سرمايه انساني و بهرهوري نيروي كار در استانهاي ايران

دكتر مهديه رضا قليزاده ـ استاديار اقتصاد، گروه اقتصاد بازرگاني، دانشگاه مازندران دكتر مجيد آقايي ـ استاديار اقتصاد، گروه اقتصاد نظري، دانشگاه مازندران

Ettelaat Siyasi va Eghtesadi - - شماره /306 زمستان 1395 -

چكيده

با توجه به اهميت فراوان نقش سرمايه انساني در بهرهوري نيروي كار، در اين نوشته به بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور در قالب الگوي پانل ديتا و تخمينزن اثرات ثابت، با بهكارگيري تابع توليد ترانسلوگ در دوره زماني 1380 تا 1392 ميپردازيم. نتايج پژوهش گوياي آن است كه در دوره بررسي شده، سرمايه انساني يكي از عوامل مهم و اثرگذار بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور بوده است.

-1 پيشگفتار

يكي از زمينههاي مهم در پژوهشهاي اقتصادي امروز، موضوع سرمايه انساني است. سرمايه انساني، يا كيفيت نيروي كار يا دانش نهادينه شده در انسان، مايه افزايش توليد و رشد اقتصادي كشورها ميشود. سرمايه انساني، اگر چه از زمان اقتصاددانان كالسيك مورد بحث بوده، ولي آنچه در اين چند دهه مورد توجه قرار گرفته است، مدلسازي و بهدست دادن الگوهاي ملي از رشد و توسعه اقتصادي است كه در آنها سرمايه انساني ديده شده باشد. با نگاهي به كشورهايي مانند ژاپن و آلمان، كه منابع اقتصادي خود را در جنگ جهاني دوم از دست داده بودند، در مييابيم كه عواملي جز عوامل فيزيكي در كار بوده است كه توانسته اين كشورها را به شكل امروزي توانمند سازد. لستر تارو در كتاب رويارويي بزرگ آورده است: »در قرن آينده اگرچه ممكن است آمريكا به لحاظ نيروي نظامي نيروي برتر دنيا باشد، اما از نظر اقتصادي، ژاپن حرف اول را خواهد زد.« آنچه اين كشورها را به اينجا رسانده، رشد اقتصادي بوده، ولي نه رشدي كه از عوامل فيزيكي بهدست آمده باشد، بلكه منابع انساني و نيروي انديشه و نوآوري بوده كه رشد شتابان و به دنبال آن توسعه را فراهم آورده است )آقايي و رضاقليزاده، .(1392

از سوي ديگر، بررسي منابع رشد اقتصادي كشورها نشان ميدهد كه در ده سال گذشته كشورهاي صنعتي نزديك به 50درصد از رشد توليد خود را با افزايش بهرهوري بهدست آوردهاند. در كشورهاي رو به توسعه پيشرو، مانند مالزي، بهرهوري سهم چشمگيري در رشد اقتصادي داشته است، تا آنجا كه در اين كشور سهم بهرهوري كل عوامل توليد (TFP) در رشد اقتصادي در برنامة نخست (1971-90) كمابيش 13درصد، در برنامه دوم (1991-2000) نزديك به 25/5درصد بوده و در برنامه سوم (2001-2010) به 42/5درصد افزايش يافته است )آقايي، .(1390

در اقتصاد جهاني، دانش بعنوان مهمترين سرمايه، جانشين سرمايههاي مالي و فيزيكي شده است. در اين چند دهه، تأثير عوامل سنتي توليد مانند منابع طبيعي، كار و سرمايه كم اهميتتر شده و اهميت منابع ناملموس مانند اطالعات و دانش افزايش يافته است. اين دگرگوني، پيامدهاي مهم و جدي براي اندازهگيري و مديريت بهرهوري داشته است. در مكاتب گوناگون اقتصادي، از سرمايه انساني بعنوان محرك كليدي براي كاركرد سازماني و منبعي مهم براي توسعه پايدار ياد ميشود و سرمايههاي انساني يكي از منابع توسعه بهرهوري و كاركرد عوامل توليد است. از آنجاييكه در هدفهاي سند چشمانداز و برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي، بهرهوري يكي از عوامل اصلي رسيدن اقتصاد كشور به جايگاه نخست در ميان كشورهاي منطقه دانسته شده است، بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي انساني در كشور و يافتن همبستگي ميان اين دو و همچنين سياستگذاريهاي الزم براي نگهداشت و توسعه اين سرمايهها، داراي اهميت بسيار است. بنابراين، در اين نوشتار، به بررسي نقش سرمايه انساني در بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور در چارچوب الگوي پانل ديتا پرداخته ميشود.

براي رسيدن به هدف پژوهش، نخست مباني نظري و پژوهشهاي انجام شده در گذشته را يادآور ميشويم، سپس به الگوي پژوهش، معرفي متغيرها و انجام آزمونهاي الزم ميپردازيم و آنگاه مدل پژوهش برآورد و نتايج بهدست آمده نشان داده ميشود. در پايان چكيدة دستاوردها و پيشنهادهايي چند به دست داده ميشود.

2ـ مباني نظري پژوهش

در نخستين مدلهاي رشد اقتصادي كه منسوب به هارود و دومار است، نرخ رشد جمعيت از شاخصهاي

‪2 1‬ تعيينكننده رشد شناخته شده، بيآنكه سخني از سرمايه انساني در ميان باشد. اما گذشت زمان و تجربة كشورها روشن ساخت كه اين انگاره درست نيست، بلكه مهارتها، عادات، رفتار و دانش نيروي كار )سرمايه انساني( است كه تعيينكننده اصلي در فرايند توليد است و كميّت نيروي كار اهميت چنداني ندارد. دنيسون به بررسي حسابداري

3 رشد اقتصادي آمريكا پرداخت و به اين نتيجه رسيد كه عوامل نيروي كار ساده و سرمايه فيزيكي نميتوانند رشد اقتصادي آمريكا را نشان دهند و عامل يا عوامل ديگري نيز وجود داشته كه بر رشد اقتصادي آمريكا مؤثر بوده و از مهمترين آنها سرمايه انساني است. آزاوا مدل رشد نئوكالسيك را با افزودن سرمايه انساني اصالح كرد؛ اما لوكاس

‪5 4‬ اين مدل را تكميل و سرمايه انساني را بعنوان يك عامل بنيادي اثرگذار بر رشد اقتصادي معرفي كرد. از همينرو، امروزه در نظريههاي اقتصادي، نيروي كار يكسان و برابر درنظر گرفته نميشود و ناهمسانيهاي بسيار براي نيروي كار ميشناسند. بنابراين، در اين چند دهه، سرمايه انساني كانون بسياري از دگرگونيهاي اقتصاد بوده و در تبيين مسائل گوناگون اقتصادي مانند نابرابري دستمزدها بهعلت سن و شغل، ناهمگني بيكاري افراد ماهر و تنظيم مقررات شغلي از سوي اتحاديههاي كارگري و... نقش برجسته داشته است.

