به پاس سالروز درگذشت عالمه طباطبایی

سنتشکن حوزه

Iran Newspaper - - اندیشه - دکترسیدمحمدمهدیجعفری پژوهشگردینی

ســــید محمدحســــین طباطبایــــی معــــروف به عالمــــه طباطبایی (زاده ۱۸۲۱ خورشــــیدی در تبریز، درگذشــــته ۴۲ آبــــان ۰۶۳۱ در قم) از آن جهت مــــورد احترام و تجلیــــل جامعه علمی است که در حوزه علمیه توانست سنتشکنی کنــــد. چراکه در زمانه او تفســــیر نه تنها ممنوع که بســــیار مکــــروه بــــود، در حالی که بســــیاری بــــا او مخالفــــت میکردند، وی تفســــیر را شــــروع کــــرد البته از شــــهید مطهری و دیگر شــــاگردان وی شــــنیدهام که امام خمینی(ره) همواره از عالمه طباطبایی برای انجام تفســــیر حمایت میکرد. به این اعتبار، حمایتهای امام خمینی(ره) در به ثمر رســــیدن «تفســــیر المیزان» عالمه طباطبایی تأثیر بســــزایی داشــــت. زیرا آن زمان جو سنگینی در حــــوزه علمیه حاکم بود به طوری که آیتاهلل طالقانی در ســــال ۸۱۳۱ برای نوشتن تفســــیر «پرتوی از قرآن» ناچار شد از حوزه علمیه قم به تهــــران عزیمت کند. البتــــه آیتاهلل طالقانی تنها به خاطر تفســــیر به تهران نیامدند، مســــائل سیاســــی و اجتماعی بســــیاری در عزیمت او دخیل بودند.

عالمــــه طباطبایــــی در جامعــــه علمی ایــــران احتــــرام واالیی دارد چون به نوعی سنتشــــکنی کرد و با وجود همــــه مخالفتهایی که در زمانهاش وجود داشت، تفسیر قرآن را به انجام رساند.

اما سنتشــــکنی عالمه تنها به حیطه «تفســــیر» محدود نمیشــــد بلکه در «فلســــفه» نیز او به نوعی سنتشــــکنی کــــرد. در آن زمان، در حوزههــــای علمیــــه «کالم» بیــــش از «فلســــفه» موضوعیت داشــــت. فلســــفه به مســــائل کلی عالــــم میپردازد امــــا کالم صرفاً به مســــائل اعتقــــادی و دینی اختصاص دارد. از این رو، کالم همیشــــه در حوزهها معمول بود اما فلســــفه معمول نبود. عالمه طباطبایی کســــی بود که فلســــفه را در حوزه علمیه جا انداخت و در این مسیر، شاگردان خوبی همچون شهید مطهری را تربیت کرد.

بعد از سنتشــــکنی او بود که بتدریج درسهای تفسیر نه تنها در قم بلکه در حوزههای علمیه دیگر مانند مشــــهد، شیراز، اصفهان ...و نیــــز معمول شــــد. عالمه طباطبایی تفسیرالمیزان را به صورت تفســــیر قرآن بــــا قرآن شــــروع کــــرد. در این زمینه از سایر علمای تفســــیر ســــرآمدتر بــــود چراکــــه میکوشــــید برای توضیحات بیشتر به خود قرآن مراجعه کند.

عالمــــه مســــائل را دســــتهبندی میکــــرد؛ یعنی، نخســــت قرآن را با قرآن، تفسیر میکرد بعد اگر آیهای به مســــائل کلی جهان یا مسألهای فلسفی اختصــــاص داشــــت، از زاویــــه «فلســــفه الهی» نه فلســــفه مادی نیــــز به آن آیــــه میپرداخــــت و در نهایت با «تفســــیر روایی» تفســــیرش را بــــه پایــــان میبــــرد. (تفســــیر روایی به معنــــای روایتهایی که دربــــاره یک آیه از معصومین نقل شده است.)

