نگاه آمارتيا سن به مقولة آموزش و سنجش آن با رويكردهاي متعارف

دكتر وحيد محمودي ـ استاد گروه مديريت مالي دانشكده مديريت، دانشگاه تهران ندا يگانلي ـ دانشجوي دكتري مديريت توسعه، دانشكده مديريت، دانشگاه تهران

Ettelaat Siyasi va Eghtesadi - - شماره 306 / زمستان 1395 -

.1 درآمد

از آموزش بيشتر بعنوان نوشدارويي براي درمان تهيدستي و عاملي براي از ميان برداشتن بازدارندههاي توسعه و رويارويي با تبعيض و نابرابري ياد ميكنند. از اينرو نهادهاي بينالمللي ـ مانند سازمان ملل و يونسكو ـ در سالهاي اخير بر آسانسازي دسترسي همة كودكان به آموزش و ريشهكني تبعيض جنسي در نظام آموزش متمركز شدهاند. انديشمندان و رويكردهاي نظري و فلسفي گوناگون نيز هر يك، نقشهاي متفاوتي را براي آموزش برشمردهاند. برخي نقش آموزش را در بازسازي نهادهاي اجتماعي مورد تأكيد قرار ميدهند. رويكردهاي مطلوبيتگرا كه در دل نظريههاي ارتدكس اقتصادي قرار دارند، نقش ابزاري آموزش را در تشكيل و تقويت سرماية انساني مطرح ميكنند. انديشمنداني مانند رابيندرانات تاگور به جنبههايي از آموزش كه به رشد معنوي و عاطفي انسان منجر ميشود توجه داشتهاند؛ و در سالهاي اخير رويكرد قابليت بر ظرفيت نظام آموزشي در تربيت انسانهايي با توان مشاركت فعاالنه ـ هم در راستاي ارتقاي كيفيت انساني در سطح زندگي شخصي و هم در فرايندهاي توسعة اجتماعي و اقتصادي ـ تأكيد ميكند. ‪(Sarojini Hart, 2015)‬

در دهههاي اخير سه دسته از رويكردها به مقوله آموزش، بيشترين توجه را هم در نهادهاي سياستگذاري و هم در محافل دانشگاهي به خود جلب كرده است: - رويكرد سرماية انساني - رويكرد حقوق - رويكرد قابليت انساني رويكرد سرماية انساني در متن نظريههاي اقتصاد ارتدكس قرار دارد. در اين نظريهها، به انسان بعنوان يكي از ابزارهاي توسعه نگاه ميشود و تنها هدف نظام آموزشي افزايش بهرهوري اين ابزار است. اين نگاه مكانيكي به انسان، در رويكرد حقوقي تا حدي تعديل شد. در رويكرد حقوقي، آموزش واجد ارزش نهادي است و انسان به سبب ذات كمالگراي خود به آن گرايش دارد؛ و از اينرو بعنوان يكي از پايهايترين حقوق هر انسان ارزشمند است؛ اما در رويكرد قابليت انساني، انسان بعنوان موجودي در نظر گرفته ميشود كه از راه انتخابها، ارزشها و ترجيحات خود در فرايند توسعه وارد ميشود و از اينرو هم آفرينندة توسعه است و هم برآيند فرايندهاي آن. در اين رويكرد، آموزش آميزهاي از ارزشهاي ذاتي و نهادي را به انسان ميدهد. در اين مقاله، نخست رويكرد قابليت و جايگاه آن در نظريههاي توسعه به گونهاي كوتاه معرفي شده و با تحليل نگاه سه رويكرد به آموزش، نشان داده ميشود كه رويكرد قابليت با نگاه چند سويه و فراگير خود، رويكردهاي پيشين را كامل كرده است. سرانجام كاركردهاي نظام آموزش در رويكرد قابليت و نگاه ويژة اين رويكرد به امر آموزش تبيين شده است.