آنچه امروزه اهميت سرمايه انساني و ضرورت پرداختن به آنرا دو چندان كرده، پيوند بسيار نزديك ميان سرمايه انساني و رشد اقتصادي و درآمد افراد است، تا آنجا كه كشورهاي با شاخصهاي سرمايه انساني باالتر از بهرهوري بيشتر و در نتيجه رشد اقتصادي و درآمد بيشتري بهرهمند ميشوند. آموزش بيشتر و بهتر، به افزايش مهارتهاي افراد ميانجامد و همين، توليد كاالها و خدمات بيشتر و رشد اقتصادي تندتر را بهدنبال دارد. فزون بر آن، تأثير سرمايه

● با نگاهي به كشورهايي مانند ژاپن و آلمان، كه منابع اقتصادي خود را در جنگ جهاني دوم از دست داده بودند، در مييابيم كه عواملي جز عوامل فيزيكي در كار بوده است كه توانسته اين كشورها را به شكل امروزي توانمند سازد. آنچه اين كشورها را به اينجا رسانده، رشد اقتصادي بوده، ولي نه رشدي كه از عوامل فيزيكي بهدست آمده باشد، بلكه منابع انساني و نيروي انديشه و نوآوري بوده كه رشد شتابان و به دنبال آن توسعه را فراهم آورده است.

انساني بر تسريع فرايند انتقال تكنولوژي، آهنگ رشد اقتصادي را تندتر خواهد كرد. همچنين، سرمايه انساني، با كمك به دگرگونيهاي اجتماعي در بلندمدت، آزاديهاي فردي و اجتماعي را گسترش خواهد داد.

برسرهم ميتوان گفت كه سرمايه انساني از دو راه با بهرهوري و رشد اقتصادي و درآمد ملي پيوند دارد. از يكسو، تشكيل سرمايه انساني با سرمايهگذاريهاي آموزشي، به تواناييهاي بيشتر افراد ميانجامد و مايه افزايش بهرهوري و رشد توليد و افزايش درآمد ملي ميشود؛ از سوي ديگر، درآمد بيشتر، رشد پسانداز را )كه منبع اصلي تشكيل سرمايه است( در پي دارد، و از آنجا كه بهرهوري كاالهاي سرمايهاي، با گوناگوني سرمايههاي انساني و افراد متخصص و كارآزموده پيوند دارد، با پيشرفت اقتصادي، جامعه پيوسته به افراد تحصيلكرده و آموزش ديده بيشتري نياز خواهد داشت. بدينسان، سرمايه انساني باعث افزايش بهرهوري، توليد و افزايش درآمد ملي ميشود و افزايش درآمد ملي نيز سرمايهگذاريهاي بيشتر در زمينه سرمايه انساني را در پي خواهد داشت. مينسر بر آن است كه اندازة آموزش داده شده به فرد، منشأ اصلي قدرت توليد و درآمد او است. همچنين ميگويد كه آموزش بيشتر مردمان، به توزيع عادالنهتر درآمدها ميانجامد و نشان ميدهد كه بازده سرمايهگذاري در آموزش به هيچرو كمتر از بازده سرمايهگذاريهاي فيزيكي نيست )ساخاروپولوس و پاترينوس، .(2002

6 سرمايه انساني موجب ميشود كه بتوان از سرمايههاي فيزيكي، بهتر بهرهبرداري كرد. سرمايه انساني، مكمل سرمايه فيزيكي است و نبود هر يك، از بازده اقتصادي ديگري خواهد كاست. در رشد اقتصادي كشورهاي پيشرفته صنعتي، سرمايه انساني نقشي برجسته داشته است. گفته ميشود كه بخش بزرگي از بهرهوري و رشد اقتصادي اين كشورها، برخاسته از سرمايه انساني آنهاست. امروزه ديگر روشن شده است كه مهمترين عامل توليد، نيروي انساني كارآمد است. بهرهمندي نيروي انساني از توانمندي بيشتر و كيفيت بهتر كار، گذشته از اينكه نقش بزرگي در افزايش توليد بازي ميكند، به بهرهگيري گستردهتر از منابع فيزيكي و طبيعي ميانجامد. بيشتر اقتصاددانان بر اين نكته توافق دارند كه آنچه سرانجام ويژگيها و روند توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور را تعيين ميكند، منابع انساني است، نه سرمايه يا منابع مادي. براي نمونه، فردريك هاربيسون بر آن است كه: »منابع انساني پايه اصلي ثروت

7 ملتها را تشكيل ميدهد، سرمايه و منابع طبيعي عوامل تبعي توليدند، درحالي كه انسانها عوامل كوشندهاي هستند كه سرمايهها را متراكم ميسازند و از منابع طبيعي بهرهبرداري ميكنند؛ سازمانهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي را ميسازند و توسعه ملي را به جلو ميبرند. كشوري كه نتواند مهارتها و دانش مردمانش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملي به گونه كارساز بهرهبرداري كند، نميتواند هيچ چيز ديگري را توسعه بخشد.«

-3 نگاهي به پژوهشهاي پيشين

چنانكه در مدلهاي رومر (1990)، گروسمن و هلپمن (1991) و اگهين و هويت (1992) ديده ميشود، پيشرفت فني از تالش براي نوآوري برميآيد و هر نوآوري به افزايش بهرهوري و رشد اقتصادي ميانجامد. بنابراين، ميتوان گفت كه پژوهش و توسعه از عوامل مهم و شايد مهمترين عامل توليد و افزايش بهرهوري است. پيشرفتهاي اقتصادي جهان نشان ميدهد كه همراه با افزايش انباشت سرمايه پژوهش و توسعه، رشد اقتصادي و بهرهوري نيز افزايش داشته است. گذشته از آن، بسياري از بررسيهاي تجربي نشان داده است كه ميان برنامههاي پژوهش و توسعه و رشد اقتصادي و بهرهوري پيوند عّلي وجود دارد. پژوهشهاي صورت گرفته براي بررسي كمي

● در نخستين مدلهاي رشد اقتصادي، نرخ رشد جمعيت از شاخصهاي تعيينكننده رشد شناخته شده، بيآنكه سخني از سرمايه انساني در ميان باشد. اما گذشت زمان و تجربة كشورها روشن ساخت كه اين انگاره درست نيست، بلكه مهارتها، عادات، رفتار و دانش نيروي كار )سرمايه انساني( است كه تعيينكننده اصلي در فرايند توليد است و كميّت نيروي كار اهميت چنداني ندارد.