اما فارغ از تفلســــف، عالمه طباطبایی «عارف» هم بود. اینجا ذکر ایــــن نکته را ضروری میدانم که عرفان حقیقی، قرآن اســــت. عرفان یعنی داشــــتن معرفت نســــبت به خدا، همه عرفا هــــم همین ادعا را دارند؛ منتهــــی گاهی اتفاق میافتد که در این راه منحرف میشــــوند. بزرگترین عارف بــــاهلل پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) اســــت کــــه عرفانش متأثــــر از قرآن کریــــم اســــت. از این جهت، آنچــــه را که عالمه طباطبایی از عرفان به شــــکل عرفانی تفســــیر میکند، برگرفته از منابــــع قــــرآن و نهجالبالغــــه اســــت. در واقــــع هم «فلســــفه» و هم «عرفان» عالمه در تفسیرش دخیل بوده است اما نه فلسفه و عرفان وارداتی بلکه عین فلســــفه و عرفان الهی که از زبان رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است.

از دیگر نکات قابل تأمل در مورد رویکرد تفسیری عالمه طباطبایی این است که به زعم او، قرآن کریم از چنان ظرفیتی برخوردار است که موضوعات آن در هر زمانی با نیازهای روز قابل تطبیق اســــت. عالمه طباطبایــــی اصطالحــــی دارند که بین همه مفســــران و علما مشــــهور اســــت و آن، اصطالح «الســــری الجری» اســــت؛ یعنی ســــرایت دادن حکم موضوعی که در هنگام نزول آیه اتفاق افتاده است به حوادث و اتفاقاتــــی که بعداً در طول تاریخ جریان مییابد. به این معنا که آیاتی که در زمان پیامبر(ص) نازل شده است با وجود اینکه ناظر به مسائل زمان پیامبر(ص) است اما منحصر به زمان پیامبر(ص) نیست.

برخی میپرســــند که آیــــا میتوان قرائت ایشــــان از قــــرآن کریم را قرائتــــی هرمنوتیکی قلمــــداد کرد؟ معتقدم، هرمنوتیک بر دو قســــم اســــت؛ هرمنوتیک مؤلفمــــدار و هرمنوتیک متنمــــدار؛ «هرمنوتیک مؤلفمــــدار» زمانی اســــت که میخواهیــــم کتاب یا متنــــی بخوانیم و هدف این است که بدانیم مؤلف آن چی کسی است؟ چه گفته است، چه خصوصیاتی داشــــته، هدف آن چه بوده، از چه فرهنگ برخاســــته است ...و سپس در خصوص آن کتاب قضاوت کنیم.

امــــا در «هرمنوتیــــک متنمــــدار» کاری بــــه مؤلف نداریــــم و صرفاً براســــاس متنی که در مقابل ما قــــرار دارد، قضــــاوت میکنیم. از این جهت که اگر هرمنوتیــــک متنمدار را مالک قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که نظر عالمه طباطبایی در مورد تطبیق احکامی که در زمان پیامبر(ص) درباره موضوعی نازل میشد، هرمنوتیک متنمدار اســــت و او از متن قرآن اســــتفاده میکند و معتقد است که حکمی که در درون آیــــات وجود دارد، میتواند برای مســــائل امروز هم ســــاری و جاری باشد.

متأسفانه کمتر کسی از شاگردان او، این راه را ادامه دادند اما شهید مطهری که هم در فلســــفه و هم در تفســــیر شــــاگرد عالمه طباطبایی بود، تا حدی این مسیر را ادامه داد. شهید مطهری بهطور کامل قرآن را تفســــیر نکرد اما در تفســــیری که بر برخی از آیات داشــــته، به روش معلم خود اقتدا کرده اســــت. شــــهید بهشــــتی نیز تــــک آیاتی را بدین شیوه تفسیر کرده است. اما امام موسی صدر که او نیز شاگرد تفسیری عالمه طباطبایی بوده است، از استاد خود جلوتر میرود؛ یعنی عالوه بر اینکه روش عالمه طباطبایی را در تفســــیر ادامه داد بلکه در تطبیق آیات با مســــائل امروز خیلی روشــــنتر عمل کرد، چون در یک محیط غیراســــالمی بود که هم مســــلمان هم مســــیحی و هم یهودی و افراد مختلفی در آن زندگی میکردند از این جهت یک دید بســــیار بازتری نسبت به آیات و تطبیق آن با مسائل روز دارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.