.2 رويكرد قابليت انساني و جايگاه آن در نظريههاي توسعه:

نظريهپردازان در دهههاي 1950 و 1960 فرايند توسعه را بعنوان رشتهاي از دورههاي پيدرپي رشد اقتصادي ميدانستند كه همة كشورها بايد از آنها گذر كنند. برپاية اين نظريهها اندازة مناسب و تركيب درست پسانداز، سرمايهگذاري و كمكهاي خارجي بعنوان موارد بايستة دستيابي به توسعه بهشمار ميرفت. در آن سالها توسعة اقتصادي بيشتر با رشد شتابان درآمد ناخالص ملي تعريف ميشد )تودارو و اسميت، .(1391

در دهة 1970 مكتبهاي فكري ديگر، با اين ديدگاه به ستيز برخاستند. نخستين دسته از الگوهاي رقيب، دگرگونيهاي ساختاري در يك نظام اقتصادي را عامل توسعه ميدانست. دستة ديگر با نگاهي افراطيتر توسعهنيافتگي را دستاورد روابط قدرت در نظام وابستگي بينالملل بهشمار ميآورد و نداشتن هرگونه رابطه با كشورهاي مركز را براي توسعة كشورهاي درحال گذار پيش رو مينهاد. در اين دسته از ديدگاهها توسعهيافتگي از راه پيگيري راهبردهاي خودكفايي بهدست ميآمد. در دهههاي 1980 و 1990 رويكردهاي نوكالسيك در اقتصاد توسعه مطرح شد. اين رويكردها، توسعهنيافتگي را بيشتر به دليل دخالت دولتها و حكومتها در نظام اقتصادي ميدانستند و در پي دستيابي به رشد و توسعه از راه كاركردهاي نظام بازار آزاد بودند )تودارو و اسميت، .(1391

بيشتر ديدگاههايي كه بر ادبيات توسعة اقتصادي تا دهة 1980 سايه افكنده بود، افزايش درآمد را بهترين راه دستيابي به توسعه ميدانست؛ اما محبوب الحق و آمارتيا سن در دهة 1980 با طرح آراي خود در چارچوب رويكردهاي توسعة انساني و قابليت انساني نشان دادند با وجودي كه سرانة GNP )توليد ناخالص ملي( در برزيل و مكزيك از كشورهايي مانند هند، سريالنكا و چين بيشتر است؛ مواردي مانند نرخ مرگومير نوزادان و اميد به زندگي در سريالنكا از ديگر كشورها باالتر است. از اينرو رتبهبندي كشورها برحسب سرانة GNP را متفاوت با زماني دانستند كه آنها بر پاية برخي كاركردها مانند آموزش، سالمت و تغذيه، رتبهبندي ميشدند ‪.(Robeyns, 2006a)‬

رويكرد قابليت انساني بر زندگي انسان تمركز يافته است، و نه فقط بر برخي هدفهاي رفاهي جدا از يكديگر مانند درآمد يا مالكيت كاالها كه در بيشتر تحليلهاي اقتصادي مالك رفاه انسان است. اين رويكرد بهدنبال بهرهگيري از ابزارهاي زندگي براي رسيدن به فرصتهاي واقعي و بالفعل زندگي است )سن، انديشه عدالت، .(1392 رويكرد قابليت، رويكردهاي رايج پيشين را به چالش كشيد؛ رويكردهايي كه دسترسي يكسان به منابع را عامل دستيابي به برابري رفاه و توسعه براي همة افراد جامعه ميدانستند و براي سنجش و مقايسة اندازة رفاه و توسعهيافتگي، به دسترسي افراد جامعه به منابع توجه داشتند. در اين ديدگاهها ميزان درآمد بعنوان شاخص اصلي در ارزيابي دسترسي به منابع مطرح بود. از اينرو جوامعي را كه سطوح درآمدي يكسان داشتند داراي ميزان توسعهيافتگي مشابه ميدانستند. درحاليكه رويكرد قابليت برآن است كه عوامل گوناگوني در تبديل درآمد به انواع زندگي مردمان اثرگذار است. اين عوامل عبارت است از:

.1 ناهمگنيهاي فردي: سن، جنس، معلوليت و

● از آموزش بيشتر بعنوان نوشدارويي براي درمان تهيدستي و عاملي براي از ميان برداشتن بازدارندههاي توسعه و رويارويي با تبعيض و نابرابري ياد ميكنند. از اينرو نهادهاي بينالمللي ـ مانند سازمان ملل و يونسكو ـ در سالهاي اخير بر آسانسازي دسترسي همة كودكان به آموزش و ريشهكني تبعيض جنسي در نظام آموزش متمركز شدهاند.

مانند اينها اوضاع گوناگوني براي انسانها ايجاد ميكند كه منجر به نيازهاي متنوعي براي آنان ميشود. براي نمونه، يك معلول براي انجام دادن كارهاي سادهاي كه مردمان عادي بهسادگي و بيهزينه ميكنند، به درآمد بيشتري نياز دارد.