● آنچه امروزه اهميت سرمايه انساني و ضرورت پرداختن به آنرا دو چندان كرده، پيوند بسيار نزديك ميان سرمايه انساني و رشد اقتصادي و درآمد افراد است، تا آنجا كه كشورهاي با شاخصهاي سرمايه انساني باالتر از بهرهوري بيشتر و در نتيجه رشد اقتصادي و درآمد بيشتري بهرهمند ميشوند. آموزش بيشتر و بهتر، به افزايش مهارتهاي افراد ميانجامد و همين، توليد كاالها و خدمات بيشتر و رشد اقتصادي تندتر را بهدنبال دارد. فزون بر آن، تأثير سرمايه انساني بر تسريع فرايند انتقال تكنولوژي، آهنگ رشد اقتصادي را تندتر خواهد كرد. همچنين، سرمايه انساني، با كمك به دگرگونيهاي اجتماعي در بلندمدت، آزاديهاي فردي و اجتماعي را گسترش خواهد داد. برنامههاي پژوهش و توسعه، رشد اقتصادي و بهرهوري در دهههاي 50 و 60 )كه هزينههاي پژوهش و توسعه بعنوان يك متغير توضيحي در مدلهاي رشد منظور شده(، داللت بر همبستگي ميان هزينههاي پژوهش و توسعه و توليد ناخالص ملي و بهرهوري دارد )آقايي، .(1392 در پژوهشهاي چندي به بررسي تأثير سرمايه انساني بر رشد اقتصادي و بهرهوري پرداخته شده است كه به فشردهاي از آنها ميپردازيم: راجيو كي گوئل، جيمز ئي پاين و راتي رام (2008) در نوشتهاي به بررسي همبستگي ميان سرمايه انساني

8 و بهرهوري در آمريكا پرداختهاند. در اين بررسي، آمارهاي كشور آمريكا در سالهاي 1953-2000 به كار رفته و براي يافتن ارتباط ميان سرمايه انساني با رشد اقتصادي و بهرهوري در آمريكا از مدلهاي رشد درونزا بهرهگيري شده است. در اين بررسي، از شاخصهاي گوناگون سرمايه انساني مانند آموزش و هزينههاي پژوهش و توسعه، بهرهبرداري شده است. يافتههاي اين بررسي نشان ميدهد كه برخالف تصور همگان، نقش هزينههاي پژوهش وتوسعه فدرالي در رشد اقتصادي و بهرهوري آمريكا بزرگتر از نقش هزينههاي پژوهش و توسعه غيرفدرالي بوده است. همچنين برپاية نتايج اين بررسي، هزينههاي پژوهش و توسعه نظامي، در سنجش با دو بخش ديگر، اثر بيشتري بر رشد اقتصادي و بهرهوري داشته است. برايان جاكوب و الرس لفرن (2011)، در پژوهشي به بررسي تأثير هزينهها و گرنتهاي پژوهشي اعطايي

9 از سوي مؤسسه بينالمللي سالمت و بنياد علوم بينالمللي بر بهرهوري علمي در دوره زماني 1980 تا 2000 پرداختند. آنان در اين پژوهش، تأثير گرنتهاي اعطايي به كارشناسان دورههاي پسادكتري و گرنتهاي اعطايي

10 به دانشجويان دكتري را، با بهرهجويي از برآورد حداقل مربعات معمولي، تجزيه و تحليل و بررسي كردند. آنان در اين بررسي، شمار مقاالت منتشر شده در پنج سال را بعنوان شاخص بهرهوري علمي درنظر گرفتند. نتايج اين بررسي نشان داد كه با افزايش گرنتهاي اعطايي به پژوهشگران در مقاطع دكتري و پسادكتري، بر شمار مقاالت افزوده ميشود. چانگو و ليان زانگ (2011)، در پژوهشي به بررسي تأثير تشكيل سرمايه انساني بر رشد اقتصادي و بهرهوري

11 در كشور چين، با بهرهگيري از الگوهاي پانل پويا و تخمينزن گشتاورهاي تعميم يافته (GMM) پرداختند. آنان در اين پژوهش استانهاي گوناگون چين را بر پايه درجه توسعهيافتگي به سه دسته توسعهيافته، كمتر توسعهيافته و توسعه نيافته تقسيم كردند و تأثير سرمايه انساني بر رشد اقتصادي و بهرهوري در اين استانها را بررسي كردند. دستاورد اين پژوهش نشان داد كه تحصيالت متوسطه در برابر تحصيالت راهنمايي، تأثير بيشتري بر رشد اقتصادي و بهرهوري چين دارد و همچنين استانهاي توسعه يافته در برابر استانهاي كمتر توسعهيافته سود بيشتري از سرمايه انساني ميبرند. ايمران و همكاران (2012) با بهرهگيري از روش همجمعي و عليت گرنجري، به بررسي همبستگي ميان

12 سرمايه انساني و رشد اقتصادي و بهرهوري در پاكستان پرداختند. نتايج پژوهش نشان داد كه GDP با متغيرهاي توضيحي مدل )هزينههاي عمده آموزش، هزينههاي عمومي بهداشت، تشكيل سرمايه ثابت ناخالص و پرداخت خدمات بدهي( همجمع است و اين بدين معناست كه يك پيوند بلندمدت ميان GDP و هزينههاي اجتماعي در

پاكستان وجود دارد. همچنين، در اين بررسي، بر افزايش هزينههاي عمومي آموزش و بهداشت تأكيد شده است؛ زيرا موجب افزايش بهرهوري و حركت به سوي رشد اقتصادي پايدار خواهد شد. نايا و همكاران (2012) به بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي انساني در كامرون بر پايه مدل رشد

13 منكيو ـ رومر و ويل و با بهرهگيري از عليّت انگل ـ گرنجر در دوره زماني 1970-2010 پرداختند. نتايج نشان داد كه سرمايه انساني تأثير مثبت و معني دار بر بهرهوري دارد. فيصل سلطان و عبدالوحيد (2014)، در پژوهشي به بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري در پاكستان در

14 قالب يك الگوي اقتصاد كالن پرداختند. آنان در اين پژوهش، متغيرهاي بخش عرضه اقتصاد مانند نيروي كار، سرمايه فيزيكي و انساني و متغيرهاي بخش تقاضا مانند مصرف و سرمايهگذاري را همزمان مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد كه همبستگي ميان سرمايه انساني و بازار كار در پاكستان در دوره زماني 1996 تا 2012 اندك است، درحاليكه تأثير هزينههاي آموزشي بر توليد ناخالص داخلي آن كشور از راه افزايش بهرهوري، مثبت و معنيدار است.

