر آنكه در فهرست منابع )در يك صفحه( نام 10 روزنامه )تنها نام روزنامه( آمده است به همراه دو كتاب )وسايل الشيعه از ُحر عاملي و واليت فقيه از آيتاهلل يوسف صانعي( كه نه اين دو كتاب و نه هيچكدام از روزنامهها مشخصات علمي ارجاع چون، سال، جاي نشر، ناشر، و ... ندارد.

فهرست منابع كتاِب شورش اشرافيت بر جمهوريت )اسماعيلي، (1389 نيز به همين روند است. اين اثر با 283 صفحه تنها با ديدن 9 كتاب، 9 روزنامه و 18

سايت خبري تنظيم و تدوين شده است. روزنامههاي اين فهرست، عصر ما، جوان، جمهوري اسالمي، ايران، اعتماد، كارگزاران، هفتهنامه سياست و... است و سايتهاي خبري در اين تاريخنگاري، تابناك، تريبون، جرس، جمهوريت، جهاننيوز، ايسنا، فارس، رجانيوز، رهوار، يارينيوز، سياوشون هستند، كه البته در هيچكدام از سايتها جز نام سايت مشخصات ديگري ندارد، فهرست روزنامهها نيز چنيناند.

كتاب شنبه پس از انتخابات )كاوه، (1388 در اصل هيچگونه فهرست منابع تنظيم نكرده و قسمتي را نيز به بررسي نتايج اختصاص نداده است. فهرست مطالب در آغاز اين اثر نيز به دور از اصول علمي يك پژوهش در حوزه علوم انساني و بويژه اصول پژوهش در رشته تاريخ و تاريخنگاري است. بهگونهاي كه 22 روز از »پنجشنبه 21 خرداد« )عنوان تيتر( تا »پنجشنبه 11 تير« )عنوان تيتر( بعنوان 22 قسمت اين اثر تقسيمبندي شده است كه گويا و روشن نيست. همانگونه كه تيتر و عناوين كتاب تقلب بزرگ )مهديپور، (1388 در فهرست مآخذ گويا نيست، آنگونه كه ميخوانيم، »فصل اول: ابطال انتخابات، آغاز ديكتاتوري«، »فصل دوم: قانون من«، »فصل سوم: اسباب تشنج« و »فصل چهارم: تحت تعقيب«؛ و يا زير عنوانهاي فصل اول كه عبارتند از: »متهم اصلي/ هدف اول«، »آتش زير خاكستر/ هدف دوم« و »جاي پا/ هدف سوم« كه غير از ابهام در معنا، شبههبرانگيز نيز هست.

فهرست مآخذ كتاب تقلب بزرگ )ص(123: نيز تنها 29 عنوان متن خبر از خبرگزاريهايي چون برنانيوز، سايت الف، خبرگزاري فارس، هفتهنامه پنجره و... است كه فهرست منابع متن 123 صفحهاي اين اثر بهشمار ميرود.

بهره سخن:

توليد و توزيع آثاري كه هويت تاريخي اين سرزمين را مخدوش كند و با باژگوني همراه سازد، در كوتاهمدت به نوعي و در بلندمدت به نوعي ديگر، خسارتزا است و هزينههاي سنگيني به بار خواهد آورد. در كوتاه مدت امكان آن هست كه مركزي پژوهشي ـ علمي را از دايره مركزيت علمي بيرون كند و در بلندمدت ميتواند هويت تاريخي اين سرزمين را ديگرگونه جلوه دهد. ولي رعايت نكاتي چند از اين دست در زمينه تاريخنگاري، اين وضع را اصالح خواهد كرد.

بيترديد اگر )كه »اگر«ي مهم است( تكاپوي تاريخي يك مؤسسه پژوهشي، بيشتر مصادره به مطلوبي و در تأييد باور دلخواه و متأثر از نگرش فرجامگرايانه باشد، اعتبار آن خدشهدار ميشود.

سپهر علم تاريخ، آن هم علم نوشتاري و انتشار يافته يعني تاريخنگاري، عرصهاي حساس است كه به دليل دسترسي به منابع و مأخذ زياد امكان مقايسه و داوري را براي مخاطبان فراهم ميآورد. با توجه به پرشماري مراكز پژوهشي و آثار علمي پژوهشي متعدد در زمينه دگرگونيهاي سياسي اجتماعي ايران و بويژه دوران معاصر ، ميتوان دريافت كه تصور اين موضوع

2 كه تنها يك جريان راوي تاريخ در تاريخنگاري امروز وجود دارد، غير علمي و غير واقعي است و تنها برآيند آن ضربه زدن به اصل موضوع پژوهش يعني تاريخ سياسي اجتماعي ايران امروز است، درحاليكه تنها »رعايت اصول روش تحقيق«، »به كار بردن رويكردهاي پژوهشي در تاريخنگاري«، »كاربست اصول صحيح تدوين فهرستها«، »رعايت اخالق پژوهشي«، »رعايت تناسب حجم مطالب فصول و بخشها«، »به كار نبردن ادبيات سوگيرانه« در هر تاريخنگاري، آن اثر را اثري علمي ـ پژوهشي در ميان مخاطبان ميشناساند.

يادداشتها

.1 پالمر، مونتي ‪(1377) (1371)‬ نگرش جديد به علم سياست. ترجمه منوچهر شجاعي. تهران: دفتر مطالعات سياسي و بينالملل .2 مراكزي كه در ايران فعاليت دارند همچون »پژوهشكده امام خميني)ره( و انقالب اسالمي«، »مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران«، »دفتر ادبيات انقالب اسالمي« و... )تبريزي، (122:1388؛ و نيز مراكز تاريخنگاري تحوالت سياسي اجتماعي ايران معاصر و بويژه انقالب اسالمي در بيرون از ايران نيز فعاليت دارند كه مطرحترين آنها »مركز تاريخ

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.