فرهنگ ریا

Iran Newspaper - - اجتمــــــاعــی - لیدا اصغرنیا کارشناس حقوقی

به گفته خــودش از کارآموزان قضایــی پیش از انقالب بود. هنگام طرح شــکایتش ایســتاد و با صدایی کشدار و لحنــی نالــه وار کــه بیشــتر از آنکه به لحــن یک وکیل شــباهت داشته باشد به التماس یک زن بیپناه عاجز و درمانده میمانست چنین آماده طرح شکایتش شد: «محضــر معنــون منور بازپرس محترم کــه از ارباب خرد و اصحاب نظر اســت و کیاســت و مراتــب علمش بر همه اهــل قضا و وکالت واضح و مبرهن اســت نیز مراتب عدل قاضی عادل به سمع عوام و خواص رسیده است و به فراست دریابد ســره را از ناســره و عــدل را از ظلم. حقیقــت را از دروغ. جنــاب بازپرس من مثل این جوان ها نیســتم که بــه دادگاه بیاحترامی میکنند! مثل این خانم وکیل که روبهروی شما نشسته و پایش را روی پای دیگرش و نشسته با شما سخن میگوید شــما دارای مقام برجســتهای هستید شــما بر جبین تان نقش عدالت مهر شده اســت»...بازپرس کالمــش را قطع کرد و گفت لطفاً به شــکایت تــان بپردازید .... عــرف وکالــت دفــاع نشســته را غیراخالقی ندانســته و تقبیح نمیکنــد. یک گذر اجمالی و کوتاه به تعدادی از شــعب دادگاهها بخوبی گویای این قضیه اســت که تقریباً تمام وکال به همین شکل در دادگاهها حضور و اقدام به دفاع میکنند؛ آن طور که وکیل فوق الذکراعالم میکرد شبیه به چیزی است که ما فقط در فیلمها میبینیم و بس؛ از دفاع ایستاده وکیل گرفته و صد البته تا احترام به وکال.

اصالً بر فرض عرف و نظامات وکالت این شیوه رفتاری را تقبیح میکرد آغاز سخن نمودن خانم وکیل با آن همه سخنان تملقآمیز به چه قصد و انگیزهای صــورت پذیرفــت، آیــا بیــان ارادت صادقانه بوده یا اســتفاده از کارکــرد ریا برای جلب منفعت تا در نهایت بتواند بر نظر دادگاه تأثیر دلخواه خود را بگذارد.

ایــن یکی ازمصادیقی اســت که بطــور روزمره درحرفههای مختلــف و زندگی عمومی رخ میدهد و هرکســی به نوعی با آن مواجه اســت،فرقی نمیکند وکیل باشی یا وزیر، کارگر باشی یا مهندس، پزشک باشی یا آشپز. شاغل باشی یا خانهدار. بسیاری از ما در پیله ریا و تظاهر گیر کردهایم. از ریای ایمانی تا ریای فرهنگی.گویی در الگوی رفتاری بسیاری از ما ریا به شکل یکی از لوازم زندگی و بقا بدل شده است. از ســالم و احوالپرســیهای غلیظ و متعاقباً بدگویی پشت سر مخاطبی که تا چند لحظه قبلش تا کمر مقابلش برای عرض ارادت خم شده بودیم تا ریای ایمانی که متداول ترینش است و میتواند در درجاتی منجر به کسب موقعیت و منافع مالی گردد. ریای فرهنگی نیز شاید آثار و تبعاتی مشابه در پی داشته باشد ولی اسفبارتر آن است که بعضاً حتی نتایج مادی بر آن استوار نیست ولی گویی جزو ملزومات زندگی شــده اســت. خاطرم هست کســی در مجلســی بانگ حمایت از حیوانات بــرآورده بود و همه به انســانیتش رشــک میبردند. چند روز بعــد در حالی که در پارکینــگ خانهاش با لگد گربهای را به بیرون پرت می کرد بهت و شــوک را برایم به همراه آورد؛مجال پرداختن به مصادیق مختلف نیست. مسأله این است درگیر شــدن به ریاکاری و متعاقباً چاپلوســی در جامعهای که نظام آن و سابقه تاریخی فرهنگــی آن بــر اخالقــی بودن تأکیــد دارد چه میتواند باشــد. ریــاکاری پدیدهای نوظهوروصرفاًمربوطبهجامعهمدرننیست.جامعهبشریبااینویژگیهمواره مواجه بوده اســت. ریاکاری و تملق تارهای در هم تنیده ضروری برای رســیدن به ثــروت و قدرت اســت. بعد از انقالب معیارهای ارزشــی مورد قبول ســازمانهای دولتی موجب شد افراد برای حتی گذران زندگی عمالً مجبور شوند ظاهر خود را با آن معیارها تطبیق بدهند.این شــیوه انتخــاب منجر به رواج و مقبولیت تظاهر موجب میشود که فرد متظاهر بتواند به موقعیتهای ویژه و بهتری دست پیدا کند نه الزاماً شخصی که اصلح و برتر است.

اکنون سؤال پیش رو این است چگونه میتوان در مقابل این آفت که به تعبیر قرآنیاش شرک خفی است مقابله کرد و از شدت آن کاست؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.