در ايران نيز در برخي از پژوهشها، به بررسي تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه و سرمايه انساني بر رشد اقتصادي و بهرهوري پرداخته شده است. نظري و مبارك (1391) در پژوهشي به بررسي تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه بر بهرهوري در صنايع ايران پرداختند. آنان تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه بر بهرهوري در سطح كدهاي دو رقمي صنايع گوناگون ايران در سالهاي 1374 تا 1387 را بررسي كردهاند. نتايج گوياي آن است كه در دوره بررسي شده، تأثير سرمايه انساني متخصص، نسبت سرمايه به توليد، سودآوري، سهم مواد مصرفي خارجي، نرخ ارز ـ با دو وقفهـ و هزينههاي پژوهش و توسعه ـ با سه وقفه ـ بر بهرهوري كل عوامل توليد در صنايع گوناگون اثر مثبت داشته است. بيشترين تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه در بهرهوري مربوط به صنايع فرآوردههاي شيميايي، نفت، الستيكي، پالستيكي، ماشينها و تجهيزات بوده است.

باقرزاده و كميجاني (1390)، در پژوهشي به بررسي تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه داخلي و خارجي بر بهرهوري كل عوامل توليد در بخش كشاورزي ايران با استفاده از رهيافت وقفه چند جملهاي آلمون در يك دوره زماني 30 ساله 1358) تا (1387 پرداختهاند. بر پايه نتايج بهدست آمده، تأثير هزينههاي پژوهش و توسعه داخلي و خارجي در بهرهوري كشاورزي مثبت و معنيدار است.

از آنرو كه بررسيهاي داخلي در زمينه تأثير سرمايه انساني و آموزش بر رشد اقتصادي و بهرهوري در ايران انجام شده، ولي بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري در استانهاي كشور انجام نگرفته است، در اين بررسي كوشش ميشود تا خأل موجود برطرف گردد.

-4 مدل پژوهش و بررسي متغيرها

برسرهم، اثر سرمايه انساني بر بهرهوري و رشد اقتصادي بيشتر در چارچوب مدل سرمايه انساني لوكاس (1988) مطرح ميشود. در مدل لوكاس با اين انگاره كه همه نهادههاي توليد انباشتپذير است، بازدهي نسبت

● امروزه، با توجه به كمبود منابع توليدي، بهبود بهرهوري بهترين و كاراترين روش دستيابي به رشد اقتصادي شناخته ميشود. اگر همراه با افزايش بهرهگيري از نهادهها، بهرهوري نيز افزايش يابد، رشد توليد بيشتر خواهد بود. رشد اقتصادي همواره مستلزم استفاده از دو رويكرد است: يكي افزايش نهادهها كه با افزايش نيروي كار و سرمايه و اجراي طرحهاي توسعه ميسر ميشود و ديگري بهبود بهرهوري كه در آن، بيآنكه مقدار داده تغيير يابد، ستانده بيشتر يا كااليي با كيفيت بهتر توليد ميشود .

● با توجه به محدود بودن منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت سنگين در اقتصاد جهاني، بهبود بهرهوري نه يك گزينه، كه يك ضرورت است. بيگمان رشد و توسعه اقتصادي كشورها در نرخ رشد بهرهوري آنها نهفته است. مشكالت پرشمار اقتصادي و اجتماعي، همچون نرخ رشد باالي جمعيت، اقتصاد تك محصولي، ساختار نادرست نظام اقتصادي و اداري، افزايش نرخ بيكاري، اندك بودن سرمايهگذاري و... كه بيشتر كشورهاي رو به توسعه و از جمله ايران با آن روبهرو هستند، اهميت بهرهوري و لزوم پرداختن به فرهنگ بهرهوري را بيش از پيش روشن ميكند.

به مقياس برآمده از نهادههاي انباشتپذير، ثابت است. لوكاس در تابع توليد، بهجاي نيروي كار فيزيكي، سرمايه انساني را گذاشت. از ديد وي، عوامل اقتصادي از راه مطالعه و تحصيل، سرمايه انساني را انباشت ميكنند. اين مدل، با فرض بازدهي نسبت به مقياس ثابت، همان مدل رشد ربلو است. با اين تفاوت كه در آن، مقياس كل سرمايه،

15 سرمايه فيزيكي و انساني را دربرميگيرد. لوكاس چنين ميانگارد كه در تابع توليد سرمايه انساني، بازدهي نسبت به مقياس سرمايه انساني ثابت است. از اينرو، توليد نهايي سرمايه انساني كه انگيزه افراد براي تحصيل، آموزش و مطالعه را تعيين ميكند، ثابت است.

براي برآورد شكل تابعي مناسب از ميان شكلهاي تابعي موجود تابع توليد، با توجه به مزاياي توابع انعطافپذير، شكل تابعي ترانسلوگ به استناد كاربرد گسترده آن در بررسيهاي مشابه و همچنين از ديدگاه ويژگيهاي نظري و آماري، از جمله امكان استخراج آسانتر توابع تقاضاي عوامل توليد، براي اين پژوهش، از آن بهره ميبريم ) اميني، .(1379

شكل عمومي تابع توليد ترانسلوگ، با درنظر گرفتن تغييرات تكنيكي برپايه زمان )متغير روند زماني (T بهصورت تابعي از لگاريتم عوامل توليد نشان داده ميشود. اگر X را تابعي همگن از درجه اول برحسب عوامل توليد درنظر بگيريم، تابع Y برحسب تابع X و عوامل زمان بهصورت زير است: Σ ΣΣ Σγit

‪LnY = ‪α0 +‬ αt LnXt + δtT + 1/2 βtjLnXtLnXj + LnXtT +‬ 1/2δttT2 شرط الزم براي تأييد بازدهي ثابت نسبت به مقياس در اين تابع اين است كه ΣβtJ

1 = ‪Σ αt‬ و 0 = باشد. تابع توليد كاب ـ داگالس حالت ويژهاي از اين تابع توليد است. اگر مجموع ضرايب توليدي βiJ در برآورد تابع توليد برابر با صفر و مجموع αt ها برابر با يك شود، آنگاه تابع توليد ترانسلوگ به تابع توليد كاب داگالس تبديل ميشود. تابع توليد كاب ـ داگالس، نخستين بار در سال 1928 معرفي شد. تابع توليد اصلي، تنها دو نهاده سرمايه و كار را در بر ميگرفت. آن تابع، همگن از درجه يك در برابر سرمايه وكار، يا بازده ثابت در برابر مقياس انگاشته شده بود. سپس، اين تابع تعميم داده شد كه نخستين تعميم تابع توليد كاب ـ داگالس اين بود كه جمع پارامترهاي نهادهها، عددي غير از (1) باشد. اين توابع، بعنوان توابع توليد تعميم يافته كاب ـ داگالس ناميده ميشود.