.2 گوناگوني اوضاع پيراموني: ارزش يك درآمد مشخص به اوضاع پيراموني مانند آب و هوا، نوسان دما يا وقوع سيل و... بستگي دارد. براي نمونه در برخي نواحي حارهاي كه انواع بيماريهاي انگلي شايع است، مبارزه با اين مشكل براي دستيابي به يك زندگي عادي و سالمت مستلزم درآمد بيشتري براي افراد ساكن در اين مناطق است.

.3 اوضاع اجتماعي: در تبديل درآمد به كاركردهاي دلخواه فرد، اوضاع اجتماعي مانند ميزان رواج جرم و خشونت در جامعه محلي، شيوع بيماريها، سامان اجتماعي و آموزشي و بهداشتي و... اثرگذار است.

.4 تفاوت در ديدگاههاي ارتباطي: الگوهاي جاافتادة رفتاري در يك جامعة محلي ممكن است تا اندازة زيادي نياز به درآمد را براي انجام دادن كاركردهاي اوليه مشابه دگرگون كند. براي نمونه ممكن است در برخي جوامع براي حضور مناسب در جامعة محلي به پوشيدن لباسهاي بهتر و توجه به ديگر شاخصهاي مصرفي ظاهري نياز بيشتري باشد. از اينرو فرد براي شركت در اجتماعات محلي به درآمد بيشتري نياز خواهد داشت.

.5 توزيع فرصتها و تسهيالت در درون خانواده از ديگر چالشهاي رويكرد درآمدي به توسعه است. اعضاي نانآور خانواده، درآمد را به درون خانواده ميآورند، اما توزيع در درون خانواده هميشه يكسان نيست. براي نمونه در آسيا و شمال آفريقا تبعيض جنسيتي در مورد دختران، نقش مهمي در تقسيم درآمدهاي خانواده دارد. محروميت دختران را ميتوان آسانتر و بهتر با بررسي محروميت قابليتي آنان در مواردي مانند مرگ زود هنگام، كمبود تغذيه و امكانات پزشكي سنجيد و نه بر پاية مقايسة درآمدهاي خانواده )سن، .(1385

آمارتيا سن با طرح اين رويكرد، توجه را از »درآمد« به »قابليت« جلب كرد. در ديدگاه قابليت، تهيدستي و توسعهنيافتگي، نبود قابليت تعريف ميشود. در واقع دو مفهوم قابليت و كاركرد از مفهومهاي محوري رويكرد سن هستند. كاركردها شكل تحقق يافتة قابليتها هستند. آنچه فرد به گونهاي بالقوه ميتواند انجام دهد قابليت وي و آنچه او هماكنون قادر به انجام دادن آن است، كاركرد او بهشمار ميرود )محمودي، .(1385

تفاوت كاركردها و قابليتها از ديگر مفاهيم بنيادين در رويكرد قابليت است. كاركردها دستاوردهاي محقق شدة افراد هستند؛ مواردي مانند خواندن كتاب، شركت در جلسات اجتماعي و آرام بودن. قابليتها، در واقع پتانسيلهايي براي دستيابي به اين كاركردها هستند، مانند بهرهمندي از آموزش خواندن، حضور در جامعهاي كه در آن افراد اجازه شركت در اجتماعات محلي را دارند يا وجود فضاي دور از استرس در محيط كار و زندگي. علت اصلي تمركز سن بر قابليتها، اين است كه قرار دادن مبناي ارزيابي بر كاركردها و دستاوردهاي افراد،

● رويكرد سرماية انساني در متن نظريههاي اقتصاد ارتدكس قرار دارد. در اين نظريهها، به انسان بعنوان يكي از ابزارهاي توسعه نگاه ميشود و تنها هدف نظام آموزشي افزايش بهرهوري اين ابزار است. اين نگاه مكانيكي به انسان، در رويكرد حقوقي تا حدي تعديل شد. در رويكرد حقوقي، آموزش واجد ارزش نهادي است و انسان به سبب ذات كمالگراي خود به آن گرايش دارد؛ و از اينرو بعنوان يكي از پايهايترين حقوق هر انسان ارزشمند است؛ اما در رويكرد قابليت انساني، انسان بعنوان موجودي در نظر گرفته ميشود كه از راه انتخابها، ارزشها و ترجيحات خود در فرايند توسعه وارد ميشود و از اينرو هم آفرينندة توسعه است و هم برآيند فرايندهاي آن. در اين رويكرد، آموزش آميزهاي از ارزشهاي ذاتي و نهادي را به انسان ميدهد.