‪Y = AX‬ β1 ‪1X β22‬ كه در آن Y معرف مقدار ستانده و Xi مقدار نهاده بكار رفته در توليد و A پارامتر فناوري است. با توجه به مطالعات انجام شده پيشين و مباني نظري پژوهش، براي بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي انساني در استانهاي بررسي شده، در اين پژوهش از تابع توليد ترانسلوگ زير استفاده ميكنيم.

‪Y = AX (L,K,H)‬ كه در تابع باال X نشاندهنده عوامل توليد مورد استفاده در فرايند توليد ميباشند كه در اين پژوهش عوامل توليد عبارت است از نيروي كار (L)، موجودي سرمايه (K) و سرمايه انساني (H) كه باعث توليد ستانده Y ميشوند. اين تابع براي نخستين بار از سوي كريستينسن، يورگنسن و الئو در سال 1972 مطرح گرديد. اين به علت داشتن مزيتهاي منحصر به فرد در دهههاي اخير بهطور گسترده مورد پسند و عالقه اقتصاددانان قرار گرفته است. فرم غير خطي تابع

ترانسلوگ براي دو نهاده، چنين نمايش داده ميشود )موسينژاد و نجارزاده، :(1376 ‪Y = AX β11 Xβ22e‬ ‪(φ/2) (LnX1) (LnX2)‬ در اين تابع اگر 0 = φ باشد، به تابع كاب ـ داگالس تبديل ميشود. شكل كلي تابع ترانسلوگ، با درنظر گرفتن متغير مستقل Y و متغيرهاي توضيحي نيروي كار، موجودي سرمايه و سرمايه انساني بهصورت نمايي درنظر گرفته ميشود . ‪LnY =‬ α0 + αL ‪LnL +‬ αK ‪LnK + α LnH +‬ ‪1/2 αLL‬ ‪(LnL)2 +‬ ‪1/2 αKK(LnK)2‬ + ‪1/2 αHH‬ ‪(LnH)2 +‬ αLK ‪LnLLnK +‬ αLH LnLLnH + H αKH LnKLnH اگر در تابع باال فرض بازدهي ثابت نسبت به مقياس برقرار باشد، بايد داشته باشيم:

αL ‪+ αK + αH = 1‬ αLL ‪+ αLK + αLH = 0‬ αKK ‪+ αLK + αKH = 0‬ αHH ‪+ αHL + αHK = 0‬ با توجه به هدف اصلي اين پژوهش مبني بر بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور، با بهرهگيري از مباني نظري پژوهش و بررسيهاي انجام شده پيشين، تابع توليد ترانسلوگ زير را به كار ميگيريم:

‪Lny = α0 + α1 LnK + α2 Lnh + α3 LnhLnk + α4 (Lnh)2 + αs (Lnk)2 + ε‬ همانگونه كه در معادله باال ديده ميشود، همه متغيرهاي تابع توليد ترانسلوگ بر نيروي كار تقسيم شده است يا به عبارتي متغيرها به سرانه نيروي كار تبديل شده است. بنابراين متغير وابسته اين مدل، بهرهوري نيروي كار و متغيرهاي مستقل مدل، موجودي سرمايه و سرمايه انساني در برابر نيروي كار است. متغير وابسته اين مدل عبارتست از بهرهوري نيروي كار كه برابر است با ارزش افزوده استانهاي مورد بررسي تقسيم بر تعداد نيروي كار آنها. آمار مربوط به اين متغير از سالنامههاي آماري مركز آمار ايران در سالهاي گوناگون گردآوري شده است. موجودي سرمايه سرانه نيروي كار (k) يكي از متغيرهاي توضيحي مورد استفاده در اين تحقيق است كه آمار مربوط به اين متغير از منابع اطالعاتي بانك مركزي گرفته شده است.

سرمايه انساني (h) ديگر متغير توضيحي در اين پژوهش است. در بررسيهاي اقتصادي، شاخصهاي گوناگوني براي اندازهگيري سرمايه انساني برگزيده شده است. دنيسون، سرمايه انساني را بهبود كيفيت كار انسان دانست و براي اندازهگيري آن تفاوت درآمدهاي نيروي كار با سطح تحصيالت مختلف را مالك قرار داد. مك ماهون، از

16 سرمايهگذاري در دورههاي دبستان و دبيرستان به صورت درصدي از GDP و سرمايهگذاري در آموزش عالي به صورت درصدي از بعنوان شاخص سرمايه انساني ياد ميكند. گريليچز، از هزينههاي آموزشي بعنوان شاخص سرمايه انساني در پژوهش خود بهره برد. در اين پژوهش از شاخص نيروي كار ماهر و با تجربه، بعنوان سرمايه انساني بهرهگيري شده است. گفتني است كه تعريف مركز آمار ايران براي نيروي كار ماهر چنين است: »نيروي كار

● برپايه آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان ملل، توجه كشورها ـ بويژه كشورهاي رو به توسعه ـ به سرمايه انساني بسيار ناچيز است. از آنجا كه سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور، تأثير مثبت دارد، سياستگذاران اقتصادي بايد توجه و اهتمام بيشتري به اين موضوع داشته باشند و با اتخاذ سياستهاي مناسب توان جذب نيروي انساني ماهر و متخصص در بخشهاي گوناگون اقتصادي كشور از جمله صنعت را فراهم سازند؛ وگرنه، با توجه به رشد سرمايه انساني و افزايش نيافتن توليد، شكاف ميان نيروي كار متخصص و آموزش ديده و اشتغال از لحاظ جذب فرصتهاي شغلي، بهصورت بيكاري نيروي كار تحصيلكرده نمايان خواهد شد؛ كه خود عاملي منفي در بهرهوري نيروي كار است.

ماهر به شاغالني اطالق ميشود كه به اعتبار دانش فني و تجربهاي كه كسب كردهاند، توانايي انجام كارهاي فني را دارند.« بيشتر پژوهشهاي خارجي و داخلي گوياي اين است كه آنچه در بهرهوري و در نتيجه رشد و توسعه اقتصادي اثرگذارتر است، نيروي كار ماهر و تحصيلكرده است )نيروي كار استوار بر دانش( 1988)، ‪(Lucas, R‬ ، بنابراين، در اين پژوهش از نيروي كار داراي تحصيالت و مهارت )نيروي كار باسواد( بعنوان متغير جانشين سرمايه انساني استفاده شده است.

-4-1 تخمين و برآورد مدل

در مدلهايي كه بهصورت سري زماني هستند، پيش از برآورد، نياز است تا مانايي متغيرهاي به كار رفته در مدل بررسي شود و پس از اطمينان از مانا بودن متغيرها، برآورد انجام گيرد. ولي، در مدلهايي كه بهصورت پانل هستند، اين مشكل )نامانايي متغيرها( وجود ندارد. اما با توجه به اينكه دوره زماني استفاده شده در اين پژوهش زياد است و براي اطمينان يافتن از درستي نتايج بهدست آمده، آزمونهاي پايايي مربوط به متغيرها انجام گرفته است. براي بررسي مانايي متغيرها، از آزمونهاي ريشه واحد پانل بهرهگيري شد كه برپايه آمارههاي لوين و همكاران، ايم، پسران و شين، پسران و فيشر و فيشر، همه متغيرهاي به كار رفته در سطح اطمينان باالي 99درصد و در سطح ايستا بوده است.

-4-2 برآورد مدل

پس از به دست دادن مدل و با گردآوري آمار و اطالعات بايسته براي ارزيابي مدل، بايد شيوه روش برآورد پانل ديتا تعيين شود. بنابراين، نخست براي تعيين بودن )يا نبودن( عرض از مبدأ، جداگانه براي هر يك از مقاطع )استانها( از آماره F ليمر بهرهگيري شد. نتيجه اين آزمون داللت بر رد فرضيه صفر )يعني حداقل مربعات معمولي( داشت. سپس، براي اينكه مدل با بهرهگيري از روش اثرات ثابت يا اثرات تصادفي برآورد گردد، از آزمون هاسمن استفاده شد. با توجه به نتايج بهدست آمده از اين آزمون، روش اثرات ثابت براي برآورد مدل تأييد گرديد. نتايج حاصل از برآورد تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور، برپايه روش اثرات ثابت در جدول (3) آمده است.

در جدول باال، نتايج برآورد مدل با استفاده از روش اثرات ثابت و تصادفي آمده است. ولي همانگونه كه گفته شد، برپايه آزمون هاسمن، روش اثرات ثابت تأييد شد لذا نتايج حاصل از اين روش تفسير ميشود و نتايج روش اثرات تصادفي تنها براي مقايسه ارائه شده است. چنان كه در جدول (3) ديده ميشود، نتايج كلي تخمين گوياي آن است كه (1 نزديك به 0/92 درصد تغييرات متغير وابسته مدل )بهرهوري نيروي كار( با متغيرهاي مستقل مدل )سرمايه انساني و موجودي سرمايه( توضيح داده ميشود؛ (2 برپايه آماره F بهدست آمده (108/0037) براي مدل ـ كه نشاندهنده معنيدار بودن كل رگرسيون است ـ كل متغيرهاي برآوردي در اين مدل از ديد آماري در سطح بسيار خوبي معنيدار هستند. بنابراين، بدون ترس از نادرست بودن آنچه بهدست آمده، ميتوان به تفسير نتايج پژوهش پرداخت.

همانگونه كه از نتايج تخمين و برآورد الگو مشخص است ضريب متغير موجودي سرمايه سرانه (k) برحسب نيروي كار، برابر با 0/22 و از لحاظ آماري نيز در سطح اطمينان بااليي معنيدار است. اين نتيجه نشاندهنده اين است كه افزايش سرمايه در استانهاي مختلف كشور بر بهرهوري نيروي كار در دوره بررسي شده اثر مثبت داشته و باعث افزايش آن شده است.

ضريب متغير سرمايه انساني (h)، برابر با 0/16 و از ديد آماري در سطح اطمينان بااليي معنيدار است. اين نتيجه گوياي آن است كه با افزايش هرچه بيشتر سرمايه انساني )در اين پژوهش، نيروي كار ماهر( ميتوان بهرهوري نيروي

انساني را افزايش داد. براين پايه، تأثير مثبت سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور در دوره بررسي شده، تأييد ميشود.

با توجه به ضريب بهدست آمده براي دو متغير سرمايه انساني و موجودي سرمايه، ديده ميشود كه تأثير موجودي سرمايه بر بهرهوري نيروي كار در دوره بررسي شده در استانهاي گوناگون از متغير سرمايه انساني بيشتر است و اين، نشاندهندة پرداخته نشدن به سرمايه انساني و بهكارگيري آن در توليد كاالها و خدمات در كشور است، زيرا، به جاي سرمايههاي انساني، در عمل همه بنگاههاي توليدي و خدماتي كشور به سرمايههاي فيزيكي متكي هستند. چنان كه گفته شد اگر در مدل برآوردي باال فرض بازدهي ثابت نسبت به مقياس وجود داشته باشد، بايد وضع زير برقرار باشد: αk + αH ‪= 1‬ αKk + αKH ‪= 0‬ αHH + αHK ‪= 0‬ براي بررسي وضع باال، از آزمون والد استفاده ميكنيم كه نتايج آن براي هر سه مورد باال چنين خواهد بود:

همانگونه كه در جدول باال ديده ميشود، برپايه نتايج آزمون والد بازدهي ثابت نسبت به مقياس در استانهاي كشور در سطوح گوناگون سرمايه انساني و موجودي سرمايه و برپايه مدل برآوردي در دوره بررسي شده، مورد تأييد قرار نميگيرد. بنابراين باتوجه به ضرايب دو متغير سرمايه انساني و موجودي سرمايه ميتوان گفت بازدهي كاهنده نسبت به مقياس در مدل برآورد شده وجود دارد. با توجه به اينكه برپايه آزمون والد فرضيه صفر بودن همه ضرايب توليدي βiJ ها در برآورد مدل تأييد نميشود، ميتوان گفت كه در اين پژوهش، حالت ويژه تابع ترانسلوگ، يعني تابع توليد كاب داگالس صدق نميكند.