تصوير درستي از روشهاي )قابليتها و وضع خاص( آنان براي رسيدن به اين دستاوردها بهدست نميدهد. از اينرو هرگز نميتوان عدالت را )بويژه در زمينه آموزش( بر مبناي دستاوردها سنجيد. براي نمونه دو دختر 13 ساله كنيايي را درنظر بگيريد كه هر دو در آزمون رياضي مردود شدهاند. دختر اول در يك مدرسه با كيفيت بينالمللي در منطقه مرفهنشين نايروبي آموزش ميبيند. او با وجود دسترسي به آموزگاران با انگيزه و توانمند در درس رياضي، به انجام دادن تكاليف رياضي عالقمند نيست و بيشتر وقت خود را به تفريح با دوستان ميگذراند. دختر دوم در منطقهاي فقيرنشين و در مدرسهاي دولتي درس ميخواند كه امكانات بسيار كمي دارد. اين دختر با وجود عالقة بسيار زيادش به درس رياضي و تكاليف مدرسه، به معلم رياضي دسترسي ندارد. آموزش رياضي را دبير انگليسي انجام ميدهد. خانوادة اين دختر توانايي تأمين مالي تدريس تقويتي خارج از ساعات مدرسه را براي همة فرزندان خود ندارند و اولويت را به فرزندان پسر داده است. اين دختر همچنين در كارهاي منزل و بچهداري به خانوادهاش كمك ميكند. پس تنها با نگاه به كاركردهاي مشابه اين دو دختر )مردود شدن در درس رياضي( نميتوان درك درستي از قابليتهاي آنان داشت ‪Walker, 2007)‬ & .(Unterhalter

توضيحات سن مشخص ميكند كه چرا انديشمندان در زمينة توسعه اينهمه بر سالمت، آموزش و در سالهاي اخير شمول اجتماعي و توانمندسازي تأكيد ميكنند و كشورهاي داراي درآمد كافي اما ضعيف در زمينة سالمت و آموزش را نمونههايي از رشد بدون توسعه ميدانند. درآمد حقيقي مهم است؛ اما بيگمان تبديل كردن ويژگي كاالها به كاركردها در بيشتر موارد مهم زندگي، گذشته از درآمد به تندرستي و آموزش مناسب نياز دارد. نقش سالمت و آموزش فراتر از موضوعهاي ابتدايي مانند سودمندي تغذيهاي است و افزايش توانمندي براي شناخت غناي زندگي را )در مورد كسي كه از آموزش سنجيده بهرهمند بوده( دربر ميگيرد )تودارو و اسميت،.(1391

.3 جايگاه آموزش در سه رويكرد سرماية انساني، حقوق و قابليت انساني:

در دهة 1960 انديشههاي مبتني بر ارزش اقتصادي ـ ابزاري آموزش، در محافل نظري و سياستگذاري رايج شدند. ايدة محوري اين انديشهها كه زير عنوان رويكرد سرماية انساني قرار ميگرفتند اين بود كه نظام آموزش شايستگيهايي را در افراد رشد ميدهد كه به افزايش بهرهوري نيروي كار و سرانجام رشد اقتصادي ميانجامد. اين تأثير، درست مانند افزايش سرماية فيزيكي در نظر گرفته ميشد. به گفتة گري بكر، از پيشگامان رويكرد سرماية انساني، سرمايهگذاري روي انسانها درست همانند سرمايهگذاري در ديگر عوامل توليد است. وي برآن بود سرمايهگذاري روي انسانها مانند سرمايهگذاري در زيرساختهاي فيزيكي، برونداد خاص خود را دارد ‪.(Unterhalter, 2009)‬

يكي از مفروضهاي پايهاي در رويكرد سرماية انساني اين است كه بازار كار، عقالني عمل ميكند. هنگامي كه نظام آموزش رسمي مهارتهاي خاصي در كسي ايجاد ميكند، بازار كار وي را به شغلي متناسب با سطح مهارت او ميگمارد. در اين فرض، بازارهايي كه در آن افراد بيتوجه به اندازة سواد و مهارتهايشان و تنها برپايه جنس، نژاد، و مانند اينها به شغلهاي

● بيشتر ديدگاههايي كه بر ادبيات توسعة اقتصادي تا دهة 1980 سايه افكنده بود، افزايش درآمد را بهترين راه دستيابي به توسعه ميدانست؛ اما محبوب الحق و آمارتيا سن در دهة 1980 با طرح آراي خود در چارچوب رويكردهاي توسعة انساني و قابليت انساني، ردهبندي كشورها برحسبسرانة رامتفاوتبازمانيدانستند

GNP كه آنها بر پاية برخي كاركردها مانند آموزش، سالمت و تغذيه، رتبهبندي ميشدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.