5ـ نتيجهگيري

بهرهوري و پيوند آن با سرمايه انساني از موضوعات مهمي است كه در مطالعات اقتصادي مورد توجه بسياري از اقتصاددانان و كارشناسان اقتصادي است. بهرهوري، موضوعي است كه از ابعاد گوناگون به آن نگريسته شده و هر روز كاربرد و اهميت آن در كشورها بيش از پيش آشكار ميشود. با توجه به اهميت بهرهوري، از آن بعنوان يك سنجه براي ارزيابي كاركرد سامانههاي اقتصادي استفاده ميشود. بهرهوري پديدهاي تازه نيست و عمري به اندازه تاريخ بشري دارد. ولي، امروزه اهميت بسيار يافته و بعنوان معيار سنجش كاركرد برنامههاي اقتصادي، مدنظر بيشتر كشورها و سازمانهاي بينالمللي مانند بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول قرار گرفته است. امروزه، با توجه به كمبود منابع توليدي، بهبود بهرهوري بهترين و كاراترين روش دستيابي به رشد اقتصادي شناخته ميشود. اگر همراه با افزايش بهرهگيري از نهادهها، بهرهوري نيز افزايش يابد، رشد توليد بيشتر خواهد بود. رشد اقتصادي همواره مستلزم استفاده از دو رويكرد است: يكي افزايش نهادهها (Input-driven) كه با افزايش نيروي كار و سرمايه و اجراي طرحهاي توسعه ميسر ميشود و ديگري بهبود بهرهوري ‪(Productivity- driven)‬ است كه در آن، بيآنكه مقدار داده تغيير يابد، ستانده بيشتر يا كااليي با كيفيت بهتر توليد ميشود. اين رويكرد موجب ميشود كه توان رقابتي كشورها در صدور محصوالت به بازارهاي جهاني افزايش يابد. بنابراين، ميتوان گفت كه براي افزايش رشد و رفاه اقتصادي در جامعه، الزم است به بهرهوري بعنوان منبع اصلي رشد اقتصادي پرداخته شود. با توجه به محدود بودن منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت سنگين در اقتصاد جهاني، بهبود بهرهوري نه يك گزينه، كه يك ضرورت است. بيگمان رشد و توسعه اقتصادي كشورها در نرخ رشد بهرهوري آنها نهفته است. مشكالت پرشمار اقتصادي و اجتماعي، همچون نرخ رشد باالي جمعيت، اقتصاد تك محصولي، ساختار نادرست نظام اقتصادي و اداري، افزايش نرخ بيكاري، اندك بودن سرمايهگذاري و... كه بيشتر كشورهاي رو به توسعه و از جمله ايران با آن روبهرو هستند، اهميت بهرهوري و لزوم پرداختن به فرهنگ بهرهوري را بيش از پيش روشن ميكند. بهرهوري نيروي كار، مانند بهرهوري ديگر عوامل توليد همچون انرژي و سرمايه، نقشي برجسته در رشد و توسعه اقتصادي كشورها دارد. بنابراين، بررسي عوامل مؤثر بر بهرهوري نيروي كار و شناسايي نقاط ضعف و قوت آنها در كشورها و رشد و توسعه آنها بسيار حايز اهميت است.

در اين پژوهش، به بررسي تأثير سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور در دوره زماني 1380 تا 1392 و با بهرهگيري از دادههاي پانل و برآورد اثرات ثابت پرداخته شد. فشرده نتايج اين تحقيق چنين است:

. تأثير شاخص سرمايه انساني )نيروي كار ماهر( بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور در دوره بررسي شده مثبت و معنيدار است

- با توجه به نتايج بهدست آمده از آزمون والد، تابع توليد كاب داگالس ـ كه حالت ويژهاي از تابع توليد ترانسلوگ است ـ مورد تأييد قرار نگرفت. به سخن ديگر، بازدهي ثابت نسبت به مقياس، با توجه به عوامل توليد موجود در مدل، وجود ندارد و با عنايت به ضرايب بهدست آمده براي متغيرهاي موجودي سرمايه (0/22) و سرمايه انساني (0/16) ميتوان گفت كه بازدهي كاهنده نسبت به مقياس توليد در مدل برآوردي وجود دارد.

. تأثير متغير موجودي سرمايه بر بهرهوري نيروي كار مثبت و معنيدار است و نشاندهنده اين است كه با افزايش سرمايه در استانهاي كشور، بهرهوري نيروي كار نيز افزايش مييابد

برپايه آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان ملل، توجه كشورها ـ بويژه كشورهاي رو به توسعه ـ به سرمايه انساني بسيار ناچيز است. از آنجا كه سرمايه انساني بر بهرهوري نيروي كار در استانهاي كشور، تأثير مثبت دارد، سياستگذاران اقتصادي بايد توجه و اهتمام بيشتري به اين موضوع داشته باشند و با اتخاذ سياستهاي مناسب توان جذب نيروي انساني ماهر و متخصص در بخشهاي گوناگون اقتصادي كشور از جمله صنعت را فراهم سازند؛ وگرنه، با توجه به رشد سرمايه انساني و افزايش نيافتن توليد، شكاف ميان نيروي كار متخصص و آموزش ديده و اشتغال از لحاظ جذب فرصتهاي شغلي، بهصورت بيكاري نيروي كار تحصيلكرده نمايان خواهد شد؛ كه خود عاملي منفي در بهرهوري نيروي كار است.

يادداشتها

‪1. Harrod, I. 1948‬ ‪2. Demar, E. 1946‬ ‪3. Denison, E. 1962‬ ‪4. Uzawa, H.‬ 1965 ‪5. Loucas, R.‬ (1998) ‪6. Psacharopoulos and Patrinos,‬ 2002 ‪7. Harbison, 1971‬ ‪8. Rajeev K. Goel & James E. Payne and Rati Ram,‬ 2008 ‪9. Brian Jacob and Lars Lefgre,‬ 2011 10. Postdoctoral ‪11. Chuanguo Zhang, Lihuan Zhuang,‬ 2011 ‪12. Imran et al.‬ 2012 ‪13. Nya et al,‬ 2012 ‪14. Faisal Sultan Qadri, Abdul Waheed, 2014‬ ‪15. Rebelo Endogenous Growth Model, 1991‬ ‪16. Macmahon, 1987‬

منابع و مآخذ

. آقايي، مجيد، مهديه رضاقليزاده(1392) »بررسي تأثير سرمايه انساني بر رشد اقتصادي در استانهاي ايران«، فصلنامه پژوهش و برنامهريزي در آموزش22:، بهار .41-53 آل عمران، رويا و سيد علي آل عمران.(1391) »سنجش اثرگذاري ارتقاي سرمايه انساني بر رشد اقتصادي در كشورهاي منتخب عضو اوپك« فصلنامه تخصصي پاركها و مراكز رشد 8‬ :(32) .1-30 اميني، عليرضا. و زهره حجازي آزاد.(1387) »تحليل نقش سرمايه انساني و تحقيق و توسعه در ارتقاي بهرهوري كل عوامل توليد (TFP) در اقتصاد ايران.« فصلنامه پژوهشهاي اقتصادي ايران 10‬ :(35) - بانك مركزي جمهوري اسالمي ايران(1389) ، گزارش بهرهوري اقتصاد ايران 1367-1386، معاونت اقتصادي، اداره بررسيهاي

اقتصادي . --------، (1388) نيروي كار، سرمايه و كل عوامل توليد، پژوهشهاي اقتصادي، اداره بررسيها و سياستهاي اقتصادي (4)باقرزاده،عليواكبر »تحليل تأثيرتحقيقوتوسعهداخليوخارجيبربهرهوريكلعواملتوليددربخش كشاورزي فصلنامهمدلسازياقتصادي،1‬ - ‪APO Productivity Database‬ ‪(2011) “Economy-wide and Industry Data for Asian Economies”: Updated 6 Sep.‬ 2011 ‪- Argentino,Pessoa (2010), “R&D and economic growth: How strong is the link?Faculdade de Economia do‬ ‪Porto, Rua Dr. Roberto Frias, 4200-464 Porto, Portugal,‬ ‪Journal Homepage, : 98‬ S71-S102 ‪- Coe, D., Helpman, E. (1995), International R&D spillovers. European Economic Review, 39:‬ 859–887. ‪- David, P. A., Hall, B. H., & Toole, A. A. (2000), «Is public R&D a complement or substitute for private R&D? A‬ ‪reviewof the econometric evidence».‬ ‪Research Policy,‬ 29: 497–529. ‪- Falk. Martin (2007), “R&D spending in the high-tech sector and economic growth”,‬ ‪Research in‬ Economics, 140–147. 61: ‪- Gharoun Masome (2000), “The Role of Education on Economic Growth”,‬ ‪Quarterly Journal of Research and‬ ‪Planing in Higher Education.‬ (in Persian). ‪- Guellec, D., Van Pottelsberghe De La Potterie, B. (2004), “From R&D to productivity growth: Do‬ the ‪institutional settings and the source of funds of R&D matter?”‬ ‪Oxford Bulletin of Economics and Statistics,‬ 66 353–378. (3): ‪- Griliches, Z., Mairesse, J. (1984), “Productivity and R&D at the firm level”. in: Griliches, Z. (ed.), R&D,‬ ‪Patents and Productivity.‬ ‪Chicago University Press,‬ :339–374 ‪- Griliches, Z. (1979), Issues in assessing the contribution of research and development to productivity‬ growth. ‪Bell Journal of Economics,‬ 10: 92–116. ‪- Griffith, R., Redding, S. and Van Reenen, J. (2000), “Mapping the two faces of R&D: productivity growth in‬ a ‪panel of OECD industries”, Centre for Economic Policy Research,‬ ‪Discussion Paper‬ no. 2457. ‪- Hallam, D. (1990), “Agriculture Research Expenditures and Agricultural Productivity Changes”,‬ Journal of ‪Agriculture Economics,‬ 41: 434-39. ‪- Harbison, F. H. (1971),‬ ‪The Strategy of Human Development in Modernizing Economics. Report of‬ Policy ‪Conference on Economic Growth and Investment in Education – Washington‬ Oct,1971 ‪- Hu. Baomin, Wang. Lili, Yu. Xinkai (2007), “R&D and economic growth in China on the basis of‬ data ‪envelopment analysis”, Journal of Technology Management,‬ 3;225-236. ‪- Jacob, Brian A. & Lefgren, Lars (2011). “The impact of research grant funding on scientific‬ productivity,” ‪Journal of Public Economics, Elsevier, 95(9-10): 1168-1177,‬ Oct ‪- ------------- (2007), “The effect of grade retention on high school completion”, NBER, Working Paper 13514‬ ‪- Khan, M., Lunitel, K.B. (2006), “Sources of knowledge and productivity: How robust is the relationship?” STI‬ ‪Working Paper 2006/6. OECD, Paris.‬ ‪- Leyden, D. P., & Link, A. N. (1991), “Why are government R&D and private R&D complements?”‬ Applied

Economics, 23,1673–1681. ‪- ‪defense ‪- Mankiw, Lichtenberg, economicsN.G., F. Romer,R. Amsterdam:(1995). D., “EconomicsWeil, North-Holland.‬D.N. (1992),of defense«A (:431–457). contributionR&D”. In: K. to Hartley&T.the empirics Sandlerof economic (eds.), growth».‬ Handbook Developing Quarterlyof‬ ‪Journal of Economics‬ 107, 407–437. ‪- ‪Countries ‪- Macmahon,Narayan, of Poresh Africa,‬W. (1987), Kumar ‪Economics“Theand Russell Relationof EducationSymathof Education (2004), Review,‬ and “Causality6; R&D 60-76 to between Productivity Human Growth Capitalin the‬ and Real Income‬ Business in ‪Co-integrated VAR Processes: Empirical Evidence from China (1960-1999)”,‬ ‪International Journal of‬ ‪and Economics,.‬ 3:1-11. ‪- Psacharopoulos, G.& H.A. Patrinos. (2002)."Investment in Education: A Further Update”.‬ ‪Journal.»R&D expenditures and U.S. economic growth: A disaggregated approach».2008) ‪Worldet al ( - Bank.PP:1-28‬Rajeev‬ K. ‪of Policy Modeling‬ 30: 237–250. ‪- Rouvinen, Petri (1999),‬ ‪Issues in R&D-Productivity Dynamics: Causality, Lags, and Dry Holes,‬ Helsinki, ‪Finland: The Research Institute of Finnish Economy.‬ ‪- Sala-i-Martin, X. (1997), ‘I Just Run Two Million Regressions’, The American Economic Review, Papers and‬ ‪Proceedings, May‬ ‪- Sala-i-Martin, X., & Subramanian, A. (2003). Addressing the natural resource curse: An illustration‬ from ‪Nigeria. NBER Working Paper, no. 9804.‬ ‪- Scherer , F. M,“R & D and Declining Productivity Growth” , The American Economic Review 2‬ (73) ‪- Papers and Proceedings of the Ninety-Fifth Annual Meeting of the American Economic Development”,‬ Applied Economics, 14(6), :603-620 ‪- Terleckyj, N., (1982)‬ ‪R&D and U.S. Industrial Productivity in the 197Os, in the Transfer and Utilization‬ of ‪Technical Knowledge.‬ ‪D. Sahal, ed., D.C. Heath,‬ Lexington. ‪- Zachariadis, Marios, (2003) “R&D, Innovation, and Technological Progress: A test of the‬ Schumpeterian ‪Framework without Scale Effects,”‬ ‪Canadian Journal of Economics,‬ ‪3 (36):‬ 566-686.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.